مردان فربه فوتبال ایران!
۱۹۵۴۴۸
۲۷ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۳
۳۳۷۰۷
سرگذشت اضافه وزن در تاریخ فوتبال ایران
در تاریخ فوتبال کشورمان فوتبالیس های خارج از فرم بدنی و طبیعی گهگاه وجود داشته اند که در این میان امروز به چاق ها اشاره می کنیم. در فوتبال ما بعضی اوقات چاق ها تاثیرگذار و حاشیه ساز و هرازگاه حادثه ساز بوده اند.

مجله اینترنتی برترین ها





مجله همشهری تماشاگر - مهدی حدادپور: در تاریخ فوتبال کشورمان فوتبالیس های خارج از فرم بدنی و طبیعی گهگاه وجود داشته اند که در این میان امروز به چاق ها اشاره می کنیم. در فوتبال ما بعضی اوقات چاق ها تاثیرگذار و حاشیه ساز و هرازگاه حادثه ساز بوده اند. از آن جمله می توان به علی پروین اشاره کرد که تقریبا در 6 سال آخر دوران فوتبالش به طور همیشگی چاق بود و با اضافه وزن در این دوران به بازی می پرداخت.

ستاره طلایی با چربی های اضافه


علی پروین یک بازیکن پراستعداد بود که فوتبالش را به طور غریزی بازی می کرد و در سبک بازی او ضربات کاشته و اس های طلایی و حرکت در یک شعاع کوتاه و محدود حرکتی جایی عمده داشت. البته دوران فوتبال پروین در سال های 56 و 57 رو به پایان بود به نحوی که در بازی های پرسپولیس ابتدای سال 1356 علی پروین بارها توسط منصور امیرآصفی سرمربی وقت این تیم روی نیمکت ذخیره نشست و همین نیمکت نشینی باعث شد تا اسباب کنار رفتن امیر آصفی با شلوغ بازی های اعتراض آمیز و مداخله جویانه علی پروین فراهم شود.

مردان فربه فوتبال

پروین در این سال ها چنان پرخاشگر شده بود که حتی قلیچ که این سال آخر حضورش در فوتبال ایران را به پرسپولیس آمده بود تحت تاثیر قدرت او قرار گرفت. در تمام این سال ها پروین در تیم ملی پشت سر قلیچ وارد زمین می شد و او را که در تیم ملی و باشگاه کیان همواره بزرگ خود می دانست را عملا به پشت سر خود تبعید کرد و قلیچ همواره مسلط و قلدر هم این قدرت نمایی پروین را پذیرفت. قلیچ که بعد از حذف امیر آصفی به پیشنهاد پروین، سرمربی موقت سرخپوشان شده بود خیلی زود از پرسپولیس جداشد؛ چرا که امیر آصفی- مرد محترم پیش از فصل و احترام از کف داده این روزها- را هم همین جناب پروین در ابتدای فصل پیشنهاد داده بود.

درواقع قلیچ آبروی چندین و چندساله خود را برداشت و تعارف پروین را هم در حد دوری و  دوستی برای خود پذیرفت و رفت تا به فرجام منصورخان دچار نشود. پروین که حالا محراب شاهرخی را برای پرسپولیس پیشنهاد داده بود، در اردوی تیم ملی از حشمت مهاجرانی که بسیار قبولش داشت، شنید که بعد از جام جهانی باید خود را برای خداحافظی از تیم ملی آماده کند.

حالا او با واقعیتی بسیار تلخ مواجه شده بود و می بایست از هوش ذاتی و همیشگی خود برای بهبود اوضاع فوتبالش و کم شدن فضای انتقادات بهره می برد. او که نمی توانست جوانی را به خود برگرداند مجبور بود یا خودش را با فضای اطراف سازگار کند و یا همه پیرامون خود را به سازگاری با خودش وادارد.

