حاشيه‌هايی از روزهای تبلیغات انتخابات
۵۵۲۷۶۷
۳۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۷:۵۶
۱۵۳۳
ماه‌گرد انتخابات ٢٩ اردیبهشت ٩٦ فرا رسیده است. یک ماه از روز انتخابات می‌گذرد؛ انتخاباتی که از چند ماه قبل، فضای کشور را کاملا تحت‌تأثیر قرار داد و در ایام نسبتا طولانی تبلیغات رسمی-نسبت به ادوار گذشته- به اوج خود رسید. چهره‌هایی از اصلاح‌طلبان در آن ایام، پایی ثابت سخنرانی‌ها در سراسر کشور بودند و هر روز در استانی و شهری می‌شد آنان را دید.
روزنامه شرق: ماه‌گرد انتخابات ٢٩ اردیبهشت ٩٦ فرا رسیده است. یک ماه از روز انتخابات می‌گذرد؛  انتخاباتی که از چند ماه قبل، فضای کشور را کاملا تحت‌تأثیر قرار داد و در ایام نسبتا طولانی تبلیغات رسمی-نسبت به ادوار گذشته- به اوج خود رسید. چهره‌هایی از اصلاح‌طلبان در آن ایام، پایی ثابت سخنرانی‌ها در سراسر کشور بودند و هر روز در استانی و شهری می‌شد آنان را دید.
 
دکتر صادق زیباکلام ازجمله این چهره‌ها بود. استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران برخلاف بسیاری از استادان این حوزه، ترجیح داده بیشتر با افکار عمومی و مخاطبان عادی سیاست، طرف گفت‌وگو باشد و به همین دلیل، نوشته‌ها و گفته‌های بسیاری از او در رسانه‌ها به چشم می‌خورد و دعوت هیچ مجموعه‌ای برای سخنرانی یا مناظره را بی‌پاسخ نمی‌گذارد. زیباکلام درباره مشاهدات خود در ایام انتخابات و مباحثی که بیشتر در سخنرانی‌ها و نشست‌ها مطرح شده، نکات جالب توجهی را مطرح کرده است.

در ایام انتخابات ریاست‌جمهوری، تقریبا در تمام کشور سخنرانی داشتید. از نتیجه به‌دست‌آمده راضی هستید؟
 
بله، تقریبا هر هفته چند سفر انتخاباتی رفتم. در آن یک ماه منتهی به انتخابات، تنها احساسی که نداشتم خستگی بود. خیلی اتفاق افتاده بود که از یک استان می‌آمدم و پرواز بعدی‌ام به یک استان یا شهرستان چند ساعت بعد بود و صرف نمی‌کرد به منزل بروم. در همان سالن فرودگاه یا در نمازخانه می‌خوابیدم. گیلان، مازندران، اصفهان، ایلام، مشهد، کردستان، گلستان، خوزستان و سیستان‌وبلوچستان ازجمله این استان‌ها بود. برای مثال شبی که وارد اهواز شدم سخنرانی داشتم. فردای آن روز رفتیم مسجدسلیمان، رامهرمز و هفتکل. یا در ایلام به جز خود ایلام در شهرستان‌های سابله و ایوان هم سخنرانی داشتم و شب آمدیم کرمانشاه برای پرواز. گیلان البته دو بار رفتم. بار اول در خود رشت، انزلی و آستانه‌اشرفیه بود و بار دوم روزهای آخر بود که دو سخنرانی خیلی بزرگ در خود رشت داشتم به‌علاوه در شهرستان‌های رودبار، رضوانشهر و فومن. چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت صبح از رشت حرکت کردیم و یکی، دو تا ماشین از مسئولان ستاد آقای روحانی بودند. رفتیم رامسر، عباس‌آباد، شهسوار، چالوس، نور، بابلسر، بابل، ساری، قائمشهر، جویبار و بهشهر تا آنجا که یادم می‌آید، آخرین شهر بهشهر بود. سخنرانی‌ام حدود ١:٣٠ بعد از نیمه‌شب بود و حدود سه برگشتیم ساری و حرکت کردم به سمت تهران.
 
 مردم تا ساعات اولیه بامداد در برنامه‌های انتخاباتی حضور داشتند؟
 
بله، خیلی‌خیلی زیاد. مثلا در بهشهر با اینکه ١:٣٠ بعد از نیمه‌شب بود فکر کنم چندین‌ هزار نفر منتظر بودند. در فومن، نجف‌آباد، خوانسار و خیلی نقاط دیگر شرایط به همین شکل بود. تقریبا همه‌جا چه در شهرهای بزرگ و چه شهرهای کوچک اکثریت جوانان و اقشار و لایه‌های امروزی‌تر بودند.
 
مخالفان نمی‌آمدند؟
 
آن‌قدر جمعیت طرفدار زیاد بود که صدای مخالفان گم می‌شد. البته چند مراسم که در سالن بودیم سعی می‌کردند با شعار و سروصدا مانع سخنرانی شوند. سعی می‌کردم جمعیت هواداران اصلاحات و دولت را آرام کنم و بعد هم خطاب به معترضان می‌گفتم که ۳۶۵ روز از سال ۲۴ ساعت رادیو و‌تلویزیون که ما مالیات آن را می‌دهیم دست شماست. سایر تریبون‌های مناسبتی و غیرمناسبتی هم همین‌طور ما تحمل می‌کنیم. اما شما یک ساعت هم حاضر نیستید اکثریت را تحمل کنید. ولی این‌قدر جمعیت زیاد می‌شد که صدای آنها به جایی نمی‌رسید. البته کارهای دیگر هم می‌کردند. مثلا یکی از کارهای متداول آنها این بود  جایی که من سخنرانی می‌کردم با صدای بلند ار طریق بلندگوها، آهنگ و سرود پخش می‌کردند. برای مثال در نجف‌آباد اصفهان که در تکیه بزرگ وسط شهر سخنرانی می‌کردم هواداران اصولگرایان با ٤٠، ٥٠ موتور، اطراف آنجا حرکت می‌کردند و گاز می‌دادند.
 
اصلی‌ترین محورهای سخنرانی‌ها چه بود؟
 
چند تم کلی داشت. نخست این بود که چرا سطح اخلاق در این انتخابات به‌شدت نزول کرده و تندروها از گفتن هیچ مطلب غیرواقع و دادن وعده‌های عوام‌فریبانه صرفا به‌منظور کسب رأی خودداری نمی‌کنند و برای اصول و اخلاق ارزش قائل نیستند. دومین محور این بود که روحانی در این سه‌سال‌ونیم معجزه‌نکرده اما کارنامه‌اش به آن سیاهی که طرف مقابل سعی می‌کند نشان دهد،  نیست. سومین نکته این بود که اقتصاد ایران یک اقتصاد بیمار، ناکارآمد و فاسد است و از زمان انقلاب صنعتی در قرن هجدهم تا به امروز محض نمونه حتی یک اقتصاد دولتی هم نتوانسته موفق شود. چه روحانی، چه احمدی‌نژاد، چه حتی اگر آقای رئیسی رئیس‌جمهورشود یا قالیباف به پاستور برود، از نظر کلان اقتصادی نمي‌توانند تغییر بنیادی‌اي به وجود آورند. همچنان که در زمان مرحوم آقای هاشمی یا آقای خاتمی به وجود نیامد. چون اقتصاد ما دولتی است و همه امکانات اقتصادی و سیاست‌ها در دست بخش خاصی است.
 
ما باید ببینیم کشورهای دیگر همچون برزیل، آرژانتین، مکزیک، مالزی، هند، ترکیه، چین و سایرین کدام مسیر را در چند دهه گذشته رفته‌اند که توانسته‌اند از مدار توسعه‌نیافتگی خارج شده و تبدیل به اقتصاد‌های موفق صنعتی و صادر‌کننده شوند؟ درحالی‌که خیلی از آنها نه یک بشکه نفت داشته‌اند و نه یک کپسول گاز.ما هم همان را الگو قرار دهیم و شعارهای پرزرق‌وبرق اما توخالی را که ٣٠، ٤٠ سال است داریم تکرار می‌کنیم، کنار بگذاریم و مسیری را برویم که درستی و کارآمدی خود را در آن اقتصاد‌ها نشان داده است.
 
سیاست خارجی چه جایگاهی در انتخابات ریاست‌جمهوری داشت؟
 
تأکید من و بسیاری دیگر از سخنرانان اصلاح‌طلب این بود که مخالفان روحانی و دلواپسان درباره  برجام دروغ می‌گویند که هیچ دستاوردی نداشته است. اشاره می‌کردم که چگونه قطر سه‌میلیونی به واسطه تحریم‌ها علیه ما موفق شده بود در سال ۹۲ به‌عنوان مثال ۵۰ هزار میلیارد تومان از حوزه مشترک پارس جنوبی بیشتر از ایران ۸۰‌میلیونی گاز برداشت کند. بعد هم به منظور نشان‌دادن اینکه ۵۰ هزار میلیارد تومان یعنی چقدر پول، توضیح می‌دادم که کل بودجه عمرانی کشور در سال ۹۵ کمتر از ۱۳ هزار میلیارد تومان و کل بودجه سالانه محیط‌ زیست‌مان ۳۰۰ میلیارد تومان بوده و برخی ارقام و آمار دیگر. درعین‌حال توضیح می‌دادم  آن ۵۰ هزار میلیاردتومانی که قطر در سال ۹۲ بیشتر از ما گاز برداشت کرده بود صرفا یکی از ضرر و زیان‌های سیاست خارجی اصولگرایان در فاصله ۸۴-۹۲  است  و خدا می‌داند چه هزینه هنگفتی برای کشور به بار آورد بدون آنکه دستاوردی برای منافع ملی‌مان داشته باشد.
 
همچنین اضافه می‌کردم اگر دولت روحانی هیچ دستاورد دیگری هم برای کشور دربر نداشت، همین‌که تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای دکتر ظریف توانست کشور را از چاه ویلی که اصولگرایان در زمان احمدی‌نژاد ایران را با سر درون آن انداخته بودند بیرون آورد، بزرگ‌ترین خدمت بود. این را هم توضیح می‌دادم که برخلاف آنچه  تندروها تبلیغ می‌کنند كه هیچ‌یک از تحریم‌ها را برنداشته‌اند، در نتیجه برداشته‌شدن برخی از تحریم‌ها، کمپانی‌های بزرگ نفتی غربی توانسته‌اند به ایران بازگردند و برای نخستین بار در اوایل امسال برداشت گاز ایران از پارس جنوبی با قطر برابر شده و به‌علاوه افزایش تولید و صادرات نفتی هم به شکل قابل توجه و سریعی رخ داده است که نفع همه اینها برای مردمی است که از سیاست‌های دولت قبل، لطمه خورده‌اند. تأکید می‌کردم بدون تردید اگر تحریم‌ها برداشته نشده بودند، کمپانی‌های بزرگ نفتی نمی‌توانستند به ایران بیایند و ما همچنان در همان وضعیت قبل از روحانی به سر می‌بردیم؛ درحالی‌که کشور رو به قهقرا می‌رفت و فقط شعار می‌شنیدیم.
 
مطالبات سیاسی و اجتماعی هواداران دولت و اصلاحات، با چه پاسخ‌هایی از طرف سخنرانان همراه می‌شد؟
 
چه در جاهایی که چند سخنران بودیم و چه در سخنرانی‌هایی که به تنهایی می‌رفتم، حرف ما این بود که در زمینه آزادی‌های مدنی، تأمین حقوق شهروندی، انتخابات آزاد و این دست مسائل دولت روحانی تلاش‌هایی داشته که شاید نظر همه حامیان ایشان را تأمین نکند، اما دو نکته را هم توضیح می‌دادم؛  نخست اینکه برخی از آن توقعات ازجمله رفع حصر اساسا در دست آقای روحانی به‌عنوان رئیس قوه ‌مجریه نیست. نکته دوم اینکه در برخی حوزه‌های آزادی‌های سیاسی واقعا پیشرفت‌های خوبی صورت گرفته است؛ ازجمله در دانشگاه‌های کشور. خیلی‌ها فراموش کرده‌اند یا اساسا متوجه نشدند که در آن سال‌ها چه فضایی در دانشگاه‌های کشور حاکم شد.‌ تعدادي دانشجو مشکلات امنیتی پیدا کرده بودند. تعدادی از تحصیل محروم شدند، ستاره‌دار و تعلیق شدند، خیلی که شانس می‌آوردند از آنها تعهد گرفته می‌شد که نباید هیچ فعالیت سیاسی داشته باشند. تشکل‌های مستقل دانشجویی منحل شدند و فقط به تشکل‌های مشخصی اجازه فعالیت داده می‌شد. درِ انجمن‌های اسلامی مستقل بسته شده بود. بماند اخراج، تعلیق و بازنشستگی ده‌ها استاد. 
 
این فضای دانشگاه‌ها در دور دوم ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد یعنی از مهر سال ۸۸ به بعد بود. من به دانشجویان و جوانان می‌گفتم واقعا فضای دانشگاه‌های کشور را از زمان روی‌کارآمدن دولت آقای روحانی با قبل از آن مقایسه کنید تا متوجه تفاوت‌ها شوید. تشکل‌های مستقل دانشجویی مجددا ظاهر شده و جان گرفته‌اند، بساطی که کمیته‌های انضباطی به راه انداخته بودند، بسیار محدود شده است. برخی از استادانی که اخراج یا محروم از تدریس در دانشگاه شدند به علاوه شمار قابل‌توجهی از دانشجویان محروم از تحصیل مجددا به دانشگاه‌ها بازگشته‌اند. واقعا وضعیت و فضای آزادی که در دانشگاه‌های کشور در دولت آقای روحانی به وجود آمده را با دوران دوم آقای احمدی‌نژاد مقایسه نکنید.
 
هیچ‌وقت دچار این ناامیدی می‌شدید که ممکن است آقای روحانی رأی نیاورد و آقای رئیسی انتخاب شوند یا مجددا حوادث برخی انتخابات گذشته تکرار شود؟
 
اگر بگویم نه