رود ارس؛ رود تند و خروشان
۵۸۹۹۶۶
۲۵ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۹
۲۵۷۶۱ 
ارس در ارتفاعات «منی گول داغ» یا «هزار برکه ترکیه» که سه هزار و 152 متر از سطح دریاهای آزاد ارتفاع دارد، متولد می شود. این منطقه در جنوب «ارزروم» و در نزدیکی سرچشمه های رود فرات است. با آب شدن برف و یخ هایی که در ارتفاعات باریده، ارس جان می گیرد و سفر ما جراجویانه اش را آغاز می کند.
ماهنامه همشهری سرزمین من: ارس در ارتفاعات «منی گول داغ» یا «هزار برکه ترکیه» که سه هزار و 152 متر از سطح دریاهای آزاد ارتفاع دارد، متولد می شود. این منطقه در جنوب «ارزروم» و در نزدیکی سرچشمه های رود فرات است. با آب شدن برف و یخ هایی که در ارتفاعات باریده، ارس جان می گیرد و سفر ما جراجویانه اش را آغاز می کند. ارس در دل کوه ها و در گودی دره های ترکیه هیاهو به راه می اندازد و تمام سعی خود را می کند تا خاطره خود را برای اهالی آن حوالی ماندگار کند.

چیزی نمی گذرد که ارس خود را به مرز ترکیه و ارمنستان می رساند و حدود و ثغور دو کشور را تعیین می کند. در نقطه حساسی که سه کشور ترکیه، ایران و آذربایجان به یکدیگر می رسوند، سرشاخه دیگری به آن اضافه می شود. این جا «زنگنه» است و ارس از این جا به بعد یکی از وظایف اصلیش تعیین حد و مرز ایران با دو کشور همسایه اش آذربایجان و ارمنستان می شود. این آب پرخروش پس از سد ارس از نفس می افتاد و در نزدیکی جلفا آرام می گیرد.

در این ناحیه از کنار کلساهای تاریخی بزرگ و کوچک کیش ارمنی می گذرد تا به داستان های تاریخی و حماسی شهرهای کهنسال سرراهش برسد. یکی از این شهرها «کردشت» و قلعه تاریخی اش است که به فرمان نایب السلطنه عباس میرزا در گیر و دار جنگ های ایران و روس ساخته شده.
 
 رود ارس؛ رود تند و خروشان
 
این آب باید از کنار باغاتی با درخت هایی پربار بگذرد. زنبورهای پراکنده در اطرافش را که بهترین عسل منطقه را تولید می کند، سیراب کند و سر از دریاچه سد «خدا آفرین» و دشت حاصلخیز مغان درآورد. او تا این جا 475 کیلومتر بین ایران و همسایگان شمالیش مرزداری کرده است و حالا وقتش است که خاک ایران را ترک کند. در آن سوی مرز، در خاک جمهوری آذربایجان، رود «کور» یا «کورا» به آن اضافه خواهدشد و جایی در نزدیکی خزر دو شاخه می شود و بالاخره به امواج خزر می پیوندد.

آب خشمگین

آب ارس تا منطقه جلفا، درگیر شیب و پیچ و تاب های کوهستانی است، با این حال ارس در طول این مسیر جایی میان دو دشت «زنگنه» و «شیبلو» به زمینی مسطح به نام «پل دشت» می رسد. مردم پل دشت هر صبح که از خواب بر م یخزند کافی است رو به ارس و مناظر  جنگل هایش کنند تا به راحتی شهر «شاه تختی» و ساختمان هایش را در آن سوی مرز ببینند. به جز آن هایی که نان شان را در بازارچه مرزی جست و جو می کنند، کسب  و کار مردم این منطقه بیشتر دامداری و کشاورزی است.

تجارت در بازارچه مرزی پل دشت به خاطر پلی که در سال 1386 بر جریان ارس بسته شد، رونق گرفت. در عین حال به خاطر فراوانی آب، کشاورزی هم در میان پل دشتی ها کار پرطرفداری است. پل دشت و روستاهای پراکنده در اطرافش، به جز ارس یک منبع دیگر هم برای آبیاری زمین هایشان دارند و آن رود «زنگبار» است که درست از میانه شهر می گذرد و شهر را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم می کند.

زنگبار هم سرنوشتی جز پیوستن به ارس ندارد. ارس همین که از پل دشت و زمین های مسطح اطرافش بگذرد، آرامشش را از دست می دهد و دوباره عجول و خروشان می شود. دره هایی که میان ارتفاعات «قره باغ» در شمال و «قره داغ» در جنوب ارس قرار گرفته اند، ارس را دوباره هیجان زده می کنند تا غرش هایش را از سر بگیرد. این آب به خصوص در فصل آب شدن برف در سرچشمه هایش بسیار سیلابی و شرزه می شود.

«ژان شاردن» سیاح فرانسوی که سال 1053 خورشیدی یعنی در عهد سلاطین صفوی گذرش به این آب افتاده و بر آن سوار شده و از آن گذشته، درباره اش می نویسد: «ارس نهری بزرگ و سخت سریع السیر است و به تدریج طی مسیر خود با اضافه شدن انهار کوچک بسیار که به هیچ وجه نام و نشانی ندارند و انضمام سیلاب های بی شمار، بر حجم و عظمت خویش می افزاید. وقتی یخ ها آب و برف کوه های اطراف ذوب می شوند، ارس سخت تند و خشمگین می شود، به طوری که هرگونه ساختمانی را در مسیر خود در می نوردد.»

این سیاح و جواهرفروش فرانسوی درباره منشاء این جریان همیشگی می نویسد: «این رودخانه مشهور، ارمنستان را از ماد جدا می کند. سرچشمه ارس در کوهی است که می گویند کشتی نوح در آنجا توقف کرده و شاید اسم شهر از نام کوه بزرگ آرارات اشتقاق یافته است.»

ارسی که آرام و قرار ندارد در بستر خود می تازد، از کنار کوه های مهیبی که در شمالش به خط شده اند و همه چیز را زیر نظر دارند، می گذرد، پاسگاه های مرزی و برج های مراقبت که جا به جا راه را بر عابران می بندند، رد می کند و بی وقفه می رود تا بالاخره به سینه ستبر سد ارس برخورد کند و برای مدتی درنگ کند.
 
رود ارس؛ رود تند و خروشان

همراه جاده مرزی

سدی که در 40 کیلومتری جلفا راه را بر ارس می بندد، یک سد خاکی با هسته رسی است که به همت ایران و اتحاد جماهیر شوروی ساخته شده است. این سد چهار توربین دارد که دو توربین آن برای ایرانی ها می چرخد و دو توربین برای مردم جمهوری آذربایجان. این جا در دو سوی ارس همه به یک اندازه از این آب نفع می برند و همه چیز نصف نصف است، چه از آب حیات بخشش و چه محصول دوران توربین های سدهایش، اما همیشه و به ویژه در ایام بهار و تابستان، گردشگرانی در اطراف سد حضور دارند که میزان سهم ایران یا جمهوری آذربایجان از این تولید برق، چندان برایشان جالب نیست. آن ها به طمع کامروایی از لذت ها و زیبایی های سد و دریاچه پشت آن، خود را به این جا رسانده اند.

راه رسیدن به سد، جاده آسفالته هیجان انگیزی است که در تمام طول مسیر، ارس را همراهی می کند. از غرب تا شرق و از آذربایجان غربی تا اردبیل یک دم از این همراهی غافل نمی شود. این را  گردشگران بسیاری می دانند و این روزها بسیاری با این جاده ساحلی همراه می شوند تا هم ارس را در طول مسیرش تعقیب کنند و هم از زیبایی ها و جاذبه های پرتعداد این مسیر پرپیچ و خم بهره مند شوند.

جاده کنار گذر ارس از الگوی مسیر رودخانه پیروی می کند و از میان دره های هولناک و دشت های وسیعی که مرکز توجه  شان ارس است، می گذرد. در این مسیر و در پس هر پیچ و خمی منظره ای دیدنی انتظار مسافران این راه را می کشد. مقاومت در برابر زیبایی های این جاده سخت است و بالاخره هر عابری جایی دست از مقاومت می کشد، پایش را از روی پدال اتومبیل بر می دارد و دقایقی و بلکه ساعتی را به تماشا و تفرج در این بهشت زمین می گذراند.

از جمله جاذبه های این راه کلیساهای تاریخی ارامنه است که یکی پس از دیگری از راه می رسند. نخستین کلیسایی که در این مسیر سر راه گردشگران قراردارد، کلیسای مریم مقدس یا ننه مریم است. کلیسا یک کالبد ساده مکعب شکل دارد که با قلوه سنگ های بستر رودخانه برپا شده است و یک گنبد عرقچین شکل دارد که بر سالن اصلی کلیسا سایه می اندازد کلیسای ننه مریم در حریم رودخانه قرار گرفته است.

اما برای دیدن سنت استپانوس تماشایی و نقش برجسته های خیره کننده سنگی اش باید کمی از این جاده ساحلی دور شد و سه کیلومتر در جهتی که تابلو  کلیسا نشانه رفته، راند. کلیسا و نقش برجسته های مسحورکننده اش پس از اندکی پیاده روی در مسیری سربالایی ظاهر می شود. وانک استپانوس کلیسایی است در حصار یک قلعه. این دیر مجموعه مفصل و بزرگی است که حالا در فهرست میراث جهانی جا گرفته است و میان گردشگران و مومنان ارمنی جایگاه و اعتباری دارد.

در ادامه مسیر جاده ساحلی و در دل کوه هایی که در جنوب ارس قد علم کرده اند، کلیسای چوپان را نباید از قلم انداخت. کلیسای جمع و جور چوپان را قرن 16 میلادی در دل کوه های سرخ رنگ رسوبی منطقه جلفا و بر بالای صخره ای مسلط به ارس ساخته اند. کلیسایی که از سادگی و اندازه کوچکش می توان حدس زد که برای استفاده چوپانان منطقه ساخته شده است.
 
رود ارس؛ رود تند و خروشان

لذت های ساحلی

ارس در ادامه مسیر، خرامان خرامان از کنار شهر جلفا عبور می کند. این آب دیگر آن ارس مغرور و غرانی نیست که نمی شد به آن نزدیک شد. حالا آرام اما همچنان روان به سوی مقصدش در جریان است و عابران را دعوت می کند تا خنکیش را تجربه کنند. ساحل جلفا یکی از بهترین سواحل ارس برای آن است که با یک کلاه حصیری و قلاب ماهیگیری بنشینی و منتظر به دام افتادن یک گربه ماهی، سوف، ماش ماهی، زردپر یا کپور بازیگوش باشی. اما شهر جلفا بیشتر از آن که یک تفریحگاه باشد، یک بازار خرید بزرگ است.
 
کافی است در ایام بهار یا تابستان روز تعطیل و اوقات فراغتی پیش بیاید تا شهر پر شود از جماعتی که حریصانه مجتمع های لوکس خرید یا بازارچه های محلی با به دنبال حراجی ها و اجناس بِرند زیر و رو می کنند. در این میان مجتمع ستارخان، بازار روس و سوپرمارکت هایی که هر کدام از اجناس و خوراکی هایشان از یک سوی دنیا آمده اند، طرفداران بیشتری دارند. ارس بی توجه به زرق و برق اجناس و لباس های خوش دوخت ترک راه خود را در پیش دارد.

در میانه راه دور و دراز ارس، رودخانه ها و آب های فصلی یکی بعد از دیگری از راه می رسند و به ارس ملحق می شوند تا این رودخانه هر لحظه پرآب تر و بزرگ تر شود؛ یکی از این آبریزها، آب «آسیاب خرابه» است. در 20 کیلومتر شهر جلفا و تنها به فاصله چهار کیلومتر از جاده ساحلی آّ زلال و گوارایی که به شکل چشمه از دل کوهستان می جوشد و به شکل یک ردیف آبشار به درون درهای تماشایی فرود می آید.

آبشار آسیاب خرابه در منطقه جلفا تفرجگاه پرطرفداری است که در اطرافش امکانات رفاهی از قبیل فروشگاه، رستوران، آلاچیق، سرویس بهداشتی و پارکینگ تدارک دیده شده است. آب آسیاب خرابه پیش از آن که به شکل آبشار ظاهر شود چرخ یکی دو آسیاب بازسازی شده را می چرخاند و پس از سقوط به دره  مجاور راه ارس را در پیش می گیرد. البته اگر لوله های انتقال آب و روستاهای پایین دستی چیزی از این آب باقی بگذارند.
 
رودخانه های «ایریچای»، «لیوارجانچای» و «اوشتبین» و مسیل های «دستجرد»، «دوزال» و «کردشت» از دیگر آب هایی هستند که گاه و بیگاه در این منطقه به ارس ملحق می شوند و هرکدام برای خودشان ماجرا و داستانی دارند. این آب ها همگی فصلی اند و کم رمق. آب هایی که از ایران به سمت ارس در حرکتند از نظر حجم تنها 30 درصد آبریزهای ارس در طول مسیر حرکتش بر مرز ایران هستند و 70 درصد دیگر از سا