پرویز پرستویی: مردم الکی حالشان خوب است! (1)
۲۹۵۶۱۳
۱۹ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۲:۰۳
۱۰۸۶۳ 
تفاوت سلوک حرفه ای
پرویز پرستویی یک کمدین بزرگ است. در زبان فرانسه کمدین به بازیگری اطلاق می شود که بتواند در تراژدی و کمدی ظاهر شود. پرویز پرستویی بازیگر بزرگی است، به خاطر نگرش و باورهای هنری و خاستگاه بازیگری اش.
روزنامه سینما:

علیرضا خمسه: پرویز پرستویی یک کمدین بزرگ است. در زبان فرانسه کمدین به بازیگری اطلاق می شود که بتواند در تراژدی و کمدی ظاهر شود. پرویز پرستویی بازیگر بزرگی است، به خاطر نگرش و باورهای هنری و خاستگاه بازیگری اش.

پرویز پرستویی مثل بسیاری از بازیگران هم نسلش از صحنه تئاتر برخاسته است. آموزش های بازیگری او در عرصه تئاتر شکل گرفته و بسیار از تئاتر آموخته است. پرستویی با کوله باری از تجربه در صحنه تئاتر به تصویر و سینما راه یافت. باورهای هنری و حرفه ای او برمبنای آموزه هایی که در پی خلق لحظات ناب هستند و تجربه هایی هستند بی نظیر.

چنین تجربه های بی نظیری را در سینما و تلویزیون نمی توان آموخت، چرا که در این دو مدیوم، فضا و فرصت لازم برای آزمون ها و خطاهایی که به خلاقیت ناب راه می برد، نیست. در تئاتر است که بازیگر امکان دارد به لحظه های عالی خلاقیت دست یابد. آن ها را کشف و ثبت کند و پرورش دهد و عواطفی عمیق را در روحش جاری کند و محصول چنین فرایند کم نظیری را در مدیوم هایی هم چون سینما و تلویزیون ارائه دهد. پرستویی تمام ویژگی های چنین شیوه و روشی را در بازیگری دارد.

پرویز پرستویی: مردم الکی حالشان خوب است! (1)

او از نسلی است که در بازیگری ایران دیگر کم تر تکرار می شود، چرا که در نسل های بعدی بازیگری ایران، کم تر این شرایط وجود داشت، نه اینکه بحث بر سر برتری و بهتری نسل بازیگران پرویز پرستویی و نسل های پس از او باشد، بلکه بحث بر سر تفاوت سلوک حرفه ای است که به نتایج متفاوت منجر می شود و پرویز پرستویی بازیگر متفاوتی است از نسل های بازیگری بعد از خود. در نسل های بازیگری بعد از پرستویی بازی های درخشانی از بازیگران جوان دیده می شود؛ اما نکته این جاست که زمانه تغییر کرده و روند و روش بازیگری هم متفاوت شده است.

حالا در عرصه بازیگری مسائل و مناسبات اقتصادی تاثیری تعیین کننده دارند و بازیگری هم درگیر منطق و توجیه اقتصادی است برای حرفه. این نوع تلقی و رویکرد به بازیگری بیش تر برخاسته از نگاهی صنعتی است تا نگاهی هنری و زمانه امروز هم شاید خیلی این نگاه را بپسندد. همواره بازی پرویز پرستویی را دوست داشته و دارم و فرصت همکاری و همبازی بودن با او را در صحنه و جلوی دوربین مغتنم دانسته ام.

زمانی که من و پرویز پرستویی در اداره تئاتر همکار بودیم در نمایش «آتش افروزان» (نوشته ماکس فریش، به کارگردانی مهدی میامی) همبازی بودیم و در فیلم «بیست» (ساخته عبدالرضا کاهانی) دوباره فرصتی فراهم شد تا با هم کار کنیم. پرستویی در سال های حضورش در سینما در فیلم های بسیاری ظاهر شده و بازی های درخشانی ارائه داده و تلاش های او جوایز سینمایی مهمی را برایش به ارمغان آورده است. در بازی های سینمایی دو رویکرد عمده داریم؛ یکی بازی های فیگوراتیو است که برخاسته از مهارت های بدنی و بیانی بازیگر و دیگری بازی های باورپذیر یا حسی که برخاسته از تجربیات عاطفی بازیگر هستند، اتفاقا تماشاگران ایرانی هم این نوع بازی را بیش تر می پسندند چرا که فیلم های قصه گو و باورپذیر را نیز بیش تر دوست دارند.

بازی پرویز پرستویی از این نوع است و به همین دلیل بازی اش برای تماشاگران ایرانی محبوب است. در این شکل از بازیگری باور و پسند تماشاگر جایگاه ویژه ای دارد و بازیگر به جای آن که در پی به رخ کشیدن مهارت های بازیگری خود باشد با عواطف و احساسات خود تماشاگر را همراه می کند. این شیوه از بازیگری را پرویز پرستویی در حد بدترین حضور سینمایی اش «بادیگارد» (ساخته ابراهیم حاتمی کیا) هم نشان می دهد.

«بادیگارد» فیلم بسیار خوش ساختی است و لحظات سینمای درخشانی دارد و پرویز پرستویی با بازی گیرا و فوق العاده خود، تماشاگران را تحت تاثیر قرار می دهد، او در نقش محافظ فیلم «بادیگارد» تماشاگر را نه تنها به مهارت های بازیگری که با باور و زندگی یک شخصیت و نقش همراه می کند.

چنین نقش آفرینی ای از عواطف و احساسات تجربه شده پرستویی بر می آید و با چنین رویکردی تماشاگران ایرانی را همراه خود می کند. فکر می کنم سینمای ایران هم برای خروج از رکود و طلسم و شکستگی باید بیش تر به سمت قصه ها و بازی هایی باورپذیر حرکت کند.

پیتر بروک کارگردان تئاتر بزرگ انگلیسی در مورد بازیگران بزرگ هشدار می دهد که «آنان خود را به سان مزرعه ای نبینند که هر ساله نیاز به وجین علف های هرز ندارند.» یعنی هر بازیگری در این حد و اندازه درست هم چون بازیگران تازه کار نیاز به نوسازی جسم، روان و روح خود دارد. نکته ای که پرویز پرستویی به آن آگاه است.

پرویز پرستویی: مردم الکی حالشان خوب است! (1)

*گفت و گوی فریدون جیرانی با پرویز پرستویی


خیلی خوشحال هستم که بعد از مدت ها دوباره رو به روی همیم.

الو از همه این که خیلی خوشحالم که بعد از سال ها در خدمت شما هستم. البته خوشبختانه یک بار به عنوان بازیگر در خدمت تان بودم و چندین بار هم پیش آمده که در این میزانسن قرار گرفتیم و من خیلی چیزها از شما یاد گرفتم. امروز هم که قرار شد این اتفاق بیفتد، خیلی خوشحال شدم و درست است که این جلسه، جلسه پرسش و پاسخ است ولی بیش تر من نتیجه خوب خواهم گرفت.

ما امسال در «بادیگارد» با شما هستیم و این خیلی خوب است، اول از همه یک خاطره: «بادیگارد» وقتی در کمیته انتخاب دیده شد، حال همه خوب شد. با این که 80 دقیقه فیلم خیلی ها عقیده دارند که 20 دقیقه آخر فقط فیلم را به تکامل می رساند. ولی ما همگی حس خوبی داشتیم از بازی شما، از حضور شما و از کل فیلم. این پنجمین حضور شما در فیلم های حاتمی کیاست.

که البته با سریال «خاک سرخ» می شود ششمین.

پرویز پرستویی: مردم الکی حالشان خوب است! (1)

یک فاصله ای افتاد بین شما و حاتمی کیا. دلیل این فاصله چه بوده است؟

خوشبختانه هیچ وقت دلیل بدی نداشته و من هر موقع که با آقای حاتمی کیا کار کردم خیلی تجربه خوبی بوده و این حس پیشاپیش کارها بوده و کلا حسم این بوده که قرار است برویم و یک کار خوبی بکنیم و تا «به نام پدر» هم با هم آمدیم و در فیلم «دعوت» هم یک جورهایی از من دعوت شد و هم چنین در فیلم «گزارش یک جشن» که البته من آن موقع درگیر کار بودم و نتوانستم در خدمت شان باشم.

درگیر کار بودی یا این که سناریو یا نقش را دوست نداشتی؟

واقعیت این است که اصلا به خواندن سناریو نکشید. حتی من فیلم ها را ندیدم و نمی دانم فیلم ها چگونه بوده اند ولی از آن جایی که نقدها و نظرها را تعقیب می کنم، واکنش ها را شنیده ام و به نظر می آید فیلم ها آن گونه که باید ارتباط با بیننده برقرار نکرده اند. اما خودم به شخصه چون نه از قضیه سر در می آورم و نه از آن ها هستم که بخواهم بگویم فیلم نامه را بخوانیم تا ببینیم چه می شود. چون آن قدر راحت هستم که همیشه مبنا را بر این گذاشته ایم رفاقت سر جای خودش باشد. البته خیلی هم سخت است این گونه قضاوت کردن و این گونه پذیرفتن.

ولی بوده که با آقای تبریزی کار کردیم یا با آقای هنرمند یا دوستان دیگر و این را من همیشه یادگرفتم و بدون تعارف عرض می کنم که یک چیزهایی را از شما یاد گرفتیم که الان دیگر خیلی کم تر دیده می شوند. من این را صراحتا بیان می کنم که حتی دیگر نقدها را هم قبول ندارم و قضاوت ها را هم باور ندارم و احساس می کنم که الان همه چیز به هم ربط پیدا کره است. هنجارهای اجتماعی، مشکلات اقتصادی و این مشکلات روی همه چیز تاثیر گذاشته؛ روی روح و روان آدم ها و حتی روی ارتباط های شان و همیشه هم آن قدر صادق بوده ام و این را بیان کرده ام که درواقع من هیچ ادعایی در بازیگری ندارم و بر این باورم که بازیگری اصلا ادعابردار نیست در هیچ جای دنیا و به نظرم اگر من هم بگویم که در بازیگری روی دست من مادر نزائیده؛ به نظرم این را کار بعدی من مشخص می کند.

پرویز پرستویی: مردم الکی حالشان خوب است! (1)

شاید کارهای قبلی من خوب باشند ولی کار بعدی من است که خوب بودن من را مشخص می کند. کار بعدی حکم بازی مار و پله را دارد که ممکن است من را با مغز به زمین بکوبد. حتی بوده کارهایی که خودم هم متوجه شدم که درنیامده است. در مورد «دعوت» و «گزارش یک جشن» هم همین طور بوده ولی من شرایطم به گونه ای نبود که بتوانم مواجه بشوم با این موضوع که سناریو را دوست دارم یا ندارم.

پس اختلافی در کار نبوده. اوضاع و شرایط به گونه ای نبوده که با هم همکاری کنید.

من این را با خودم حجت کردم که همه آدم ها برای من قابل احترام هستند، ولی یک چیزی را با خودم تمام کردم و شاید اصلا اشتباه هم بکنم ولی گفتم بگذار من راحت نه بگویم به آقای جیرانی. اگر من یک کاری را دوست نداشته باشم و بیایم و آن را شروع کنم هم حال خودم خوش نیست و هم این که به کار شما توهین کرده ام. شاید بوده که اشتباه هم کرده باشم ولی مثلا با آقای حاتمی کیا هم بوده که کاری پیشنهاد شده و گفتم بگذارید من این کار را قبول نکنم.

مثلا در «همیشه پای یک زن در میان است» یا در «شیدا» این کار را کردم. حتی در «همیشه پای یک زن در میان است» من به آقای تبریزی گفتم این کار را دوست ندارم شما هم این فیلم را نسازید. این نظرم بوده و بعد از آن مسئله احترام ایشان بسیار برای من بیش تر شد، چون با وجود نه گفتن موضوعی پیش نیامد ولی کافی بود رفتار مشابهی داشته باشم با آدم های دیگر... حتما دخلم می آمد. ولی آقای تبریزی این گونه نبوده اند. در چمران واقعا دوست داشتم که می بودم و خیلی هم حسرت خوردم.

کدام نقش؟

خود چمران.

صحبت شده بود؟

بله صحبت شده بود و این درست در مقطع جنجال های خانه سینما و بسته شدنش و توقیف شدن «خرس» و اتفاقات بدی که می افتاد رخ داد. «من و زیبا» نشد آن طور که باید می شد، «سیزده پنجاه و نه» نشد آن که باید می شد. حتی خودمان هم دخیل شدیم ولی آن اتفاق نشد به هر حال. من احساس کردم که در این جنجالی که به وجود آمده؛ بگذارید دشنه را از رو نبندم و با خودم یک کمی کلنجار بروم. دو سال کار من این شده بود که 12 ظهر ماشین را در ولنجک پارک می کردم و پیاده تا ایستگاه پنج می رفتم و شب هم بر می گشتم.

جمعه ها هم می رفتم تا قله و بعد از این دو سال وقتی که حکم آمد چون خانه سینما بسته شده به خاطر زلزله ای که در آذربایجان آمده بود بیایید جلوی سینما آزادی بنشینید و پول جمع کنید؛ برای اولین بار در جمع سینماگران ظاهر شدم. حتی وقتی یک سری از دوستان، من را دیدند دچار سوءتفاهم شده بودند.

پرویز پرستویی: مردم الکی حالشان خوب است! (1)

چرا در چمران بازی نکردی؟ آن هم به خاطر شرایط و این جور چیزها بود؟

نه. من قبلا صراحتا هم گفته بودم که من مشکلم با تهیه کننده اش بود و فقط او باعث شد.

یعنی نشستید و صحبت کردید؟

نه لازم به صحبت کردن نبود. چون هم دوستان ایشان را می شناختند، هم آقای حاتمی کیا و هم آقای تبریزی. اصلا تهیه کننده فیلم «آژانس شیشه ای» و «روبان قرمز» هم بودند. من وقتی دیدم که ایشان رفت و برگشتشان به زندان است؛ چون یک اتفاقاتی هم برای خودم افتاده بود و من هم فکر می کردم که نمی توانیم در یک