کامبیز سینمای ایران
۵۰۶۶۰۹
۱۸ فروردين ۱۳۹۶ - ۰۶:۵۳
۱۱۴۷۹ 
دیدید برای چهره های مختلف سینمای ایران، لقب درست می کنند؟
بی قانون؛ ضمیمه طنز روزنامه قانون - محمدرضا نصیری: دیدید برای چهره های مختلف سینمای ایران، لقب درست می کنند؟ مثلا می گویند: «عزت سینمای ایران» که آدم ناخودآگاه ذهنش می رود سمت عزت ضرغامی و با خودش می گوید که: «نه، این نامبرده نمی تواند عزت سینما باشد.» و سپس ذهنش می چربد به سمت عزت پورقاز که خب قاعدتا او خیلی هنر کند، می شود: «عزت فوتبال ایران» که تازه آن هم اگر «عزت الله جانملکی» بگذارد. بعد آدم با خودش می گوید دیگر چه عزت هایی داریم؟ دست آخر یادش می آید که عزت الله انتظامی را داریم اما چند سالی هست که سکی به او در فیلم هایش بازی نمی دهد ولی به هر حال لقب دادن که کنتور نمی اندازد و هزینه ای ندارد.

از این لقب ها زیاد هست؛ مثلا به فاطمه معتمد آریا اخیرا گفته اند: «سیمین سینمای ایران» که اشاره دارد به نام مخفی این بازیگر که در خانه صدایش می زنند سیمین! باز هم داریم؛ مثلا «گوهر سینمای ایران» که طبیعتا باید لقب «گوهر خیراندیش» باشد ولی «باران سینمای ایران» نداریم که اگر داشتیم، می شد آن را به باران کوثری داد.

کاش جواد خیابانی هم در سینما فعالیت داشت. جواد یک بار در برنامه هفت حاضر شد و از دغدغه ها و علاقه های سینمایی اش پرده برداشت و اعلام کرد که آخرین بار فیلم آژانس شیشه ای را در سینما دیده است؛ اما دقایقی بعد سوتی داد و گفت به خاطر فیلم «شیار 143» در سینما گریه کرده است. با این حساب می شود به او لقب «جواد سینمای ایران» را اهدا کرد.

مال بابای مان که نیست؛ بیک ایمانوردی و نعمت الله آغاسی هم «یک خوش دست، یک خوش صدای سینمای ایران» بودند. محمدرضا شریفی نیا هم «خوش تیپ سینمای ایران» است که در فیلم ها همه خانم ها دوست دارند با او ازدواج کنند یا قبلا با ایشان ازدواج کرده اند و الان سرشان هوو آمده است. به خانم ژاله علو می گوییم «مادر سینمای ایران» که البته با این لقب در حق خانم ثریا قاسمی که یک عمر در فیلم های ایرانی با سینی چای جلوی دوربین حاضر شد و دیالوگ طلایی «پدر و پسر خوب با هم خلوت کردید» را گفت، اجحاف شد.

استاد جمشید مشایخی که خودش «پدر سینمای ایران» است یک مدت گیر داده بود که به خاطر کامنت های توهین آمیز ایرانی ها در اینستاگرام لیونل مسی، شخصا برای عذرخواهی از او به آرژانتین برود و «کتف های مسی را ببوسد». پدر سینمای ایران یک بار لقب «سعدی سینمای ایران» را به مرحوم علی حاتمی اهدا کرد. گفتیم علی حاتمی، یاد لیلا حاتمی افتادیم که اگر تا الان «لیلای سینمای ایران» لقب نگرفته، واقعا در حقش نامردی شده چون خودش به شخصه در هفت هشت تا فیلم که اسم شان لیلا بوده، بازی کرده است.

یادتان است چند خط بالاتر گفتیم سعدی سینمای ایران؟ حالا گفتیم سعدی سینمای ایران، یاد مولانای سینمای ایران افتادیم. «مولوی سینمای ایران» کسی نیست جز مسعود ده نمکی که پارسال ادعا کرد الگویش در فیلمسازی، مولاناست. اگر در مثنوی مولوی دقت کرده باشید، شخصیت هایی مثل «بایرام باقالی» و «بیژن مرتضوی» را می توانید از دل 300 هزار بیت شعر این شاعر بزرگ کشف کنید و در فیلمنامه ها بگنجانید.

«حافظ سینمای ایران» هم داریم که البته چون حافظ ناظری، حافظ موسیقی است و ربطی به سینما ندارد، پس حافظ سینمای ایران نداریم ولی سینما حافظ داریم. ناصرخسروی سینمای ایران ندارم ولی خسروی سینمای ایران داریم که همان مرحوم خسرو شکیبایی خودمان است.

«مرد هزار چهره سینمای ایران» هم لابد داریم؛ البته اکبر عبدی غیر از این لقب، لقب های دیگری نیز دارد؛ «مثل «به اندازه هیکل اون یارو خواستگار عربستانیه، آزمایش مدفوع دهنده سینمای ایران!»
برچسب ها:
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج