زمان احمدی نژاد به کتاب آیت الله هاشمی مجوز ندادند
۳۴۶۳۶۳
۲۶ دی ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۴
۸۱۷۳ 
دست نوشته های سیاستمداری که حالا دیگر کسی نمی تواند منکر شود از تاثیرگذارترین چهره های یک قرن اخیر است. در ایران که همیشه بر قله سیاست جای ثابتی داشته و در هر اتفاقی که افتاده نقش پررنگ اش حاضر است و بالطبع در جهان هم.
برترین ها: به مناسبت هفتمین روز از درگذشت آیت الله هاشمی، مصاحبه روزنامه تماشاگران امروز با عماد هاشمی فرزند محسن هاشمی پیرامون انتشار کتاب های آیت الله هاشمی را بازنشر کرده ایم که در ادامه می خوانید:
 
انتشار خاطرات آیت الله در سال های اخیر مدام جنجال ساز بوده. چه آنجا که خودش به مناسبت صلاح می دیده کمی لای صندوقچه اسرار را باز کند و از ناگفته های چند دهه بحرانی چیزی بگوید، چه انتشار کتاب های خاطرات اش که به شکلی باورنکردنی هر روز و هر روز بر کاغذ آمده اند تا حالا پس از ربع قرن که سال به سال کتاب می شوند، سندی باشند بر مهم ترین اتفاقاتی که بر کشور گذاشته است.

دست نوشته های سیاستمداری که حالا دیگر کسی نمی تواند منکر شود از تاثیرگذارترین چهره های یک قرن اخیر است. در ایران که همیشه بر قله سیاست جای ثابتی داشته و در هر اتفاقی که افتاده نقش پررنگ اش حاضر است و بالطبع در جهان هم.

با همه اینها بسیاری بر این گمان اند که او همچنان صندوق ناگشوده رازهاست.  رازهایی که باید سال ها بگذرند و خاک بخورند و از جلا بیفتند تا بشود به تماشای شان گذاشت. یا حتی رازهایی که ممکن است برای همیشه در سینه او بمانند.
 
هاشمی با اینکه در چهار دهه اخیر همیشه در ویترین اخبار و در صدر داغ ترین رویدادها بوده، اما آنچه در سرش می گذرد و حتی زندگی خانوادگی اش، بخشی جذاب و برملا نشده از تاریخ ما محسوب می شود.

زمان احمدی نژاد مجوز انتشار کتاب آیت الله هاشمی را ندادند

عطشی عمومی که حتی انتشار سالانه خاطراتش هم نتوانسته سیراب شان کند. شایعاتی که او را چون مهی در بر گرفته و هم بر جلال و هم بر سنگینی و رازناکی وجودش دامن می زنند برای اینکه درباره کتاب های خاطرات و نوشتن و دیگر عادات سیاستمدار بدانیم، سراغ نوه معتمدی رفتیم که این سال ها در دفتر نشر معارف انقلاب خلوتی دارد و به جمع کردن اسناد و یادگاری های زندگی «حاج آقا» اهتمام می کند.

«حاج آقا» هم عنوانی است که عماد هاشمی برای صحبت کردن درباره آیت الله استفاده می کند و در متن مصاحبه زیاد تکرار شده است. عماد متولد 1363 و فرزند محسن هاشمی است و مهندس خوانده. او در همین مصاحبه نشان می دهد چه تسلطی بر کارش دارد و چطور همه حساسیت ها را مدنظر قرار می دهد تا خدشه ای به ساحت خانواده و احترام شخصیت های سیاسی وارد نشود. خصیصه ای که از نوه هاشمی بزرگ جای شگفتی ندارد.

با عماد تفاهم می کنیم که گفت و گو پیرامون انتشار کتاب های آقای هاشمی باشد و وارد دیگر مسائل نشویم. اگر هم در حین بحث حرف هایی در حاشیه و درباره افراد خانواده زده می شود، مهندس عماد در بازبینی نهایی آنها را دوباره ویرایش می کند. حاصل کار هم گپی است که قرار است خواندن باشد و یکی از بی شمار زوایای جالب شخصیت هاشمی را روایت کند. با هم نگاه می کنیم به این بخش از زندگی «حاج آقا».

در رابطه با خاطرات و روند کلی آماده سازی آن توضیح دهید؟

من یک توضیح کلی بدهم. حاج آقا از ابتدای سال 60 خاطرات روزانه شان را هر روز در یک برگه مخصوص همان روز در تقویم یادداشت می کنند. بعضی روزها که مطالب زیاد است، در صفحه جمعه نزدیکش می نویسند، چون جمعه ها مطلب کمتر است. حدودا روزی نیم ساعت زمان برای این کار می گذارند و همچنان هم می نویسند.

یعنی الان باید 35 سررسید پر شده باشد.

بله. الان سررسید سی و ششم دست شان است. چنین چیزی حتی می شود در گینس ثبت شود چون در دنیا سابقه ندارد.

یعنی در میان سیاستمدارها.

بله در میان چهره ها سابقه ندارد. حاج آقا اساسا هر فعالیت روزانه شان را یادداشت می کنند. جلسات بازدید و... را یادداشت می کنند. بحث های جلسات هم بسته به نوع جلسه اگر محرمانه باشد کمتر و اگر غیرمحرمانه باشد بیشتر یادداشت می کنند. مسائل خانوادگی هم در یادداشت های شان هست.

اینها خیلی بیشتر از یک صفحه می خواهد.

ایشان بیشتر فشرده می نویسند و خیلی، مسائل را باز نمی کنند.

بخشی از این خاطرات را که ما می خوانیم، ولی به نظر می رسد بخشی از خاطرات هم هست که به دلایلی ایشان تمایل ندارند منتشر شود.

مسائل محرمانه ای هست که باید حذف شوند ولی خیلی به ندرت پیش می آید چیزی حذف شود. دلیلش هم این است که ما با یک فاصله بیست و چند ساله خاطرات را منتشر می کنیم، بنابراین در این زمان طولانی مسائل محرمانه خاطرات، اهمیت خود را از دست داده اند ولی هنوز هم نگفتنی هایی هست.

بعضی اوقات ایشان آنها را جدا مطرح می کنند یا جایی بازگو می کنند.

نه. این طور نیست. البته گاهی مسائلی در خاطرات بوده که حذف شده باشد وی ایشان بعد آنها را بازگو کرده اند اما تاکید می کنم، به ندرت این اتفاق افتاد.

گفتید ایشان از سال 1360 تصمیم به نوشتن خاطرات گرفته اند. از خود ایشان پرسیده اید چرا از این زمان شروع به نوشتن کرده اند چون قبل از آن هم ماجراهای زیادی داشته اند.

بله. ایشان می گویند به یک جایی رسیدم که دیدم از جنبه تاریخی اهمیت دارد که من اینها را هم برای خودم داشته باشم که هر وقت خواستم بتوانم به آنها رجوع کنم و هم برای تاریخ ماندگار شود. خب ایشان برای انقلاب یک نقطه عطفی بوده اند و همه مسائل به نوعی به ایشان ختم می شده و ایشان درگیر تمام ماجراها بوده اند. ایشان سرپرست وزارت کشور بودند و بعد هم در انتخابات مجلس شرکت کردند و در مجلس هم رییس شدند. بعد با حکم امام (ره) مسوول ستاد جنگ می شوند.

روند آماده سازی کتاب ها چگونه است و کتاب آخر را چه کسی آماده کرده است؟

این کتاب آخر را همسر من کار کرد. خاطرات را باید ماه به ماه آماده کنند پاورقی و ویراستاری هم دارد. عکس هم دارد. بعد درباره انتشار نکاتی که ممکن است محرمانه باشد حاج آقا نظر می دهند. گاهی اگر آبروی فردی در خطر باشد با آن شخص هم مشورت می شود. به ندرت به آن بحثی می رسیم که جمله ای بخواهد حذف شود و... در این رفت و برگشت ها باید فردی باشد که در خانه به ایشان دسترسی داشته باشد.

تمام عکس ها را هم داریم. هرجا ایشان رفته عکاس بوده. عکس هایش را داریم و گاهی آنها را بین متن منتشر می کنیم. یک سری مسائل هم در این انتشار خاطرات هست که از نظر حرفه ای ردشده؛ مثلا می گویند پاورقی دیگر نباید در همان صفحه بیاید، ولی ما می آوریم چون موضوع خاص است و مجبوریم پاورقی را در همان صفحه بیاوریم به دلیل اینکه خواننده جوان داریم.

همین طور در مورد چاپ عکس می گویند، کتاب باید مجموعه عکس باشد یا اگر عکس ها کم است در آخر هر فصل یا آخر کتاب منتشر شود، ولی ما برای اینکه خواننده سریع بگیرد که فلان بازدید چه وسعتی داشته و چطور بوده، عکس را در همان وسط متن می آوریم. آخر کتاب هم توضیحات زیادی داریم. بستگی به سالی که به آن پرداخته ایم ممکن است توضیحات بیشتر هم بشود.

زمان احمدی نژاد مجوز انتشار کتاب آیت الله هاشمی را ندادند
عماد هاشمی رفسنجانی فرد سمت راست

چک کردن مطالب کتاب با حاج آقا یک بخش قضیه است و بخش دیگر هم احتمالا این است که چون در سمت های مختلف، ایشان مراوده زیادی با رهبری داشته اند، برای انتشار مطالب باید با دفتر ایشان هم مشورت کنند.

وقتی کتاب آماده می شود حاج آقا یک نسخه را قبل از چاپ برای رهبری می برند و ما با جای دیگری مشورتی نداریم. البته تا قبل از سال 68 را حتما با موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) چک می کردیم ولی الان دیگر این کار را نمی کنیم.

هیچ وقت شده برای نکته ای توصیه کنند که تغییر در کتاب داشته باشید؟

نه. تا حالا هیچ تغییری نداشته ایم.

یعنی از طرف دفتر رهبری هیچ نکته ای تذکر داده نشده.

مطلقا. هیچ وقت...

که یعنی خود حاج آقا حواس شان به همه نکات هست؟

بله. اعتماد متقابل است. در این خاطرات جاهایی هست که ممکن است اختلاف نظر در آنها وجود داشته باشد، ولی بحثی تا به حال برای ما مطرح نشده.

یعنی از نظر سندیت آنقدر محکم و قابل اعتماد بوده که...

مبنی بر تایید چیزی نگرفته ایم ولی تکذیب یا توصیه ای هم نبوده.

در ارشاد چطور؟

مشکل نداشته ایم.

در دوره قبلی چطور؟

مشکل داشتیم. برای چاپ کتاب خاطرات سال 59 ارشاد به ما مجوز ندادند. یعنی دقیقا در سال آخر ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد. نمایشگاه کتاب قبل از انتخابات سال 92 بود، به ما اجازه انتشار و پخش کتاب در نمایشگاه را ندادند. چون فضا انتخاباتی بود خبرش رسانه ای نشد اما بعد از اینکه انتخابات برگزار شد و هنوز دولت جایگزین نشده بود مجوز کتاب آمد.

فقط می خواستند به نمایشگاه نرسد.

فکر می کنم فضای تغییر را دیدند و مجوز را صادر کردند.

به چه دلیل مجوز نمی دادند؟

هیچی. چیزی نمی گفتند و اصلاحیه ای هم ندادند، فقط مجوز نمی دادند.

با چاپ کلیتش مشکل داشتند؟

نمی خواستند چاپ شود. یعنی دقیقا جمعه که انتخابات برگزار شد، یک شنبه یا دوشنبه صبح با ما تماس گرفتند که مجوز حاضر است بیایید بگیرید. یعنی زمانی که همان آقایان سر کار بودند. مجوز هم به تاریخ قبل از انتخابات صادر شده بود.

وقتی گفتند مجوز نمی دهند با جایی رایزنی نکردید؟

چرا رایزنی داشتیم ولی نتیجه این نگرفتیم.

برای چاپ جلدهای قبل از آن مشکلی نداشتید؟

نه. همه بدون مشکل چاپ شدند.

بعضی مطالب در کتاب ها داخل کروشه آمده. شاید به خاطر اینکه مثلا آن زمان که می نوشتند فردی بوده که اهمیت نداشته بعدا به یک مقامی رسیده و حاج آقا ترجیح داده اند که اسمش اضافه شود؟

هرچه در متن نبوده و بعدا اضافه شده در کروشه آمده. حتی اگر اسم شخصی بوده ما «آیت ا...» را هم در کروشه گذاشته ایم. یعنی اگر کروشه ها را بردارید همان متنی را می بینید که در سررسید نوشته شده. سبک نوشتن حاج آقا کاملا مشخص است.

پیش نیامده که خود ایشان چیزی اضافه کنند؟

اگر خودشان هم بخواهند چیزی اضافه کنند در کروشه می آید، که تا به حال این مورد را هم نداشته ایم. هر توضیحی که بخواهند بیاورند در مقدمه می آورند. مقدمه ها را خودشان می نویسند و ما تصمیم داریم تمام مقدمه ها را هم به صورت یک کتاب منتشر کنیم. یعنی یک تحلیل از نگاه امروز درباره سال های قبل است و چون ممکن است مقدمه کمتر خوانده شود می خواهیم اینها را به صورت کتاب چاپ کنیم.

زمان احمدی نژاد مجوز انتشار کتاب آیت الله هاشمی را ندادند

معروف ترین بخش خاطرات ایشان، خاطرات جنگ و ماجرای مک فارلین است.

تا الان بله. بحث مک فارلین در یک کتاب مجزا هم چاپ شده است. چون در سال 65 که این اتفاق افتاده آنقدر ماجرا محرمانه بوده که حاج آقا خیلی به آن ورود نکرده اند. در نوشته های روزانه و بعد در کتاب حالت گنگ داشت و با پاورقی هم خواننده نمی توانست آن را درست بفهمد. ما در این باره یک کتاب مجزا به نام ماجرای مک فارلین داریم. چون این قضیه در ایران به اسم مک فارلین مطرح است و در آمریکا به اسم ایران- کنترا شناخته می شود. آنجا هم درباره این ماجرا کتاب دارند که البته ما بخش هایی از آن را قبول نداریم چون در بحث مک فارلین آنها فساد مالی هم داشتند؛ یعنی دولت اجازه ارسال سلاح آفریقا نمی داد و اینها می خواستند آن را در کشور دیگری هزینه کنند و... ما این مسائل را در کتابی به عنوان کتاب جنبی سال 65 آماده کرده ایم.

در خاطرات، به مسائل پایان جنگ هم می رسیم. شاید مثلا آقای محسن رضایی انتظار نداشتند مسائل اینقدر شفاف مطرح شود و هنوز هم شاید دلخوری هایی داشته باشند.

بابت نامه ناراحت بودند. ما دفاعیاتی داریم که شما نمودش را در مطبوعات می بینید و دلخوری هایی هم داریم که شما نمی بینید. از طرفی تحسین هم زیاد داریم، یعنی مثلا تماس می گیرند که این بخشی که شما مطرح کردید دقیقا همین طور بوده و امانت داری شده و...

دلخوری ها به چه صورت بوده؟

بخش زیادش این بوده که مثلا چرا فلان مساله را مطرح کردید. بخشی از حذف هایی که می گویم شده، برای همین بوده. مثلا یک مطلبی درباره شخصی در خاطرات مطرح شده. ما با ایشان تماس می گیریم و می گوییم حاج آقا چنین مطلبی را درباره شما نوشته اند. می گوید من نمی خواهم این موضوع مطرح شود. ما هم حذفش می کنیم. ولی یک جاهایی هم ممکن است شخصی خوشش نیاید موضوعی چاپ شود، ولی ما مجبوریم برای اینکه سندیت تاریخی را حفظ کنیم منتشرش کنیم.

درباره مسائل پایان جنگ شاید کمی آقای محسن رضایی حق داشتند که از انتشار آن مطالب دلخور شوند.

درباره پایان جنگ هنوز هم حاج آقا می گویند اگر بخواهند یکی از کارهای موثرشان در طول زندگی را نام ببرند همین ختم جنگ است. که چقدر جلوی وقوع ضررهای انسانی و اقتصادی را گرفتم و پایش هم ایستادم. ولی ایشان می گویند که فقط من نبوده ام و اشخاص دیگری هم در این ماجرا بوده اند. وقتی خاطرات حاج آقا بیرون می آید بارها می بینید که مستمسکی برای حمله به ایشان می شود.

مثل بحث استراحت ایشان در حاشیه سد لتیان.

بحث سد لتیان یا کیش. ما می توانستیم به راحتی اینها را از کتاب دربیاوریم. در فضای امروز کشور اگر شما بگویید که اسکی روی آب رفته اید شاید خیلی ها خوش شان نیاید و بگویند این کارها اشرافی گری است؛ گرچه الان هر کس که به شمال یا کیش می رود جت اسکی و... را تجربه می کند، ولی هنوز هم به این کارهای حاج آقا حمله می شود.

ما می توانیم اینها را برداریم ولی حاج آقا مخالف است و می گوید این هجمه ها در مقابل آن چیزی که ما در تاریخ به دست می آوریم اصلا اندازه ای نیست که بخواهیم حذفش کنیم و اصرار دارند که هر چه در سررسید ها نوشته شده منتشر شود؛ مگر اینکه مساله خیلی خاص باشد، چه در مورد اشخاص سیاسی و چه در مورد مسائل خانوادگی، که اینها را استعلام می کنیم و اجازه انتشار از خود افراد می گیریم که البته این درباره مطالب خیلی خاص است.

درباره مسائل معمولی ممکن است اصلا استعلام نگیریم. مثلا پیش آمده که شخصی برای حل مساله پسرش آمده از حاج آقا کمک گرفته؛ یعنی اول انقلاب پسر فرد جزو منافقین بوده و طرف آمده از حاج آقا کمک گرفته. الان همان پسر، شخص خاصی شده و سمتی دارد. ما این را حذف نکرده ایم البته اسم هم نیاورده ایم ولی آن فرد آمده می گوید چه لزومی دارد که اینها منتشر شود.

قبلا هم گفته اید یک ملاحظه ای که در چاپ خاطرات وجود دارد آبروی افراد است.

این مساله بسیار کم است چون حاج آقا در همان زمانی که می نویسند هم این موضوع را رعایت می کنند.

وقتی حاج آقا اینها را می نویسند احتمالا مصلحت هایی را درباره آبروی افراد یا مصلحت نظام در نظر می گیرند؛ همین مصلحت ها چقدر ممکن است موجب شده باشد که ایشان از نوشتن یک مسائلی چشم پوشی کرده باشند؟

شاید بوده.

زمان احمدی نژاد مجوز انتشار کتاب آیت الله هاشمی را ندادند

فکر نمی کنید بخش های ننوشته ممکن است خیلی مسائل مهمی را در بر بگیرد؟

حاج آقا به همه مسائل یک اشاره ای داشته اند و همه چیز را تیتروار نوشته اند. حتی اگر مساله مهمی بوده، شاید مساله را باز نکرده اند ولی تیترش هست. باید قضیه را این طور دید که اگر حاج آقا همین ها را هم نمی نوشتند چه می شد؟

ممکن است این نوک قله یخ باشد که دیده می شود و بخش اعظمی از آن احتمالا زیر آب است.


همین طور است. مثلا در بحث مک فارلین ما برای همین آمدیم یک کتاب جنبی برایش منتشر کردیم. در بحث جنگ هم کتاب جنبی داریم و با مصاحبه و رجوع به حاج آقا بحث را باز کردیم. یک کتاب چهار جلدی شده که دو جلد آن چاپ شده و جلد سوم هم آماده است تا آخر سال منتشر می شود. جلد چهارم هم ابتدای سال آینده آماده می شود.

احتمالا در بحث فوت امام هم حرف ها زیاد است.

با استفاده از همین خاطرات مسائل زیادی هست که می توان تکمیل و منتشر کرد ولی امکانات و فضای کار ما محدود است. ما یک موسسه خصوصی هستیم و اگر بودجه خاص داشتیم می توانستیم اینها را سریع تر بیرون بدهیم.

احتمالا از کتاب 74 به بعد را که رد کنیم و به دوران اصلاحات برسیم برای نسل ما جالب تر باشد.
ما سالی یک کتاب، آن هم در نمایشگاه کتاب ارائه می کنیم.

هر سال همان یک کتاب را آماده می کنید؟

ما جلوتر کارها را انجام می دهیم ولی کارهای نهایی را در همان سال انتشار انجام می دهیم. مثلا الان داریم روی کتاب سال 73 کار می کنیم.

سن حاج آقا الان بالاست و ممکن است مدتی بعد دیگر نتوانند این کتاب ها را در زمان چاپ چک کنند و شاید مراجعه به ایشان سخت باشد.

این نیست که ما جلوتر با ایشان چک کنیم. ممکن است بعضی مسائل در زمان انتشار، محرمانه بودن شان را از دست داده باشند. مثلا اگر می خواستیم این کتاب 72 را 10 سال پیش چک کنیم ممکن است 50 مورد محرمانه داشتیم ولی الان به مراتب کمتر است. بنابراین درباره کتاب هر سال، همان سال بحث می کنیم.

این فاصله زمانی 23 سال را خودشان تاکید داشتند؟

نه. ایشان تاکیدی روی این عدد ندارد.

اگر می رسیدند و زودتر منتشر می کردند ممکن بود این فاصله به 10 سال هم برسد؟

من خودم فکر می کنم اگر فاصله 10 سال باشد خاطرات لطمه می بیند.

خود حاج آقا هم نظرشان همین است؟

بله. چون سالی یک کتاب منتشر می کنیم و ایشان خواسته جدیدی نداشته اند.

یعنی 23 سال فاصله خوب است؟

بله. اینها بالاخره منتشر می شود. حتی آن قسمت محرمانه خاطرات هم بعدها منتشر خواهدشد.

زمان احمدی نژاد مجوز انتشار کتاب آیت الله هاشمی را ندادند

هیچت وقت تصمیم نگرفته اند مثلا محرمانه های سال 60 را هم منتشر کنند؟

اصلا بخش محرمانه آنقدری نیست که قابل ملاحظه باشد.

ایشان سیاستمدار هستند و چیزی که نخواهند منتشر شود را احتمالا اصلا نمی نویسند.

بله. البته ایشان سیاستمدار هستند ولی ما در خاطرات نمونه های زیادی داریم که حاج آقا نوشته اند و سیاستمداری در آنها نیست. همین اسکی و کیش و...

این خودش سیاست است که می گویند الان می نویسم ولی 25 سال بعد منتشر می شود.
این نوشته ها می ماند. چیزی که ما چاپ کردیم هم می ماند ولی دست نوشته ها هم می ماند. اسدالله علم وقتی خاطرات را می نوشت در گاوصندوقی در سوییس می گذاشت چون حتی می ترسید شاه ببیند. نوشته های حاج آقا همین جا پیش ماست.

به نظر شما نکته خیلی مهمی بوده که در کتاب ها آمده باشد و خوانندگان زیاد به آن توجه نکرده باشند؟

نکته های زیادی هست. الان شما در کتاب های ما بگردید نکته های زیادی هست که در فاز رسانه ای بولد نشده.

ترجیح خودتان این بوده که بولد شود یا خیر؟

این وظیفه خبرنگاران است.

نکته ای که خود حاج آقا خیلی روی آن حساس باشند و مثلا بگویند این بخش را من باید دو بار بخوانم یا به شما تاکید کننده این را بخوان خیلی بامزه است؟

شده. در روند کار، ما نکاتی را برای هم تعریف می کنیم یا مورد داشته ایم که من شخصا بخشی از خاطرات را نفهمیده ام و از ایشان سوال کرده ام؛ یا جمعه ظهرها که منزل حاج آقا برنامه دائمی ناهار برقرار است و بچه ها و نوه ها می آیند، اگر شرایط عادی باشد و حاج آقا و حاج خانم سفر نباشند، آنجا خیلی درباره خاطرات بحث می شود.

فقط شما بحث می کنید یا همه بچه ها؟

همه. بالاخره همه بچه ها کتاب را می خوانند.

حتما یک بخش هایی هست که برای خوشان موضوع درخشان تر است یا برای خودتان جالب تر است.

بله. کتاب، خشک نیست. بخش های زیادی بوده که حتی حاج آقا خوابش را هم نوشته و منتشر شده که مثلا چنین خوابی دیدم. برای شان مهم بوده که معنی این خواب چیست یا در آن موقعیت برای شان تداعی معانی می کرده. مطلبی بوده حاج آقا طی دو جمله گفته مساله خاصی نبوده ولی برای ما جالب بوده و از ایشان خواسته ایم موضوع را باز کنند. ایشان هم توضیح داده اند.

فکر نمی کنید همین ها هم جالب است؟

الان یک بحثی داریم که بیاییم با افرادی که با حاج آقا بوده اند یا افرادی که اسم شان بیشتر در کتاب آمده مصاحبه بگیریم. کار را شروع کرده ایم و یک مقدار هم پیش برده ایم. مثلا آقای روحانی در خاطرات حاج آقا پررنگ هستند. می شود با اینها طرح بحث کرد و از آنها خواست بخشی از خاطرات را که مربوط به آنهاست باز کنند. این کارها را کرده ایم که محققین بتوانند به موضوع وارد شوند، مثلا اگر کسی بخواهد روی موضوع سیاست خارجی کار کند فقط همین موضوع را پیدا کند و بخواند. ولی این کارها زمان بر است. یک نفر باید بنشیند اینها را تحلیل کند و سوال در بیاورد و از طرف وقت مصاحبه بگیریم. هرکدام از این افراد هم الان مسوولیت های مهمی دارند.

تا سال های 74 و 75 شرایط به گونه ای بوده که حاج آقا رییس جمهور بودند و قدرت زیادی داشتند و اوضاع نسبتا آرام است. اما در کتاب های بعدی احتمالا به جایی می رسید که چالش با اصلاح طلب ها شروع می شود. آن بخش از خاطرات احتمالا خیلی مهم و خواندنی خواهدبود.
به نظر من الان یک مقدار خاطرات در افول است یعنی سال های 72- 73 یک مقدار فضای سازندگی است و فضا اکشن نیست.

حاج آقا همه را ساکت کرده بودند.

در همین دوران هم چالش داریم. مثلا بحث روزنامه سلام را داریم و موضوعاتی از این دست، که کم هم نیستند. ولی متاسفانه این طور جا افتاده که همه ساکت شده بودند.

بالاخره فضا که باز نبوده.

شما الان دنبال فضای باز هستید. آن طور که من مطالعه کرده ام در آن سال ها کشور از جنگ درآمده و همه به دنبال بازسازی و سازندگی هستند. در سیاست هم پربلاترین سال ها همان زمان است سیل و زلزله به مراتب داریم. اما واقعیت داستان این است که جذابیت ژورنالیستی ندارد. به سال های بعد از 76 که می رسیم احتمالا خاطرات جذاب تر خواهدشد.

احتمالا خاطرات آن زمان را بخشی از هم پیمانان الان حاج آقا برنتابند.

من فکر نمی کنم چنین چیزی باشد. بالاخره در سر و کله هم زده اند و به یک نقطه ای رسیده اند که واقعیت ها دارد روشن می شود. شما اشاره کردید یک دوره ای شایعات (درباره خانواده ایشان) زیاد بود ولی الان این طور نیست، به این دلیل است که مردم فهمیدند اینطورها که فکر می کردند هم نبوده.

یک مقدار کمتر بوده.

بله (با خنده) اصلا این حرف ها نبوده. طرف آمد گفت اگر فائزه به زندان برود می ریشم را می زنم ولی فائزه زندان رفت و ریشی هم نزدند. یک زمانی می گفتند مگر امکان دارد بچه هاشمی را به زندان ببرند؟ اصلا یک زمانی می گفتند مهدی زندان نیست. بعد دیدند آنقدرها هم از این خبرها نیست. درباره مهدی هم همین را می گفتند الان هم همین است. در خاطرات هم فکر نمی کنم آنچه شما بگویید پیش بیاید.

وقتی خاطرات به سال 76 و ماجراهایی مثل سعید امامی، قتل های زنجیره ای و مثلا کتاب عالیجناب سرخ پوش می رسد...

خیلی مهم است که نظر حاج آقا آن زمان چه بوده و در آینده اینها جذاب خواهدشد.

شما هنوز به پروژه تخریب هاشمی نرسیده اید.

نه تا اینجا.

فکر نکردید این دو سه سال را سریع تر منتشر کنید تا به بخش های مهم تر برسید؟

در این مورد صحبت کرده ایم، چون 20 سال با 23 سال خیلی فرقی نمی کند.

شاید از نظر تاریخی مهم باشد که یک مقدار زودتر به سال 76 برسید.

به نظرم می توانیم این کار را انجام بدهیم و امکانش هست که دو سال بعد را شش ماه یک بار منتشر کنیم تا زودتر به دوران اصلاحات برسیم.

کسی را نمی شناسید که برای این کتاب ها حاشیه نویسی کرده باشد؟

نه چنین چیزی نداشته ایم، ولی افرادی بوده اند که در موارد خاص برای ما نامه زده اند که مثلا این مطلبی که شما منعکس کرده اید توضیحش این است. ما در چاپ بعدی در پاورقی توضیح را آورده ایم.

کسی از نظر تاریخی سندیت خاطرات را زیر سوال نبرده؟

نه. فقط یک مورد آقای کوثری بود که در انتها هم مشخص شد صحبت ها جدی نیست و ایراد مستندی وارد نشد.

غیر از این نامه نگاری های خاصی ندارند که قرار باشد بعدا مستقلا منتشر شود؟

نامه های مستقل برای انتشار ندارند. ما از یک سری سند، در خاطرات استفاده می کنیم که پیش حاج آقا است و از آنها انتخاب می کنیم.

مکاتبه می کنند حتما یک نسخه اش اینجا می آید؟

اگر تاریخی باشد بله.

در این خاطرات حاج آقا از خودشان خیلی انتقاد نمی کنند که مثلا بگویند از فلان کار پشیمانم یا.... بالاخره سیاستمدارها یک اعتماد به نفسی دارند که...

این بحثش فرق می کند. مثلا یک سیاستمداری بعد از پایان کارش یکی دو جلد کتاب می دهد و می گوید مثلا من اینجا را هم اشتباه کردم. الان اوباما تازه شروع کرده و مثلا گفته من در بحث لیبی اشتباه کردم که آن را به اروپایی ها سپردم.

ولی حاج آقا از این دست مسائل چیزی مطرح نکرده اند.

خاطرات حاج آقا روزانه است از آن جنس نیست.

صحبتی نکرده اید که مثلا یک زمانی درباره تصمیم ها و نظرات شان چیزی بنویسند؟ گذشته شان را تحلیل کنند.

چرا. گفتیم شاید بشود به عنوان یک کتاب آن را منتشر کرد. الان یک کتاب زندگی و زمانه آیت ا... هاشمی که مصور هم هست بیرون آمده و تقریبا چنین کاری کرده.

حاج آقا قبل از انقلاب هم زندان رفتند و مبارزه داشتند؛ از آنها یادداشت ندارند؟

ما دو گونه خاطرات از ایشان داریم. یک دو جلدی دوران مبارزه داریم که یک جلد آن اسناد ساواک است که هر چه در ساواک و بخش های امنیتی رژیم شاه بوده را منتشر کرده ایم، و الان هم یک سری اسناد جدید به دست مان رسیده که در کتاب نیست. یک جلد آن هم از ابتدای تولد ایشان تا انقلاب است که به صورت پرسش و پاسخ با آقای معادی خواه جمع آوری شده. انتهای سال 57 و سال 58 را هم به صورت مصاحبه ای منتشر کرده ایم و سال 59 هم به همین صورت و بقیه خاطرات هم در سررسیدها هست.

آخرین جلد منتشر شده هم خاطرات سال 72 به نام صلابت سازندگی است که در نمایشگاه کتاب از آن استقبال زیادی شد.

برای خودتان جالب نیست که ایشان یک باره تصمیم گرفته اند هر روز بنویسند. یک مقدار عادت کردن به این مساله سخت است.

حاج آقا همیشه دغدغه نوشتن داشته اند. پیش از انقلاب مکتب تشیع را می نویسند، بعد سرگذشت فلسطین و سپس امیرکبیر و بعد هم کتاب های دیگری منتشر کرده اند. فکر می کنم زمان ابتدای انقلاب و فضای آن زمان و حال و هوای کشور اجازه به ایشان نمی داده که بنویسند. ولی از ابتدای سال 60 را نوشته اند. این سال ها که کتابش را چاپ می کنیم، بعضی از صفحات سررسید را هم به عنوان نمونه در کتاب منتشر می کنیم.

 الان دیگر، عموم خیلی دنبال کتاب خاطرات نیستند و بیشتر کتاب ها حالت مرجع پیدا کرده اند چون الان کتاب دیگری به عنوان تاریخ انقلاب نداریم و حتی جاها یا اشخاصی هم که بعضی اوقات به این خاطرات حمله می کنند، وقتی می خواهند کتابی چاپ کنند از این کتاب ها به عنوان منبع بهره می برند.

درباره روند چاپ خاطرات هم چون در هنگام گردآوری باید مدام با حاج آقا در تماس باشیم و از ایشان درباره روند کار، خصوصا در بخش خاطرات محرمانه راهنمایی بگیریم، به این نتیجه رسیدند که باید یک فرد خیلی محرم این کار را انجام بدهد. این شد که حاج آقا تصمیم گرفتند که یکی از بچه ها این کار را انجام بدهد. از بچه ها شروع کردند و بعد به نوه ها رسید. آقا محسن (پدرم) شروع کننده کار بودند. بعد آقا یاسر، فاطمه خانم و آقا مهدی هم آمدند و خود من هم بعدا آمدم. اصل کار در دفتر نشر آماده می شود ولی این رفت و آمد با حاج آقا را هر بار یکی از بچه ها به عهده می گیرد.

زمان احمدی نژاد مجوز انتشار کتاب آیت الله هاشمی را ندادند

کار خود شما غیر این جا چیست؟

فقط همین است.

چه رشته ای خوانده اید؟

لیسانس، مهندسی صنایع خوانده ام و فوق هم مدیریت اجرایی.

نوه حاج آقا بودن سختی هایش چیست؟

بالاخره محدودیت ها هست.

آقازاده محسوب می شوید؟

نه. ما را به آن صورت نمی شناسند.

دانشگاه شما دوره ای بوده که حمله به حاج آقا اوج گرفته بود.

بله. من به دانشگاه رسیدم- مخصوصا دانشجوها- به شدت تخریب می کردند.

شما خودتان در تشکل ها نبودید؟

نه.

شده که در یک مراسمی مثلا شروع کرده باشند توهین به حاج آقا...

همین الان در نمایشگاه کتاب طرف می آید فحش می دهد و می رود. و از آن طرف هم کم نداریم که حمایت می کنند.

اینکه حاج آقا در 82 سالگی در انتخابات شرکت می کنند و خودشان را به رای می گذارند جالب است. چون اطمینان داشتند که رای می آورند آمدند؟

واقعیت این است که ایشان وقتی احساس می کند لازم است، می آید.

هیچ وقت ندیده اید ایشان احساس استرس یا نگرانی شدید داشته باشند یا از موضوعی خیلی عصبانی باشند؟

اصلا. شما فکر کنید که یک آدم سیاسی جنگ و آن همه اتفاقات بزرگ را پشت سر گذاشته و اداره کرده باشد. اما هیچ وقت ندیده ام پریشان شوند.

به نظر می رسد تحمل بالایی دارند.

واقعا صبرشان زیاد است. دلشان خیلی بزرگ است. الان تنها دلیل مریضی حاج خانم استرس است و هیچ دلیلی جز استرس ندارد.

چون بچه ها زندان هستند؟

بله. قبلش که فائزه بود الان هم مهدی در زندان است. دو هفته یک بار ملاقات می دهند و خلی هم سختگیری و تفتیش می کنند. اینها همه اش استرس است.

یک مقدار هم شاید به خاطر این باشد که بگویند ما جدی گرفته ایم و او هم مثل زندانی های دیگر است و...

متاسفانه این فضا هست.

مساله ای که عامه می گویند این است که حاج آقا و حاج خانم علاقه زیادی به مهدی دارند. همین طور است؟

بله. حاج آقا و حاج خانم خیلی آقامهدی را دوست دارند.

دلیل خاصی دارد؟

حاج آقا خیلی در امور کاری بچه ها دخالت نمی کنند. هر کس خودش تصمیم می گیرد و مسیر زندگی اش را انتخاب می کند. ایشان عقیده خودشان را تحمیل نمی کنند. مثلا اغلب علما حتما باید یکی از فرزندان شان روحانی شود ولی اصلا حاج آقا چنین مساله ای را حتی مطرح نکرده اند.

درباره عکسی که فائزه با آن خانم ها انداختند به نظر می رسید مخالفت شان فقط یک اکت سیاسی بوده و خیلی هم این مساله برایشان مهم نبود.

نه. حاج آقا واقعا ناراحت بودند.

حاج آقا همچنان با قلم و خودکار یادداشت می کنند؟

تایپ نمی کنند.

اسمارت فون و اپلیکیشن های جدید را دارند؟

اسمارت فون نه، ولی خبر خواندن و پیگیری مطالب مختلف را پای کامپیوتر و در خانه انجام می دهند. یعنی اغلب اوقات که سراغشان بروید دارند پای کامپیوتر اخبار را دنبال می کنند. اصلا گوشی ندارند.

تلفن همراه ندارند؟

نه. خط برای تماس هست که دست محافظ هاست.

اعتقادشان به شکل جدید ارتباط چگونه است؟

حتی آی پد هم دارند ولی کار با پی سی برای شان راحت تر است.

معمولا چه ساعت هایی برای نوشتن وقت می گذارند؟

ساعت خاصی ندارد ولی یا شب قبل از خواب می نویسند یا صبح، قبل از کار.

خاطرات هر روز را در همان روز می نویسند؟ پیش نیامده که با یک هفته تاخیر مثلا یک باره بنویسند؟

یک هفته نه، ولی در خاطرات شان بعضی جاها داریم که نوشته اند امروز برای سه روز را نوشتم. مثلا سفر بوده اند و کامل ننوشته اند. نُت برداشته اند و سه روز بعد کامل کرده اند.

زمان احمدی نژاد مجوز انتشار کتاب آیت الله هاشمی را ندادند

خاطراتی که به بچه ها بر می گردد را چک می کنند؟

نه. ممکن است در جمع خانوادگی مان مطرح شود که مثلا در مورد تو فلان چیز را نوشته و...

احتمالا الان در مورد شما چیزهایی نوشته.

الان بله. ولی ما سررسیدهای جلوتر را نمی خوانیم. در قدیم مثلا نوشته من سال 63 به دنیا آمدم.

اینکه مثلا درباره مهدی یا محسن چیزی نوشته باشند که آنها دوست نداشته باشند مطرح شود، هست؟

نه. بحث خاصی نبوده. درباره مهدی بحث جبهه و درسش بوده و تازه کارش شروع شده بوده.

 *سیامک رحمانی- فرهاد عشوندی
انتشار یافته: 3
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
18:04 - 1395/10/26
با تخریب احمدی نژاد میخواید مثلا دم انتخابات واسه روحانی رای جمع کنید؟اصلا احمدی نژاد بد, چرا روحانی بدتر اونه؟؟؟!!!
Iran, Islamic Republic of
20:55 - 1395/10/26
و مرگ پایان کبوتر نیست ای همراز ای همراه ای تنهای بی پایان....
روحش شاد و یادش در جای جای پاره های طنم
United Kingdom
23:29 - 1395/10/27
هاشمی ره با تمام نقایص ناخواسته اش یک ضرورت برای ادامه حیات انقلاب بود و شجره نامه انقلاب بی نام وی ناقص است
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج