پسند "یه حبه قند" مشکوک است!
۱۳۱۲۵
۱۸ آبان ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۸
۷۶۰۵ 
حمایت آشکار سینماگران از فیلم میرکریمی از کجا آب می خورد؟
بهروز افخمی که نگاه ساخت گرایانه ای دارد، صحبت از تاثیر جان فورد بزرگ بر فیلم کرد و ابراهیم حاتمی کیا نامه ای جنجالی نوشت و به قیمت تمجید از یه حبه قند، اصغر فرهادی را به باد سرزنش گرفت. حتی چهره های سرشناس دیگری مانند هوشنگ گلمکانی و آیدین آغداشلو که به لحاظ فکری قرابت چندانی به میرکریمی ندارند، ستایش های آشکاری از فیلم کردند.
اواخر بهار وقتی فیلم «مرهم» روی پرده رفت، صفحات رسانه ها پر شد از اظهارنظرهای تحسین آمیز سینماگران سرشناس درباره این ساخته علیرضا داودنژاد وحتی آگهی های مطبوعاتی فیلم هم بر مبنای این تعریف و تمجیدها طراحی شده بود. مرهم هرچند از نظر بخشی از منتقدان سینما، بازگشت داودنژاد به روزهای خوبش بود، اما در جشنواره فجر سال گذشته حتی به بخش مسابقه راه نیافت و به عنوان فیلم میهمان به نمایش درآمد. شاید به همین دلیل بود که در بدنه سینما این تصور به وجود آمد که به این فیلم جفا شده و باید هنگام اکران عمومی تلافی کرد.

البته مجموعه تمجیدهایی که در رسانه ها منتشر شد، باعث نشد مرهم در گیشه فیلم موفقی باشد. زمان نامناسب اکران و فضای تلخ و سیاه فیلم به عنوان عواملی که مانع از استقبال مخاطب عام شد، مورد توجه قرار گرفت. چند ماه پس از اکران مرهم، حالا درباره «یه حبه قند» روند مشابهی در جریان است. وجه مشترک دو فیلم، نادیده گرفته شدن در جشنوارها فجر است. البته فیلم میرکریمی به بخش مسابقه رفت و بنابه سنت سال های اخیر به عنوان یکی از پرامیدترین فیلم های جشنواره درنظر گرفته شد اما ترکیب هیات داوری جشنواره که خالی از سینماگران سرشناس بود، نه تنها با انتقاد برخی از رسانه ها مواجه شد، بلکه باعث شد میرکریمی مصاحبه تندی انجام دهد و بگوید دوست ندارد از این داوران جایزه بگیرد. کار بالا گرفت وهیات داوری جشنواره اعلام کرد به دلیل توهین میرکریمی، فیلمش را در قضاوت نمی گنجاند.



با پادرمیانی دبیر جشنواره و مقام های مافوق عاقبت داوران کوتاه آمدند، ولی بازهم یه حبه قند سهمی از جوایز نداشت. از سوی دیگر، میرکریمی به طیفی از سینمای ایران تعلق دارد که منتقد مدیریت فعلی سینماست. او زمانی مدیرعامل خانه سینما بود و به لحاظ فکری به مدیریت فعلی خانه سینما نزدیک است. بنابراین چالش میان او و جشنوراه فجر با گذشت چند ماه به رقابت میان دو بخش متضاد سینمای ایران تبیدل شد؛ سینماگران سرشناس منتقد سیاست های سینمایی در برابر مدیرانی که از هیچ تلاشی برای پایین کشیدن خانه سینما طی دو سال اخیر فروگذار نکرده اند. از این زاویه دید، یه حبه قند به میدان رقابت میان دو طیف فکری سینما تبدیل شده است. به همین دلیل است که سینماگران ناراضی از وضعیت موجود به صف شدند تا به میرکریمی و فیلمش کمک کنند؛ رخشان بنی اعتماد تیزر فیلم را ساخت و از صدای خودش استفاده کرد. مجید مجیدی آنونس سینمایی فیلم را ساخت. عباس کیارستمی طراحی پوستر فیلم را برعهده گرفت.

