نقد و بررسی بازی Syberia 3؛ نفرین نسخه‌ی سوم!
۵۴۰۹۴۵
۱۸ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۷:۳۵
۱۰۹۳۶ 
در دنیای بازی های رایانه ای نفرینی وجود دارد که بازیبازان کمابیش آثارش را میبینند اما کسی هنوز وجودش را اثبات نکرده. "نفرین نسخه ی سوم” نام این بلای خانمان سوز است و تابحال گریبان بازی های بیچاره ی زیادی را گرفته است.
وب‌سایت گیمفا - حسین صدری: در دنیای بازی های رایانه ای نفرینی وجود دارد که بازیبازان کمابیش آثارش را میبینند اما کسی هنوز وجودش را اثبات نکرده. "نفرین نسخه ی سوم” نام این بلای خانمان سوز است و تابحال گریبان بازی های بیچاره ی زیادی را گرفته است. نکند باور نمی کنید؟ کمی به دور و برتان نگاه کنید. بازی هایی که انجام داده اید را به یاد آورید. حتما می توانید عناوین زیادی را پیدا کنید که نفرین نسخه ی سوم هستی شان را گرفته.
 
زمانی که یک عنوان و دنباله اش در دنیای ویدئو گی موفق می شود و جایش را در دل گیمر ها بدست می آورد نفرین نسخه ی سوم بلافاصله فعال شده و بازی مورد بحث را تحدید می کند. این نفرین چند وقتی بود که با دنیای ویدئو گیم کاری نداشت. مخصوصا از زمانی که آثاری مانند The Witcher به سختی در برابرش مقاومت کردند. اما در کمال تاسف حالا بازگشته تا یکی از دیگر بازی های خوب این صنعت را به کام مرگ بکشاند. آنقدر ظالم و شرور است که درست دست روی عنوانی گذاشته که طرفدارانش ۱۳ سال است برای عرضه ی آن انتظار می کشند. بازی ای به نام Syberia.

نفرین نسخه‌ی سوم | نقد و بررسی بازی Syberia 3

مرور خاطرات قدیمی

داستان بازی از آنجا آغاز می شود که کیت واکر در کوهستان سرد رها شده و در حال جان دادن است. در همین موقع Youkol ها او را پیدا کرده و از مرگ حتمی نجاتش می دهند. مردم خونگرم و بامزه ای که در بازی قبلی با آن ها آشنا شدیم پس از مراقبت های فراوان از کیت او را به یک کلینیک درمانی منتقل می کنند تا سلامتی اش را به طور کامل بازیابی کند. کیت پس از مدتی به هوش می آید و متوجه می شود در یک درمانگاه است. او پس از مدتی Kurk را در تخت کناری خود میبیند. پسری که متعلق به جمعیت Youkol ها است و به نوعی وظیفه دارد آن ها را رهبری کند.
 
کیت متوجه می شود این پسر یکی از پا های خود را از دست داده و در آن درمانگاه منتظر است تا یک پای مکانیکی تازه برایش ساخته شود. کیت از این موضوع می رنجد و قصد می کند تا از این بیمارستان بیرون برود. اندکی بعد او متوجه می شود عوامل و مسئولین این بیمارستان رفتار عجیبی دارند. دکتری که کیت را معینه می کند پیش از مرخص کردن، او را به یک دستگاه دروغ سنج متصل می کند و سوالاتی را ار او می پرسد. حرکتی که از نظر کیت بیشتر به یک بازجویی شبیه است تا عملی برای اطمینان حاصل کردن از سلامت بیمار. کیت متوجه می شود آن ها حتی برای بیرون رفتن او از بیمارستان نیز از خود مقاومت نشان می دهند و برای بیرون رفتن کیت را به حل یک معما تشویق می کنند. معمایی که کیت متوجه می شود به طور عمدی طوری طراحی شده که قابل حل شدن نباشد.
 
او می فهمد که آن ها به دلایلی قصد دارند تا بیاران را درون درمانگاه نگه دارند. آن ها همچنین Kurk جوان را به تختش بسته اند و درست مانند یک زندانی دست و پایش را به تخت قفل کرده اند. کیت موفق می شود از آنجا فرار کند و با کمک دوستش Kurk معمای راهیابی به بیرون بیمارستان را حل می کند. او همچنین در هنگام بازگشت به Kurk قول می دهد تا پای جدید و مکانیکی او را از آهنگر سازنده ی آن بگیرد و به او در بیمارستان برساند. اما شرایط کم کم از این هم پیچیده تر می شود. کیت می فهمد اعضای کلینیک درمانی سعی دارند با مسموم کردن آب رودخانه باعث شوند Youkol ها مکانی که هم اکنون برای سکونت برگزیده اند را ترک کنند. ر حالی که آن ها نمی توانند بدون Kurk جایی بروند. کیت همچنین متوجه می شود که یک کارآگاه از نیویورک موظف شده تا او را تعقیب کند و به دام بیندازد. آن ها می خواهند هر طور که شده کیت را به آمریکا بازگردانند آن هم با اتهاماتی ساختگی. مسائل به همین شکل در هم آمیخته می شوند و ماجرایی را می سازند که بار دیگر کیت واکر جوان را وارد یک سفر عجیب و غریب می کند. همه چیز برای ماجرا جویی حاضر است. پس منتظر چه هستید؟

داستان بازی گرچه انقلابی و بی نقص نیست اما می تواند به خوبی مخاطب را تا انتها درگیر کند. از طرفی سازندگان با وفا داری به دو بازی قبلی این سری توانسته اند لحظات نوستالژیک بسیار زیادی را برای بازیبازان خلق کنند. بازی گاه از شخصیت های قدیمی سری استفاده کرده که ملاقات با آن ها پس از این همه سال و با استایل گرافیکی جدید و دیدنی بازی بسیار لذت بخش است و یادآور خاطرات قدیمی و خاک خورده. از طرفی شخصیت های جدیدی نیز به بازی اضافه شده اند که کار آن ها هم زیاد بد نیست و می توانند به خوبی نقش خود را در داستان بازی کنند. از همه بهتر نیز ملاقات با کیت واکر است که بعد از حدود سیزده سال می توانیم مجددا در نقش او ماجراجویی کنیم. از نظر من کیت بازی جدید درست همان کیتی است که در بازی های پیشین دیده ایم و سازندگان و نویسندگان بعد از این همه سال او را به شکلی موفق به دوره ی جدید ویدئو گیم و نسل جدید انتقال داده اند.
 
نفرین نسخه‌ی سوم | نقد و بررسی بازی Syberia 3 

کیت متوجه می شود مسئولان درمانگاه حتی برای بیرون رفتن او از بیمارستان نیز از خود مقاومت نشان می دهند و برای این کار کیت را به حل یک معما تشویق می کنند. معمایی که کیت متوجه می شود به طور عمدی طوری طراحی شده که قابل حل شدن نباشد.

بازی بعد از این همه سال دچار تغییراتی شده که همگی در راستای شده که باعث می شوند برای نسل امروزی بیشتر قابل پذیرش باشد. برخی عناصر از آن حذف شده و برخی عناصر جدید جایگزین آن ها شده. مواردی نیز اندکی مدرن تر شده اند و صد البته از بازی های موفق امروزی در ژانر ماجرایی نیز الگو برداری های زیادی شده. نمونه ی مشخص این الگو برداری ها بازی های تل تیل هستند که سومین شمار از سایبریا سعی کرده برای مقبول واقع شدن میان بازیبازان امروزی از آن ها الهام بگیرد. بازی در سیستم تعامل با اشیاء و پیدا کردنشان، انتخاب دیالوگ ها و انتخاب های میان داستان شباهت زیادی به آثار تل تیل دارد. البته شاید در بسیاری از این مواقع سایبریا ۳ همانند کلاغی باشد که قصد دارد راه رفتن کبک را بیاموزد. یکی از این مثال ها در سیستم انتخاب دیالوگ های بازی است.
 
در مرحله ی اول میبینیم که سایبریا به هیچ وجه همانند آثار تل تیل بر روی دیالوگ ها و انتخابشان تمرکز ندارد و صرفا آن ها را در بازی جای داده تا عرضیه خالی نباشد. هنگامی که چهار دیالوگ بر روی صفحه نقش می بندد و شما وظیف دارید یکی را انتخاب کنید ممکن است اصلا  معنی دیالوگی که برمی گزینید را ندانید. بازی تلاشی نمی کند تا به شمای بازیباز بفهماند این دیالوگ دقیقا چه منظوری دارد. شما هم اهمیتی نمی دهید! چون می دانید جایی خبری نیست! انتخاب دیالوگ در این بازی به معنای آن نیست که بازیباز با توجه با شخصیت و خلق و خوی خودش صحبت کند و داستان بازی را جلو ببرد. انتخاب ها صرفا هستند چون قرار بوده که باشند! چون نویسنده ی گرامی آن ها را به اثرش تحمیل کرده. همین و بس!

از طرفی مشکل فقط به اینجا ختم نمی شود. بازی در سیستم انتخاب دیالوگ ها بیشتر از این حرف ها خرابکار ی می کند. زمانی که طرف مقابلتان بالاخره ساکت می شود تا شما هم قدری صحبت کنید، بازی گزینه های دیالوگ های مختلف را بر روی صفحه نشان می دهد. شما در این مجال باید هر چهار گزینه را بخوانید و از میانشان یکی را انتخاب کنید. گرچه خلاصه سازی دیالوگ ها در یک کلمه در این بازی منجر به غیر قابل فهم شدن آن ها شده اما حد اقل فوایدی هم داشته و آن این است که می توانید دیالوگ ها را سریع تر بخوانید. به محض این که شروع کنید به خواندن و کمی به مغزتان فشار بیاورید که باید دقیقا چه خاکی به سر ریخت طرف مقابل به حرف خواهد آمد که: "پس چی شد خانم کیت واکر؟ چیز برای گفتن نداری؟!” دوباره حواستان را جمع می کنید تا ببینید چه خبر است که مجددا صدای او را می شنوید که: "دیگه صبرم داره تموم میشه ها!” همین جاست که ناچارید بگویید "زهر مار! اصلا به درک!” و به همین ترتیب به سرعت گزینه ای را انتخاب می کنید تا از شر وراجی ها و چرت و پرت گرفتن های طرف مقابلتان خلاص شوید. مشابه این موقعیت به وفور در بازی برایتان پیش خواهد آمد و در اکثر گفت و گو ها به چنین مشکلی بر خواهید خورد. واضح است که سازندگان بازی قصد داشته اند از بازی های تل تیل تقلید کنند. تل تیلی که در بازی هایش در طول مدت انتخاب دیالوگ بازیباز هم دیالوگ قرار می دهد این کار را به حرفه ای ترین شکل ممکن انجام می دهد. طوری که آب ر دلتان تکان نمی خورد و نهایتا هم بهترین تصمیم را خواهید گرفت. اما پیاده سازی مشابه آن سیستم در اینجا آن هم به چنین شکل ناشانه ای واقعا به بازی صدمه زده.
 
 نفرین نسخه‌ی سوم | نقد و بررسی بازی Syberia 3

یکی از ویژگی های بازی های سایبریا همانند آثار کلاسیک این ژانر استفاده از آیتم های مختلف در حل معما ها است. مکانیکی دلپذیر و عالی که باعث می شود معما ها متنوع تر و لذت بخش تر شوند. به همین منظور گشت و گذار و پیدا کردن آیتم های مختلف نیز در این نوع بازی ها اهمیت بسیار زیادی پیدا می کند.

جلسه ی امتحان، با یک استاد زبان نفهم!

فارغ از بحث ناکامی های داستانی بازی باید گیم پلی آن را بسنجیم. این بازی نیز از نوادگان خانواده ی بز