مردان فربه فوتبال

تسلط دائمی او بر پرسپولیس با حذف محراب شاهرخی، افزودن 2 ستاره بزرگ به پرسپولیس و بهره برداری از حضور و قدرت آن ها، تغییر پیوسته پست فوتبالش، رفتن به دفاع آخر برای نمایش تیوان و قدرتش، بازی کردن در خط حمله برای حضور دائم در محوطه جریمه و استفاده از توان ستارگان بزرگی مثل فتح آبادی، کارگر، ناصر محمدخانی و... که برای او دائم فرصت گل می ساختند از پروین تازه چهره ای ساخت که در 36 سالگی و در سال 61 با 15 گل زده در 17 بازی قادر بود آقای گل مسابقات تهران شود.

در سال های 61 تا سال واپسین فوتبالش، 66 که از فوتبال خداحافظی کرد در 62 بازی برای سرخپوشان 35 گل زد، آن هم در حالی که در این سال ها بین 36 تا 41 سال سن داشت. پرون با آن اندام فربه گل می زد و ضربات کاشته را گل می کرد و محبوبیتی دوباره می یافت و خود را در حد پیراهن تیم ملی می یافت.

او در این سال های آخر به اندازه همه عمر فوتبالش، ضربه کاشته تمرین کرد و مدام ضربه کاشته گل می زد، آن هم به بزرگ ترین گلرهای وقتی یعنی احمد سجادی و دیگران! یادمان می آید که در سال های واپسین فوتبال یا در دوران اولیه مربیگری، پروین را به علت چاق بودن اندامش با شعارهایی چون علی اکبر عبدی شماتت می کردند.

خطای دید اهالی فوتبال

فقط پروین نبود که با چاقی دست به گریبان بود بلکه قلیچ هم با اندام چاق خود دیگران را تحت تاثیر قدرت بدنی رویایی خود قرار می داد. او در اوج قدرتش هم چاق به نظر می آمد که البته بخشی از آن مربوط به خطای دید بود. او پرعضله و تا حدی کوتاه قد بود و نوع اندامش این خطای دید را به طرفدار فوتبال منتقل می کرد. با این حال نمی توان انکار کرد که قلیچ تا حدودی چاق هم بود اما نه به اندازه ای که به نظر می رسید!

مردان فربه فوتبال

بازگشت مهاجم صدکیلویی

اما چاق شدن فوتبالیست ها بعد از پایان دوران فوتبال برخی از قدیمی ها را در حد چاق های فکاهی مطرح ساخت؛ مردانی که برخی از آن ها را زیادی به چشم می آورد. محمد دستجردی که در سال 57 فوتبال را در 25 سالگی کنار گذاشته بود و در سال 1363 زمانی که 31 ساله شده بود به درخواست بهرام میرشیبانی همبازی گذشته اش در پرسپولیس سالیان میانی دهه 50 که حالا به تیم نفت رفته و کارمند شرکت نفت و کاپیتان تیم فوتبال این باشگاه شده بود (1)، به این تیم رفت و مدتی کوتاه برای تیم نفت در کنار بیژن عزیزی، منصور رشیدی، اسرافیل عزتی، میرشیبانی، منصور فریادشیران، عبدالعلی کلانتری و... بازی کرد.

ولی زمان بازی های تهران در سال 63 سخت مستعجل بود و مسابقات این سال بعد از 6 بازی به دلایل امنیتی تعطیل شد اما خاطره بازگشت دستجردی به فوتبال در حافظه فوتبال ماند و دستجردی را که علیرغم چاقی مفرط، خوب بازی می کرد دوباره بر سر زبان ها انداخت.

مردان فربه فوتبال

دستجردی امروز هم با داشتن حدود 130 کیلو و در حالی که قد بلندی هم ندارد یکی از چاق ترین مردان فوتبال ایران است. بهزاد داداش زاده هم که بعد از فوتبال خیلی زود چاق شد و امروز در 43 سالگی با قد کمتر از 165 سانتیمتری خود بالای 100 کیلو وزن دارد هم یکی از چاق های فوتبال ما است که در آخرین بازی خود در مسابقات خیریه، دروازه بان تیم منتخب ستارگان پرسپولیس و استقلال بود.

شباهت های شاهرودی و نیکبخت


در فوتبال ما مردان زیادی هم بوده اند که در محور سینوسی عمر قهرمانی خود بسیار بالا و پایین در وزن و جرم حجمی خود داشته اند. آن ها هرگاه لاغر بوده بهتر کار کرده اند اما در فوتبال سطح بالای ما در عمر قهمرانی خود همواربه به چاق شدن و بی توجهی به تمرینات بدنسازی متهم شده اند که در این میان از رضا شاهرودی و علیرضا واحدی نیکبخت می توان حرف زد.

شاهرودی به علت بی توجهی به وضعیت بدنی خود، فوتبال را قبل از سن 32 سالگی کنار گذاشت اما نیکبخت که در 24 سالگی با رفتن به استقلال تلاشی بی حاصل برای بازگشت به اوج داشت در سال 1388 و در 29 سالگی از نقطه اوج خود خارج شد و 5 سال آخر را در تیم های صبا، استیل آذین، داماش و دوران بازگشت به استقلال و دست آخر حضور در تیم خونه به خونه کیاکلا، تلاشی بی فرجام داشت و سرانجام مهم ترین دلیل خروجش از فرم ملی همین وزن بالای او هم عنوان شد.(2)

مردان فربه فوتبال

108 کیلو آقای گل فوتسال


وحید شمسایی در فوتبال ما چهره ای ویژه داشت و عنصر مربوط به اوج گیری و شهرتش هم ویژه و خارق عادت بود. او تا 24 سالگی یک فوتبالیست تکنیکی اما متوسط بود که در فوتبال به سطح ویژه توقع خود و اطرافیان نرسیده و سرخورده و ناراحت فوتبال را در سال 1378 کنار گذاشت. تصور همه از سن پایین وحید شمسایی، مردی بالاتر از امیر شمسایی برادر بزرگ تر و قدرتمندش بود که در تیم ملی فوتسال دهه 70 که در آن زمان به فوتبال سالنی شهره بود و بازی می کرد.

اما در دورانی که فوتبال ما چهره هایی بسیار مثل علی دایی، کریم باقری، خداداد عزیزی، عابدزاده، میناوند، شاهرودی، مهدوی کیا، پاشازاده، منصوریان، استیلی، دین محمدی، حلالی، یزدانی، وحید هاشمیان و... را در اوج داشت، نرسیدن شمسایی در فوتبال برایش معادل خداحافظی و رفتن به سمت کار و کاسبی بود. شمسایی که در 24 سالگی و چند ماه بی تمرینی، 108 کیلو شده بود به توصیه پدرش نزد سید مهدی ابطحی بزرگ رفت و با 2 یا 3 جلسه تمرین بازیکن تیم باشگاهی فوتسال ابطحی شد و خیلی زود لاغر شد و مورد توجه مربی وقت فوتسال شد و به صورت بهترین بازیکن آسیا و بهترین گلزن دنیا شد اما چهره بین المللی او در فوتسال از چهره علی دایی در فوتبال تابناک تر و روشن تر بود.

مردان فربه فوتبال

شمسایی در دوران مربیگری فوتسال هم از مربیگری دایی پرتوان تر بود و امروز او با تیم متوسط خودش و در حالی که همزمان هم بازی می کرد و مربی بود قهرمانی را با تیم تاسیسات دریای تجربه کرد (3) او در آخرین کنفرانس مطبوعاتی خود و بعد از قهرمانی با تیم تاسیسات دریایی به تفصیل درباره چاقی خود در ابتدای دوران فوتسالش حرف زد؛ حرف هایی پر از طنز که برای روزنامه نگاران حاضر در مراسم جذابیتی ویژه داشت و خیلی ها برای اولین بار آن حرف ها را می شنیدند.

استعداد چاقی

برخی از اهالی فوتبال به محض پایان یافتن عمر قهرمانی دچار چاقی می شدند. این مساله نشانگر استعداد چاقی این افراد بود. علی دایی در این زمینه از همه معروف تر بود. او و البته حمید استیلی علیرغم اینکه بعد از بازنشستگی در فوتبال به طور کامل از فوتبال کناره نگرفتند به علت استعداد ژنتیکی زیادی که داشتند به سرعت چاق شدند.

مردان فربه فوتبال

این درسته از افراد آدم های ق