از سوی دیگر، بهروز افخمی که نگاه ساخت گرایانه ای دارد، صحبت از تاثیر جان فورد بزرگ بر فیلم کرد و ابراهیم حاتمی کیا نامه ای جنجالی نوشت و به قیمت تمجید از یه حبه قند، اصغر فرهادی را به باد سرزنش گرفت. حتی چهره های سرشناس دیگری مانند هوشنگ گلمکانی و آیدین آغداشلو که به لحاظ فکری قرابت چندانی به میرکرمیی ندارند، ستایش های آشکاری از فیلم کردند. اما از نگاهی دیگر، پر و بال دادن به این موج اظهارنظرها و بازتاب رسانه ای آن را می توان یک جریان سازی تبلیغاتی برای فیلم، جهت موفقیت بیشتر در گیشه فرض کرد. یه حبه قند فیلمی است که با وسواس زیاد ساخته شده و لازمه وسواس، بودجه زیاد است. این سوال مطرح است که کدام فیلمساز می تواند یک بار فیلمش را به شکل آزمایشی فیلمبرداری کند تا میزانسن هایش در بیایند؟ میرکریمی این امکان را داشته و البته که فیلمساز خوش قریحه ای هم هست. با این حال عده ای می گویند ما فیلمساز مستعد و خوب کم نداریم، اما مگر همه آنها می توانند بودجه قابل توجه نهادهای دولتی را در اختیار بگیرند و فیلم خودشان را بسازند؟

با چنین پس زمینه ای، اگر اظهارنظرهای چهره های سرشناس مدام بازتاب می یابد، به دلیل آن است که سازندگان فیلم می خواهند علاوه بر موفقیت در جبهه مخاطب خاص، گیشه را هم فتح کنند تا در آینده با دست بازتر از بودجه های نهادهای فرهنگی دولتی و نیمه دولتی استفاده کنند. نگاه سومی هم در این میان وجود دارد؛ یه حبه قند فیلمی است مثل فیلم های دیگر سینما که موافقان و مخالفانی دارد. این دو گروه استدلال های خوشان را بیان می کنند و رسانه ها هم بازتاب می دهند و حاصل برخورد این عقاید، فضایی است که به دیده شدن فیلم کمک می کند. تماشاگر هم فیلم را می بیند و دیدگاه های موافقان و مخالفان را می شنود و با یکی از دو گروه همدلی بیشتری می کند اما فارغ از برخورد دیدگاه ها، خود فیلم است که جایگاهش را تثبیت می کند. اگر یه حبه قند فیلم ماندگاری باشد، در طول زمان در یادها می ماند و فشار مخالفان از ارزش آن کم نمی کند اما اگر اثری توخالی باشد، تاریخ درباره آن قضاوت می کند و تلاش بی وقفه موافقان نمی تواند به زور برایش جایگاه خالی کند. میزان فروش فیلم هم می تواند تا حدی وضعیت فیلم را در زمان حال روشن کند. یه حبه قند به شکل نسبی در وضعیت خوبی اکران شده و در گیشه ناموفق نبوده است. اگر فیلم برای تماشاگر ایرانی جذاب باشد، راه خودش را باز می کند. اگر هم جذاب نباشد، شعار «فیلمی برای خانواده های ایرانی» نمی تواند سرنوشت آن را تغییر دهد.

هنرمندان و سینماگران بسیاری فیلم یه حبه قند را تحسین کرده اند. بسیاری آنقدر این فیلم را دوست داشته اند که حرف هایشان را مطبوعاتی کرده اند یا اینکه قلم به دست گرفته اند و نامه ای در ستایش آن نوشته اند. گاها برخی از آنها، آنقدر فیلم را بزرگ دانسته اند که جملات عجیبی در رابطه با آن بیان کرده اند. بد نیست گزیده ای از این حرف ها را بخوانید.

ابراهیم حاتمی کیا



«اگر این حبه قند نبود، یادمان می رفت کجایی هستیم و با کام تلخ در صف سفارت خرس نشان ایستاده بودیم تا از سرزمین همیشه آفتاب مان به جبر همکار تلخ مزاج، همه مهر دروغ بر پیشانی، متقاضی پناه به سرزمین همیشه ابری بگیریم. خیر ببینی برادر. تو با حبه قندی کام دود گرفته مان را شستی و به یادمان آوردی که ایرانی هستیم. نامی داریم و نشانی. ادبی داریم و آدابی که به وقت شادمانی بدانیم چه باید کنیم و به وقت عزا چه باید باشیم. متوقع نباش که با این حبه قندت قادر به شیرین  کردن کام جفامسلکان باشی. این تلخی به بلندای نسل این نهضت همچنان ادامه دار است، ولی بدان، این باران سیاه جفای غریبه های دوست نما، پایانی دارد. تو حوصله کن و مباد که شکایت به غریبه بری، تو شاگرد مکتب فردوسی و حافظی که نه کوچیدند و نه شوق ترک سرزمین به فرزندانشان دادند. این عصر وارونگی پایانی دارد برادر!»

بهروز افخمی



من از میان چهار پنج فیلمی که امسال دیده ام «مرهم» و «اینجا بدون من» را دوست داشتم اما این «یه حبه قند» پدرسوخته چیز دیگری است. نمی خواهم چیزی از داستان یا جزئیات فیلم تعریف کنم چون می ترسم برای شما لذت و حیرت تماشای فیلم لطمه بخورد. این فیلم را حتما باید در سینما ببینید. این از آن فیلم هایی نیست که روی صفحه تلویزیون یا سینمای خانگی بشود دید و فهمید. بیشتر فیلم های خوب ایرانی روی صفحه تلویزیون وقتی که کوچک و خانگی می شوند بهتر به نظر می رسند، چون آنقدر جزئیات و ریزه کاری ندارند و پرده بزرگ و سالن سینما را کفایت نمی کنند. «یه حبه قند» اما فرق دارد و تجربه دیدنش روی پرده و در میان جمعیت حق مطلب را ادا  می کند. این را هم بگویم که اگر به سفارش من به سینما رفتید در 45 دقیقه اول حوصله کنید و به من بد و بیراه نگویید. فعلا می توانم به طور خلاصه بگویم چیزی که «یه حبه قند» را تبدیل به یک فیلم بزرگ و ماندگار کرده آن است که سایه بلند پادشاه فیلمسازان خوب یعنی جان فورد بر آن افتاده است. «یه حبه قند» البته شبیه هیچ کدام از فیلم های فورد نیست و اصلا شبیه هیچ فیلم خارجی نیست. این ایرانی ترین فیلمی است که من تا حالا دیده ام اما جان فورد کبیر هم خیلی ایرانی بود. اینکه او اصلیت ایرلندی داشت و در آمریکا به دنیا آمده بود. ربطی به اصل مطلب ندارد. جان فورد روح و قریحه ایرانی داشت و اگر شما در این مورد با من اختلاف نظر دارید مطمئن باشید که من درست می گویم و شما اشتباه می کنید.

بهرام توکلی



افتخار می کنم در کشوری در حال زندگی هستم که کارگردان یه حبه قند هم در آن زندگی می کند.

هوشنگ گلمکانی



در مراسم افتتاحیه فیلم یه حبه قند که در پردیس کیان برگزار شد یکی از نکات جالب آن اظهارنظر هوشنگ گلمکانی درباره آنونس اخته شده توسط رخشان بنی اعتماد بود. در این مراسم پس از آنکه آنونس فیلم یه حبه قند (پیش از پخش فیلم یه حبه قند) به نمایش درآمد هوشنگ گلمکانی سردبیر مشهور ماهانه فیلم به روی سن دعوت شد و در سخنان کوتاهی گفت: «هیچ چیز نمی توانم بگویم به جز اینکه پس از دیدن آنونس زیبای خانم بنی اعتماد مجبور شدم که دستمال خود را دربیاورم.» ضمن اینکه هوشنگ گلمکانی در شماره اخیر ماهنامه فیلم پرونده کامل و مفصلی در رابطه با این فیلم رفته که پر از نقدهای مثبت است.

امید روحانی



میرکریمی در «یه حبه قند» انگار بخش هایی گزیده از یک رمان بلند درباره یک خانواده ایرانی در حال گسست از ارزش های در شرف فراموشی را روی یک پرده بزرگ و رنگین کشیده و به شکلی که دسوت دارد جا در جا می ایستد و تکه هایی از پرده این نقل عظیم را بریا ما روایت می کند. خیلی در بند این نیست که قصه خطی باشد و آب منطق روایی قصه آن را روایت کند. هرطور که دوست دارد قصه را تعریف می کند و ما را به سمت های مختلف می برد. تکه تکه هایی از آدم ها را از مسیر قصه ای که نمی خواهد خطی باشد و مسیر مشخصی را از نقطه الف به ب برود برای ما تعریف کند. جا در جا همانند یک قصه افسانه ای و عامیانه ایرانی تکه ای را کنار می گذارد و به سراغ تکه ای دیگر می رود.

کمال تبریزی



چقدر این روزها تنهاییم، چقدر از هم فاصله گرفته ایم، چقدر زندگی ها متفاوت شده، چقدر غم ها زیاد ولی غم دیگری خوردن کم شده، چقدر همه مراقب اعتیار فردی خود هستند و چقدر جمعیت بی اعتبار شده، چقدر جوانمردی فراموش شده و چقدر حیله و نیرنگ فراوان است، چقدر دروغ و بی اعتمادی شایع شده و سرانجام چقدر اصالت هایی که داشتیم و اکنون نداریم زیر خروارها خاک مدفون شده اند!

به گمان من اینها احساساتی است که وجود فیلمساز را فرا گرفته اند تا او را به سوی ساخت یه حبه قند هدایت کنند. فضای فیلم به شدت نوستالژیک و غیرامروزی است، کهنه و قدیمی می نماید و گذشته ای نه چندان دور اما به طرز غریبی غیرقابل دسترسی را تداعی می کند. پی به حال و هوای قصه و منویات سازنده اثر ببرد بیشتر و بیشتر روحیات خود را محکم می زند!

مجید مجیدی



من فیلم یه حبه قند را خیلی خیلی دوست دارم و این فیلم متاسفانه در جشنواره فجر مهجور ماند و کسانی که فیلم را نادیده گرفتند درحقیقت شانس خود را از دست دادند. درباره میرکرمیی صحبت کردن هم سخت است و هم آسان. آسان از این نظر که او مثل چشمه ای جاری زلال، شفاف و روان است و سخت از این نظر که میرکریمی مانند این است که بخواهیم در کویر خالی دری را پیدا کنیم.

منبع: روزنامه هفت صبح

باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir

برترین مجله اینترنتی ایران

انتشار یافته: 7
در انتظار بررسی:0
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
10:58 - 1390/08/18
هووووووووو! والا ما که رفتیم دیدیم هیچ چیز خاصی ندیدیم. بیشتر شبیه یه فیلم مستند بود که می خواست آداب و رسوم رو نشون بده. همین! فیلمنامه واقعا آبکی بود. تنها اتفاق خاص فیلم همون قسمت بود که حبه قند تو گلوی دایی گیر می کنه. خب رسم و رسوم رو می تونستن تو یه فیلنامه قوی تر هم نشون بدن. من موندم این هایی که ازش تعریف کردن از چه چیز این فیلم خوششون اومده بود.
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
11:33 - 1390/08/18
این فیلم واقعا عااالی بود
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
09:49 - 1390/08/21
شايد ما از باريدن باران فقط خيس شدن را درك كنيم اما در همان حال يك شاعر يا نويسنده زيباترين تعابير را خلق كند
بهرحال ديدن زيبائيها كار هر كسي نيست مرضيه خانم
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
10:21 - 1390/08/21
این فیلم فوق العاده است از اون دسته فیلمایی که باید یه 7-8 بار دیگه دیدش... همه ی نقش ها حرفی برای گفتن داشتن کسی تو حاشیه نبود خلاصه که عالی بود اقای میرکریمی عالی...
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
13:36 - 1390/08/21
واقعا فیلم خوبی بود بعد از یک دوره کامل که از هیچ فیلمی خوشم نمیومد واقعا لذت بردم
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
16:45 - 1390/08/21
عجب فیلمی بودست خیلی زحمت کشیدن کارگرداناش
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
21:37 - 1390/08/21
آقای میر کریمی به خاطر اعتبارش پول می گیره.کدوم فیلم میر کریمی تا حال بد بوده هر چی بودجه بگیره حقشه حلالت باد.
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج