Zero Days؛ اتفاق خطرناکی در راه است
۴۰۱۵۸۴
۲۲ مهر ۱۳۹۵ - ۰۷:۳۸
۷۸۷۱ 
در مواجهه با هر فیلم مستندی می شود این سوال را پرسید که آنچه جلوی دوربین اتفاق می افتد چقدر «واقعیت» دارد؟ چقدر به آنچه در جهان هستی رخ داده ربط دارد و فیلمساز چقدر توانسته انعکاسی از آن رویداد باشد؟
هفته نامه صدا: در مواجهه با هر فیلم مستندی می شود این سوال را پرسید که آنچه جلوی دوربین اتفاق می افتد چقدر «واقعیت» دارد؟ چقدر به آنچه در جهان هستی رخ داده ربط دارد و فیلمساز چقدر توانسته انعکاسی از آن رویداد باشد؟ این سوال ها در عین حال که مهم اند، واقعی نیستند چون کیست که نداند فیلم مستند محدود است به یک برداشت و یک نگاه؟ هر مستندسازی می داند هر چقدر هم تلاش کند زاویه دید محدودی دارد و شاید، تنها بتواند با چند صدایی قدری از نگاه خودش را «مخفی» کند اما باز هم این زاویه دید مستندساز است که به همه چیز قوام می دهد و سر و شکل آن را می سازد.

این بحث ها بدیهی است اما وقتی ما با مستندی روبرو می شویم که وجه سیاسی دارد و در عین حال درباره «ما» به عنوان ایرانی حرف می زند، تردید سراپای وجودمان را می گیرد. این که با موضع فیلم همراه باشیم یا نه. آیا آن را سندی برای احقاق حق خود قرار دهیم یا نه. اصلا خود فیلم تبلیغاتی نیست؟ آیا فیلم می خواهد مرعوب کننده باشد؟

برای پاسخ به این سوال ها هیچ چیز بیشتر از دنیای فیلم به ما کمک نمی کند. این فیلم است که نشانه هایی برای اعتماد به اثر را فراهم می کند یا یکسره از ما می خواهد نظرش را نپذیریم. مثلا هنگام تماشای Zero Days متوجه می شوید که سازنده مشغول چه کاری است. Zero Days نام فیلمی است که الکس گیبنی فیلمساز آمریکایی ساخته و موضوعش درباره ویروس استاکس نت است.
 
Zero Days؛ اتفاق خطرناکی در راه است

ترجمه تحت اللفظی آن اشاره دارد به روزهای صفر، که در کدنویسی کامپیوتری به باگ ها و حفره هایی که در یک کد یا سیستم وجود دارد گفته می شود. از طریق این حفره هاست که می شود آن کد و سیستم را هک کرد. در واقع روز صفر به این نکته اشاره می کند که «صفر روز» از شناسایی آن گذشته است اما این دو واژه در کنار هم معنی دیگری هم دارند؛ می تواند حمله ای باشد که تمام سیستم سایبری یک کشور را نابود کند.

آن روز، که همه چیز نابود شده است، همان روز صفر یا Zero Day است. می بینید؟ انگار داریم از یک جهان آخرالزمانی حرف می زنیم. از روزگار پایان جهان. درست مثل فیلم های علمی خیالی و اگر بدانیم که همه اینها همان اندازه که به جهان واقعیت ربط دارند وهنی اند و مجازی، فضای موجود بهتر درک می شود. بنابراین وقتی نام فیلمی Zero Days است، ما با اثری مواجهیم که دارد تعریف دوگانه این نام را شرح می دهد.

فیلم از چه حرف می زند

برای این که بدانیم فیلم دقیقا درباره چیست باید کمی به عقب برگردیم؛ به دولت قبل و پخش اخباری که در نگاه اول شوکه کننده نبود اما کمی بعد معلوم شد که چقدر می تواند باعث نگرانی شود. داریم از ویروس استاکس نت حرف می زنیم و طبیعتا از یک بحث تخصصی که شاید حوصله سربر باشد اما دانستن اینها برای این که بدانیم موضوع فیلم چیست ضروری است.

استاکس نت ویروسی است که کد آن 20 برابر بزرگتر از یک کد مخرب معمولی است. ظاهرا کد این ویروس بسیار متراکم است و هر بخش از آن وظیفه مشخصی را بر عهده دارد اما عجیب اینجاست که هیچ باگ امنیتی در آن وجود ندارد. یعنی کیفیت آن به گونه ای است که متخصصان امنیت شبکه را به فکر انداخته چطور می شود آن را ساخت. آنها خوب می دانند که کدی با این تراکم و پیچیدگی و در عین حال بدون باگ امنیتی نمی تواند توسط یک یا چند نفر و تنها برای یک دستیابی به اطلاعات طراحی شده باشد.

ماجرا البته از این حرف ها پیچیده تر است. این ویروس از Zero Day های ناشناخته ای استفاده می کند که عمل تکثیر و انتشار را به صورت خودکار و بدون نیاز به دستور اپراتور اجرا می کنند. به این معنا که چنان هوشمند طراحی شده که خودش می تواند موقعیت را تشخیص بدهد. این ویروس برای حمله به سیستم های SCADA و PLC های شرکت زیمنس طراحی شده است.
 
خب، بحث بسیار پیچیده است اما به زبان ساده SCADA و PLC ها برای کنترل و نظارت ابزارهای مکانیکی و الکترونیکی در صنایع مختلف مثل سیستم های حمل و نقل، سیستم های درمانی و پزشکی، سیستم های مالی یا در کارخانه ها، پالایشگاه ها و سدها به کار می رود. به عبارت دیگر نبض صنایع، هدف این ویروس بوده است. نکته مهم اینجاست که در زیرساخت مراکز هسته ای ایران از PLC های شرکت زیمنس استفاده و این ویروس برای حمله به این نوع PLC ها طراحی شده است.
 
Zero Days؛ اتفاق خطرناکی در راه است

فیلم چه چیزی را نشان می دهد

فیلم مثل یک اثر معمایی در حال شرح واقعه ای است که رخ داده: آلوده شدن سیستم های مرکز هسته ای نطنز به این ویروس، شروع به کارش و البته کشف اتفاقی آن در بلاروس. نکته اینجاست که الکس گیبنی مثل یک کارآگاه به دنبال کشف  راز ساخت و پخش این ویروس است. ما با تماشای Zero Days انگار در حال مطالعه یک داستان کارآگاهی هستیم، آن هم نه داستان به شیوه داستان های آگاتا کریستی که اتفاقا از نوع داستان های مجله «ماسک سیاه» یعنی معماهایی که مطرح می شود کم کم ما را به دل یک جامعه می برد و آرام آرام متوجه می شویم که زیر این دنیای به ظاهر آرام چه جنجالی به پاست و گروه های مختلف چطور در حال توطئه چینی اند.

در ابتدای فیلم که شامل گفتگو با افراد مختلف است همه به نوعی اعلام می کنند که حاضر نیستند همه چیزی را که می دانند بگویند. در واقع بخش مهمی از داستان در همان ابتدا مخفی می شود اما گیبنی شروع می کند به باز کردن رازها، این که در بلاروس چه اتفاقی افتاد، مدیران شرکت امنیت کامپیوتری کاسپراسکی چه چیزی را فهمیدند و بعد این که چطور آنها کدهایی را شناسایی کردند و منجر به کشف معمای حمله سایبری شدند.
 
مستند گبنی البته به این رمزگشایی محدود نمی ماند و با شرح وسیعی از اتفاقات سیاسی تلاش می کند بین آنها رابطه ای برقرار کند. مثلا به تحولات پ    رونده هسته ای ایران اشاره می کند، به موضع گیری محمود احمدی نژاد و بنیامین نتانیاهو در سازمان ملل ارجاع می دهد و بعد به گفته های ماموران امنیتی آمریکایی و اسرائیلی رجوع می کند.

از این طریق است که او نتیجه می گیرد استاکس نت چطور به ایران ربط پیدا می کند و  اتفاقا موضوع جذاب اینجاست که تحقیقات او به درد ساخت یک فیلم سینمایی داستانی هم می خورد. ویروس استاکس نت باید به طریقی وارد شبکه کامپیوترهای ایرانی می شده و چون هیچ کدام از این کامپیوترها به اینترنت وصل نیست، سیستم های جاسوسی با ردیابی وسائلی که در این مجموعه استفاده می شد، موفق به آلوده کردن آن شدند.

Zero Days ظاهرا بدون جهت گیری سیاسی به دنبال کشف رازها به همه جا سرک می کشد؛ هم به سرزمین های اشغالی، هم به آمریکا، هم به روسیه و آلمان. با این که می داند کسی حاضر نیست سازنده آن را لو بدهد اما تلاش می کند ذره ذره به واقعیت نزدیک شود.

فیلم به ایران محدود است؟

این مهم ترین سوال است؛ واقعیت این است که Zero Days اگرچه به موضوع ایران می پردازد اما بیش از هر چیز درباره یک تحول در جهان امروز حرف می زند؛ از این که تغییر شکل جنگ ها چطور دارد اتفاق می افتد و بی قانونی و بی مرزی در این حیطه چطور همه را گرفتار می کند. این جنگی است ناپیدا که نه اخلاقیات در آن معنا دارد و نه کشور حمله کننده. همه چیز مبهم است و انگار هر کشوری دارد با خودش، با سیستم هایی که طراحی کرده و دارد با آنها کار می کند مبارزه می کند.

از این جهت فیم الکس گیبنی به شدت ملی گراست (ملی گرایی آمریکایی) و در جهت اهداف کشور خودش ساخته شده. او فیلم را با ماجرایی معمایی شروع می کند اما خیلی زود متوجه می شود که ماجرا بسیار گسترده است و دولت های مختلف، گروه های متفاوت و عوامل جدا از هم در شکل گیری آن موثرند. گیبنی نگران است که اگر این ابزار در اختیار دیگران قرار گیرد چه بر سر کشور خودش می آید و سوال بنیادی تر، چرا کسی حق ندارد درباره آن حرف بزند.

او به هزاران بمب اتم اشاره می کند که در آمریکا وجود داشته و دارد، به جنگ طلبی دولت آمریکا ارجاع می دهد و حتی به خطاهای ارتش و سوال می پرسد که چرا کسی حق ندارد درباره این موضوع که در حال حاضر جهان را تحت تاثیر قرار داده سوال بپرسد و جواب بگیرد؟ فیلم در اینجاست که رویه انتقادی تند و تیزی پیدا می کند.
 
Zero Days؛ اتفاق خطرناکی در راه است

فیلم خیالی نیست؟

می دانید وقتی فیلم را تماشا می کنید گاهی فک رمی کنید که ممکن نیست این چیزها وجود خارجی داشته باشد یا جهان تا این اندازه آسیب پذیر باشد اما راستش فیلم به ما نشان می دهد که این جهان واقعی تر از آن چیزی است که در ذهن خودمان ساخته ایم. ترسناکی اثر از همین وجه است. از این که فعلا راه حل مبارزه در این جنگ پنهان است و بیش از آن که محصول مبارزه رو در رو باشد، پشت هزاران کد و رمز مخفی شده و حتی خودش هم قابل شناسایی نیست. جنگ با سایه، احتمالا بدترین نوع جنگ است.

به ما چه ربطی دارد؟

Zero Days از معدود فیلم هایی است که بدون وجه تبلیغاتی، دارد همان حرف هایی را می زند که سال هاست در کشور شنیده می شود. از جنگ مخفیانه آمریکا و ایران می گوید و این که هنوز هیچ چیز تمام نشده است. توضیح می دهد که چطور در حالی که اوباما تلاش می کرد چهره ای ضد جنگ از خودش نشان بدهد، مجوز این نبرد را صادر کرده است و کمی بعد هم متوجه اشتباه عمیق خود شده؛ چون دست کم اسرائیلی ها به او پشت کردند و این ویروس را با تغییراتی در ایران فعال کردند. نتیجه؟ ورود ایران، چین و روسیه به جنگی تمام عیار بود که حالا کسی نمی خواهد مسئولیتش را بر عهده بگیرد.

از این نظر، Zero Days گرچه یک فیلم ملی گرایانه آمریکایی به حساب می آید اما برای تماشاگر ایرانی هم می تواند نکات جذابی داشته باشد. این فیلمی است تاریخی درباره جنگی که در آینده بیشتر از آن خواهیم شنید.

چرا می تواند ترسناک باشد؟

فیلم البته از یک نظر تبلیغاتی است؛ در عین حال که از وخیم شدن اوضاع جنگ سایبری می گوید از یک تز دیگر برای مقابله با ایران پرده بر می دارد. Nitro zeus عملیاتی است که فیلم به نقل از یک عضو شورای امنیت ملی آمریکا از آن می گوید و چند برابر استاکس نت قدرت دارد و برای مبارزه با ایران طراحی شده و اهدافش هم نه تنها تاسیسات هسته ای که همه تاسیسات کشور است.

وجود چنین برنامه ای ترسناک نیست اما با گذشته ای که فیلم از استاکس نت می سازد و بعد با توضیحی که درباره بی اخلاقی و قربانیان بی گناه این ماجرا می دهد همه چیز برای مخاطب، وهم آلود می شود. این که در آینده چه اتفاقی می افتد ولی در عین حال، به نظر می رسد خواهان ترساندن تماشاگرش از وقوع این جنگ است، نه اعلام قدرت نمایی آمریکا.

Zero Days به درستی اشاره می کند که این مبارزه منجر به شکل گیری ارتش سایبری در ایران شده و هر چه میزان عملیات ها گسترده تر باشد، این ارتش هم قدرتمندتر می شود. نگرانی فیلم از وقوع نوعی رقابت سایبری است نه الزاما ترساندن ایران. بنابراین اگر که از یک عملیات مخرب حرف می زند اما اشاره می کند که سیستم دفاعی ایران هم قدرتمند شده است.

اتفاق خطرناکی در راه است

گفتگو با الکس گیبنی، کارگردان فیلم Zero Days

الکس گیبنی کارگران Zero Days، متولد آمریکاست و مستندساز مشهور و معتبری است. مجله اسوآیر درباره او گفته است که گیبنی مهم ترین مستندساز عصر حاضر است. دو مستند اخیر او درباره ساینتولوژی (یکی از فرقه های مسیحی در آمریکا) و اسناد ویکیلیکس از مشهورترین آثارش است. او چند بار جایزه امی، جوایز مخصوص تلویزیون را دریافت کرده و درباره موضوعات روز مثل القاعده، استیو جابز و حتی سیاست های اقتصادی آمریکا هم مستند ساخته است.
 
Zero Days؛ اتفاق خطرناکی در راه است

این کارگردان 63 ساله یک بار هم برای فیلم «تاکسی به سوی تاریکی» اسکار بهترین فیلم مستند را دریافت کرده است. مستندی درباره قتل راننده تاکسی افغان که به دست سربازان ارتش آمریکا، در مدت زمانی که در بازداشتگاه پروان زندانی بود تا حد مرگ، مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفت. Zero Days محصول 2016 است و این کارگردان بعد از آن هم دو مستند دیگر ساخته است. او در این گفتگو از سختی های کار و ضرورت ساخت فیلم درباره جنگ سایبری می گوید.

ساخت فیلم درباره جنگ سایبری چقدر سخت بود؟

- این احتمالا سخت ترین فیلم عمر مستندسازی ام بود. باید به کدهای صفر و یک زندگی داده می شد. خب، تعداد کمی از مردم حاضر شدند ازشان فیلم بگیریم. پس کدها باید تبدیل به شخصیت می شدند. ما از کدهای واقعی استاکس نت استفاده کردیم اما ما باید به آن حس زنده بودن می دادیم و البته از آن برای قصه کارآگاهی مان استفاده می کردیم.

چقدر برای تو همه چیز ناامیدکننده بود؟ تو مدام جواب نه می شنیدی؟ نه، نه، نه!

- واقعا ناامید کننده بود. تو می توانستی بفهمی که چرا افراد مختلف در سرویس های مخفی نکته ای درباره برنامه در حال پیشرفت نمی گویند ولی وقتی یک چیزی اتفاق می افتد و همه درباره اش می دانند از این که حرف نمی زنند مأیوس می شوی. این خیلی عجیب است که هیچ کس درباره اتفاقی که افتاده حرف نمی زند.

تو احتمالا می دانستی که خیلی سخت است آدم ها را وادار کنی حرف بزنند.

- من حدس می زدم که در فضای پسا اسنودن و پساویکیلیس افراد راحت ترند و رادیکال تر در برابر این موضع اقدام می کنند. جهان عجیبی است چون آدم هایی که در حکومت کار می کنند و از این موضوع اطلاع دارند اجازه ندارند در این باره برای مردم حرف بزنند.

چطور به این سوژه رسیدی؟

- من خیلی عاشق دنیای مجازی ام. فیلم «ما رازها را می دزدیم» [درباره ویکیلیکس] را ساختم. من زندگی استیو جابز را ساخته ام. وقتی که کار روی این موضوع را شروع کردم همه چیز زیادی تکنیکی بود و در عین حال در انتها یک داستان جاسوسی، تریلری پر تعلیق درباره سیاست جهان هم بود. در عین حال به نظر می رسید که داستان همه زمان هاست. دلایل مختلفی بود که ما را برای ساخت فیلم قانع کرد. مثلا چیزی که ما را کنار هم نگه داشته – اینترنت – در عین حال همه ما را فوق العاده آسیب پذیر کرده است. اینها همه جذاب بود.

یکی از شخصیت های کلیدی فیلم تو کسی است که صدایش شنیده می شود اما چهره اش دیده نمی شود و ناشناس می ماند.

- این یکی از مشکلات فیلم بود؛ این که چطور آدم هایی را که با حرف زدن راحت نیستند وادار کنی حرف بزنند. نه فقط برای ضبط کردن بلکه برای توضیح آن چیزی که در پشت ماجرا هست. برای همین کاری که ما توانستیم انجام بدهیم این بود که هویت او را ناشناس نگه داریم تا او راحت حرف بزند. بعد از دولت اوباما درباره نشت اطلاعات خیلی سختگیرانه برخورد می شود.

تو در فیلمت می گویی که بهتر است جهان درباره سلاح های سایبری حرف بزند. فکر می کنی الان جهان آماده چنین گفتگویی هست؟

- به نظرم این امری ضروری است. اگر ما این کار را نکنیم، اتفاق زشت و وحشتناکی رخ می دهد. به خصوص که ما سلاح های ویژه جنگ سایبری را در اختیار داریم. دنیا باید برای استفاده وسیع از این سلاح ها آماده شود. اگر ما شروع به حرف زدن در این باره نکنیم قادر نیستیم که توازن را برقرار کنیم و این معمولا به یک حادثه بد منتهی می شود.
 
Zero Days؛ اتفاق خطرناکی در راه است

هنگام تماشا به این نکات توجه کنید

* فیلم مدعی است که عکس ها و فیلم هایی که از سایت نطنز در شبکه های تلویزیونی و خبرگزاری های داخلی منتشر شده به سازمان های اطلاعاتی امکان شبیه سازی داده است. از جمله این تصاویر، عکسی است که در آن مونیتوری دیده می شود و سانتریفیوژهای در حال کار در آن به چشم می خورد. گیبنی در گفتگو با چند نفر از عوامل سیا و موساد به این نتیجه می رسد که این تصاویر کمک کرده تا سازوکار مجموعه، تعداد آبشارها و هزاران نکته فنی مرکز هسته ای نطنز قابل شناسایی باشد.

* یکی از ادعاهای فیلم، متحد شدن گروه های متخاصم علیه ایران بعد از سخنرانی درباره محو اسرائیل است. تا قبل از آن مسئله گرفتار شدن نیروهای نظامی آمریکایی در افغانستان و عراق، آنها را به کلی درگیر کرده بود اما بعد از سخنرانی محمود احمدی نژاد در سازمان ملل، اسرائیلی ها می توانند آمریکایی ها را مجاب کنند تا در روند این خرابکاری نقش فعالی بازی کنند.

* ترور دانشمندان هسته ای از نکاتی است که دو بار به آن پرداخته می شود. اول به عنوان نشانه ای از این که چطور مدیران امنیت شبکه با دیدن این ترورها و روند پرونده هسته ای ایران، حدس زدند که موضوع استاکس نت به کشور ما ربط دارد و دوم این که چطور برخی از آنها بر اساس عکس ها و فیلم های منتشر شده در داخل شناسایی و کمی بعد ترور شدند.

* ظاهرا طبق قانون اساسی آمریکا این نوع حمله ها مثل حمله اتمی نیاز به دستور مستقیم از سوی رییس جمهور آمریکا دارد چون حمله به تاسیسات اتمی، می تواند پیامدها و خساراتی در حد حمله با بمب اتمی در پی داشته باشد. حتی در قانون اساسی آمریکا آمده است که هر گونه حمله سایبری به زیرساخت های حیاتی این کشور به عنوان اعلام جنگ علیه این کشور و تعرض به خاک آن تلقی می شود و آمریکا می تواند به صورت حمله نظامی و حتی اتمی به آ« پاسخ دهد. دادگاه های بین المللی نیز این قانون را پذیرفته و این حق را برای آن قائل هستند. نکته اینجاست که دولت آمریکا تا امروز حاضر نشده درباره آن حرف بزند، اگرچه اسناد واضحی درباره آن وجود دارد.
برچسب ها:
انتشار یافته: 1
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
18:31 - 1395/07/22
به درد خورد ممنون...
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج