چرا فیلم های کمال تبریزی سانسور شد؟
۲۴۱۷۷۲
۱۴ مهر ۱۳۹۴ - ۰۸:۴۱
۴۹۰۹ 
کمال تبریزی بیشترین فیلم های چالشی و حساس پس از انقلاب را درباره موضوعات حساس عرفی، مذهبی و سیاسی کارگردانی کرده است. «لیلی با من است»، «مارمولک»، «طبقه حساس» و «خیابان های آرام» از جمله فیلم هایی هستند که در زمان اکران خود را مشکلات بسیاری رو به رو بودند و این آخری هم که تا به امروز به اکران نرسیده است.

مجله اینترنتی برترین ها





هفته نامه صدا - گلاویژ نادری: کمال تبریزی بیشترین فیلم های چالشی و حساس پس از انقلاب را درباره موضوعات حساس عرفی، مذهبی و سیاسی کارگردانی کرده است. «لیلی با من است»، «مارمولک»، «طبقه حساس» و «خیابان های آرام» از جمله فیلم هایی هستند که در زمان اکران خود مشکلات بسیاری رو به رو بودند و این آخری هم که تا به امروز به اکران نرسیده است. جالب اینجاست که با گذشت بیش از 12 سال هنوز نسخه نمایش خانگی فیلم «مارمولک» مجوز وزارت ارشاد را نگرفته و این فیلم جزء فیلم های مغضوب شده به حساب می آید.

امسال دو فیلم از تبریزی به اکران درآمد. «طعم شیرین خیال» که در نوروز اکران شد و «از رییس جمهور پاداش نگیرید» که بعد از هفت سال با جرح و تعدیل بسیار روی پرده رفت. تقریبا می توان گفت از نسخه اصلی این فیلم چیز زیادی باقی نمانده است. بسیاری از بخش های مهم و چالشی فیلم که حرف اصلی در آن زده می شود، حذف شده. تنها کاریکاتوری از یکی، دو شخصیت فیلم باقی مانده است که در نسخه اصلی از کاراکترهای مهم بودند و مطرح کردن مضامین چالشی بر عهده آنها بود.

گویا مدیران ارشاد فقط این فیلم را اکران کردند تا به هر نحوی که می توانند آن را از سر خود باز کنند. اگر نسخه اصلی اکران می شد هیچ بعید نوبد که یکی از پرفروش ترین فیلم های سال شود. اما حالا نه تماشاگر به این فیلم می خندد و نه چیزی از آن سر در می آورد. این فیلم نه دستپخت کارگردان بلکه حاصل محافظه کاری مدیرانی است که تنها براساس حدس و گمان درباره عکس العمل های مخالفان، فیلم ها را روانه پرده نقره ای سینما می کنند. تبریزی در این گفت و گو درباره همه حذفیات و بخش های سانسور شده فیلم توضیح داده است.

به آقازاده گفتم ما می خواهیم با شما شوخی کنیم

مشکلی که وجود دارد این است که ما نمی دانیم درباره چه فیلمی باید صحبت کنیم. فیلمی که الان می بینیم با نسخه اصلی فیلم تفاوت زیادی دارد. در آن فیلم شما به سراغ موضوعی چالش برانگیز رفته بودید که با زبان طنز خیلی مسائل را به چالش می کشید. اما حالا نه از آن موضوعات چالشی خبری هست نه کاراکترهای کامل و مشخصی در فیلم وجود دارند. می توان گفت کاریکاتوری از آنچه از قبل بود در این فیلم وجود دارد.

اتفاقا چند وقت پیش، پهلوی کسی بودم که این حذفیات را انجام داده بود و خودش گفت که انگار خیلی زیاده روی کردیم. من هم گفتم، مطمئن باشی خیلی زیاده روی کردی. تمام این ها به خاطر این بود که آن کسی که اینکار را انجام داده بود هم اعتقادی به این حذفیات نداشت. علت انجام این ممیزی این بود که کسانی خارج از حوزه سینما به او می گفتند این بخش ها را هم حذف کن و ببُر.

فکر می کنم اگر آن افرادی که اینقدر به این فرد فشار می آوردند کنار دست این آدم می ایستادند کمتر به او فشار می آوردند و بلاهایی که سر فیلم آمد کمتر می شد. این فرد برای اینکه خیال خودش و دیگران را راحت کند و به خاطر تردیدی که درباره عکس العمل دیگران داشت، تصمیم گرفت ممیزی بیشتری اعمال کند.

تا مادامی که این وضعیت وجود داشته باشد یعنی کسانی که در این حوزه مسوولیت ندارند کار از تذکر و نظارت بگذرانند و دستشان از آستین وزارت ارشاد بیرون بیاید ما در همین شرایط فشار و تهدید قرار خواهیم داشت و همین معضلات درباره همه فیلم ها هم به وجود خواهد آمد. مسوولان وزارت ارشاد باری نشان دادن همین نسخه هم دست و دلشان می لرزید و نگران بودند چه عکس العملی بعد از اکران فیلم به وجود خواهد آمد. این وضعیت اسفباری است که متاسفانه سینمای ایران دچار آن شده است  نمی دانم کی قرار است این مشکل برطرف شود.

فکر نمی کنید همین ممیز که به آن اشاره می کنید اگر جسارت و قدرت استدلال بیشتری داشت می توانست مخالفان را مجاب کند و به این شکل آسیب های کمتری به فیلم وارد می شد؟

قطعا همینطور بود. اما من فکر می کنم این یک مسیر بی راهه است. قرار نیست وزارت ارشاد برای هر چیز پاسخگو باشد. این نهاد باید مستقل عمل کند و فیلمسازان باید تنها به این نهاد پاسخگو باشند و با این سازمان تعامل داشته باشند. اینکه کسانی از جای دیگری که اتفاقا مشکلات زیادی هم دارد و آن ها روی این مشکلات تمرکز نمی کنند و در عوض به سراغ وزارت ارشاد می آیند، مشکل زا است. اگر ما 10 سال دیگر هم صبر می کردیم برای این آقایان فرقی نداشت که سرمایه تهیه کننده چه می شود و چطور باید جبران تمام این 10 سال که سرمایه او خوابیده، بشود.

در سینما سرمایه زیادی صرف می شود و ممیزی آن مثل کتاب نیست که یک یا دو فرد دچار ضرر شوند. ممیزی در سینما بسیار تعیین کننده است و امیدوارم به جای اینکه هر روز پسرفت کنیم و نگاهمان به سینما بسته تر شود، فضا کمی بازتر شود و فیلمسازان بتوانند کار کنند.

به آقازاده گفتم ما می خواهیم با شما شوخی کنیم

در دوره قبل هم همین اصلاحات و ممیزی ها به فیلم وارد شده بود یا اینکه مدیران قبلی وزارت ارشاد ممیزی های دیگر اعمال می کردند؟ آنها چه مشکلاتی با فیلم داشتند؟

در دوره مدیریت قبلی وزارت ارشاد ما تقریبا هیچ اصلاحیه نداشتیم و آنها می گفتند کل فیلم غیرقابل نمایش است. ما هیچ وقت وارد مذاکره جدی نشدیم که مثلا کدام صحنه ها را باید حذف کنیم.

این مخالفت ها به دلیل این بود که شما کارگردان اثر بودید یا اینکه با خود فیلم مشکل داشتند؟

فکر می کنم هر دو این ها بود؛ هم نباید از کمال تبریزی این فیلم در سینما به نمایش در می آمد و هم با خود فیلم مشکل داشتند. با این حال تصور می کنم چیزهایی که الان از فیلم باقی مانده و به نمایش درآمده از نظر مدیریت قبلی وزارت ارشاد قابل نماش نبود. بخش هایی که این دوستان حذف کردند از نظر مدیریت قبلی وزارت ارشاد قابل نمایش بود و آن ها نسبت به آن بخش ها مشکلی نداشتند. بیشتر مشکل آن ها با رییس جمهور و وزیر و هیات همراه رییس جمهور بود. بخش زیادی از انتقادی که به فیلم داشتند مربوط به وزیر و مدل لباس و نشست و برخاست او بود که خوشبختانه دوستان فعلی با این هیچ مشکلی نداشتند و حالا آنها خوشحالند که این موارد منتسب به مدیران دولت آقای روحانی می شود.

می خواهم بگویم که ما تبدیل به آدم هایی شدیم که مدام آنها را به این طرف و آن طرف پاس می دهند و یک قاعده مشخص و مدون وجود ندارد که بگوییم اشلی وجود دارد که آن را روی فیلم بگذارند و وقتی فیلم از آن اشل خارج شد، آن قسمتها را حذف کنند. دولت ها با بینش، سلیقه، سواد و فرهنگ متفاوت ممیزی های مختلف اعمال می کنند.

در جشنواره سال گذشته در هنگام نمایش فیلم کار جالبی کردید و در سالن مطبوعات همزمان با نمایش آن بخش ها ممیزی هایی را که اعمال شده بود با صدای بلند اعلام می کردید. حالا هم درباره این اصلاحیه ها که در فیلم اعمال شده توضیح دهید. چون احتمالا بسیاری از خوانندگان این مصاحبه از آنها بی خبرند و نسخه اصلی را ندیده اند.

یکی از بخش های جالب فیلم ارتباط جالبی بود که بین شخصیت اصلی داستان و روحانی کاروان وجود داشت. روحانیون کاروان علاوه بر اینکه آداب و رسوم حج را توضیح می دهند، تلفظ حمد و سوره را هم به مردم آموزش می دهند تا آن ها حمد و سوره را درست تلفظ کنند. ما با این موقعیت شوخی کردیم و موقعیتی را به وجود آوردیم که سلیم با نحوه گویش و لهجه ای که داشت باید به این تلفظ درست می رسید. علاوه بر سلیم شخصیت دیگری در این کاروان بود که زبانش می گرفت و سین را شین تلفظ می کرد.

این آدم اصلا نمی توانست اینها را تلفظ کند، این وضعیت یک تناقض بزرگ را برای روحانی کاروان به وجود می ا<رد و او نمی توانست این وضعیت را برای خود حلاجی کند. الان تنها صحنه ای که در فیلم وجود دارد، این است که فرزین صابونی در حال خواندن قرآن است و گریه می کند و روحانی کاروان در حال فکرکردن است که چه کاری می تواند برای او انجام دهد. تمام این افراد بده و بستان هایی داشتند که موقعیت های جالبی را به وجود می آورد. اما در نسخه فعلی همه این افراد ممیزی شدند.

نقشی که صابر ابر بازی می کند نقش اباذر بود که درویش مسلک است. این افراد به دلیل تندروی ها و تعصباتی که دارند، علی را جای خدا می نشانند و این اشتباه بزرگ را مرتکب می شوند. ما می خواستیم آن ها را نقد کنیم که این تعصبات می تواند چه عوارض خاصی را در حج به وجود بیاورد. افرادی که همیشه دچار این تندروی ها هستند دچار تناقض های زیادی می شوند. اولین آن این بود که با دختری آشنا می شود که اهل سنت است و نام او عایشه است که این اسم کنتراست جالبی را با نام علی به وجود می آورد.

اما مجبورم کردند که عایشه را عوض کرده و اسمش را عالیه بگذاریم. در حالی که این تناقض بین این دو ماهیت جالبی را به وجود می آورد. همین تناقض ها در ذهن ابوذر باعث به وجود آمدن سوالات زیادی می شد و سبب می شد که از این تندروی کمی صرفنظر کند. به علاوه قاسم فغانی که نوحه خوان کاروان بود یک وقت هایی نوحه هایی می خواند که با حال و هوای سلیم همخوانی زیادی داشت و او در موقعیت جالبی قرار می گرفت.

به آقازاده گفتم ما می خواهیم با شما شوخی کنیم

شما که در جریان این ممیزی ها قرار داشتید، چرا مقاومتی نکردید؟

ما خیلی زیاد مقاومت کردیم. اما به هر حال ناچار بودیم که این اصلاحات را اعمال کنیم چون اگر این کار را انجام نمی دادیم، پروانه نمایش نمی دادند. مهمتر از همه اینکه آقای رضاداد هم به این ممیزی ها اعتقادی نداشت. تنها به خاطر تردیدی که نسبت به عکس العمل دیگران داشت و برای اینکه جلوی اعتراض دیگران را بگیرد، حدس می زد که این بخش ها دچار مشکل می شود و باید آنها را حذف کنیم.

پس همه اینها در حد حدس و تصور آنها بود و هیچ عامل فشار بیرونی وجود نداشت؟

بله، آنها می ترسیدند، نقدی یا طوماری نوشته شود و یا راهپیمایی کنند و وزیر را زیر سوال ببرند.

به نظر شما این امکان وجود دارد که برای انتشار نسخه نمایش خانگی اصلاحیه های کمتری به فیلم وارد شود و با سانسور کمتری در شبکه نمایش خانگی منتشر شود؟

حتما همینطور است چون الان با نمایش این نسخه صدای کسی در نیامد و کسی هم اعتراضی نکرد. اما یادم می آید همین نسخه فعلی را هم که به توصیه وزارت ارشاد به بعضی نشان می دادیم آن ها مدام ما را از نمایش آن برحذر می کردند و می گفتند نسبت به همین هم اعتراض می کنند و وزیر را زیر سوال برده و استیضاح می کنند. اینها همه افراط و تفریط هایی است که متاسفانه وجود دارد و بهتر است بگوییم همه اینها از محافظه کاری بیش از حد ناشی می شود.

نسخه فعلی که به نمایش درآمده تماشاگر را بیش از حد به یاد «لیلی با من است» و کمی یاد «مارمولک» می اندازد. انگار شما تمام بخش های آن فیلم ها که جواب داده و بامزه بوده را گلچین کردید و در این فیلم آوردید. همه اینها هم به دلیل این است که بخش های زیادی از این فیلم حذف شده و حالا بخش های دیگر گلدرشت به نظر می آید. طرح اصلی فیلمنامه را شما پیشنهاد دادید؟

نه، آقای منوچهر محمدی تازه از سفر حج برگشته بودند که به من گفتند ماجرای عجیبی برایشان در سفر رخ داده است که می تواند برای فیلم کمدی جالب باشد. یک سفر حج به ایشان هدیه داده بودند که به جای اینکه ایشان را با کاروان معمولی بفرستند با کاروان تدارکات به این سفر فرستادند.

ایشان برای من تعریف کردند که در این سفر پوستشان کنده شد و آنقدر گونی برنج جابجا کردند که پشتشان تاول زده است. من این قصه را با رضا مقصودی درمیان گذاشتم و او هم خیلی استقبال کرد و یکی، دو جلسه هم با آقای محمدی گذاشتیم و درباره جزییات حرف زدیم و بعد من و رضا مقصودی قبل از نوشتن فیلمنامه یک سفر حج رفتیم که در آن سفر با مدیران کاروان ها صحبت کردیم و با اعضای بعثه و سازمان حج و زیارت گفت و گو کردیم.

آقای مقصودی شروع به نوشتن کرد و یک یا دو ورژن نوشت و آن را بازنویسی کرد. اما من فکر کردم چون مدل فیلم خیلی نزدیک به «لیلی با من است» شده بهتر است که یک نفر دیگر هم یک ورژن دیگر بنویسد.

با آقای رحمانیان صحبت کردیم و از او خواستیم که آن را بازنویسی کند. ایشان هم سفری کوتاه به مکه داشتند تا از نزدیک با حال و هوای آنجا آشنا شوند. آقای رحمانیان هم نسخه ای نوشتند که آن را روتوش مختصری کردیم و برای فیلمبرداری آماده شد.

به آقازاده گفتم ما می خواهیم با شما شوخی کنیم

فیلم علاوه بر اینکه ظاهری طنز و کمدی دارد اما موضوعات حساس و چالش برانگیزی را مورد نقد قرار می دهد و یک سری موضوعاتی را که پایه و اساس مشخصی ندارند مورد نقد و چالش قرار می دهد. از این نظر کارتان خیلی سخت و حساس است و هم جسارت می خواهد و هم باید اطمینانی وجود داشته باشد که این موضوعات را تا چه اندازه می توان به نقد کشید و یا با آنها شوخی کرد؟

من کاملا مطمئنم که یک سری از این سوالات را می توان مطرح کرد. یک حدیث خیلی مبنایی وجود دارد که می گوید هرچه شرع می گوید توجیه عقلانی دارد. یعنی باید عقل آن را درک کند و استدلالات عقلانی درباره آن وجود داشته باشد. ما در شرایطی زندگی می کنیم که مدام در حال تغییر است. دستورهایی که داده شده و می شود هم غیرقابل تغییر نیست. بسته به شرایط و موقعیتی که ما در آن زندگی می کنیم این نظرها می تواند تغییر کند و ما از کسی که فقیه است سوال می کنیم و او با توجه به تسلطی که به قرآن و شرع دارد، حکم می دهد. مثلا آنها که در کره ماه یا نقاط خاصی از زمین هستند که نمی توانند مثل ما روزه بگیرند و فقها با توجه به آن شرایط حکمش را استخراج می کنند.

گاهی در این عرصه کم کاری شده است و بزرگان به این فکر نکردند که ما در عصر دیگری زندگی می کنیم و سرعت زندگی و نحوه اطلاع رسانی تغییر کرده. در این شرایط ممکن است موقعیت هایی به وجود بیاید که اگر طرف مقابل شما اصرار به اجرای همان نظرها را داشته باشد، کار سخت می شود. اینها سوالاتی است که در ذهن آدم شکل می گیرد و باید دوباره درباره بعضی چیزها تجدیدنظر کرد و پاسخ مناسبی برای آنها پیدا کرد. در حج باید همه انسان ها به درک تازه ای برسند اما چنان دلهره ای در بعضی افراد از درست تلفظ نکردن کلمات به وجود می آید که این ترس ممکن است همه اعمال او را هم از بین ببرد.

در دوره ای می گفتند در سنگ زدن به شیطان باید فاصله یک مقدار مشخصی باشد و ستونی در آنجا بود که باید تعدادی سنگ را در فاصله مشخص به آن می زدیم اما حالا تخته سنگ بزرگی در آنجا قرار داده شده که معلوم نیست شیطان در کدام قسمت به حضرت ابراهیم ظاهر شده است. برای اینکه تعداد جمعیت خیلی زیاد است و به ناچار باید این کار انجاممی شد. اما در گذشته برای سنگ زدن به ستونی که به عنوان شیطان بود اینطرفی ها ندانسته به آن طرفی ها سنگ می زدند. اینها چیزهایی است که باید درست شود.

وقتی به آنها اشاره می شود درست است که موقعیت کمدی به وجود می آید اما در عین حال به مفهوم عمیقتری اشاره می شود. من می خواستم در این فیلم بگویم که اینها ظواهر است نه اینکه آنها را نبینیم اما نباید روی آنها تمرکز کنیم، بلکه باید از آنها عبور کنیم و به آن ارتباطی که باید به وجود بیاید فکر کنیم. البته مساله کسانی که روی این اعمال تاکید دارند درهمین مرحله متوقف می شود و آنها بیشتر تاکید دارند که باید مثلا نمازتان را درست بخوانید و درست تلفظ کنید.

باید همه اینها باشد اما همه اینها آدابی است که باید وجود داشته باشد. اصل مطلب حسی است که باید در کنار آن به وجود بیاید و آن یگانگی و و حدت باید مورد نظر قرار بگیرد. آدم باید از آن مقامی که برای خودش احساس می کند ،جدا شود و حس کند در پایین ترین مرحله ای است که هیچ برتری نسبت به دیگران ندارند و به مرتبه ای برسد که لیاقت مهمان شدن برای خدا را پیدا کند. اما متاسفانه عده ای که بیش از اندازه به مسائل ظاهری اهمیت می دهند به اصل موضوع توجهی نمی کنند.

در فیلم شخصیت اصلی داستان به بعضی جاها مانند غار حرا طلبیده می شود مثل اتفاقی که برای قهرمان «لیلی با من است» هم رخ می داد اما این شخصیت تفاوت زیادی با شخصیت آن فیلم دارد. او در تنگنای مالی قرار گرفته بود و به ناچار باید در این موقعیت قرار می گرفت اما این شخصیت در چنین موقعیتی قرار نداشت و با دغل بازی سعی می کرد موقعیت بهتری برای خود بدست آورد. یعنی این شخصیت مثبتی نیست و حس خوبی در تماشاگر درباره او ایجاد نمی شود. به همین دلیل، طلبیده شدن او در این موقعیت های خاص چندان باورپذیر نیست.

از نظر دغل بازی تقریبا شبیه هم هستند اما یک تفاوت با هم دارند. آن هم این است که در «لیلی با من است» قهرمان متعلق به قشر متوسط جامعه بود اما این آدم به قشر مرفه تعلق دارد. آن شخصیت براساس نیازش به آن موقعیت کشیده شد و این آدم هم براساس نیازش که نیازمند برتری جویی است در این موقعیت گیر می افتد.

ما به دنبال یک قشر از مسوولان رفتیم که از پست و مقامشان برای منافع شخصی خودشان استفاده می کنند و دائما از این پست به پست دیگر می روند. به همین دلیل است که منفی تر به نظر می رسد. اما به اعتقاد من خدا به خاطر نیت و درون آدم ها که ممکن است پاک و روشن باشد، دستشان را می گیرد.

یک کار نیک و درست می تواند عاملی باشد که خدا دست یکنفر را بگیرد. ما همه در این دنیا مانند زائری زندگی می کنیم که باید به خلق خدمت کرده و احساس برتری نسبت به دیگران نکند. حس منفی به این شخصیت درست است چون جزو مسوولان است و کار خود را درست انجام نمی دهد. اما من فکر می کنم خداوند مثل ما به بنده هایش نگاه نمی کند. وقتی چیزی را با کسی معامله می کند، فکر نمی کند او در چه موقعیتی است. برای خداوند همه می توانند در یک موقعیت باشند، خدا به آنها توجه می کند.

این آدم برخلاف همه کارهای بدی که می کند کارهای شیرین و دلنشین هم دارد و با اینکه چند زن دارد و چشم چران است، اصلاح می شود. چون همه اینها ناشی از موقعیتی است که در آن قرار دارد. وقتی آن موقعیت را از او می گیریم اصلاح می شود.

به آقازاده گفتم ما می خواهیم با شما شوخی کنیم

در آن زمان که فیلم را می ساختید چقدر مسائل پیرامون انرژی هسته ای جدی بود و درباره آنها حساسیت وجود داشت؟

مساله کاملا جدی بود و آقای آقازاده به دنبال این بود که مناقشات هسته ای را حل کند. تکه کلامی هم که ما برای وزیر نوشتیم همین بود که ما باید این مناقشات را حل کنیم. حتی ما پیش آقای آقازاده رفتیم و از او اجازه گرفتیم. گفتیم آقا ما می خواهیم با شما شوخی بکنیم. یک نفر در فیلم هست که جای شما با لهجه شما به حل مناقشات هسته ای اشاره می کند.

اما مسائل هسته ای به پررنگی الان نبود و پرداختن به این موضوع در فیلم به طور مکرر و به تصویر کشیدن وزیر امور خارجه که اتفاقا شباهت زیادی هم به آقای ظریف دارد، موقعیت جالبی را با تقارن تصادفی زمان ایجاد کرده است.

نه. به پررنگی الان نبود. اما مذاکرات صورت می گرفت. به تحریم ها نرسیده بود و در حد مذاکراتی بود که در آنها مناقشات هم وجود داشت.

این ایده که وزیر امور خارجه از خود اراده ای ندارد و مرتبا از سوی محافظانش به این سمت و آن سمت هدایت می شود، چطور شکل گرفت و از کجا به این ایده رسیدید؟

این ایده بر سر صحنه شکل گرفت. من دست به کار خطرناکی به عنوان بازیگری در این فیلم زدم و در آنجا به این رسیدم که چطور یک نفر می تواند هم کارگردانی و هم بازی کند. برایم این کار خیلی مشکل بود اما چون نقش کوتاه بود، قبول کردم که بازی کنم. اما مشکلی که وجود داشت این بود که چون در مقام کارگردان بودم، وقتی طرف مقابلم داشت بازی می کرد، ناخودآگاه حواسم به بازی کردن او بود که جمله را درست گفت یا جای ایستادن او درست بود یا نه.

در یکی از برداشت ها شروع به صحبت کردم و با اینکه از قبل با آقای سکوت هماهنگ کرده بودم، یادم رفت که به کدام طرف باید بروم و ناخودآگاه به سمت یک در رفتم و آقای سکوت کات داد. گفت چرا اینطرف رفتی؟ این اتفاق باعث شد که فکر کنم چطور این مشکل را می توان حل کرد. به محافظان گفتم که من اصلا نمی دانم کدام طرف باید بروم و شما من را هدایت کنید. بنابراین هم مشکل حل می شود و هم معنی خوبی دارد که اطرافیانم مدام مسیر من را تعیین می کنند و این ابهام هم وجود داشت که همین که این فرد موفق نمی شود برای این است که نمی گذارند مسیری که خودش می خواهد را برود و مدام به او می گویند از کدام طرف باید برود.

نشان دادن زندانی شدن عوامل فیلمبرداری به خاطر برخوردی بود که در عربستان با شما صورت گرفت و گروه فیلمبرداری را دستگیر کردند. ما که افراد پشت دوربین را می شناسیم این مسئله کاملا برای ما روشن و واضح است اما برای تماشاگری که آنها را نمی شناسد، زندانی بودن چند ایرانی در آنجا معنی و مفهومی به دنبال ندارد. چرا صحنه های زندان را به این شکل به تصویر کشیدید؟

ما درواقع وضعیت خودمان را به مخاطب گزارش می دهیم. حداقل آنهایی که مکه رفتند این وضعیت را متوجه می شوند. آنها دقیقا می دانند که حتی یک دوربین کوچک رانمی توانند به حرم ببرند. عملا هم این اتفاق برای ما افتاد و وقتی کار می کردیم، گروهی از ما را گرفتند و به زندان بردند و یک سری از صحنه ها براساس مشاهدات آنها طراحی شده است. مثلا آن صحنه ای که فرمانده زندان آب دهانش را به داخل کشو می اندازد دقیقا براساس مشاهدات اعضای گروه فیلمبرداری در زندان طراحی شده است.

به آقازاده گفتم ما می خواهیم با شما شوخی کنیم

در سکانس آخر زمانی که سلیم در گوشه ای از حرم نشسته و به کعبه نگاه می کند، نشانی از متنبه شدن در چهره او وجود ندارد. او با گیجی و منگی به همه جا نگاه می کند که تماشاگر متوجه تغییرات او نمی شود. انگار اتفاق بزرگی برای او رخ نداده است و دچار تحولی نشده. انگار او باید برای آمدن و رسیدن به اینجا سختی می کشیده اما این سختی به نتیجه ای منجر نشده است.

قرار نیست متنبه شود. او عینکش را گم می کند و در ابتدا خانه خدا را تار می بند اما درنهایت تصویر خانه خدا شفاف می شود. یعنی او با عینکی که همیشه می دیده حالا بدون آن عینک همه چیز را شفاف می بیند و به درک تازه ای می رسد. همه چیز را واضح و درست می بیند. او وزیر را می بیند که طواف می کند اما به دنبال او نمی رود.

در حالی که همیشه دنبال او بوده است. او تا جایی که ممکن است از موقعیت قبلی خود جدا می شود و حتی موهایی که روی آنها حساسیت داشته را هم می تراشد و از آن موقعیت قبلی منفک می شود و چیزی از منیّت در او باقی نمی ماند. سلیم در مرتبه ای که باید قرار می گیرد و مثل بقیه می شود. این مفهومی است که ما سعی کردیم به مخاطب منتقل کنیم که متاسفانه این مفهوم خیلی کم برای حاجیان اتفاق می افتد و این آیین بزرگ تبدیل به یک سری ظواهر شده است.

فیلم دیدن محمود همراه اسفندیار

ماجرای توقیف آثار کمال تبریزی

ماجرای فیلم دیدن محمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی حالا بدل به جزئی از تاریخ سینما شده است. چند سال پیش بود که رحیم مشایی فیلم «به رنگ ارغوان» را در دفترش دید و اعلام کرد که این ساخته ابراهیم حاتمی کیا مشکلی برای نمایش ندارد. همین جمله او بود که راهگشای فیلم شد و علاوه بر نمایش در جشنواره فیلم فجر، جوایزی هم دریافت کرد و شرایط اکران عمومی اش در عید همان سال فراهم شد. با این تجربه بود که کمال تبریزی فکر کرد شاید اگر رئیس دولت دهم و رئیس دفترش فیلم «از رئیس جمهور پاداش نگیرید» را (که آن زمان پاداش نام داشت) ببینند حتما کمکی به حل مشکلش می کنند. مشکل را خود تبریزی در گفت و گویش توضیح داده اما ظاهرا اختلافاتش با جواد شمقدری آن قدر بالا گرفته بود که گره تنها به دست رئیس دولت باز می شد. دعوایی که البته علنی نبود و به گذشته بر می گشت.

اصل دعوا چه بود؟ هنوز کسی دقیق نمی داند اما همه عکسی را به یاد می آورند که کمال تبریزی کنار مرتضی آوینی نشسته و در کنارش علاوه بر ابراهیم حاتمی کیا، جواد شمقدری و مجتبی راعی هم هستند. از آن جمع، تنها رابطه صمیمانه شمقدری و حاتمی کیا حفظ شده و باقی، با شمقدری دچار مشکل شده اند. گفتیم که خود کارگردان ها مدعی این مشکلات اند و گرنه هیچ نشانی از اختلاف نیست!

اما همین تصور باعث شد که تبریزی فیلمش را بردارد به دفتر رئیس جمهور برود: «اواخر دوره آقای احمدی نژاد، یعنی دو سه ماه مانده به رفتن ایشان، به پیشنهاد تهیه کننده گفتیم این فیلم را ببریم ایشان هم ببینند. چون تا آن زمان فقط با آقای شمقدری و تیم ایشان در ارتباط بودیم و مشکل باقی بود.

نسخه کامل فیلم بدون ممیزی را بردیم و با هم نشستیم و دیدیم. همین طور که نگاه می کرد به بعضی صحنه ها که می رسید می گفت اینجا منظورت من بودم؟ من هم گفتم بله و همه می خندیدیم و ادامه می دادیم. در چند صحنه این را گفت و در نهایت هم گفت به نظر من اشکالی ندارد. بعد به آقای شیخان گفت با آقای شمقدری تماس بگیرد بگو مجوز این را صادر کند که بعد از آن جلسه پیش آقای شیخان رفتیم و ایشان هم جلوی من و آقای کریمی با شمقدری تماس گرفت و گفت احمدی نژاد فیلم را دیده و می گوید اشکالی ندارد پروانه آن را صادر کنید؛ ما هم تشکر کردیم و آمدیم، ولی شمقدری کاری نکرد! البته این اواخر به این نتیجه رسیدم که شاید اگر همان ابتدا که با ما مخالفت کردند مستقیم پیش خود آقای احمدی نژاد یا آقای مشایی می رفتیم مشکل مان حل می شد.»

به آقازاده گفتم ما می خواهیم با شما شوخی کنیم

این ماجرا درست مثل رفتاری است که احمدی نژاد با خانه سینما کرد. روایتی که طبق آن اعضای حل اختلاف خانه سینما به دفتر رئیس دولت دعوت می شوند و در یک اتاق همه به توافقاتی می رسند. امضای همه اعضا هم پای نامه می خورد اما بعد در اجرای این قول و تعهدنامه همه به مشکل می خورند. اینها همه متعلق به زمانی است که احمدی نژاد در آستانه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، برخی مشکلات عمومی دولتش را حل می کرد.

اما این تنها مشکل تبریزی نبود، او در تمام این سال ها با انواع و اقسام ممیزی ها همراه بوده؛ چه وقتی «مارمولک» را ساخت و چه زمانی که «دوران سرکشی» را کارگردانی کرد. اما مهم ترین اتفاق این سال ها، مربوط به وقتی است که تنها چند هفته از پخش سریال «سرزمین کهن» گذشته بود؛ آن زمان اعتراضاتی در برخی استان ها به راه افتاد و عزت الله ضرغامی راسا از ادامه پخش آن جلوگیری کرد.

همه اینها در شرایطی بود که سرزمین کهن، سریالی بود در سه فاز، که فاز آخرش هنوز فیلمبرداری نشده بود. ماجرای توقیف آن سریال به خاطر اشاراتی بود که به قوم بختیاری داشت. سریال تا تغییر مدیر سازمان صداوسیما در توقیف ماند اما با تغییرات تازه در سازمان، اعلام شد که نه تنها بخش های باقی مانده سریال پخش می شود که فاز سوم فیلمبرداری آن هم به زودی آغاز می شود. ظاهرا دیدار علیرضا طالب زاده با یکی از مقامات عالی کشور در حل مشکل سریال بی تاثیر نبوده است.
مطالب مرتبط
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج