سیمای سانسور در سینمای ایران (2)
۳۸۵۴۹۸
۲۸ آبان ۱۳۹۵ - ۰۶:۲۵
۶۴۰۱ 
عوامل ممیزی در سینما و تلویزیون در دولت های مختلف و بنابر شرایط و خط مشی دولت های مختلف با یکدیگر متفاوت است؛ البته این تفاوت نه در سطوح کلان که در تفسیر به رای های متفاوت از مضامین و همچنین ملاحظات بعضا جناحی خود را نشان می دهد.
مجله رو به رو - احسان خاکی، رئوف عاشوری: عوامل ممیزی در سینما و تلویزیون در دولت های مختلف و بنابر شرایط و خط مشی دولت های مختلف با یکدیگر متفاوت است؛ البته این تفاوت نه در سطوح کلان که در تفسیر به رای های متفاوت از مضامین و همچنین ملاحظات بعضا جناحی خود را نشان می دهد. گاهی در دولتی برخی مواضع، آن طور که در دولت دیگری سر و صدا به پا می کند، مورد توجه نیست یا اینکه در زمان هایی پیش آمده که از خط قرمزهایی در سینمای ایران عبور شده است.
 
 سیمای سانسور در سینمای ایران(2)
 
بازگشت به دوران بحران
 
آمار فیلم های توقیفی در هشت سال صدارت محمود احمدی نژاد بر مسند رییس دولتی بسیار بالاست و به طور متوسط، هر سال 15 فیلم توقیف شده است. به نظر می رسد در چهارساله اول، برای توقیف به نام کارگردانی هایی که در تیتراژ می خورده نگاه کرده اند و کارگردانی هایی مانند ابوالفضل جلیلی، بهمن قبادی، سامان سالور، سامان مقدم و محمدمهدی عسگرپور فیلم هایشان پشت مانده است؛ البته در آن زمان که محمدرضا جعفری جلوه معاونت سینمایی را بر عهده داشته است، بیش از هفتاد فیلم از اکران بازماند که شاید بتوان یکی از دلایل اصلی این توقیف ها را در سلیقه ای رفتار کردن مدیران دانست.
 
لباس ها، گریم های بازیگران و دیالوگ هایی که رنگ و بوی سیاسی داشت، فیلم ها را در کمد نگه می داشت؛ البته با اینکه از دوران مدیریت جعفری جلوه به نیکی یاد می شود؛ به دلیل نگاه دولتی بسیاری که در بخش های مختلف وجودداشت، این دوره رکورد زد و بیشترین تعداد فیلم ها را بدون اینکه رنگ اکران به خود ببینند، کنار گذاشت.
 
در این میان، چهار سال بعدی دوران احمدی نژاد جواد شمقدری در راس معاونت سینمایی که بعد از تغییر معاونت به سازمان، همچنان رییس سازمان سینمایی باقی می ماند، در ابتدای راه برخی از آثار توقیف شده را بیرون می آورد و شاید بتوان گفت چراغ سبزی را به اهالی هنر نشان می دهد؛ اما این وضع دیری نمی پاید و بهانه های تازه ای برای توقیف فیلم ها به میان می آید.
 
به عنوان مثال اگر در فیلم ها نشانه ای از وزارتخانه های دولتی و فعالیت هایشان وجودداشت، صدای فیلم بسته می شد. از آنجایی که اتفاقات مربوط به انتخابات ریاست جمهوری سال 88 وتاثیرات بعد از آن در جامعه به وضوح دیده می شد، کارگردان ها که قشر زیادی از آنها را جوان ها تشکیل می دادند، نمی توانستند نسبت به حوادثی که آشکارا و نهان در جامعه رخ می داد، سکوت کنند و ردپای آنها را در فیلم هایشان، حتی با یک اشاره کوچک کلامی یا یک سکانس نان دهند. همین ها دلایلی می شد که برای نمایش دچار مشکل شوند و مورد ممیزی داشته باشند.
 
مشکلات شرعی و ارتباط جنس مخالف هم از موارد دیگری بود که در این سال ها تعدادی از آثار را متوقف کرد. در کنار اینها گریم و حجاب بازیگرها یا پیداکردن شباهت هایی میان یک نقش با افرادی که در سیاست کشور دست دارند از دیگر موارد بود.
 
در همین دوران واژه «سیاه نمایی» هم در ادبیات سینمایی کشور پاگرفت! فیلم های زیادی با انگ سیاه نمایی جامعه توقیف شد و کارگردان هایشان در مواردی از ساخت فیلم های بعدی خود نیز بازماندند؛ البته نباید فراموش کنیم که همیشه حضور بعضی بازیگرها خط قرمز حساب می شده و در این دوران و بعد از حوادث سال 88 که برخی از اهالی هنر آشکارا به حمایت از برخی گروه های سیاسی می پرداختند، تعداد این هنرمندها بیشتر هم شد و به این شکل بود که یک اثر هنری به دلیل حضور یک نفر که اتفاقا نقش زیادی بازی کرده و اصلا خودش نبوده، توقیف می شده است.

 سیمای سانسور در سینمای ایران(ناقص)
سیمای سانسور در سینمای ایران(ناقص) 
 
شعار اعتدال فرهنگ؛ یکی به نعل و یکی به میخ
 
دولت تدبیر و امید، سُکان وزارت ارشاد را به علی جنتی سپرد و او هم ریاست سازمان سینمایی را به حجت الله ایوبی داد. این دولت که برای سر و سامان دادن به اوضاع درهم هشت سال قبل به خیلی از هنرمندان امید داده بود، در ابتدا برای رفع توقیف فیلم های سال های قبل قدم برداشت.
 
در این میان تعدادی از آثاری که با عناوین مختلف، از جمله سیاسی، توقیف شده بود روی پرده آمد؛ اما این دولت هم در مقابل موضوعات مذهبی و خانوادگی، همانند دولت های قبلی، ناموق بود و نتوانست پای مجوزی که برای فیلم هایش صادر می کند بایستد و اجبارا فیلم ها را از روی پرده پایین می آورد.
 
در این میان روحانی که قول داده بود ممیزی را به تشکل های سینمایی و سینماگران متخصص بسپارد تا با این کار تعداد فیلم های توقیف شده کاهش پیدا کند، هنوز قولش را عملی نکرده است.

سیمای سانسور در سینمای ایران(ناقص) 
سیمای سانسور در سینمای ایران(ناقص) 
 
معیارهای ممیزی در سینمای ایران
 
شواهد و قراین نشان می دهد، نخستین بار در سال 1309 لایحه ای کلی سنگ بنای نظارت بر آثار سینمایی را در ایران گذاشته است، با این توضیح که: «هر سینما مکلف است مدیرمسئول تعیین کند و او را تنها به شعبه معارف بلدیه معرفی کند- هر قسمت از فیلم را که بلدیه منافی اخلاق و عفت بداند، قطع کرده، با حضور مدیر سینما در قوطی گذارده، لاک و مهر کرده، در مقابل رسید کتبی تحویل و تسلیم مشارالیه خواهدشد».
 
این چند کلمه در نهایت اختصارش می خواهد از ضرورت چشم های ناظری بگوید که باید همیشه و همه جا بر سر هنرمند باشد تا دست از پا خطا نکند و مرزهای اخلاق و عرف را زی رپا نگذارد؛ اما این فقط آغاز ماجراست. بعدها در سال 1329و 1347 نیز، دوباره بر سر جزییات و تشریح این قضیه بحث هایی می شود که در نهایت، گستره وسیعی از موارد ممنوع را از «توهین به ادیان و پروردگار و کتب مقدس و پیامبران» و «اسائه ادب به مقام شامخ سلطنت و خاندانش» گرفته تا «ارائه مناظر جزییات روابط جنسی و قتل» و... به صراحت پیش می کشد؛ اما بی تردید بیشترین حساسیت ها در دهه چهل و پنجاه به مسائل سیاسی بر می گردد. کوچک ترین تردید و ظن سیستم نظارت به اثری در راستای تحریک و سوءقصد و آشوب علیه حکمت به حذفش منجر می شد.
 
فیلم های برجسته بسیاری بود که پیش از انقلاب گرفتار ابعاد مختلف سانسور و ممیز شد و حالا به بخشی از تاریخ سینمای ایران بدل شده است. «اون شب که بارون اومد» و «تهران پایتخت ایران است» ساخته های کامران شیردل، «چنن کنند حکایت» ساخته محمدرضا اصلانی، «رگبار» و «غریبه و مه» ساخته های بهرام بیضایی، «گاو»، «آقای هالو» و «پستچی» از آثار داریوش مهرجویی، «گوزن ها»ی کیمیایی، «سایه های بلند باد» ساخته بهمن فرمان آرا، همه و همه در سال های قبل از انقلاب با چندین سال توقیف یا موارد بی شمار اصلاحات و ممیزی اجازه نمایش پیدا می کنند.
 
«آرامش در حضور دیگران» ساخته ناصر تقوایی با فیلم نامه غلامحسین ساعدی پس از چهار سال توقیف در سال 1352 اکران می شود و «دایره مینا»ی مهرجویی اگرچه در سال 1353 ساخته می شود؛ پروانه نمایش نمی گیرد و در توقیف می ماند تا سال 1356 که بالاخره رنگ پرده را به خود می بیند.
 
سیمای سانسور در سینمای ایران(2) 
 
وضعیت پس از انقلاب اما یک سر فرق می کند. یکی، دو سال آغازین انقلاب، کوران ساخت فیلم هایی است آزاد و هیجان زده، اگرچه سایه سنگین نظارت نظام پیشین را روی خود احساس نمی کنند؛ هنوز متوجه معیارها نظام پیش رو نیستند؛ بنابراین عجیب نیست که بیش از نیمی از این فیلم ها هیچ وقت و هیچ کجا اجازه نمایش نگیرد. دلایل مختلفی هم در این امر دخیل بود: از حضور بازیگران مطرح شده در فرهنگ سینمایی دوره قبل تا ضرورت حجاب و تنگ تر شدن فضا و اجازه گفتمان گروه ها و جریان های سیاسی.
 
«انفجار» ساموئل خاچیکیان، «خط قرمز» کیمیایی، «حاجی واشنگتن» حاتمی و «مرگ یزدگرد» بیضایی ازاین دسته است. جالب اینکه دو نمونه آخر با هزینه تلویزیون ملی ایران ساخته می شود و به صورت خودخواسته توقیف می شود. تازه در دهه 60 است که اوضاع قدری سامان می گیرد و نظام فرهنگی جمهوری اسلامی سر و شکل پیدا می کند. در این دهه تلاش می شود موارد ممنوع و ممیزی به صورت دقیق مشخص شود:
 
* هتک حرمت مقدسین و مقدسات اسلامی و سایر ادیان شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
 
* نفی برابری انسان ها از هر رنگ و نژاد و زبان و قوم انکار ملاک برتری که تقوا است و تحریک اختلاف نژادی و قومی یا استهزا و تمسخر آنها.
 
* نفی یا مخدوش کردن ارزش والای انسان.
 
* اشاعه اعمال رذیله و فساد و فحشا...
 
* تشویق و ترغیب یا آموزش اعتیادهای مضر و خطرناک و راه های کسب درآمد نامشروع...
 
* بیان یا عنوان هرگونه مطلبی که مغایر با منافع و مصالح کشور بوده و مورد سوءاستفاده بیگانگان قرار گیرد.
 
* نشان دادن صحنه هایی از جزییات قتل، شکنجه، جنایت و آزار که موجب ناراحتی و بدآموزی شود.
 
* بیان مخدوش حقایق تاریخی و جغرافیایی...
 
* نشان دادن تصاویر و اصوات ناهنجار، اعم از نقص فنی یا غیر آن...
 
* نمایش فیلم های نازل تکنیکی و هنری یا آثاری که ذوق و سلیقه تماشاگر را به انحطاط و ابتذال بکشاند و...
 
کاملا مشخص است که این موارد در حدود کلی شان قابلیت تفسیرپذیری بسیاری دارد و نمی شود به یک گزاره مشخص دست پیدا کرد. در سال های بعد موارد دیگر نیز به این گزینه ها اضافه می شود که به برخی از آنها اشاره می شود:
 
* انکار اصل توحید و دیگر اصول دین یا سست کردن و اهانت به آنها...
 
* تحریف یا اهانت به فروع دین...
 
* اهانت به پیامبران و ائمه و مقام معظم رهبری، شورای رهبری، مجتهدان و فقها...
 
* هتک حرمت مقدسین و مقدسات اسلامی و سایر ادیان الهی...
 
* نفی برابری انسان ها...
 
* نفی ارزش والای انسانی: حجاب، ایثار...
 
* به کار بردن الفاظ رکیک، فحاشی، نمایش استعمال دخانیات...
 
* اشاعه فحشا و بدحجابی...
 
آنچه واضح است اینکه ساختار ممیزی و سانسور در سینمای ایران ابعاد پیچیده و چندگانه ای دارد و تدوین همه جوانب آن حتی در قالب یک گزارش، کاری طاقت فرساست که در بسیاری از کانال ها به تفسیر و برداشت شخصی ممیز در تقابل با یک اثر بستگی دارد.
 
با این توضیح، عجیب هم نیست که اجازه اکران بسیاری از فیلم ها در دوره ای از آنها سلب می شود؛ اما در دوره ای دیگر بسیار مورد ارج و احترام قرار می گیرند؛ بنابراین در راس همه موارد ممیزی باید به «برداشت ممیز و نگرش مدیران سینمایی» اشاره کرد که به تنهایی شاید نیرویی به مراتب قوی تر از همه نیروهای تاثیرگذار دیگر باشد.
سیمای سانسور در سینمای ایران(ناقص) 
سیمای سانسور در سینمای ایران(ناقص) 
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج