محمود پاک نیت: وارد زندگی جدیدی شدم!
۲۶۷۳۱۹
۰۵ آذر ۱۳۹۴ - ۱۴:۱۶
۸۲۲۹
محمود پاک نیت از آن بازیگرهایی است که نیازی به معرفی کارنامه اش ندارد. تماشای او در سریال های متعدد او را تبدیل به بازیگری کرده است که مخاطب با شنیدن نام و چهره اش می تواند خاطرات بسیاری را زنده کند.
هفته نامه چلچراغ - فرنوش ارس خانی: محمود پاک نیت از آن بازیگرهایی است که نیازی به معرفی کارنامه اش ندارد. تماشای او در سریال های متعدد او را تبدیل به بازیگری کرده است که مخاطب با شنیدن نام و چهره اش می تواند خاطرات بسیاری را زنده کند، برخی او را در «پدرسالار» و برخی دیگر او را در «پس از باران»، «روزی روزگاری»، «کهنه سوار»، «یوسف پیامبر» و ... به یاد می آورند.

او حالا دو سریال «نفس گرم» را از شبکه اول سیما و «شهرزاد» را در موسسه رسانه های تصویری در حال پخش دارد که در «نفس گرم» تا اینجای کار طوری نشان داده شده که علاوه بر بخشنده بودنش، قسمت مهمی از زندگی اش (شاید رابطه با زن دیگری) را از همسر اولش پنهان کرده است و در «شهرزاد» پدری است که زندگی دخترش را فدای خودخواهی و بی دست و پا بودن خودش می کند! در هر دو سریال هم نقشی را بازی کرده که اگرچه شخص اول نیست اما سرنوشت و گره های اصلی داستان را شکل می دهد.

وارد زندگی جدیدی شدم!

شما این روزها دو پروژه «نفس گرم» و «شهرزاد» را در حال پخش از تلویزیون و شبکه خانگی دارید که در دو نقش کاملا متفاوت از هم در این سریال ها بازی کرده اید. در «شهرزاد» در نقش یک پدر سرسخت و در عین حال متعصب و برونگرا ظاهر شدید اما در «نفس گرم»، تا اینجا که بازی شما را دیده ایم، نقشی درون گرا از خود ارائه دادید. چه شد که بعد از مدت ها بازی در نقش پدرهای مهربان و نصیحت گو، در دو نقش متفاوت از هم بازی کردید؟


- خیلی با برنامه ریزی نبود. کمتر بازیگری می تواند برای به دست آوردن نقش برنامه ریزی کند، پس من با آقای فتحی داشتم کار می کردم که آقای عسگرپور از من خواست تا در «نفس گرم» هم بازی کنم؛ بنابراین در این دو کار، همزمان با هم حضور پیدا کردم و باید یکسری هماهنگی هایی را انجام می دادم تا سر هر دو پروژه حضور پیدا کنم.

حضور همزمان در دو پروژه مشکلی را برای تان به وجود نمی آورد و خستگی و فشار ناشی از یک کار بر روی کار دیگرتان تاثیر نمی گذاشت؟

- نه، احساس خستگی نمی کردم چون از همان ابتدا قرارمان بود که حضورم را در این دو کار به شکلی هماهنگ کنم که دچار هیچ نوع مشکلی نشوم. با این شرط قبول کردم که برایم شب کاری نگذارند و من زمان استراحت خودم را داشته باشم و بتوانم در مورد نقش هایم فکر کنم اما خوشبختانه، دوستان کارگردان همکاری کردند و من هیچ گونه فشاری را از همزمانی این دو پروژه متحمل نشدم. به نظرم وقتی کات می دهند، بازیگر باید نقشش را فراموش کند و وارد مرحله جدیدتری بشود. برای همین وقتی از «شهرزاد» به «نفس گرم» می رفتم یا بالعکس، در هر کدام شان وارد زندگی جدیدی می شدم.

وارد زندگی جدیدی شدم!

در «نفس گرم»، مرتضی به دلیل خوابی که در کربلا دیده، تعابیر گوناگونی از زندگی اش می کند تا در نهایت برای خودش اتفاق تلخی رخ می دهد؛ دلیل نگرانی های او چه می توانست باشد؟

- مرتضی در کربلا خواب می بیند که دل و جرأت پیدا کرده تا اتفاق مهمی را که مدت ها از همسرش پنهان می کرد، به او بگوید. خوابش چیز عجیبی نیست، آن اتفاقی که از درون زجرش می دهد، مهم است. حتی قبل از تصادف چند مرتبه به همسرش زنگ می زند که راجع به این مسئله با او صحبت کند ولی تصادف کرد و موفق نشد اما در قسمت های بعد و در فلاش بک ها و سکانس های بیمارستان، این اتفاق کم کم رو می شود و ... ادامه ماجراها شکل می گیرد.

وارد زندگی جدیدی شدم!

علاوه بر مرتضی، اغلب شخصیت های «نفس گرم» پر دل و جرأت نیستند! برخلاف سریال های قبلی آقای عسگرپور مثل «جراحت» و «گل های گرمسیری» که از همان قسمت اول مخاطب با اتفاق ها و تعلیق های بسیار مواجه می شد، انتظار می رفت که این سریال هم از ضرباهنگ بالا و تعلیق های بسیاری برخوردار باشد اما تا الان که نزدیک به 15-14 قسمت از کار گذشته، چنین اتفاقی هنوز برای «نفس گرم» نیفتاده!

- این سریال، همین ریتم را می طلبید. یعنی اگر ریتمی روی آن می گذاشتند که شبیه فیلم های پلیسی و جنایی می شد، اشتباه محض بود! گره های ظریفی دارد که بیشتر به زندگی شبیه است. هر چند با یکسری فراز و نشیب و تعلیق هایی هم همراه است ولی سعی دارد مشکلات و اتفاق های یک زندگی واقعی را نشان دهد.

علاوه بر این سریال، شما در «شهرزاد» هم یکی از نقش های اصلی را بازی می کنید. شخصیت جمشید یکی از کاراکترهایی است که چالش اصلی داستان یعنی ازدواج شیرین و قباد بر اساس خواسته و تقاضای او از بزرگ آقا شکل می گیرد. جمشید با توجه به تعصباتی که دارد، چگونه راضی می شود که دخترش با یک مرد زن دار ازدواج کند؟!

- جمشید خانواده اش را دوست دارد اما تمام فکر و ذکر و امیدش، بزرگ آقا (علی نصیریان) است. چون به عقیده خودش او بوده که همیشه زندگی اش را نجات داده و حتی زندگی الانش را هم مدیون اوست. اتفاقی هم که برای شهرزاد (ترانه علیدوستی) می افتد، مسبب اصلی اش پدرش است که باعث می شود به یک ازدواج ناخواسته تن دهد. البته جمشید هم زیاد راغب نیست ولی دیانتی که بزرگ آقا نسبت به او دارد، باعث می شود که در برابر خواسته اش تسلیم شود و دخترش عروس بزرگ آقا و همسر قباد (شهاب حسینی) شود.

وارد زندگی جدیدی شدم!

شما به عنوان بازیگر، برای حضور در این اثر، مطالعات تاریخی هم داشتید؟

- این سریال یک مقطع تاریخی را روایت می کند و استنادهایی هم که در ارتباط با واقعه 28 مرداد دارد، واقعی است اما آدم های قصه واقعی نیستند؛ شخصیت هایی هستند که زاییده خلاقیت نویسنده اند. مثلا هیچ کدام از شخصیت ها مثل شهرزاد، پدرش و آقا بزرگ، در زمان 28 مرداد حضور خارجی نداشتند ولی در این قصه به آن زمان انتقال داده شده اند. البته شاید بتوان گفت که شبیه این نوع آدم ها در آن زمان هم زندگی می کردند، مثل الان.
برچسب ها:
مطالب مرتبط
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج