زندگی و کار تنها زنِ شاغل در معدن «چهل کوره» سیستان و بلوچستان
۴۶۷۱۰۰
۱۰ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۷
۲۰۵۹۳
«معدن چهل کوره» و «مهلا ابرین»؛ اگرچه تا چهار سال پیش این دو نام هیچ گاه در کنار هم قرار نگرفته بودند اما اکنون بخشی از هویت هم را شکل می دهند و ساعت ها، روزها، هفته ها و ماه های زیادی را کنار هم می گذرانند.
ماهنامه زنان و زندگی - محمد باقرزاده: «معدن چهل کوره» و «مهلا ابرین»؛ اگرچه تا چهار سال پیش این دو نام هیچ گاه در کنار هم قرار نگرفته بودند اما اکنون بخشی از هویت هم را شکل می دهند و ساعت ها، روزها، هفته ها و ماه های زیادی را کنار هم می گذرانند. این دختر 29 ساله نزدیک به چهار سال است که ساعت 5:45 صبح سوار پژو چهارصد و پنجی می شود که او را از خانه پدری اش در مرکز شهر زاهدان به سمت معدنی در 120 کیلومتری این شهر شرقی می برد. 51 کیلومتر که از جاده اصلی زاهدان – بم طی شود، مسیر فرعی و جاده خاکی به سمت «چهل کوره» و روستای «گراغه» آغاز می شود.

گراغه اگرچه مقصد نهایی نیست اما برخی کارکنان معدن در این روستا پیاده می شوند و عقربه های ساعت که 7 را نشان دهد، ماشین هم به معدن رسیده و یک روز کاری دیگر آغاز می شود. حالا یک زن و 250 مرد باید 11 ساعت را در کنار هم و با کارهای مختلف سپری کنند تا سالانه 300 هزار تن کانسنگ یا همان سنگ معدن استخراج شود.

ابرین اگرچه اولین زنی نیست که کار در معدن را تجربه می کند اما نخستین زنی است که معدن مس چهل کوره به خود دیده و او با پشتکارش راه را برای ورود دیگ رهم جنسانش هموار کرده است، به طوری که در این سال ها دو زن دیگ رهم ماه هایی را در این معدن مشغول به کار شدند و هر روز درخواست از طرف زنان سیستان و بلوچستانی برای فعالیت در کاری که پیش از این به مردان تعلق داشت افزایش می یابد.
 
گزارش از زندگی و کار تنها زنِ شاغل در معدن «چهل کوره» سیستان و بلوچستان

نمی توانستم بیکار بمانم

اما چه شد که یک فعال سابق دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان و فارغ التحصیل مهندسی صنایع سر از بیابانی در پهناورترین استان ایران در آورد و هر روز حدود سه ساعت از عمر خود را در مسیر رفت و برگشت طی می کند؟ «اسفند 90 درسم تمام شد و اردیبهشت ماه مدرک مهر خورده ام دستم بود. به هر حال از ابتدای سال 91 دچار بحران بیکاری شده بودم، زمانی که تازه متوجه شدم آمارهای بیکاری که اینجا و آنجا اعلام می شود، فقط عدد و رقم نیستند و من هم با گرفتن مدرکم به جمع بیکاران پیوسته ام.»

ابرین که به امید پیدا کردن کار، نزدیک به شش ماه مدارک خود را به هر شرکت و موسسه ای ایمیل کرده و همزمان به هر جایی که به ذهنش می رسید سر زده بود، در وصف آن روزها با طنزی در لحن و کلمات خود می گوید: «دوره سختی بود، 3 ماه اول را منتظر بودم بیایند کشفم کنند، روی سرشان بگذارند و مدیریت بخش تولید یک کارخانه را به من تقدیم کنند. دیدم کسی دست به کار نشد. شروع کردم به گشتن و گشتن. کارخانه ها و کارگاه های تولیدی استان را تا جایی که در لیست اداره صنایع بود، گشتم. خبری نبود. رفتم سراغ کار حسابداری اما برخوردهایی را دیدم که توقعش را نداشتم؛ اینکه جنسیت من چیست برای شان مهمتر از این بود که دنبال کار می گشتم. در نهایت به صورت اتفاقی و در اواسط پاییز 91 به این پروژه رسیدم.»

مطمئنی که می خواهی در معدن کار کنی؟

حالا واقعیت های زیر پوست شهر زاهدان، بیکاری، نگاه از پشت عینک جنسیت به زنان و ... آرمان گرایی دوران دانشجویی را به تلاش و مبارزه برای تغییر شرایط تبدیل کرده بود اما ابرین برای توصیف کار خود از چنین کلماتی استفاده نمی کند و از این که شیوه زیست چهار سال گذشته خود را نوعی مبارزه بداند، اکراه دارد. او با خبر شده بود که معدن مس چهل کوره نیروی جدید استخدام می کند: «وقتی از این موضوع اطلاع پیدا کردم، سراغ مجری طرح رفتم که او هم مرا برای کار مناسب دانست ولی یک موضوع تازه را مطرح کرد: «باید پدرت منطقه و کارگاه را ببیند.»
 
گزارش از زندگی و کار تنها زنِ شاغل در معدن «چهل کوره» سیستان و بلوچستان

هر چند این برخورد برای من جالب نبود؛ چون دلیلی برایش پیدا نمی کردم، ولی توجیهی که برای خودم آوردم این بود که «خب قانون ما این طوره.» خلاصه اینکه با پدرم به دفتر زاهدان رفتیم. مجری طرح همه خطرات کار را گفت و گفت که آنجا معدن است و همه کارمندها مرد هستند و اینکه هر روز حدود سه ساعت باید در راه باشی و ...

حرف های مجری طرح که تمام شد پدرم گفت خودش باید جواب بدهد و به من نگاه کرد: «می توانی در این شرایط کار کنی؟» منم گفتم که فکر نمی کنم مشکلی داشته باشم. بیکاری آنقدر سخت بود که واقعا انگیزه انجام هر کار سختی را داشتم. در مرحله بعد باید با پدرم معدن را می دیدیم، که دیدیم و قرار شد بعد از آموزش های اولیه کار در بخش کنترل پروژه را آغاز کنم.»

او در آخرین ماه از پاییز 91، کارش را شروع کرد و در قدم اول، یک دوره آموزشی 10 روزه را در دفتر تهران پشت سر گذاشت: «ده روز تهران بودم، روز اول با مدیر پروژه و همکارهای دفتر تهران آشنا شدم. یادم می آید مدیر پروژه از من پرسید که «مطمئنی می خواهی در معدن زاهدان کار کنی» و من هم گفتم چاره ای نیست.»

جدی، ساکت و سختکوش

پس از طی دوره آموزشی در تهران، کار بیش از ده ساعت در روز و شش روز در هفته آغاز می شود. کنترل پروژه معدن مس چهل کوره آن هم در استانی که به گفته وزیر کنونی کشور، در مرکز آن یعنی زاهدان، «بیش از 200 هزار نفر با استانداردهای 100 سال پیش» زندگی می کنند. اگرچه منظور وزیر از استانداردهای 100 سال پیش، کیفیت مالی و امکانات زندگی بوده اما به نظر می رسد که فقرِ امکانات بر نوع نگاه مردم منطقه نسبت به حضور زنان در جامعه هم تاثیرگذار است و بی دلیل نیست که در استان های محروم ایران، مشارکت زنان در مسائل اجتماعی هم کمتر است.

ابرین در توصیف روزهای آغازین کار خود می گوید: «شرایط کمی مشکل بود و این موضوع مرا حساس کرده بود. شاید همکاران از نظر خودشان برخورد خیلی بدی نداشتند ولی زیاد اتفاق می افتاد که من از رفتارشان احساس خوبی نداشته باشم. سعی می کردم کمتر صحبت کنم و جدی باشم و صمیمیتی ایجاد نکنم. اینطور احساس امنیت بیشتری می کردم.»

حضور و کار یک زن در محیطی که پیش از این کاملا مردانه بوده و نزدیک به 250 مرد در بخش های مختلف آن مشغول به کار هستند ممکن است ناخواسته برخی نگاه های غالب جامعه را آشکار کند: «روزهای اول تعدادی از همکاران می گفتند که دیگر خیلی برای غذا درست کردن نیاز به زودپز نیست و تا اندازه نگاه های اینچنینی وجود داشت و هنوز هم هست.
 
مثلا کارهای غیرتخصصی را بیشتر به من واگذار می کنند یا اینکه چون کارگاه خیلی کار اداری ندارد و فرد مشخصی برای آن استخدام نشده، این کارها باید مشترکا انجام بشود ولی معمولا به کسی که تازه کارتر است، تحمیل می شود. اوایل که تازه کار بودم، هر چند زورگویی بود ولی فکر می کردم ربطی به زن بودنم ندارد؛ ولی بعد از این که همکار جدید آمد متوجه شدم به واسطه زن بودن همچنان قرار است که من این کارها را انجام بدهم.»

اما کار زنان و مردان در کنار هم می تواند سختی ها و مشکلات دیگری را هم ایجاد کند که نه نگاه دو طرف به همدیگر بلکه شاید نگاه حاکم بر جامعه در ایجاد آن نقش داشته باشد: «زن بودنم محدودیت های دیگری را هم ایجاد می کرد که شاید کسی تقصیری نداشت ولی برای من سنگین بود. مثل موقعی که تعداد نفراتی که باید  در یک ماشین سواری سوار می شدیم زیاد می شد (رفت و آمد کارکنان با ماشین سواری (پژو) است) و ما مجبور می شدیم 3 نفره در صندلی های عقب بنشینیم که در این وضعیت همه معذب بودیم.»
 
گزارش از زندگی و کار تنها زنِ شاغل در معدن «چهل کوره» سیستان و بلوچستان

مشکلات تمام نشدند اما تقریبا حل شدند

نزدیک به چهار سال از اولین روزی که مهلا ابرین کار خود را در بخش کنترل پروژه معدن مس شروع کرده می گذرد. او در تمام این روزها بازخوردهای مثبتی را از طرف خانواده و اطرافیانش گرفته است و محیط کار هم دیگر شرایط سال 91 را برایش ندارد: «الان مسائل تقریبا حل شده و دغدغه زیادی ندارم. نمی گویم تمام شده اند ولی دیگر شرایط مثل قبل نیست، شاید به این دلیل که سرپرست جدید کارگاه در نظر من انسان محترمی است.»

معدن چهل کوره در حال آماده سازی است و هم زمان پروژه های دیگری هم توسط این تیم در منطقه گراغه در دست احداث است؛ پروژه های جاده مخابرات و برق. سال گذ شته دو خانم دیگر هم مدتی در این معدن مشغول به کار شدند و به نظر می آید این آمار در سال های آینده بیشتر هم خواهد شد.

فکر می کنم تابوها را شکسته است

اما حضور یک زن در جمع مردانه کارکنان معدن مس چهل کوره از دید همکاران چگونه دیده می شود؟ «سارو ابراهیمی» مهندس 60 ساله و «سرپرست نظارت» این معدن است. او که در تهران بزرگ شده و مدتی است در این شهر روزگار می گذراند، درباره روزهای شروع به کار خود در این پروژه می گوید: «خانم ابرین زودتر از من در این پروژه مشغول به کار شد.
 
بیکاری آنقدر به او فشار آورده بود که مجبور به کار در معدن شد چون کار پیدا کردن در سیستان و بلوچستان واقعا سخت است. من روز اول که او را دیدم یک مقدار تعجب کردم اما مس چهل کوره پروژه بزرگی است و الان حضور او کاملا عادی است و کسی به جنسیتش توجه نمی کند. ما مستقیما با هم در ارتباط هستیم. ماهیت کار او دفتری است و همواره یکی دو نفر همراهش هستند و در محیط کار اصلا مشکلی ندارد.»

ابراهیمی که فردی باتجربه و در کار خود کارکشته است، درباره کیفیت کار و شیوه عملکرد تنها زن حاضر در این پروژه هم می گوید: «او در تیم نظارت است و تا الان هیچ مشکلی در ارتباط با همکاران و کارش نداشته است. خانم ابرین سنگین برخورد می کند و زیاد اهل شوخی نیست و در کارش جدیت به خرج می دهد.»

سرپرست نظارت این پروژه در پاسخ به این سوال که آیا این محیط پتانسیل استخدام زنان دیگری را هم دارد، می گوید: «کلا کار کنترل پروژه را زنان بهتر از مردان انجام می دهند و خانم ابرین نیز به کارش علاقه دارد و موفق هم هست. الان خانم های دیگری هم هستند که تقاضای کار در این پروژه را دارند. با حضور ابرین، تابوی کار زنان در این معدن شکسته شده و او با جسارت خودش توانسته این فضا را تغییر دهد و حتی زمینه را برای فعالیت و حضور دیگر زنان فراهم کند. من فکر می کنم این خانم توانسته تابوها را بشکند.»
 
گزارش از زندگی و کار تنها زنِ شاغل در معدن «چهل کوره» سیستان و بلوچستان

«شادی نجفی» هم نام زنی است که اوایل دهه 80 مشهد را به مقصد دانشگاه سیستان و بلوچستان ترک کرد و چندی بعد در قامت یک فعال دانشجویی ظاهر شد تا دوستی اش با «مهلا ابرین» آغاز شود. او که فارغ التحصیل مهندسی عمران است، پس از پایان دوران تحصیل خود در زاهدان ماند و همزمان با آغاز زندگی متاهلی اش، کار در این شهر را تجربه کرد.

نجفی درباره روزهای آشنایی و شناخت خود از ابرین می گوید: «او در نگاه اول دختری کم حرف و جدی بود. وقتی که فهمیدم برای کار در معدن پذیرفته شده اصلا تعجب نکردم چون برای رسیدن به اهدافش آنقدر مصمم و مبارزه طلب هست که بتواند هر روز چنین مسافت طولانی را طی کند و در فضای خشن و سخت معدن دوام بیاورد.»

فعالیت 19 زن در معادن سیستان و بلوچستان

مطابق آخرین آمار رسمی از کارکنان معادن ایران که سازمان آمار کشور در سال 94 منتشر کرده است، 91 هزار و 869 نفر در معادن کار می کنند که یک هزار و 318 نفر از این کارکنان را زن تشکیل می دهند.

در استان سیستان و بلوچستان با 107 معدن فعال هم در مجموعه یک هزار و 379 نفری کارکنان، 19 زن حضور دارند. بررسی این اعداد نشان می دهد زنان معدن کار کل کشور 1.39 درصد از کارکنان را تشکیل می دهند و این عدد در سیستان و بلوچستان 1.37 است.

اما در کشورهای توسعه یافته وضعیت کار در معدن با ایران متفاوت است. مطابق گزارش یک سازمان غیرانتفاعی و فعال در زمینه حقوق زنان معدن کار در کشور کانادا به نام «زنان معدن»، در سال 2006 میلادی، زنان 14 درصد از کارکنان معادن کانادا را تشکیل می دادند و این عدد اکنون تغییرات زیادی را به نفع فعالیت شغلی زنان داشته است. در سال های گذشته و در برخی کشورها هم قوانین به گونه ای تغییر یافت که زنان بتوانند از موقعیت های شغلی معادن، استفاده بیشتری ببرند.

در آفریقای جنوبی یعنی کشوری که معادن فراوانی دارد، شرکت های معدنی ملزم هستند که دست کم 10 درصد از نیروهای کار خود را از بین زنان انتخاب کنند. اگرچه درصد حضور زنان در معادن سیستان و بلوچستان از میانگین کشوری کمتر است و در دیگر فضاهای کاری هم زنان این استان به نسبت دیگر نقاط کشور حضور کمتری دارند اما در سال های گذشته، نواهایی برای تغییر این شرایط از سوی زنان سرزمین نخل و آفتاب بلند شده است.

اردیبهشت 93 «حمیرا ریگی» قبای فرمانداری شهرستان «قصرقند» را بر تن کرد تا در روزهای بعد هم «معصومه پرندوار» این مسئولیت را در شهرستان «هامون» بر عهده بگیرد و اکنون نه در انتصاب های مدیریتی که در دیگر فضاهای اجتماعی استان هم، زنان ساز حضور و مشارکت را کوک کرده اند.
انتشار یافته: 1
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
14:06 - 1398/02/16
از خانم ابرین بپرسین در طول 4 سال چند بار آمدند به سایت چهل کوره نباید حق زنانی که 12 ساعته کار می کنند رو با دوروغ هایی که گفته میشود پر کرد
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج