بالاخره مهاجرت خوب است یا بد؟!
۴۱۷۸۱۳
۲۵ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۸
۲۹۵۱۸ 
بررسی نه چندان کوتاه درباره مهاجرت
مهاجرت مانند سابق موضوع بزرگ و پیچیده ای نیست. مثلا تصمیمی در حد ازدواج، طلاق یا مشارکت بزرگ اقتصادی نیست که شکست در آن خانمان سوز باشد و پیروزی اش، شادکامی همیشگی! می شود تجربه کرد و آزمود.
ماهنامه دانشمند - امیرحسین موسوی: پس از اتمام تحصیلات و بازگشت به ایران به دفعات از جانب دوستان با این سوال مواجه شده ام که چرا بازگشتم؟ بخشی از هدف این سیاهه پاسخ دقیق به این پرسش است. بخش دیگر مربوط به دوستان عمدتا دانشجوست که حالا در ایران اند و مرا طرف مشورت در مورد مهاجرت تحصیلی قرار داده اند.

انگیزه دیگر، قراری بود که با تعدادی از دوستان مهاجرم در آلمان داشتم، مبنی بر اینکه مدتی پس از بازگشت، گزارشی از حس و حال روانی ام بدهم و هدف نهایی همان گونه که از عنوان نوشته بر می آید، پاسخی است عمومی به این پرسش: مهاجرت از ایران/ ماندن در کشور مقصد/ بازگشت به ایران در چه شرایطی و با توجه به چه ملاحظاتی عقلانی است؟

در این نوشتار قصدی مبنی بر ارزش گذاری اخلاقی در کار نیست و فرض شده است فرد تنها قصدش این است مکه منافع شخصی، رشد فکری و شکوفایی درونی خود یا خانواده اش را در ساخت های گوناگون، بیشینه کند. توضیح لازم دیگر این است که تنها سخن عمومی و فراگیری که می توان در مورد مهاجرت گفت این است که تقریبا هیچ پاسخ عمومی وجود ندارد، یعنی نمی توان به جوابی رسید که برای همه صادق باشد و پاسخ ها و تجربیات، فرد به فرد متفاوت و گاهی متضاد است.

برای اثبات این مدعا کافی است از دوستان مهاجرتان پیرامون هر موضوعی دوست دارید، سوال واحدی بپرسید. تقریبا به تعداد دوستانی که از آنها سوال کرده اید، پاسخ هایی متفاوت دریافت خواهید کرد! حتی در مورد برخی سوالات کاملا عینی و انضمامی که مثلا فلان قانون در فلان مورد چیست، پاسخ ها متفاوت است؛ چه رسد به سوالات انتزاعی تری مانند میزان رضایت از وضعیت زندگی.

مهاجرت؛ رفتن، ماندن، بازگشتن
 
گمان بر این است که اگرچه احساس رضایتمندی عاملی درونی است، چندین متغیر مهم خراجی نیز در ایجاد این حس نقشی تعیین کننده ایفا می کنند. مخلص کلام اینکه برای هر گونه تصمیمی مبنی بر رفتن، ماندن یا بازگشتن، هر کسی باید به چنین متغیرهایی در زندگی شخصی اش رجوع کند و ببیند کنش عقلانی برای او کدام است، بعد تصمیم بگیرد و پای تصمیم و تبعاتش بایستد.

به نظر می رسد این روش عاقلانه ترین مدل تصمیم گیری در این باب است و بدترین و غیرعقلانی ترین نوع تصمیم گیری هم، حرکت با جو و مدی است که در جامعه وجود دارد؛ حرف های خاله جان و انسی خانم و به طور خلاصه «تصمیم گیری نمایشی». تصمیم گیری نمایشی یعنی خودمان، آینده و زندگی مان را درگیر صحنه ای تئاتری کنیم و تمام هدف و فکر و ذکرمان این باشد که چیدمان نمایش به هم نریزد!

مقدمه دیگر، توضیح درباره ترجیح یک سبک زندگی است. من ترجیح می دهم که از همین الانم لذت ببرم. یعنی هیچ وقت حاضر نیستم بپذیرم حالا که 38 سالم است، متحمل سختی و رنج فراوان شوم که بعد در 40 سالگی خوش بگذرد. یا کمتر پیش می آید کاری انجام دهم یا در موقعیتی خود را قرار دهم که همان کار یا موقعیت در همان لحظه برایم خوشایند نیست و صرفا برای آینده ای بهتر، آن را تحمل کنم.

این معنی اش خوش گذرانی همیشگی یا بی برنامگی نیست. بگذارید با مثالی مقصودم را روشن تر کنم. من این روزها وقت زیادی را در کتابخانه ملی می گذرانم. مشغول پایان نامه و چند ترجمه و نوشته و اندکی هم مطالعه برای کنکور دکتری هستم؛ اما در عین حال مطالبی را ترجمه می کنم و می خوانم که حقیقتا برایم لذت بخش اند و حتی اگر به مقصد یا مقصدهایم هم نرسم، از طی این مسیر احساس خسران و افسوس نخواهم کرد.

این فقط یک سبک زندگی و ترجیح شخصی است و مانند هر سبک دیگری علاوه بر منافع، تبعاتی هم دارد. قصدم از این توضیح، نه دفاع از این نگرش خاص بود و نه حتی توصیه به آن هدف. بیان این مسئله بود که این نوشتار احتمالا فقط برای شخصی مفید خواهد بود که نگرشش در این مورد خاص به نگارش نگارنده نزدیک است.

پیش از بیان متغیرها، آخرین مقدمه هم این است که مهاجرت مانند سابق موضوع بزرگ و پیچیده ای نیست. مثلا تصمیمی در حد ازدواج، طلاق یا مشارکت بزرگ اقتصادی نیست که شکست در آن خانمان سوز باشد و پیروزی اش، شادکامی همیشگی! می شود تجربه کرد و آزمود. الان با 250 یورو می توانید با بلیت پگاسوس بروید آلمان و بازگردید. می توانید 6 ماه، یک سال، سه سال بمانید و ببینید خوشحال اید یا نه. خلاصه اینکه این انتخاب نهایی یا بی بازگشت نیست.

متغیرها

همان طور که اشاره شد متغیرها فرد به فرد متفاوت عمل می کنند؛ یعنی یکی از این متغیرها با رفتن برای شخصی افزایش می یابد و همان متغیر برای شخصی دیگر، با شرایط یا نگرشی متفاوت، کاهش بسیاری از این متغیرها صفر و یکی نیستند، یعنی آن طور نیست که یا هستند یا نیستند، بلکه اکثرا بر طیفی قرار دارند و هر شخص باید ببیند در کدام شرایط، هر کدام را به چه میزان داراست.
 
نسبت وزنی آنها به یکدیگر نیز برای هر شخص متفاوت است، اما عنصری که ثابت به نظر می رسد این است که هر فرد باید این متغیرها را با هر وزنی که برای شان تعیین می کند، در نظر بگیرد. از آنها معدل یا برآیند بگیرد و این برآیند، رفتن، ماندن، یا بازگشتنش را تعیین کند. شماره متغیرها هم بر اساس اولویت نیست.

1. وضعیت اقتصادی در وطن و کشور مقصد

مقصود روشن است. اگر شما اینجا بی کار و بی پول یا کم درآمد هستید و فکر می کنید این درآمد که به دلیل شرایط حاکم بر ایران است و با همین توانایی حاضر می توانید در کشور مقصد درآمدی به مراتب بشتر داشته باشید، کفه ترازو برای شما سمت رفتن است. واضح است که این، هم به درآمدتان در خارج از کشور، مثلا یک دانشجوی دکتری را در نظر بگیرید. اگر قصدتان این باشد که یک دکترای شسته و رفته بخوانید، تصمیم تان کاری تمام وقت است. یعنی یا پدرجان یا دانشگاه باید خرج تان را بدهد.

برای افرادی با هوش و پشتکار متوسط و خوب، تقریبا نشدنی است که هم دکتری شان را به خوبی بخوانند و هم جدی کار کنند. اکثر دانشگاه های اروپا و آمریکا به دانشجوی دکتری کمک هزینه تحصیلی می دهند یا قبل از شروع تحصیل از شما ضمانت نامه هایی را می گیرند که مطمئن شوند استطاعت پرداخت شهریه و خرج زندگی تان را در دوره تحصیل دارید.

نتیجه اینکه دکتری خواندن در خارج از ایران اگر بابای پولدار ندارید یا با کار کم نمی توانید پول کافی دربیاورید، صرفا از این جنبه خاص، چندان معقول به نظر نمی رسد.
 
 مهاجرت؛ رفتن، ماندن، بازگشتن
 
2. وضعیت کاری در ایران و کشور مقصد

اگر موقعیت شغلی تان را در ایران دوست دارید و دخل و خرج تان هم تا حدودی به هم می خورد و امنیت شغلی دارید، در رفتن تردید کنید. این روزها تقریبا در همه جای دنیا کمتر و بیشتر، معضل بیکاری حتی میان متخصصان شایع است. اینها تصورات خام و ساده لوحانه است که همه جهان تشنه تخصص و مغز ایرانی است و آنها منتظرند که ما برسیم! خلاصه در این زمینه زمانی رفتن عقلانی است که تقریبا از وضعیت شغلی بهتر در کشور مقصد مطمئن باشید.

3. وضعیت شبکه اجتماعی دوستان و روابط

یکی دیگر از آن دروغ های قشنگ این است که فقط در ایران همیشه پارتی حرف اول را می زند و در کشورهای جهان اول، همه چیز بر اساس شایستگی و لیاقت توزیع می شود! همه جای دنیا تا حدودی روابط اجتماعی نقش تعیین کننده ای در میزان قدرت اجتماعی افراد ایفا می کند. فقط اینجا اسمش می شود پارتی بازی و آنجا می شود سوشال نت ورک!

ایجاد دوباره یک شبکه اجتماعی گسترده، کار زمانبری است. مثلا اگر شما جزو دسته ای از افراد هستید که دوستان فراوانی در حوزه های مختلف دارید و آنقدر نفوذ اجتماعی دارید که هر یک از آنها در مواقع لزوم برای تان کاری انجام می دهند، به ترک کردن این شبکه زیاد فکر نکنید. اگر تنهایید که هیچ! در کشور مقصد هم تنها خواهید بود و اوضاع از این جهت چندان توفیری ندارد.

4. وضعیت روابط خانوادگی

اگر روابط خوبی با پدر، مادر، خواهر و برادر دارید، یعنی آنها حقیقتا برای تان عزیزند و در شادی ها و اعیاد واقعا دل تان می خواهد کنارشان باشید و مهاجرت، اینها را از شما می ستاند؛ باید بپذیرید کندن از اینها کار ساده ای نیست و چه بسا موجب خسران های جبران ناپذیری شود. به خصوص اینها از آن دست موهباتی است که تا داریم، متوجه شان نیستیم. اگر چنین روابطی ندارید هم که تکلیف معلوم هست.

5. وضعیت عاطفی

یعنی در رابطه ارزشمند عاطفی قرار دارید و رفتن/ ماندن/ بازگشتن سبب فراق می شود. این فراق را جدی بگیرید! بهترین شرایط محیطی را همین تک عامل می تواند به کلی ویران کند.

6. رشته دانشگاهی

یکی از خطرناک ترین نگرش ها که بسیار شایع هم هست، رفتن به هر قیمتی است. رشته موردت علاقه، یعنی رشته ای که فکر می کنید در آن بهترین هستید و برای شما مناسب ترین انتخاب است. اینکه شما قرار است آنجا چه بخوانید و چه کاری انجام دهید، بسیار حیاتی است. اگر رشته ای که قرار است بخوانید را دوست نداشته باشید، به شدت در رفتن تردید کنید. مهاجرت و استقرار در کشور مقصد به تنهایی فرآیند دشواری است. اگر قرار باشد رشته ای که دوست ندارید را هم تحمل کنید، تمامی زندگی تان می شود تحمل!
 
مهاجرت؛ رفتن، ماندن، بازگشتن
 
7. شهر مقصد

علاوه بر کشور، شهر مقصد را نیز به طور جدی بررسی کنید. تصویری که ما از آمریکا می بینیم و می شنویم معمولا  تصاویر نیویورک و ال ای (لس آنجلس) و از اروپا هم معمولا تصاویر پاریس و لندن است. برای کسی که در شهری مثل تهران زندگی کرده باشد، زندگی در یکی از شهرهای کوچک در بیابان های نوادای آمریکا کار ساده ای نیست.

8. وضعیت روحی روانی

اگر از آن دسته اید که اینجا حالتان خوب نیست، یعنی شرایط مالی (شغلی) تحصیلی تان مطلوب است اما به هر دلیلی خوشحال نیستید، ابتدا به ساکن این موضوع را به محل زندگی تان گره نزنید. یعنی فکر نکنید مهاجرت الزاما حال تان را خوش می کند. پیش آمده است که مهاجرت حال خوشی کسی را بد کند اما ندیده ام که حال بد کسی را خوش کند!

9. وضعیت آزادی های اجتماعی، امنیت فرهنگ عمومی جامعه

این هم از آن دسته موضوعات به شدت نسبی است. اگر آقا یا خانم محترمی هستید که ماندن در ترافیک هفت صبح بزرگراه های کلان شهر تهران و از آن بدتر فرهنگ مبتذل رانندگی اکثریت، اره ای است بر روان تان، فکر هم می کنید این مملکت حالا حالاها درست بشو نیست، خب معلوم است کفه، کدام طرفی است. این موضوع خیلی بستگی به نگرش و سبک زندگی خودتان دارد.

10. وضعیت استقلال شخصیتی و آزادی در انتخاب سبک زندگی

بسیاری از ما وقتی به 25-24 سالگی می رسیم، دلمان می خواهد زندگی مستقلی داشته باشیم. یعنی مثلا خانه ای برای خود داشته باشیم، کسانی را که دوست داریم دعوت کنیم یا جاهایی که دوست داریم برویم و به آن سبکی که دوست داریم، زندگی کنیم. به خصوص بسیاری از ما که در جامعه ای در حال گذار زندگی می کنیم، پیش فرض های ارزشی مان با خانواده متفاوت است و این معنایش لزوما نداشتن علقه های خانوادگی نیست. این مورد هم مانند باقی موارد کاملا نسبی و وابسته به فرد است.

برای مثال دوستی در آلمان می گفت: «زمانی که در ایران بودم، حسرت به دل ماندم که مادرم یک بار اول در بزند و بعد داخل اتاقم شود!» واقعیت این است که بسیاری از افراد تنها مسیرشان برای رسیدن به استقلال، مهاجرت است. داشتن یا نداشتن این استقلال و مقدار اهمیت آن در منظومه فکری فرد، سهم بسزایی در ماندن یا رفتن ایفا می کند.

11. موضوع فرزند

بسیاری از افراد معتقدند که شرایط فعلی اجتماعی ایران برای تربیت درست اخلاقی و شکوفایی استعداد فرزند مناسب نیست و بر این عقیده اند که اگرچه مهاجرت شرایط خودشان را به عنوان والدین، سخت و پررنج می کند، اما در عوض فرزندشان در محیطی به مراتب اخلاقی تر و انسانی تر پرورش می یابند و این از خود گذشتگی را لازم می بینند.

هدف از ذکر این متغیر صرفا از این جهت است که نشان دهد چنین متغیرهایی هم می تواند در تصمیم گیری نقش ایفا کند. نقل قولی به مضمون و نادقیق از استاد عزیز، مصطفی ملکیان، می گوید: «والدینی که به فکر شکوفایی و رشد شخصیتی خود نیستند و حاضرند از این موضوع برای شکوفایی کودک شان بگذرند، کمکی به شکوفایی کودک هم نکرده اند. فرزند با شخصیت توسعه یافته، محصول پدر و مادری با شخصیت توسعه یافته است.»
 
مهاجرت؛ رفتن، ماندن، بازگشتن
 
12. منزلت اجتماعی

اگر در موقعیتی هستید که در مجامع معتبر داخلی اعم از علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی و غیره نسبتا شناخته شده هستید و احترام ویژه ای دارید یا مثلا امکان حضور در رسانه های تصویری و نوشتاری را دارید یا برای سخنرانی به فلان همایش و کنفرانس دعوت می شوید یا در موقعیتی قرار دارید که با امضای تان صدها نفر جا به جا می شوند، یا فعال سیاسی و مدنی هستید و دغدغه های اجتماعی دارید و مشغول فعالیت هایی هستید که گمان می کنید به سهم خود نقشی در التیام دردها یا حل مشکلات بخشی از جامعه دارید و قس علی هذا، خوب دقت کنید که آیا چنین منزلت قدرت و نقشی را در کشور میزبان هم خواهید داشت؟

اگر ندارید باز هم در رفتن تردید کنید. دیده شدن و حضور در فعالیت هایی از این دست، احساس رضایتی به ما می دهد که گاه بهترین موقعیت های دیگر زندگی به ما نمی دهند؛ اما اگر موقعیت تان به گونه ای است که چنین منزلتی با رفتن تان افزایش می یابد که تکلیف معلوم است.

در نهایت، بازگشت به نکته ابتدای نوشتار ضروری به نظر می رسد؛ تصمیم شما مبنی بر رفتن از ایران، ماندن در کشوری دیگر یا بازگشت به وطن، هنگامی عقلانی است که معدل چنین متغیرهایی را برای خودتان بیشینه کنید و همان طور که ملاحظه کردید، این متغیرها به گونه ای عمل می کنند که برای هر شخص متفاوت اند. به قول جناب سعدی «بسیار سفر باید تا پخته شود خامی / صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی». اما مهاجرت عاقلانه و اتخاذ یک تصمیم درست، یک موضوع است و تابع جو و مد و درگیر نمایش عمومی شدن، موضوعی دیگر.

آمار مهاجران تحصیلی به آمریکا

در چهل و چهارمین جلسه کمیسیون نخبگان و آینده نگاری علم و نوآوری که خرداد 1395 در شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار شد، رییس کارگروه نخبگان با ذکر این نکته که تعداد مهاجران تحصیلی ایرانی به آمریکا از حدود 20 هزار نفر در سال 1983 به حدود 10200 نفر در سال 2014 کاهش یافته است، گزارشی از وضعیت مهاجرت تحصیلی دانشجویی کشورهای مختلف را به آمریکا در دوره سال تحصیلی 2014-2013 ارائه کرد. در این گزارش کشورهایی که بیشترین آمار مهاجرت تحصیلی را به ایالات متحده دارند عبارتند از:
 
274000 دانشجو از چین
53000 دانشجو از عربستان سعودی
11000 دانشجو از ترکیه
10200 دانشجو از ایران
10160 دانشجو از آلمان
10000 دانشجو از انگلستان
8303 دانشجو از فرانسه
8000 دانشجو از اندونزی
7300 دانشجو از کویت
6882 دانشجو از مالزی
برچسب ها:
مطالب مرتبط
انتشار یافته: 21
در انتظار بررسی:0
-
13:30 - 1395/08/25
من بااین مقاله کاملا موافقم.کسیکه موفقیت خاصی درایران نداشته است درخارج ازکشورهم وضع چندان مناسبی نخواهدداشت لطفا گول نخورید.بخداهیچ جاایران نمیشه
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۱۰ - ۱۳۹۵/۰۸/۲۶
در جوابت باید بگم که اگه یکم پول داشتم حتی یک صدم ثانیه هم مکث نمی کردم و یرای همیشه از ایران میرفتم.
اسیر
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۳۱ - ۱۳۹۷/۰۲/۱۰
این چه مقاله ای بود ؟! مثل آدم یه مقاله بنویسید دیگه الان حس کردم دارم کتابهای محاسبات استاتیک دانشگاه میخونم. مگه ریاضیه؟!
Iran, Islamic Republic of
13:43 - 1395/08/25
اگر دکترا باشی و بیکار باشی و پارتی نداشته باشی و جوونی ت رفته باشه و هیچ دلخوشی نداشته باشی و هرجا میری به در بسته میخوری به نظرت؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ ها
بدون نام
Norway
۱۷:۰۲ - ۱۳۹۵/۰۸/۲۵
احتمالش خیلی زیاده که خارج هم نتونی کار خوب پیدا کنی
اونچا هم کار نریخته
منم
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۲۰ - ۱۳۹۵/۰۸/۲۵
صاحب نظر عزیز رشته تحصیلیم دو زاری نیست و دانشگاهی که ازش مدرک گرفتم و حتی حوزه کاری که دارم پس لطفا ندانسته نظر نفرمایید ممنونم
Iran, Islamic Republic of
13:47 - 1395/08/25
ایران یا هرجا به هر دلیل از 30 تا 40 سالگی کار و پول نداریم بخاطر سوء مدیریت و کاستی خدمات رفاه اجتماعی حالمون خوب نیست بی انگیزه غمگین و افسرده هستیم بهتره مهاجرت کنیم انگیزه پیدا کنیم.
یه آب سیال بهتر از آبیه که یکجا بمونه و بگنده
Iran, Islamic Republic of
15:21 - 1395/08/25
والا من دوستام اونور بودن همه هم راضی بودن کلی هم پیشرفت کردن.خودمم برای یکی از بهترین دانشگاه های پزشکی اروپا پذیرش گرفتم.فقط کافیه توان مالی داشته باشی بقیه چیزایی که گفتین همش چرت و پرته
Iran, Islamic Republic of
17:48 - 1395/08/25
بهترین جا آفریقا است
Iran, Islamic Republic of
20:42 - 1395/08/25
من سال 88 اسمم برای گرین کارت در اومد ولی نتونستم برم. پارسال هم یه مدت از ایران رفتم ولی باور کنید هیچ جایی برای زندگی ایران نمیشه.
وقتی آدم می خواد مهاجرت کنه تمام گذشته و آینده اش میاد جلوی چشماش که دیروز کجا بوده فردا کجا خواهد بود. با این وضع اروپا هم مهاجرت به نفع نیست و دردی از دردهای ما رو دوا نمی کنه. هیچ جای دنیا تهران نمی شه. البته دود و دم زیاد داره که انشالله خوب بشه. یه مقداری پول جمع کردم و درخواست ویزای سرمایه گذاری دادم که مرحله اول قبول شدم انشالله مشکلی پیش نمیاد که حداقل بتونم ویزا بگیرم که بتونم به راحتی برم و بیام چون هیچ کشوری رو بیشتر از ایران دوست ندارم.
Iran, Islamic Republic of
18:37 - 1396/08/14
سلام
برای هر کسی یکجوری خوبه
بله اینطوری هست
ولی نظر من اینه چرا بریم خارج درس بخونیم؟
چذرا ایران نخونیم؟
هیجا مثل وطن و زادگاه آدم نمیشه
پاسخ ها
علیرضا
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۱۲ - ۱۳۹۸/۰۵/۱۶
من که تا دو-سه ماه دیگه رفتنی‌ ام شما رو نمیدونم لطفا شعار ندید و نظرات واقعیتون رو بگید ما ایرانی ها معمولا وقتی با هم صحبت میکنیم یه چیزی میگیم ولی تو دلمون یه چیز دیگه اس
Iran, Islamic Republic of
17:57 - 1397/03/11
تجربه بهترین کاره هر کسی باید ب اهدافش فکر کند و برود دنبالش. ایران بد نیست ولی برو دنبال آرزوت پیدا میکنی
Iran, Islamic Republic of
18:50 - 1397/06/07
من قصد مهاجرت به ایتالیا رو دارم
مهم ترین دلیلش هم اینه که دیگه اینجا برام چیزی جذابیت نداره
و بیشتر آدم ها و اتفاقات دور و برم فقط مایه رنج و عذاب من
اینجا یعنی یه خط صاف و واقع بینانه تر بگم با شیب منفی رو به افول
میرم شاید چیزی پیدا کنم که به زندگی م معنا بده
میدونم وقتی رفتم حسرت هایی هست که آزارم میدن
ولی چاره ندارم
باید برم
کفش هایم کو؟ چه کسی بود صدایم زد...
Iran, Islamic Republic of
12:13 - 1397/06/08
تو خارج رفتگر باشیم بهتره تا تو ایران دکتر باشیم
Iran, Islamic Republic of
23:47 - 1397/07/07
در دانشگاه ازاد واحد تهران پزشکی درس بخون ببین کارمندان امور اداری دانشگاه باهات چیکار میکنند که بعد از فارغ التحصیلی دیوونه وعقده ای میای بیرون
Iran, Islamic Republic of
10:37 - 1398/05/17
سلام وقت بخیر
کاربردی بودن مطالب رو نمیتونم در چند کلمه تحسین کنم،تونستم ابهامات و سوالات ذهنیم رو به جوابی برسونم ممنون و سپاسگزارم کمک بسیار بزرگی کردین به من و امثال من و درست به موقع تونستم سرچ کنم و دسترسی پیدا کنم
دست مریزاد
پاینده باشید.
Germany
23:56 - 1398/07/02
بسیار عالی نوشته شده بود و به منظم کردن فاکتورها و متغیرهای ذهنی ام کمک بسیار زیادی کرد و تشکر می کنم.
به ویژه نکته ای که ذکر شد که می شه امتحان کرد و یک تصمیم برای یک عمر نیست واقعا نکته خوبی بود.
به طور کلی برای تصمیمم مصمم تر شدم.
United States
13:36 - 1398/07/16
ممنونم از مقالتون و واقعا استفاده کردم.چیزهایی بهش اشاره کردین واقعا برای خودمم سؤالند. مشکل اغلب ما یا حداقل خودم دقیقا سر درگرمی و نیافتن این پاسخ هاست.خارج رفتن ی برزخه نمیدانیم چی برسرمان می اید .من واقعا اینجا پول ندارم با دوتا لیسانس بیکارم وعلت بیکاریم همین بی علاقگی که تو ایران به هیچ شغلی ندارم. از هرچی وزارتخانس بدم میاد.ازوکالت خوشم میاد ولی ازخوندن این قوانین بیزارم .ازاین همه اختلاس .فقرمردم.ولی واقعانمیدونم توخارج کجا برم وچکارکنم؟
Iran, Islamic Republic of
14:59 - 1398/11/17
۲۲سالمه و معلمم ، وضعیت مالی خوبی داریم و از خانوادمم راضیم کشورمم خیلی دوست دارم ولی من میتونم به راحتی بورسیه شم و برم دانمارک یا سویس در واقع من از تنها چیزی که ناراضیم وضیعت زنان تو ایرانه، آرامش روحی ندارم وقتی به این فکر میکنم که اگر فرزندی داشته باشم هیچ وقت قرار نیست فامیلم تو شناسنامش باشه یا زنان حق طلاق و حضانت ندارن و ورزشگاه نمیتونن برن و نمیدونم می ارزه قید همه چی رو بزنم و برم یک کشور دیگه که البته اونجا دیگ ارامش دارم
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج