از مجاهدین تا منافقین؛ نکاتی درباره «امکان مینا»
۳۸۹۳۵۵
۰۲ مهر ۱۳۹۵ - ۰۶:۵۱
۷۷۲۵ 
تبدیل سازمان مجاهدین خلق به منافقین یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ انقلاب اسلامی ایران است؛ فارغ از وجه مخرب رویکرد این سازمان، به خصوصا بعد از این تغییر هویت و خارج شدن از چارچوب اپوزیسیون و بدل شدن به سازمانی تروریستی، این اتفاق درست مثل ضربه 54 و تغییر ایدئولوژی این گروه، یکی از دراماتیک ترین رویدادهایی است که سینما از آن غافل بوده است.
هفته نامه صدا - نسرین شریف: تبدیل سازمان مجاهدین خلق به منافقین یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ انقلاب اسلامی ایران است؛ فارغ از وجه مخرب رویکرد این سازمان، به خصوصا بعد از این تغییر هویت و خارج شدن از چارچوب اپوزیسیون و بدل شدن به سازمانی تروریستی، این اتفاق درست مثل ضربه 54 و تغییر ایدئولوژی این گروه، یکی از دراماتیک ترین رویدادهایی است که سینما از آن غافل بوده است.
 
فقط کافی است به این فکر کنید که چطور گروهی با تقیه نیت شان در خانه هایی دور هم جمع می شدند تا اقدامی مخرب علیه افرادی در شهرها و روستاها انجام بدهند. کافی است فکر کنید که چطور عده ای با عقایدئ مختلف، به شکل کاملا پادگانی کنار هم زندگی می کردند تا در فرصت مناسب به شخصی آسیب بزنند. فکر کنید به این که چطور عده ای از جوانان بدون این که حق مخالفت داشته باشند، فقط به عملیات علیه هموطن شان فکر می کردند.

چنین عملکردی قاعدتا بحران های اخلاقی، شخصیتی و ایدئولوژیکی پیش می آورد که همه اش می تواند سوژه فیلم باشد. همه اینها کلی موقعیت دراماتیک فراهم می کند تا سینما کشمکش ها، جدال های شخصی و گروهی و عقیدتی را بازنمایی کند اما سینمای ایران بیشتر دوست داشته کمی در تاریخ جلوتر بیاید و آنها را در سال های بعد، مثل تروریست هایی که از مرز می گذرند و وارد خاک کشور می شوند تا عملیاتی انجام دهند نشان بدهد.
 
 از مجاهدین تا منافقین؛ نکاتی درباره «امکان مینا»
 
همیشه همان الگوی هالیوودی را بازسازی کرده تا مرزبندی دوست و دشمن خیلی علنی و واضح باشد، در حالی که دست کم در دهه شصت تشخیص این نیرو بین عامه مردم کار سخت و دشواری بود چون هم زبان و هم شکل همه ایرانی ها بودند.

«امکان مینا» جزو معدود فیلم هایی است که به سال های دهه شصت می رود و قصه اش را با شخصیت هایی که عضو این سازمان هستند جلو می برد. راستش ما الان داریم کل قصه فیلم را ساده می کنیم وگرنه رویکرد فیلم که آمیخته با تعلیق و تردید است، شبیه به رویکرد خود سازمان، بر پایه مخفی کاری، رودست زدن و غافلگیری شکل گرفته و اتفاقا وجه دوگانه نیروهای سازمان در داخل کشور را به خوبی نشان داده.

فیلم داستان یک زوج است که به ماجراهای پیچیده ای وصل می شوند و هر چه زمان می گذرد، موقعیت بغرنج آنها بیشتر به چشم می آید. گروه سازنده تلاش کرده اند در سال های جنگ، به موضوع منافقین بپردازند؛ در واقع همان وجه «منافق» را پررنگ کنند و نشان بدهند که چطور این گروه میان بلبشو و سختی های جنگ، فعالیت می کردند. آیا فیلم محدود به یک نمایش تاریخی است؟ نه؛ تیزهوشی سازندگان، بهره گرفتن از احساس و عاطفه است؛ همان تردیدهای ازلی ابدی بشر برای انتخاب بین عشق و وظیفه.
 
اتفاقا «امکان مینا» تلاش کرده با دراماتیزه و چند وجهی کردن موقعیت ها اثر را منحصر به قرائت تاریخی نکند و یک داستان منحصر به فرد برای خودش بسازد. بله، طبیعتا کاستی هایی دارد که خیلی هم جدی هستند. مثلا تبدیل شدن شخصیت مرد فیلم به یک موتور کشنده، عجیب و حتی کمی خنده دار است اما با همه اینها تماشای «امکان مینا» در این زمانه که باز هم این گروهک مشغول خودنمایی در اروپاست فرصت خوبی است؛ فرصتی برای این که بدانیم چرا یک سازمان با اسم و رسم مشخص تبدیل به منافقین شدند.

چند نکته که قبل تماشای «امکان مینا» بد نیست بدانید

وقایع نگاری مرگ از پیش تعیین شده


1. شاید ندانید اما نهضت آزادی محل شکل گیری سازمان مجاهدین خلق بود؛ حزبی که برای جوانان مذهبی جذاب بود و به نظر می رسید توانسته ملی گرایی و مبانی دینی را با هم ترکیب کند. بعد کودتای 32 بن بست سیاسی دامن گیر همه فعالان سیاسی شده بود و روزنه های امید مسدود به نظر می رسید اما این رویکرد هم بعد از قیام 15 خرداد سال 42 و بازداشت امام خمینی (ره) تغییر کرد.

واکنش سخت حکومت به قیام مردمی و البته سردی برخورد احزاب باعث شد که جوانان به این فکر بیفتند که فعالیت سیاسی بیهوده است. آنها به این نتیجه رسیدند که برادران بزرگتر عمل گرا نیستند. آن هم در زمانه ای که مبارزه مسلحانه در فلسطین و جنگ های چریکی در آمریکای جنوبی و شمال آفریقا نتیجه داده بود و به نظر برخی جوانان حامی نهضت آزادی راه پیروزی از جنگ مسلحانه می گذشت.
 
از مجاهدین تا منافقین؛ نکاتی درباره «امکان مینا»

2. خبر داشتید که سه عضو هوادار نهضت آزادی محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان هسته سازمان را شکل دادند؟ آنها دوره های منظم مطالعاتی راه انداختند تا علاوه بر آشنایی بیشتر با مسائل دینی، راه و رسم مبارزه را بیاموزند. آن زمان این افراد کتاب هایی از کارل مارکس، لنین، چه گوارا، فرانتس فانون  و ... را در کنار آثار رهبران مبارزات آزادی بخش کشورهای عربی و اسلامی مطالعه می کردند. اعضای این گروه بعد سه سال تصمیم گرفتند نقشه مبارزه را تدوین کنند و همان زمان بود که جزوه هایی هم منتشر کردند. بیشتر اعضا، تصوری کاملا چپ از دستورات اسلامی داشتند.

3. بد نیست بدانید سال 47، تشکیلات تصمیم گرفت که اعضایش آموزش چریکی را آغاز کنند. هدف آنها دوره دیدن زیر نظر گروه سازمان آزادی بخش فلسطین و گروه الفتح بود. آنها می خواستند عملیات چریکی را وقتی شروع کنند که تعداد کافی نیروی دوره دیده داشته باشند اما حادثه سیاهکل، آنها را تشویق کرد که زودتر دست به کار شوند. برای همین تصمیم گرفتند کارخانه اصلی برق تهران را هم زمان با جشن های 2500 ساله منفجر کنند اما لو رفتند و کمی مانده به اجرای نقشه، بیشتر رهبران گروه بازداشت شدند.

سال 1351 بود و ساواک فکر می کرد که با اعضای یک گروه چپ گرا مثل چریک های فدایی طرف است اما آنها خودشان را مجاهدین اعلام کردند. چریک های فدایی زودتر از آنها اسم «فدایی» را از روی نام برخی مبارزان انقلاب مشروطه انتخاب کرده بودند و مجاهدین هم به همین روش، نام برخی مبارزان مشروطه را برای خودشان انتخاب کردند. این طنز تاریخ بود؛ فداییان در جنبش مشروطه، داوطلبان مسلح متحد رهبران مذهبی بودند و مجاهدین، داوطلبان مسلح گروه های سکولار اما تاریخ این بار به شکل کمدی با این دو گروه برخورد کرده بود! بعد دستگیری گسترده، هنوز تعدادی از اعضای گروه وجود داشتند؛ برخی که فرار کرده بودند توانستند گروه را بازسازی کنند و فعالیت ها را از سر بگیرند.

4. احتمالا خبر دارید که برخی به دلیل وجهه اسلامی و انقلابی هوادار این گروه بودند اما در سال 1354 این گروه کاملا ناگهانی بیانیه ای منتشر و اعلام کرد که از این پس به نفع مارکسیسم لنینیسم، اسلام را کنار می گذارد. این بیانیه انشقاق بزرگی به وجود آورد. اعضای مسلمان، اعضای مارکسیست را متهم کردند که در یک کودتای خونین، قدرت را در دست گرفته اند. مسلمانان در سال های بعد انقلاب نام سازمان را روی خودشان گذاشتند و گروه دوم به اسم «پیکار» مشهور شدند.
 
هواداران کمونیست سازمان معتقد بودند اسلام نمی تواند طبقات ضعیف کشور را درگیر مبارزه کند و راهبرد نیروهای مذهبی، انقلاب نیست. آنها دست به تسویه خونین زدند و رهبران شاخه مذهبی را ترور کردند و جسد یکی از آنها را سوزاندند. سال ها بعد راز ترورهای ترسناک آنها لو رفت و معلوم شد که تغییر ایدئولوژی چه اندازه خسارت بار بوده است.

5. این را هم یادتان باشد که پیروزی انقلاب و آزادی رهبران بازداشتی برای این سازمان یک فرصت بود. این افراد سعی کردند خودشان را مبارزان پیشروی انقلاب به حساب بیاورند و با برگزاری میتینگ و راهپیمایی نظر رهبران کشور را به خودشان جلب کنند. یک نیروی نظامی مردمی (میلیشیا) به وجود آوردند تا مثلا از شکل گیری کدتایی مشابه سال 1332 ممانعت کنند.
 
 از مجاهدین تا منافقین؛ نکاتی درباره «امکان مینا»
 
کمی بعد شرکت در رفراندوم قانون اساسی را رد کردند ولی می خواستند که در انتخابات ریاست جمهوری نامزد داشته باشند. امام خمینی (ره) در آ« زمان گفت به کسانی که به قانون اساسی رأی نداده اند نمی توان اعتماد کرد. بنابراین نامزد این گروهک در انتخابات شرکت داده نشد اما آنها باز برای انتخابات مجلس برنامه ریزی کردند و حتی نماینده هایی هم به مجلس فرستادند.

رهبران این گروه مدام تلاش می کردند با طرح اتهاماتی علیه مقامات عالی کشور، انقلاب را از دست رفته نشان دهند. با شروع جنگ این سازمان تلاش برای یارگیری و ذخیره سلاح در خانه های تیمی را سرعت بخشید. کمیته های انقلاب و نیروهای سپاه پاسداران گاهی موفق می شدند که این خانه ها را متلاشی کنند اما همین برخورد هم موجب بالا رفتن صدای اعضای این گروه می شد.

امام در آن زمان چند باری به زبان بی زبانی درباره این گروهک موضع گرفته بود؛ مثلا در یک سخنرانی به عموم هشدار داد که مواظب کسانی باشند که علما را مرتجع می دانند، از قلم به عنوان چماق استفاده می کنند و زیر ماسک دفاع از اسلام به اسلام ضربه می زنند، درست مانند منافقین در مدینه که به پیامبر خیانت کردند. 29 خرداد سال 1360 این گروهک و بنی صدر (که مخفی شده بود) از نیروهای خود خواستند که به خیابان بریزند اما از همان لحظه راهپیمایی، گروه های مختلف مردمی، علما و حتی نیروهای جدا شده از این سازمان در برابر آنها موضع گرفتند.

درگیری بین هواداران این گروهک و مردم عادی و انقلابی آن روز ادامه پیدا کرد و بنی صدر و برخی رهبران این گروه بعد از شکست از مردم انقلابی از کشور فرار کردند اما روند فعالیت آنها متوقف نشد. آنها تبدیل به یک سازمان زیرزمینی شدند و شروع به ترور رهبران انقلاب و چهره های محبوب کشور کردند. سال 1361 هم این گروه همکاری با ارتش رژیم بعث عراق را شروع و همراه با نیروهای نظامی عراقی در جنگ تحمیلی علیه کشورمان مشارکت کردند. این گروه در سال های بعد هم به ترورها ادامه داد و دست از اقدامات خرابکارانه نکشید.

در «امکان مینا» به چه نکاتی توجه کنیم

تعلیق، تردید، عشق


1. فیلمنامه و قصه پردازی فیلم یک تجربه جالب توجه در سینمای ایران است. چرا؟ خب، این فیلم یک تریلر است که مدام به تماشاگرش رودست می زند و او را غافلگیر می کند. ساختار فیلمنامه لو نمی دهد که ماجرا به کجا میل می کند. تازه بعد از مشخص شدن بخشی از اطلاعات، فیلمنامه نویس تلاش می کند که همچنان غافلگیری را حفظ کند. این را هم در ذهن داشته باشید که «امکان مینا» یک داستان عاشقانه هم هست؛ اگر بخواهیم خیلی دقیق تر بگوییم یک داستان عاشقانه سیاسی است و همین وجه هم کمک می کند تا با یک فیلم تک بعدی سیاسی طرف نباشیم و تعلیق و گره افکنی و گره گشایی ما را مجذوب نکند.
 
از مجاهدین تا منافقین؛ نکاتی درباره «امکان مینا»

2. زمان برگزاری جشنواره فیلم فجر فرشاد محمدی گفت که در «امکان مینا» دست به تجربه ای زده که احتمالا افراد زیادی از آن سر در نمی آورند. او تا همین حالا هم نگفته که نوآوری و خلاقیتش در چه زمینه ای بوده اما ما که فیلم را می بینیم از شیوه نورپردازی نماهای داخلی متعجب می شویم. نورها، زوایای دوربین و کهنگی تصاویر کمک می کند تا فضای بصری «امکان مینا» مشابه فیلم های دهه شصت باشد به خصوص که طراحی صحنه و لباس هم به خوبی فضای خیابان هاف خانه ها، پوشش آدم ها و خلاصه همه اجزای بری فیلم را باورپذیر و شبیه به آن دوران می کند. برای کسانی که خاطره ای از آن زمان ندارند، فیلم مثل عکس های قدیمی خاطره انگیز است چون آنها را با نوعی از زندگی و شکل و شمایل روبرو می کند که دیگر وجود خارجی ندارد.

3. اجرای فیلم را دست کم نگیرید. «امکان مینا» ظاهر ساده ای دارد اما به خوبی شما را در موقعیت های عاطفی گیر می اندازد و کمال تبریزی با میزانسن های دقیق (دست کم تا میانه های فیلم) شما را درگیر می کند. صحنه پایانی فیلم که یادآور صحنه تیراندازی در فیلم «دست نوشته ها»ی مهرزاد مینویی است اجرای چشمگیری دارد و به هر حال در سینمای خالی از هیجان و اتفاق و زد و خورد ما این صحنه ها و این شکل اجرا قابل توجه است.

4. فضای خانه تیمی در «امکان مینا» رعب آور و ترسناک است. فیلم، خیلی روی گروهک منافقین متمرکز نیست اما همان مدت اندکی را که در آنجا می گذراند با رنگ های تیره، رفتار خشک و رسمی آدم ها و سردی فضا، یک جور دلهره و ترس به جان تماشاگر می اندازد. به خصوص که این افراد دگم و کم تحمل هم تصویر شده اند و به جای حرف زدن در حال حکم دادن اند. تا حالا تصویری که از خانه ها ارائه می شد کمی مضحک بود اما شاید این اولین بار است که سنگینی و وحشت را می شود داخل خانه حس کرد.

5. بازی های فیلم نکته قوتش است. میلاد کی مرام در نقش مهران، خبرنگار ساده و البته کم طاقت فیلم راحت و باورپذیر بازی می کند. درست شبیه یک آدم عادی که سوال دارد، به اطرافیانش شک می کند و سعی می کند جواب معماهای ذهنی اش را پیدا کند. او عاشق پیشه است و اصلا حضور چند وجهی اوست که فیلم را از تک بعدی بودن در می آورد. مینا ساداتی هم توانسته از چهره معصومش کمک بگیرد و پنهان کار به نظر برسد.
 
او کسی است که در صحنه های داخل خانه، زنی آرام، رنجور و مهربان است و در بیرون از خانه، قاطع و کاملا متفاوت به نظر می رسد. «امکان مینا» از آن دسته فیلم هایی است که به بازیگران فرصت دیده شدن می دهد و اگر بازیگر نتواند اعتماد تماشاگر را جلب کند دیگر جذابیتی در کار باقی نمی ماند.

6. فیلم را کمال تبریزی ساخته است که پیش از این فیلم های مختلفی در کارنامه اش داشته، از کمدی هایی مثل مارمولک و طبقه حساس تا فیلم هایی مثل یک تکه نان و مهر مادری. تبریزی در یک خط مستقیم نمی رود. مدام در حال تجربه است و هر فیلمش هم به کلی یک تجربه و یک رنگ و بوی متفاوت دارد.
 
 از مجاهدین تا منافقین؛ نکاتی درباره «امکان مینا»
 
با این همه گاهی به نظر می رسد که سهل انگاری در کارش دیده می شود؛ مثلا در همیشه پای یک زن در میان است، لحن کاریکاتوری فیلم به خاطر اجزا و البته عجله در نگارش فیلمنامه از دست رفته. با پاداش، موقعیت های خنده دارش به دلیل ساده گرفتن صحنه ها از بین رفته و انسجامی هم در کار نیست اما «امکان مینا» تا حدودی فارغ از این ضعف هاست؛ فیلم با دقت و سر حوصله ساخته شده و روی هر صحنه کاملا فکر شده است. از این نظر فیلم، شسته رفته و دیدنی است.

7. این فیلم به موضوع منافقین در سال های بعد انقلاب می پردازد اما یک برادر دوقلو هم دارد! بهروز شعیبی همین امسال فیلمی ساخته به نام «سیانور» که مهر ماه اکران می شود. او در این فیلم به واقعه ضربه سال 54 و تغییر ایدئولوژی گروه پرداخته. آن یکی برخلاف «امکان مینا» یک تریلر نیست، فیلمی سیاسی عاشقانه است که وجه تاریخی اش بر وجه دراماتیکش غلبه می کند.

8. فروش فیلم چندان دلپذیر نیست. چرا؟ شاید به سلیقه تماشاگر برگردد که قصه های پلیسی معمایی را دست کم می گیرد. شاید هم به تبلیغات محدود فیلم برگردد که فیلم را به تماشاگران معرفی نمی کند. شاید هم دو بازیگر اصلی آن قدرت ها مخاطب را جذب نمی کنند اما «امکان مینا» فیلم ساده و جمع و جوری است که سرگرم کننده است و با این که مثل برخی فیلم های روی پرده ادعای مسائل اجتماعی روز را ندارد. درباره تاریخی حرف می زند که لازم است همه از آن آگاه باشیم و بدانیم که یک گروه چطور در حال نابودی ملت بودند.
برچسب ها:
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج