گزارش یک مرگ؛ خون یک زن در خیابان
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
کلینیک زیبایی پارسیس_f موبایل
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
پارسیس - f تبلت
دکتر استرکی_1
دکتر ولدخانی_1
اپیلاسیون نانا 1
دکتر ولدخانی_3
دکتر استرکی_3
اپیلاسیون نانا 3
اپیلاسیون نانا 4
دکتر ولدخانی_4
دکتر استرکی_4
اپیلاسیون نانا 2
دکتر استرکی_2
دکتر ولدخانی_2
کلینیک زیبایی پارسیس_f
۱۰۴۹۶۶۳
۲۳ بهمن ۱۳۹۹ - ۰۷:۰۵
۶۷۹۱
فروغ جان! برخیز. تو برف را دوست داشتی. این هم برف..

روزنامه همشهری: ساعت ۴:۳۰ دقیقه بعد از ظهر دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ خودروی جیپ به شماره ۱۴۱۳ ط ۲۴ که از سمت قلهک به سمت دروس می‌رفت در چهارراه لقمان‌الدوله ادهم دروس چهارراه مرودشت با یک استیشن به شماره ۱۴۲۸ ط ۱۹ متعلق به یک مدرسه خصوصی تصادف کرد.

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

در اثر این تصادف راننده خودروی جیپ که زنی جوان بود سعی کرد، به ماشین مدرسه نخورد، اما منحرف شده و به سمت پیاده‌رو رفت و به ساختمان شماره ۲۲ اصابت کرد و از حرکت ایستاد. اما شدت تصادف آن قدر بود که زمانی که به سمت پیاده‌رو می‌رفت در ماشین باز و خانم راننده از ماشین به بیرون پرت شد و سرش به جدول کنار جوی اصابت کرد. غلامحسین کامیابی راننده استیشن به سرعت بالای‌سر راننده آمد. چهره او را جایی دیده‌بود. فردا که روزنامه‌ها نوشتند، تازه فهمید با چه‌کسی تصادف کرده است؛ «فروغ فرخزاد شاعره معروف در اثر تصادف درگذشت.»

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

اینکه آن روز سرد ابری ۲۴ بهمن‌ماه ۱۳۴۵ در چهارراه لقمان‌الدوله چه اتفاقی افتاد و چطور شد که فروغ فرخزاد، شاعر، منتقد و کارگردان و بازیگر ۳۲‌ساله با سرعت به سمت مرگ رفت، بعد از ۵۴ سال رازی نیمه‌آشکار است که کمتر کسی آن را کشف کرده است؛ رازی شبیه زندگی پرپیچ‌وخم شاعری که قواعد مرسوم شاعران زن را برهم زد و از زنانگی نوشت؛ شاعری که نه فقط «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» که پری دریایی کوچکی بود که دلش را در یک نی‌لبک چوبین می‌نواخت و نمی‌خواست مانند عروسک در میان تور باشد.شاعر زنی که مثل هیچ‌کس نبود.

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

آن روز ظهر فروغ جیپ استودیو گلستان را برداشت و به خانه مادرش در خیابان امیریه، چهارراه گمرک، کوچه خادم آزاد رفت تا هم او و هم حسین پسرخوانده‌اش را ببیند. مادرش برای او خورشت به درست کرده بود. حسین منصوری (پسرخوانده فروغ) بعد‌ها درباره تصادف آن روز گفت: «از هر زمان دیگری گرفته‌تر و خاموش‌تر به چشم می‌آمد. من هر چه منتظر شدم که مثل همیشه با مادرش شوخی کند و با صدای بلند بخندد، بی‌فایده بود. درست مثل آن روز زمستانی، گرفته و خاکستری و غمگین بود». فروغ قبل از رفتن حسین به مدرسه، به او پول داد تا برایش سیگار بخرد. او سیگاری از چهارراه گمرک خرید. فروغ پنج قران پول توجیبی به او داد و او را راهی مدرسه کرد. این آخرین دیدار او با فروغ بود.

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

فروغ بعد از رفتن حسین با مادر خداحافظی کرد و به سمت استودیو گلستان رفت. ابراهیم گلستان در گفتگو با فرزانه میلانی گفته که فروغ به استودیو آمد. او در حال آماده‌سازی فیلمی بود که مشکلی برایش پیش‌آمد؛ مشکلی که در استودیو ایران فیلم باید حل می‌شد. فروغ گفته بود که این فیلم را به آن استودیو می‌برد. ساعتی بعد مستخدم استودیو که همراهش رفته بود سراسیمه می‌آید و می‌گوید که خانم فرخزاد تصادف کرده است. تصادف خیلی سریع اتفاق افتاد. گفته می‌شود که فروغ از دور ماشین مدرسه را دیده که بچه‌ها داخل آن بودند و، چون می‌خواسته به آن ماشین نخورد این اتفاق افتاده است.

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

ابراهیم گلستان یکی از نخستین کسانی است که بالای سر او می‌رسد. فروغ بیهوش بود و از سرش خون می‌رفت. آن‌ها او را برداشته و ابتدا به بیمارستان هدایت که در ۵۰ متری محل تصادف بود می‌برند. اما بیمارستان هدایت به‌خاطر نداشتن بیمه آن‌ها را نمی‌پذیرد و آن‌ها به سرعت به سمت بیمارستان شهدای تجریش که در آن زمان رضا پهلوی نام داشت می‌روند. آنطور که گلستان گفته او در راه نمی‌توانست حرف بزند و به خرخر افتاده بود. دیگر برای هر کاری دیر شده بود. فروغ فرخزاد را به اتاق عمل می‌برند، اما چند دقیقه بعد دکتر اعلام می‌کند که تمام کرده است.

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

۲ روز بعد از تصادف، گواهی دفن او که بر اثر ضربه مغزی فوت کرده بود صادر شد و خانواده در روز ۲۶‌بهمن جنازه را از پزشک قانونی تحویل گرفته و به غسالخانه امامزاده اسماعیل قلهک بردند. در این سال‌ها روایت‌هایی وجود دارد بر این اساس که خانواده فروغ قصد داشتند او را در ابن‌بابویه دفن کنند، اما در نهایت در ظهیرالدوله دفن شد. اما ابراهیم گلستان در مصاحبه با فرزانه میلانی گفته که چنین نبود و از همان زمان مرگ فروغ این تصمیم گرفته شد؛ «فروغ که آن روز مرد من تلفن کردم به مهدی سمعی. گفتم مهدی من می‌خواهم این در ظهیرالدوله دفن بشود. مثل اینکه گفت آق‌اولی رئیس هیأت امنای ظهیرالدوله است؛ من تلفن می‌کنم به او. نیم‌ساعت بعدش هم تلفن کرد گفت بایستی برای این کار پول بدهید.»

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

در آن زمان چند سالی می‌شد که دفن در گورستان‌های داخل شهر با ممنوعیت‌هایی مواجه بود. این ممنوعیت هرچند شامل ظهیرالدوله هم می‌شد، اما در نهایت این تصمیم هیأت‌امنای انجمن اخوت بود که اجازه دفن در آن گورستان را بدهند. گلستان آنطور که خودش می‌گوید ۲۵ هزار تومان برای اجازه دفن فروغ داد.

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

تشییع‌جنازه باشکوهی برای او برگزار شد، هرچند جای ابراهیم گلستان و پرویز شاپور و کامیار پسرش و حسین منصوری پسرخوانده فروغ خالی بود، اما پیکر او با ساعتی تأخیر، آنطور که در گزارش مجله سیاه و سفید نوشته شده، روی دوش چهره‌های شناخته شده‌ای، چون صادق چوبک، جلال آل‌احمد، احمد شاملو، مهدی اخوان‌ثالث، هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، بهرام بیضایی، نجف دریابندری و احمدرضا احمدی تشییع شد؛ زیر برفی ریز و آرام و در گوری در کنار سکوی آرامگاه ملک‌الشعرای بهار و کمی آن طرف‌تر از گور حسن تقی‌زاده اور ا به خاک سپردند در حالی که صدای توران وزیری‌تبار مادرش در ظهیرالدوله پیچید: «فروغ جان! برخیز. تو برف را دوست داشتی. این هم برف...». همان‌طور که خودش پیش‌بینی کرد درون باغچه دفن شد و سبز شد. روی گورش این شعر نقش بسته است: «من از نهایت شب سخن می‌گویم به سراغ من اگر آمدی‌ای مهربان چراغی بیاور!»

عکس های مراسم خاکسپاری فروغ از یحیی دهقان‌پور

انتشار یافته: 18
در انتظار بررسی:4
Iran (Islamic Republic of)
07:59 - 1399/11/23
روی دست فروغ و سهراب نیست
Iran (Islamic Republic of)
08:00 - 1399/11/23
خواهر برادر فرخزاد واقعا هنرمند بودن
Iran (Islamic Republic of)
08:04 - 1399/11/23
فروغ جهانی و محبوبه کارگردان زن ترکیه ای سریال شاهکار عشق ممنوع و اُکیا در پست اینستاگرامش از فروغ ستایش کرده
Iran (Islamic Republic of)
08:42 - 1399/11/23
خداوند روح خودش و برادرش را قرین رحمت کند
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۴۲ - ۱۳۹۹/۱۱/۲۳
فقط دنبال ماهی گرفتنید برادرش اینجا چی میکنه؟
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۰۲:۳۱ - ۱۳۹۹/۱۱/۲۴
روحشان شاد
Iran (Islamic Republic of)
09:01 - 1399/11/23
انصاریان میناوند هم بهمن مردن چه ماه گندی شد
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۰۲:۳۱ - ۱۳۹۹/۱۱/۲۴
ماه لعنتی
Germany
09:30 - 1399/11/23
چرا آن ۴ نفر در تشییع نبودن گلستان که اولین نفر بود وحسین وکامیار ووومگه میشه
Iran (Islamic Republic of)
09:34 - 1399/11/23
این ابراهیم گلستان خیلی آدم بیمعرفتی بوده خیلی
Iran (Islamic Republic of)
10:09 - 1399/11/23
فروغ و ا.بامداد شاعرانی عصیانگر بودن و از نظر حس شاعرانگی به هم نزدیک. روانش شاد
Iran (Islamic Republic of)
11:46 - 1399/11/23
عاشق شعر هاشم بسیار عمیق و زیباست
Iran (Islamic Republic of)
13:52 - 1399/11/23
ازسایت برترین هابه خاطراین نوشتارتقدیروتشکرمی کنم .
پاسخ ها
مدیر پایگاه ممنون از همراهی شما.
Pakistan
18:45 - 1399/11/23
خدا رحمتش کنه ....
Iran (Islamic Republic of)
19:44 - 1399/11/23
هر وقت از مرگ فروغ میخوانم بغضم میگیره همش فکر میکنم هنوز خیلی دنیا بهش نیاز داشت خدا رحمتش کنه
Iran (Islamic Republic of)
21:16 - 1399/11/23
تن نیست آدمی
عدد است
کم می شود
هر روز
.. آدونیس..
Iran (Islamic Republic of)
04:55 - 1399/11/24
چقدر قشنگ بود چقدر جمع بزرگانی بوده چه دوره ای بوده هرچی میشنوی کمه
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
شیرآلات زمانی_1
سفیر بار ساقدوش_1
استخدام_1
شیرآلات زمانی_3
استخدام_3
سفیر بار ساقدوش_3
سفیر بار ساقدوش_4
شیرآلات زمانی_4
استخدام_4
شیرآلات زمانی_2
استخدام_2
سفیر بار ساقدوش_2
فنی آتل_فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
شاخه نبات_ فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
کلینیک النا_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
کلینیک فرشته_فوتر موبایل
شفا_فوترموبایل
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
آیلین_تزریق چربی موبایل
کیان برنا_فوتر موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
شاخه نبات_ فوتر
شفا_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
آیلین_تزریق چربی
فنی آتل_فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
کلینیک فرشته_فوتر
کلینیک النا_فوتر
کیان برنا_فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان
تدبیرکالا_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو
رستوران پارسیان_فوتر
دکتر عارفی - فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر
آیلین_فوتر بلفارو