لوسیانو ادینیو: گروه برزیلی ما جور است!
۴۱۵۶۳۸
۱۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۸
۲۹۲۰
لوسیانو ادینیو، مهاجم برزیلی در ایران یک ستاره است اما وقتی به کشورهای حاشیه خلیج فارس می رود، یک ناکام مطلق می شود و در گلزنی در هر جایی غیر از ایران ناتوان نشان می دهد.
هفته نامه همشهری جوان - یوسف بخشی: درباره ادینیو یک مثال واضح وجود دارد؛ مهاجم برزیلی در ایران یک ستاره است اما وقتی به کشورهای حاشیه خلیج فارس می رود، یک ناکام مطلق می شود و در گلزنی در هر جایی غیر از ایران ناتوان نشان می دهد. بازیکنی که کافی است این فصل هم عادت حداقل 20 گل زدنش را ترک نکند تا وارد باشگاه 100 گله های لیگ برتر شود.
 
با این که در سال های گذشته همه او را رونالدینیوی ایران می دانسته اند اما خودش ترجیح می دهد زلاتان ایران باشد. اگرچه نشانه یابی و مقایسه بین زلاتان منچستریونایتد و زلاتان تراکتورسازی تقریبا محال است (یکی دز شمال اروپا به دنیا آمده و مستحکم و مغرور است، دیگری اهل جنوب آمریکاست و فوتبال را انعطاف پذیر و بی ادعا بازی می کند)؛ هر چند رسیدن به سی و چهار سالگی آن ها را در ظرف مشترکی قرار می هد.
 
ستاره سی و چهارساله برزیلی با وجودی که می گوید بهترین شعاری که در استادیوم های ایران شنیده؛ «آبادان برزیلته» است اما عاشق تراکتور و مردم تبریز است و از آرزوی قهرمانی اش با تراکتورسازی می گوید: «آرزو می کنم قبل از خداحافظی از فوتبال با تراکتور قهرمان ایران شوم.»
 
گروه برزیلی ما جور است!! 
 
بیشتر برزیلی ها در کودکی زندگی سختی را تجربه کرده اند. تو هم این سختی را تجربه کرده ای؟
 
همین سختی است که بازیکنان برزیلی را به تغییر زندگی شان وادار می کند. تغییر زندگی با فوتبال بازی کردن. من هم در کودکی زندگی سختی داشتم و خانه مان نزدیک استادیوم پروتوآلگره بود. همیشه فکر می کردم باید یک فوتبالیست حرفه ای باشم و پول خوبی دربیاورم. آن قدر در زمین های محلی فوتبال بازی کردم تا دیده شدم. اگر سختی دوران کودکی نبود، الان بازیکن تراکتورسازی نبودم.

برزیلی ها هرجای دنیا که باشند، هیچ جایی را با خانه شان در برزیل عوض نمی کنند. حتی رونالدو، نیمار، رونالدینیو و آدریانو هم اگر دغدغه فوتبال و کسب درآمد نداشته باشند، ترجیح می دهند در برزیل بمانند؛ چقدر این حرف را قبول داری؟
 
برزیلی ها به خاطر پیوندهای خانوادگی خیلی به هم نزدیک هستند. آدم هایی احساساتی که انگار ژن آن ها در هیچ جای دنیا، آرامش در خانه بودن را ندارد؛ ببینید، آدریانو فوتبالیست فوق العاده ای بود؛ داشتن فیزیک و تکنیک و هوش برای یک مهاجم مثلی موفقیت است و آدریانو همه این ها را داشت.
 
اما به خاطر اینکه با زندگی در اروپا کنار نیامد، دوران فوتباش در 28-27 سالگی به پایان رسید. من واقعا توی ایران خوشحالم و اینجا را خانه دوم خودم می دانم. به هر حال ایرانی ها هم مثل مردم کشورهای لاتین صمیمی هستند و خیلی گرم برخورد می کنند. اما بیشتر برزیلی هایی که در اروپا فوتبال بازی می کنند، نمی توانند با فضای زندگی در آنجا کنار بیایند. به خاطر همین هم هست که دوران اوجشان خیلی طولانی نیست.

وضعیت الان فوتبال برزیل را چطور می بینی؟ بعد از شکست در خانه برابر آلمان، برزیل خودش را بازیابی کرد؟
 
فوتبال برزیل دیگر آن تعداد بازیکن تعیین کننده را در فوتبال دنیا ندارد. الان نگاه کنید؛ جز نیمار در فوتبال اروپا که در بهترین باشگاه دنیا حضور دارد، برزیلی ای که در تیم و باشگاهش ستاره باشد، وجود ندارد. فوتبال برزیل فعلا در حال ترمیم است و فکر می کنم چند سالی تا برگشتن به جمع بزرگان دنیا فاصله داشته باشد. البته ایرانی ها بیشتر هوادار تیم ملی برزیل هستند. چون کشور ما در نیمکره جنوبی است، ساعت های لیگ برزیل به زمان ایرانی نمی خورد؛ وگرنه عاشق فوتبال برزیل می شدید.

این بار چندم است که از فوتبال ایران می روی و دوباره بر می گردی. بعد از رفتن به امارات و قطر، تصمیم داری فوتبالت را این جا تمام کنی؟
 
وقتی وارد فوتبال می شوید، تمرین، تغذیه، گلزنی و امکانات یک سمت آن قرار دارند و شانس یک طرف دیگر است. بگذارید این طوری بگویم که فوتبال یعنی استفاده از شانس. سال 2011 وقتی از مس کرمان به امارات رفتم، در اوج دوران فوتبالم قرار داشتم. آن موقع خوش شانسی من این بود که پیشنهاد خوبی از شارجه به دستم رسید و باید از شانسی که جلوی راهم افتاده بود، استفاده می کردم.
 
گروه برزیلی ما جور است!! 
 
این شانس ربطی به مسائل مالی و قرارداد بهتر ندارد؟
 
البته که دارد. من تازه در 26 سالگی برای اولین بار از برزیل به پرتغال و بعد به مس کرمان آمدم. در لیگ منطقه ای برزیل- که من از 19 سالگی در آن بازی می کردم- پول چندانی وجود ندارد. اولین دلیل هر فوتبالیست برزیلی برای فوتبال بازی کردن، درآمد مالی است. من 18 سال سابقه بازی در فوتبال حرفه ای دارم. ما برزیلی ها دو تا خانه داریم؛ یکی در برزیل و دومی هر جایی که پیشنهاد بازی خوب برسد.
 
بعد از سه فصل خوب در مس کرمان و عنوان آقای گلی ایران، این شانس من بود. یک پیشنهاد خوب از امارات رسید که از لحاظ مالی هم سود زیادی برایم داشت. البته آن وقت ها دوست داشتم برای تیم ملی ایران هم بازی کنم. بیست و هشت و بیست و نه ساله بودم و خیلی آماده بودم اما قسمت نبود که برای تیم ملی بازی کنم.

قرار بود اولین خارجی فوتبال ایران باشی که در تیم ملی بازی می کند؟ چرا تابعیت ایران را نگرفتی؟
 
یک روز در کرمان توی خانه ام بودم که تلفنم زنگ خورد. یک از مدیران فدراسیون فوتبال بود و به من گفت «الان کنار آقای کی روش هستم. علاقه ای داری که برای تیم ملی ایران بازی کنی؟» واقعا شگفت زده شده بودم  گفتم: «بله... خیلی دوست دارم برای ایران بازی کنم.» قرار شد اسناد و مدارکم را تحویل فدراسیون فوتبال بدهم تا کارهای قانونی انجام شود.
 
یکی، دو هفته بعد با آقای کی روش هم قرار ملاقاتی گذاشتیم ودرباره این موضوع حرف زدیم. دوباره از من پرسید دوست داری برای ایران بازی کنی؟ جواب دادم: «اگر شما بخواهید، از همین فردا برایتان بازی می کنم.» اما دیگر خبری از فدراسیون و آقای کی روش نشد و نتوانستم در جام جهانی بازی کنم.

الان دیگر رویای بازی برای تیم ملی ایران را نداری؟
 
راستش را بخواهید نه. آن موضوع به چند سال پیش بر می گشت. می توانستم در جام جهانی بازی کنم و باشگاه های خوب برزیلی فوتبالم را تماشا کنند و اعتبار فوتبالی ام را بیشتر کنم. اما الان 34 ساله هستم. اگر تمرینات خوبی داشته باشم و مصدوم هم نشوم، نهایتا 2 سال دیگر می خواهم فوتبال بازی کنم و بعد برای همیشه بر می گردم برزیل.

کسانی که زندگی خصوصی ادینیو را از نزدیک دیده اند، می گویند سبک زندگی خیلی  سالمی در زندگی دارد؟
 
ببینید، این که یک فوتبالیست بتواند تا 34 سالگی در سطح اول فوتبال بازی کند و دچار مشکل ضعف جسمی یا مصدومیت نشود، کار آسانی نیست. من خودم آشپزی می کنم و هیچ وقت غذای فست فود نمی خورم. روی آشپزی هم خیلی حساسم، چون حرفه ای آشپزی می کنم. شب ها هم همیشه زود می خوابم. برنامه ریخته ام که یکی، دو سال دیگر که از فوتبال خداحافظی کردم، هر چقدر دلم خواست، غذا بخورم.
 
گروه برزیلی ما جور است!! 
 
امسال را خیلی خوب شروع نکردی. همه توقع دارند ادینیو توی هر تیمی بازی می کند، سالی 20 تا گل بزند؟ امسال اما ادینیوی همیشگی نبودی؟
 
اتفاقا چند تا از دوست های غیرفوتبالی ام هم توی یکی، دو هفته گذشته می گفتند چند تا سایت و روزنامه درباره ضعف من مطلب نوشته اند. مهم ترین دلیل افت اول فصل من دیر اضافه شدن به تمرینات تراکتورسازی بود. خب من جزء آخرین بازیکنانی بودم که با تراکتور قرارداد امضا کردم و بدنسازی کاملی نداشتم. در هفته های گذشته بیاض ممی، بدنساز تیم زحمت خیلی زیادی برایم کشید و بازی به بازی بهتر خواهم شد. حتی وقتی تمرینات تیم تعطیل بود، به طور شخصی تمرین کردم تا زودتر به آمادگی برسم.

اما توی 10 بازی گذشته فقط سه گل زده ای. این برای مهاجمی که عادت داریم همیشه گلزنی کند، نشانه ناآماده بودن است؟
 
اول این که وظایف یک مهاجم فقط گلزنی نیست و مطمئن باشید آقای قلعه نویی با کی تعارف ندارد که به خاطر اسم، او را در ترکیب فیکس تیم بگذارد. همین که تراکتورسازی الان وضع خوبی در  جدول رده بندی دارد، کافی است. مهم ترین هدف ما قهرمانی در لیگ است. بعد هم اینکه این فصل خیلی بدشانس بودم. دو، سه بار توپ هایم به تیر دروازه خورده و گلرها هم با عکس العمل های عجیبی توپ هایم را می گیرند؛ مثل همین بازی هفته پیش رو به روی فولاد خوزستان.
 
چند روز پیش دوستی به ام گفت 40 روز است برای تراکتور گلزنی نکرده ای. خودم واقعا این را نمی دانستم اما خوشحالم که این طلسم رو به روی فولاد شکست. الان هم به هواداران تیم قول می دهم آخر فصل باز هم بالای 20 گل برای تراکتورسازی بزنم. توی 90 دقیقه همیشه یک فرصت برای گلزنی وجوددارد. قول می دهم بهتر از آن ها استفاده کنم.

بهترین دوست ات در تیم تراکتورسازی چه کسی است؟
 
بهترین دوستم در تیم جاسم کرار است. توی اردوها هم اتاقیم و خیلی پسر خوبی است. جاسم کرار با فوتبالیستی که توی رسانه ها می شناسید و می گویند خیلی حاشیه دارد، متفاوت است. واقعا پسر خوبی است. توی این چند وقت معلم زبان عربی من بوده و کم کم دارم عربی ازش یاد می گیرم. (می خندد). البته مگنو باتیستا هم دوست صمیمی من است و در تبریز بیشتر با هم هستیم. خانه هایمان نزدیک هم است و برایش کاپوچینوی عالی ای درست می کنم.

توی تمام این سال هایی که در ایران حضور داشتی، از زندگی در ایران راضی بودی؟
 
مردم تبریز حتی یک بار هم به من اجازه ندادند که پول غذای رستورانم را حساب کنم. این محبت را هیچ جای دنیا نمی شود پیدا کرد. من در کشورهای زیادی زندگی کرده ام: پرتغال، ایتالیا، بلغارستان، قطر، امارات.
 
هیچ جای دیگری آدم ها این قدر به فوتبالیست ها لطف ندارند. چه توی کرمان، چه اینجا در تبریز هیچ وقت نتوانسته ام به تنهایی در خیابان قدم بزنم. مردم به سمت ات می آیند، بغلت می کنند و عکس یادگاری و سلفی می گیرند. این ها چیزهایی است که اگر روزی ایران را ترک کنم، دلم برایشان تنگ خواهدشد.

به عنوان آخرین سوال؛ لوسیانو ادینیو در ایران از فوتبال خداحافظی می کند؟

این روزها در تبریز با مگنو باتیستا و فرناندو دخسوس و شیمبا، گروه برزیلیمان جور است. اگر فقط به نظر شخصی من باشد، می گویم قطعا در ایران بازنشسته خواهم شد. بهترین دوران فوتبالم را در ایران گذراندم.
 
 گروه برزیلی ما جور است!!
 
لوسیانو ادینیو از زندگی شخصی اش می گوید
 
در خانه وزنه می زنم
 
از اولین فصلی که ادینیو در مس کرمان درخشید تا همین دو فصل پیش همیشه بحث حضور ادینیو در سرخابی های پایتخت مطرح بود؛ نقل و انتقالی که هر بار سنگی جلوی پایش افتاد و میسر نشد. شاید بتوان این ایراد را به ستاره برزیلی گرفت که در تمام سال های فوتبالش به اندازه استعدادی که داشت، قدر ندید؛ استعدادی که گاهی فدای انتخاب های اشتباه شد و گاهی هم مسیرش را به سمت فوتبال کشورهای حاشیه خلیج فارس کج کرد. هر چند ادینیو پایان در پایان راه، این شانس را دارد که در باشگاه پرهوادار و محبوب تراکتورسازی از فوتبال خداحافظی کنید و البته با کمی شانس همراه جام قهرمانی لیگ شانزدهم.

هیچ وقت دوست نداشتی برای پرسپولیس و استقلال بازی کنی؟
 
راستش را بخواهید، توی سال های اول حضورم در ایران دوست داشتم لباس یکی از این دو تیم را بپوشم. استقلال و پرسپولیس شناسنامه فوتبال ایران هستند. وقتی در لیگ امارات و الشارجه حضور داشتم، ایرانی های زیادی را می دیدم که حتی توی خیابان های شارجه لباس استقلال و پرسپولیس را می پوشند.
 
بار دومی که به ایران آمدم، به باشگاه پرسپولیس خیلی نزدیک شده بودم. حتی پای مذاکره هم نشستیم اما ترجیح دادم به تراکتورسازی بروم. به شان هم گفته بودم اگر به تراکتورسازی نروم، لباس پرسپولیس را می پوشم.

فوتبال ایران را با قهرمانی در لیگ برتر ترک می کنی؟
 
یکی از دلایلی که امسال در تراکتورسازی ماندم، همین است. هم باشگاه بزرگی داریم، هم هواداران فوق العاده. از طرف دیگر حضور آقای قلعه نویی در باشگاه آدم را امیدوار می کند. من در کرمان هم تجربه کار کردن با آقای قلعه نویی را داشتم. مربی ای که همیشه تفکرات هجومی در فوتبال دارد و دنبال فوتبال هجومی است، نه ضدفوتبال. برای یک مهاجم هم چه چیزی بهتر از باشگاه تراکتورسازی که فوتبال را هجومی بازی می کند.
 
اول فصل به هواداران تراکتورسازی و مردم تبریز قول دادیم که لیگ امسال برای ماست و واقعا تلاش می کنیم اولین قهرمانی لیگ برتر تراکتوساطی به دست باید. اگر 10 سال قبل بود، این قدر انگیزه نداشتم، اما الان که به آخر دوران فوتبالم نزدیکم، بیشتر از گذشته ارزش قهرمان و جام را می دانم.
 
گروه برزیلی ما جور است!! 
 
اوقات فراغت ادینیو در تبریز چطور می گذرد؟
 
فیلم می بینم، فوتبال خارجی تماشا می کنم و روزی یک ساعت هم در خانه وزنه می زنم تا بدنم از فرم خارج نشود. با آنجل و آندری، فرزندانم هم وقت می گذرانم.

می گویند خیلی اهل خانواده هستی؟
 
دخترم آنجل تقریبا چهار سالش است و آندری پسرم یک سال و نیم دارد. خانواده ام همه زندگی ام هستند. ما برزیلی ها خیلی احساساتی هستیم و بدون خانواده نمی توانیم زندگی کنیم. حتی توی برزیل هم کسی دوست ندارد در خانه اش تنها باشد و همه فامیل دور هم هستند.

فارسی را هم خوب حرف می زنی. به نظر زبان سختی است؟
 
اولش کمی سخت بود. لهجه فارسی و پرتغالی خیلی متفاوت هستند و گفتن کلمات برایم سخت بود. اما الان نه. فقط هنوز نمی توانم جمله هایم را کامل کنم. (ادینیو معمولا با گذاشتن فعل در آخر جمله ها مشکل دارد!!) اما ترکی را نمی توانم یاد بگیرم. فقط در حد یکی، دو کلمه ترکی یاد گرفته ام.
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج