شخصیت شناسی: فرزند چندم خانواده هستید؟
۲۷۲۱۸
۱۴ تير ۱۳۹۱ - ۱۵:۲۲
۱۲۷۱۷۵
بزرگترین کودک خانواده در برآورده شدن خواسته های خود پافشاری و اصرار کمتری دارند؛ در حالی که کوچکترین فرزند، با اصرار خواهان به کرسی نشاندن حرف خود است. بر اساس پژوهش های انجام شده و نتایج حاصله به توضیح تفصیلی در مورد هر یک از فرزندان می پردازیم

برترین مجله اینترنتی ایران

ماهنامه کودک: اگر خانواده را به شکل زنجیره به هم پیوسته ای در نظر گیریم، برخلاف باورهای موجود، باید گفت که هر یک از حلقه های این زنجیره، متناسب با جایگاه خود، مسائل و مشکلاتی خاص خود دارد. برخی روانشناسان بر این باورند که جایگاه سنی کودک در خانواده، اهمیت و تاثیر فراوانی در زندگی وی دارد.

پژوهش های گسترده ای برای تعیین ارزش های نسبی جایگاه سنی کودکان در خانواده انجام شده است. در یک اظهارنظر کلی و کوتاه می توان گفت بزرگترین کودک خانواده در برآورده شدن خواسته های خود پافشاری و اصرار کمتری دارند؛ در حالی که کوچکترین فرزند، با اصرار خواهان به کرسی نشاندن حرف خود است. بنابراین بر اساس پژوهش های انجام شده و نتایج حاصله به توضیح تفصیلی در مورد هر یک از فرزندان می پردازیم:



نخستین فرزند

در حقوق مدنی برخی از کشورها قانونی به نام قانون اولین فرزند و یا ارشدیت وجود دارد که بر طبق آن اموال و اصولا تمام دارایی پدر به نخستین فرزند می رسد. این قانون نشاندهنده برتری است که در این کشورها برای نخستین فرزند قائل هستند اما پژوهش های انجام شده غیرمنطقی بودن این برتری را آشکار ساخته است.

بررسی ها نشان می دهند که بهره هوشی فرزندان بعدی بیشتر از فرزندان نخست است و وی در سازگاری، به دلیل جایگاه خاص خود در خانواده مشکلاتی دارد. نخستین فرزند ممکن است بیش از کودکان دیگر دستخوش نگرانی و پریشانی خاطر شود و در برابر بیماری و خطرهای احتمالی، احتیاط بیشتری از خود نشان دهد.

در آغاز نخستین فرزند با مادر خود رابطه ای بسیار گرم و صمیمی دارد اما پس از تولد دومین فرزند، از گرمی و صمیمیت این رابطه کاسته می شود. در مجموع می توان گفت نخستین فرزند خانواده وضع نامطلوب و دشواری دارد: او در سال نخست، به دلیل مهر و محبت فراوان والدین، معمولا فرمانروای مطلق خانواده است اما با تولد دومین فرزند دوره فرمانروایی او از بین می رود. به همین دلیل نخستین فرزند برای پدر و مادر مشکلاتی را به وجود می آورد. فرزند نخست ناگزیر است بار بی تجربگی و ناپختگی والدین را در شیوه پرستاری و پرورش کودک تحمل کند و محکوم به نظارت و سرپرستی شدید والدین است.

از سویی نظارت و سرپرستی شدید والدین بر نخستین فرزند او را شخصیتی محتاط و محافظه کار می سازد که به طور معمول فاقد اعتماد به نفس و خصوصیات رهبری است و به آسانی تحت تاثیر دیگران قرار می گیرد. احساس نیاز و نگرانی در فرزندان نخست بیش از دیگر فرزندان است. همچنین کودک نخستین پیوسته نگران است و از یک بدبینی کلی رنج می کشد.

علاوه بر این فرزندان اول به عنوان الگویی برای دیگر خواهر و برادرهایشان هستند و انتظار دارند تا سایر فرزندان از آنها دنباله روی کنند. آنها دوست دارند تا همیشه هدایت و رهبری دیگران را برعهده گرفته و بقیه افراد دنباله رو آنها باشند. این اعتقاد نیز وجود دارد که والدین اغلب سختگیری بیشتری بر روی اولین فرزندان از خود نشان می دهند و همواره با اضطراب و استرس بیشتری مراحل رشد آنها را پیگیری کرده و همیشه نگران آنها هستند.





فرزند دوم

دومین فرزند خانواده از تاثیرات بسیاری از نگرانی ها و نابسامانی های عاطفی پدر و مادر که با تولد فرزند اول به آنها دچار می شوند، در امان است. افزایش تجربه و پختگی والدین در پرورش کودک، موجب آن نمی شود که در نظارت و سرپرستی فرزند دوم زیاده روی نکنند، از این رو، فرزند دوم مستقل تر و بی نیازتر از فرزند نخست خواهد بود و افزون بر این، رفتار مادر با فرزند دوم، به دلیل افزایش تجربه و مهارت وی، از ثبات بیشتری برخوردار است.

دومین فرزند می کوشد تا در سال دوم زندگی خود را به پای نخستین فرزند خانواده برساند؛ اما چون معمولا قادر به رقابت با برادر و یا خواهر بزرگتر خود نیست، دچار احساس شکست و ناتوانی می شود. فرزندان دوم معمولا در آزمون های هوشی خود را پیشرفته تر نشان می دهند. همچنین فرزندان دوم معمولا گشاده روتر و شادمان تر از فرزند نخست هستند.

فرزندان دوم معمولا خصوصیات و ویژگی هایی را در خود می پرورانند که دقیقا عکس فرزند بزرگتر است. به عنوان مثال اگر فرزند ارشد حس همکاری داشته باشد و انسان خوش مشربی به شمار آید، دومی یک دردسرساز واقعی از آب درخواهد آمد.

همه زمانی که متوجه حضور او می شوند خودشان را جمع و جور کرده و حساب کار کاملا دستشان می آید! اگر اولی از نظر آکادمیک و در زمینه علمی پیشرفت کند، دومی معمولا یک رشته ورزشی یا هنری را دنبال خواهد کرد.

فرزندان دوم معمولا ساز مخالف می زنند و بیشتر تمایل دارند تا چیزی برخلاف باور و اعتقادات عمومی خانواده شان را دنبال کنند. آنها همواره در تلاش هستند تا چیز جدیدی از خود ارائه دهند.





کودکان میانه

از سومین فرزند به بعد، به استثنای آخرین کودک، را کودکان میانه می نامند. پدر و مادر معمولا به سبب توجه خاصی که به نخستین و آخرین کودک دارند، در پرورش فرزندان میانه کمی غفلت می کنند.

کودکان میانه، برخلاف نخستین کودک در پی درگیری و اثبات برتری خود بر خواهران و برادران دیگر نیستند. اینان کودکانی هستند به آسانی تلقین پذیر و به راحتی تحت تاثیر دیگران قرار می گیرند. اینگونه کودکان توانایی چندانی در تمرکز فکر و دقت بر یک مطلب خاص ندارند و از محبوبیت چندانی نیز برخوردار نیست.

 فرزندان وسطی، افرادی خانواده دوست هستند که دیگران از بودن با آنها لذت می برند. مهمترین نیاز آنها، آرام نگاه داشتن اقیانوس پرتلاطم زندگی است و شعار آنها آرامش به هر قیمتی است. اینها افرادی بسیار آرام و بی سر و صدا، شیرین و دوست داشتنی هستند و شنوندگان خوبی به شمار می روند.

مهارت زیادی در حل مشکلات دارند چون همیشه هر دو جنبه ی یک مشکل را بررسی می کنند و دوست دارند همه را خوشحال کنند. همین مسئله باعث می شود که مشاوران و میانجی گران خوبی باشند. همچنین این فرزندان نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه گری کمتری دارند، اما دوست دارند همه آنها را ستایش کرده و دوست بدارند یا حداقل با آنها احساس شادی و خوشبختی کنند.

از آنجا که سعی در راضی نگاه داشتن همه دارند، ممکن است به افرادی وابسته تبدیل شوند. نمی توانند خوب تصمیم بگیرند تا جایی که باعث رنجاندن دیگران می شوند. همچنین برای شکست و اشتباهات دیگران، خود را سرزنش می کنند.



کودکان آخر



دیرپایی حالت کودکانه در آخرین فرزندان کاملا مشهود است. اعضای خانواده معمولا با انجام دادن داوطلبانه کارهایی که آخرین فرزند خود قادر به انجام آنهاست، او را لوس بار می آورند. افزون بر این، از آنجا که به دلیل کوچکی سن، کمتر امکان آن است که وظیفه ای را برعهده او گذارند، این حالت در وی تشدید می شود.

این برخورد بردبارانه و بیش از حد تسامح آمیز، تاثیر منفی بسیاری در رفتار و شیوه برخورد وی با زندگی دارد. این کودکان خیلی زود خسته می شوند. از طرد شدن واهمه داشته و افق توجهاتشان کوتاه است. افرادی خودگرا هستند. معمولا به خاطر توقعات غیرواقعی شان از رابطه، که تصور می کنند در همه رابطه ها باید همیشه خوشی و خنده برقرار باشد، رابطه های زیادی را به فنا می دهند اما نمی دانند که عمر چنین رابطه هایی بسیار کوتاه است.



تک فرزندها

تک فرزندها خصوصیاتی شبیه فرزندان اول دارند و مداوما زیر بار انتظارات سنگین والدین هستند. تحقیقات نشان می دهد که تک فرزندان اعتماد به نفس بیشتری دارند، خوش بیان هستند و احتمالا بیش از بچه های دیگر از تخیل خود استفاده می کنند.

گرچه آنها پرتوقع نیز هستند، از انتقاد متنفرند و ممکن است غیرقابل انعطاف و کمال گرا باشند. همچنین مشکلات خاص خود را دارد. امکان دارد که یاد نگیرد که با دیگر کودکان چگونه رفتار و همکاری کند اما با بزرگسالان روابط بسیار خوبی برقرار می کند.

غالبا توسط یکی از والدین یا هر دوی آنها لوس می شوند. امکان دارد بخواهند همیشه مورد توجه باشند و در صورتی که جایگاه آنها به خطر بیفتد آن را غیرمنصفانه می دانند. بنابراین یگانه بودن فرزند یک نقص به شمار می آید و از چنین کودکانی نمی توان مانند دیگر کودکان انتظار موفقیت و پیروزی در زندگی را داشت.
انتشار یافته: 46
در انتظار بررسی:7
Iran, Islamic Republic of
22:49 - 1391/04/14
من فرزند اول هستم. اون قسمت سختي ها و بي پولي ها و نداشتن آگاهي پدر و مادر و تحت كنترل بودن فراوان كاملا درسته ، اما اونقدر ها هم كه ميگين دست و پا چلفتي نيستيما!
رهبري و مديريتمون خيلي بهتره چون به كوچيك تر ها امر و نهي كرديم و واس خودمون سالاري بوديم:)))
Iran, Islamic Republic of
11:51 - 1391/04/15
سه چهارم مطلبتون درباره ی فرزند نخست غلط بود.
پاسخ ها
120
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۴/۱۵
موافقم , منم فرزند اولم و بالعکس چیزی که نوشته, من کاملا دارای اعتماد به نفس و خصوصیات رهبریم و سعی میکنم الگوی 2 فرزند کوچک خانواده باشم.
Iran, Islamic Republic of
15:54 - 1391/04/16
من فرزند چهارمم
اصلا هم درست نبود اتفاقا من تا بحال توی عمرم از کسی تاثیر نگرفتمو بیشتر تاثیر گذاشتم.هیچوقتم وابسته نبودم توی هیچ موردی!!
Iran, Islamic Republic of
10:27 - 1391/04/17
من فرزند اولم و تمامی مواردی که به آن اشاره شد درست بود در مورد برادرانم که فرزند دوم و اخر هم هستند کاملا درست بود
ممنون
Iran, Islamic Republic of
10:36 - 1391/04/17
اتفاقاً فرزند دوم بخاطر اینکه والدین احساس می کنن برای اولی ناشی بودن و کم گذاشتن سعی می کنن کمی از فشارها رو روی دومی بزارن تا تلافی اش در بیاد. من که بچه دوم بودم و کلی جور اولی رو کشیدم و به سفارش والدینم مدام رعایت می کردم که حسودی نکنه و بازم بهترین ها مال اون بود و من از کهنه ها و از رده خارج شده های بچه قبلی استفاده می کردم. از کهنه سیسمونی اولی...آآآه
پاسخ ها
بدون نام
United States
۲۳:۴۹ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۸
کاملا موافقم
Iran, Islamic Republic of
12:25 - 1391/04/17
man farzand 1 hastam va bad az 16 sal baradaram be donya omad aslan in tor nist man say mikonam olgoye farzand dovom basham
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۳۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۷
چون فاصله سنیتون زیاده و تقریبا شما به بلوغ فکری رسیدی و خودت رو با بچه بعدی مقایسه نمیکنی.
Iran, Islamic Republic of
14:29 - 1391/04/17
برادر من که اولین بچه بود خیلی مورد حمایت پدر و مادر بود هنوز هم دوست داره باهاش همین طور رفتار کنند اما من مستقل بار اومدم چون سهم کنار گذاشته ای برام قائل نبودند
Iran, Islamic Republic of
15:11 - 1391/04/17
برو بابا من آخرین بچه یه خانواده شلوغم، همیشه همه بهم میگن تو دستوپا بزرگ شدی! هیچکس روز اول مدرسه رفتنم تحویلم نگرفت دیگه بقیه سالاش بکنار! اونقدر مامان بابام وقتی من بچه بودم کارداشتنو میخواستن اون بچه شونو عروس کنن اون یکیو بفرستن سربازی که وقت نگا کردن بهمم نداشتن! حالا با6خط که ما ته تغاریا لوسیم لوسیم کل شخصیته مارو شناختین.اصلا ته تغاری اسمش روشه، برشته شدیم تو این نظام خانواده!
Iran, Islamic Republic of
16:15 - 1391/04/17
من بچه اولم خیلیاش اشتباه بود معمولا بچه های اول باهوش ترن چون مجبورن از پس خودشون بر بیان مستقل هستن و حس رهبری بیشتری نسبت به بقیه بچه ها دارن اعتماد به نفس دارم شدیییییییید:D
پاسخ ها
fire flower
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۴/۱۷
موافقم.
Iran, Islamic Republic of
01:18 - 1391/04/18
منم بچه اولم . خیلی از چیزایی که نوشته بودین اشتباه بود اخه حس رهبری و مدیریتم نسبت به 2 تا داداشم بیشتره و همین طور باهوشتر و شیطون ترم و الگوی اون دوتام
Iran, Islamic Republic of
13:29 - 1391/04/18
نمیگم همه ی چیزایی که نوشته بودین غلط بود.ولی خیلیاشم درست نبود.من کلا از بچگی از همه ی بچه های فامیل موفق تر بودم.همیشه هم دو پا از بقیشون جلوتر بودم.هنوزم که هنوزه به پای من نرسیدن و همه ی فامیل منو الگوی بچه هاشون می کنن!
Iran, Islamic Republic of
16:03 - 1391/04/19
من فرزند دومم و بنظرم واقعا درست بود چون من توی مسابقات هوشی همیشه برنده میشم ولی داداشم نه و حسه این رو ندارم که با داداشم رقابت کنم وهمچنین داداشم یکم دردسره ولی در اخرین خطی که نوشته بودید منو داداشم برعکسیم ولی یک چهارم حرفایی که گفته بودید غلط بود
Iran, Islamic Republic of
02:13 - 1391/04/20
من دومین و آخریم،تقریبا درسته
Iran, Islamic Republic of
13:04 - 1391/05/17
man farzande avalam va az oomadan khaharam fogholade asabiyam ekhtelaf seniye ma ziade va gahi vaghta kheyli rahat behesh migam ke to ozve ezafiye in khanevade hasti!!!albate be shookhi
Iran, Islamic Republic of
11:38 - 1391/05/21
bache haye akhar moshkeldartarin adamha hastan mesle fakhte mimonan hamishe be moshkel bar mikhoran
Iran, Islamic Republic of
18:22 - 1391/10/19
من فرزند دوم هستم و کاملا درست بود
Iran, Islamic Republic of
18:35 - 1392/04/07
آخخخ امان از ناشیگری والدین در مورد فرزند اول.
Iran, Islamic Republic of
23:51 - 1392/04/12
من فرزند اولم.کاملا درسته.ممنون.
Iran, Islamic Republic of
12:16 - 1392/05/25
بچه ی سومم..از نظر ضریب هوشی به جرات می تونم بگم از همه سرتر بودم ولی از نظر توجه زیاد به اول و دوم موافقم...
Iran, Islamic Republic of
14:35 - 1392/06/27
واقعاعالي بودبه زندگي اميدوارشدم
Iran, Islamic Republic of
16:56 - 1393/09/14
در مورد فرزند دوم اون قسمتهایی که نوشته بودین اجتماعی تر و خوش رو تر از بچه های اولن درست بود ولی در مورد هوش فک نمیکنم این طوری باشه. برای مثال هوش خواهر بزرگتر من از خودم خیلی بیشتره. البته نه این که خودم باهوش نباشم ولی اون تیز هوشه. و همین مسئله هم باعث شده از بچگی همیشه من رو با اون مقایسه بکنن و من هم احساس خود کم بینی کنم.
در ضمن اون صحبتهایی که دوستمون در مورد جبران حسادت فرزندان اول نسبت به دوم
Iran, Islamic Republic of
17:52 - 1393/09/14
این مطالب شاید یه رگه ای از حقیقت توش بود اما کلا غیر علمی بود و از آنجاییکه بیشتر بچه های دوم رو راضی میکرد معلوم بود که نویسنده اش بچه دومه. در مورد بچه های اول که خیلی اشتباه بود. تازه اخلاق بچه ها به خیلی چیزای دیگم ربط داره مثلا ترتیب جنسیتی، میزان فاصله سنی، تعداد بچه ها، فرهنگ اون جامعه، مثلا اون طور که من تو فیلمای آمریکایی دیدم، آمریکایی ها کمتر از ایرانیها دوست دارن بچه آخر باشن.
Iran, Islamic Republic of
19:58 - 1393/09/19
چیه هر چی ویژگی خوبه میدین به بچه های دوم؟؟من خودم بچه آخرم هم استعداد هوشی بالایی دارم هم رابطه ام با دیگران خوبه هم خیلی بیشتر از داداش بزرگم درک میکنم و معمولا منطقی رفتار میکنم ولی واقعا خیلی احساساتی ام و اشکم دمه مشکمه ولی راست گفتید عاشق فعالیت های هنری ام.
Iran, Islamic Republic of
16:33 - 1393/10/08
من فرزندسومم و واقعا امیدوارشدم.
Iran, Islamic Republic of
03:56 - 1393/12/06
من فرزند آخرم.باید بگم کاملا راجب من درست بود ولی این زندگی نیست که می خواستم
پاسخ ها
سنا
Kazakhstan
۲۰:۵۳ - ۱۳۹۷/۰۱/۲۵
اما چرا
Afghanistan
20:47 - 1395/01/24
من فرزند اول خانواده هستم چيزهاي كه نوشتين درست بود من زياد نگران ميشم و فكر نميكنم كه مستقل بودن به من آسان باشد
Iran, Islamic Republic of
11:39 - 1395/03/01
همه این ها نسبی هست و صد در صد نیست من فرزند اولم بعضی از این ویزگی هارو دارم بعضیارو نه و پسرمم تک فرزنده و اونم همه موارد گفته شده رو نداره
Iran, Islamic Republic of
16:45 - 1397/02/22
مثلا من آخرین باید توجه بیشتری بهم بشه ولی مث ی موجود ترد شده باهام رفتار میشه این وسایل همیشه تمام مهر و محبت خانواده رو میخوان کثافتا همیشه هم یاد دارن کسب کنن اما ما ته دیگ سوخته ها فقط نگاه میکنیم شاید مادر یا پدر ی گوشه چشمی بهمون بندازن
Australia
19:34 - 1397/06/03
اصلا موافق نيستم. جنسيت كودك و محيط خيلي موثره. من فرزند آخرم ولي تك دخترم. هيچكدوم از صفاتي كه گفتن شامل حال من نميشه. هميشه مستقل بودم و هستم.
Australia
19:34 - 1397/06/03
اصلا موافق نيستم. جنسيت كودك و محيط خيلي موثره. من فرزند آخرم ولي تك دخترم. هيچكدوم از صفاتي كه گفتن شامل حال من نميشه. هميشه مستقل بودم و هستم.
Iran, Islamic Republic of
17:03 - 1397/09/10
من فرزند اخرم مطلبتون کاملا چرت بود و درست نبود
Iran, Islamic Republic of
17:22 - 1398/06/05
بنظر من فرزند اول خونواده نسبت به سایر فرزندان دلسوز تر و خونواده دوست تر هستند و همچنین تو کارهاشون مصمم ترند
Iran, Islamic Republic of
18:25 - 1398/10/13
من بچه اولم هم اجتماعی تر هم حس رهبریم بالاتره وهم ریسک پذیرم این چرت و پرت ها چیه مینویسی
Iran, Islamic Republic of
05:42 - 1398/12/24
من بچه دومم. من هوش اجتماعیم قویتره و نوآورم و خواهر بزرگم هوش حل مساله و مشاور. اصلا هم با هم نمیسازیم :)
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج