طنز؛ ترافیک و آلودگی برای سلامتی خودمان است
۴۶۳۸۰۷
۲۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۳
۴۰۶۳ 
اگه دزدی و خفت‌گیری خیابونی و مزاحمت نوامیس و گوشت کیلویی خیلی تومن و ترافیک و آلودگی و خوراکی‌های هورمونی و پالم‌دار و صداوسیما هزار تا بدی هم داشته باشن، یه خوبی‌شون اینه که ...
مهرشاد مرتضوى در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

اگه دزدی و خفت‌گیری خیابونی و مزاحمت نوامیس و گوشت کیلویی خیلی تومن و ترافیک و آلودگی و خوراکی‌های هورمونی و پالم‌دار و صداوسیما هزار تا بدی هم داشته باشن، یه خوبی‌شون اینه که قلب و اعصاب مردم قوی میشه. اون‌وقت اگه احیانا یه روز ضدهوایی 20 دقیقه هم تو تهران تیراندازی کنه، مردم به جای اینکه برن قایم بشن و بترسن، خیلی خونسرد وایمیستن تماشا می‌کنن، فیلم می‌گیرن و شی مشکوک رو تو هوا به هم نشون میدن.در حدی که هر کس ندونه فکر می‌کنه داره از اون بالا کفتر میایه که اینا انقدر خوشحالن.
 
یعنی مردم طوری دل و جرات پیدا کردن که انواع سوسک و عنکبوت و رتیل و کروکودیل و تیرانوزوروس رکس از ترسوندن‌شون قطع امید کردن و الان دارن داروهای ضد افسردگی رو با مرگ موش حل می‌کنن و سه وعده در روز می‌خورن. این نشون میده که هر بلای طبیعی و غیرطبیعی دیگه‌ای هم روی ما اثر نداره و نهایت واکنش‌مون به بدترین اتفاق‌ها، خمیازه‌ا‌س. یعنی راهکارمون برای مقابله با انواع حوادث اینه که این‌قدر نگاهشون می‌کنیم که خودشون خجالت بکشن و رخ ندن!

مثلا ما جوری به انواع رقم اختلاس عادت کردیم که اگه فردا خبر بدن 15هزار میلیارد تومن خیلی یهویی و اتفاقی گم شده، اول قیمت دلاریش رو حساب می‌کنیم، بعد میگیم «این که چیزی نیست، همین دو هفته پیش خبر دادن فلانی 18هزار میلیارد برده!» یا تو چند سال اخیر هر وقت می‌شنویم یه وسیله نقلیه عمومی به انضمام مایحتوی (مسافراش) منهدم شده، اوج واکنش‌مون اینه که یه سری تکون بدیم و بگیم: «ای بابا، راحت شدن. آخه این زندگی کوفتی چی داره؟»

احتمال بعدی اینه که اگه زلزله بیاد، خیره و با یه حالت «خب، بعدش چی؟» به زمین نگاه می‌کنیم. زمین یه‌خورده می‌لرزه، بعد کم‌کم خودش خجالت می‌کشه و گسل و کانونش رو جمع می‌کنه و به حالت اول برمی‌گرده. میگن یه بار هم تو شمال سیل راه افتاده، رسیده به مناطق مسکونی، دیده مردم یه جوری نگاهش می‌کنن. هی درختای قطع شده رو چک کرده، زمین نشست کرده رو امتحان کرده، ولی به نتیجه نرسیده که اینا چرا این قدر شاکی هستن. با گریه گفته: «داداش خب خودتون این درختا رو قطع کردین باعث شدین من بیام. چرا شاکی هستین؟» ولی باز مردم خیره نگاهش کردن. اونم از خجالت یه موز برداشته و تو زمین فرو رفته و سفره‌های آب زیرزمینی رو پر کرده.

حتی دکتر ظریف هم وقتی توی مذاکرات با فریاد گفت «هیچ‌وقت یک ایرانی را تهدید نکن» با صدای آروم‌تری ادامه داد «چون انقدر نگاهت می‌کنه که بمیری» بعد زل زده به طرف مقابل. بعد از نیم ساعت، همه طرف‌ها بندهایی که مربوط به امتیازات خودشون می‌شده رو خط زدن و تفاهم‌نامه رو تسلیم ایران کردن!

پس ما نتیجه می‌گیریم که اگه کیلویی50هزار تومن گوشت می‌خریم یا تو خیابونای دودگرفته رومون چاقو می‌کشن یا گزینه‌های تلویزیون دیدن‌مون «20:30» و «مرتضی حسینی» و «معمای شاه» هستن، باید جنبه خوب قضیه رو ببینیم و این قدر به همه چیز اعتراض نکنیم.
برچسب ها:
مطالب مرتبط
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج