دستاوردهای شگفت انگیز اتحاد تکنولوژی و معلمان
۵۹۳۲۳۲
۰۸ آبان ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۱
۸۶۵۹ 
در سال 1953 برهاس فردریک اسکینر از کلاس ریاضی دخترش بازدید کرد. روانشناس هاروارد در این بازدید پی برد که همه دانش آموزان مطالب را با یک روش و با یک سرعت می آموزند.
هفته نامه صدا - ترجمه علیرضا قربانی: در سال 1953 برهاس فردریک اسکینر از کلاس ریاضی دخترش بازدید کرد. روانشناس هاروارد در این بازدید پی برد که همه دانش آموزان مطالب را با یک روش و با یک سرعت می آموزند.

چند روز بعد وی اولین «ماشین آموزشی» خود را ساخت؛ ماشینی که به کودکان اجازه می داد تا با سرعت مورد نیاز خود به جواب سوالات برسند. تا اواسط دهه 1960، فروشندگان دوره گرد، محصولاتی شبیه به این دستگاه را می فروختند. هر چند در عرض چند سال، شور و شوق برای این محصولات از بین رفته بود.

از آن زمان تاکنون فناوری آموزشی (edtech) چرخه صعودی و نزولی را تکرار کرده است؛ حتی به وسیله کامپیوترها که تقریبا تمام قسمت های زندگی را تغییر داده اند. یکی از دلایل، محافظه کاری معلمان و اتحادیه های آنها است اما دلیل دیگر این است که پتانسیل کشش مغزی edtech ثابت نشده است.
 
دستاوردهای شگفت انگیز اتحاد تکنولوژی و معلمان

با این حال، امروزه وارثان اسکینر، مقامات آموزشی را به تجدید نظر واداشته اند. با پشتیبانی تکنسین های میلیاردری مانند مارک زاکربرگ و بیل گیتس، مدارس در سراسر جهان از انواع نرم افزارها برای «شخصی سازی» یادگیری استفاده می کنند. این امر می تواند صدها میلیون کودک را از حضور در کلاس های غم انگیز حفظ کند؛ البته مشروط به این که تولیدکنندگان Edtech بتوانند برابر وسوسه احیای ایده های مضر درباره نحوه یادگیری کودکان مقاومت کنند. برای موفقیت، edtech باید در خدمت آموزش قرار گیرد نه در جهت دیگر.

مدادها را زمین بگذارید

مدل متعارف تحصیل در قرن 18 میلادی در پروس پدیدار شد. روش های جایگزین نوین، تاکنون در آموزش کودکان آنچنان که باید موثر نبوده اند. کلاس های درس، گروه های سلسله مراتبی سالانه برنامه های درسی استاندارد و جدول زمانی ثابت، هنوز برای بسیاری از 1.5 میلیارد دانش آموز در جهان معمولی هستند.

بسیاری از آنها به پتانسیل های درونی خود نمی رسند. در کشورهای فقیر تنها یک چهارم دانش آموزان مدارس متوسطه حداقل دانش ریاضی، خواندن و علوم را به دست می آورند. حتی در اغلب کشورهای ثروتمند OECD حدود 30 درصد از نوجوانان در یادگیری حداقل یکی از این موارد موفق نیستند.

این میزان در 15 سال گذشته تقریبا بدون تغییر بوده است، در حالی که طی این مدت میلیاردها دلار برای فناوری اطلاعات در مدارس صرف شده است.

در سال 2012 در کشورهای ثروتمند، برای هر دو دانش آموز یک کامپیوتر وجود داشت. استرالیا حتی کامپیوترهای بیشتری نسبت به تعداد دانش آموزان داشت. استفاده نامناسب، باعث می شود، دستگاه ها آسیب زا باشند. یک مطالعه در کشور پرتغال در سال 2010 نشان می دهد که مدارس با پهنای باند کم و فیلتر سایت هایی مانند یوتیوب، نتایج بهتری نسبت به مدارس پیشرفته و آزاد دارند.

مهم است که چگونه از edtech استفاده شود. یکی از راه هایی که می تواند کمک کند، این است که آموزش، سفارشی باشد. حتی در زمان فیلیپ دوم در مقدونیه، وی ارسطو را استخدام کرده بود تا پسرش اسکندر را آموزش دهد.
 
دستاوردهای شگفت انگیز اتحاد تکنولوژی و معلمان

والدین ثروتمند برای آموزش خصوصی هزینه می کنند. اصلاح طلبان از سائوپائولو تا استکهلم معتقدند که edtech می تواند «توجه فردی» را در دانش آموزان ایجاد کند. مدارس آمریکایی این مدل را به راحتی پذیرفته اند.

یک سوم دانش آموزان در مدارسی تحصیل می کنند که وعده داده است «یادگیری فردی و دیجیتالی» را معرفی کند. روش های گروهی مانند آنچه در مدارس دولتی صورت می پذیرد و نرم افزارش را مهندسان فیس بوک نوشته اند، توسط صدها مدرسه کپی می شود.

در هند، که در آن حدود یک سوم بچه ها بعد از اتمام دوره ابتدایی قادر به خواندن یک متن ساده نیستند، برنامه درسی از توانایی عادی بسیاری از دانش آموزان فراتر است.

نرم افزارهای «سازگار» مانند «جرقه ذهن» می توانند دریابند کودک چقدر می داند و سوالات را متناسب با معلومات او مطرح کنند. یک مقاله اخیرا نشان داده است که آن دسته از دانش آموزان هندی که پس از مدرسه از «جرقه ذهن» برای یادگیری استفاده می کنند، در ریاضیات و خواندن موفق تر از سایرین هستند.

راه دیگری که edtech می تواند به یادگیری کمک کند، ایجاد مدارس مولد است. در مدارس کالیفرنیا از نرم افزار برای اصلاح مدل متعارف استفاده می کنند. به جای کتاب های درسی، دانش آموزان «play list» دارند که از آن برای آموزش آنلاین و امتحان استفاده می کنند. این نرم افزار پیشرفت کودکان را ارزیابی می کند، نمره دادن را برای معلمان ساده می کند و آنها را نسبت به میزان درک دانش آموزان شان از دروس مطلع می کند.

در نتیجه زمان معلمان بیشتر شده و به سایر وظایف اختصاص یافته است، مانند ارتقای مهارت های اجتماعی دانش آموزان یا آموزش نفر به نفر. یک مطالعه در سال 2015 نشان داد کودکانی که از روش آموزشی استفاده می کنند، در امتحانات نمرات بهتری نسبت به همتایان خود در مدارس دیگر کسب کرده اند.

توجه به عواقب

این نوآوری خوشایند است اما استفاده بهتر از edtech به معنای برداشت درست از چند نکته است؛ اول، «یادگیری شخصی» باید شواهدی از نحوه یادگیری کودکان را دنبال کند و نباید بهانه ای برای احیای ایده های شبه علمی مانند «سبک های یادگیری» باشد. نظریه ای که عنوان می کند هر کودک به شیوه خاصی اطلاعات را می آموزد. چنین مزخرفاتی منجر به طرح هایی نظیر Brain Gym می شود، یک برنامه آموزشی که توسط دولت انگلیس حمایت شده بود و ادعا می کرد که بعضی از دانش آموزان باید در حالی که خم و راست می شوند و خود را کش می دهند و خمیازه و فریاد می شکند تمرین ریاضی را حل کنند!

استنباط غلط دیگری وجود دارد که عنوان می شود فناوری به این معنی است که کودکان نیازی به معلم برای یادگیری دروس ندارند، بلکه می توانند فقط از گوگل استفاده کنند. بعضی از متخصصان آموزش حتی فراتر می روند و استدلال می کنند که آموزش، سد راه مهارت هایی مانند خلاقیت و تفکر انتقادی است. اما مخالف این تفکر درست است. مغزی که آموزش دیده باشد، استعدادهایش را می شناسد.
 
دستاوردهای شگفت انگیز اتحاد تکنولوژی و معلمان

ویلیام شکسپیر در عبارات لاتین و قوانین گرامری غرق شده بود و با این حال او چندین نمایشنامه خوب داشت.

در سال 2015 یک بررسی جامع از 1200 نفر دانش آموخته نشان داد که از 20 روش موثر در تقویت یادگیری، تقریبا همه آنها بر نیاز به معلم تاکید داشتند.

دومین ضرورت این است که اطمینان حاصل شود که edtech، به جای گسترش نابرابری در آموزش، آن را محدود کند. البته در این مورد می توان خوش بین بود. برخی از مدارس ابتدایی در دره سیلیکون (جنوب سانفرانسیسکو) خصوصی هستند اما تعداد بیشتری از مدارس دولتی هستند که عمدتا دانش آموزان ضعیف را آموزش می دهند، مانند Rocket ship و Achievement First که 99 درصد از فارغ التحصیلان شان به دانشگاه می روند و بیشترین پیشرفت را نسبت به همسالان خود در طبقات معمول طی می کنند. الگوی مشابهی را می توان در خارج از آمریکا مشاهده کرد. در مطالعات edtech در هند، توسط J-PAL، یک گروه تحقیقاتی است، موفق ترین دانش آموزان آنهایی هستند که از نرم افزارهای آموزشی برای یادگیری استفاده می کنند.

سوم، پتانسیل edtech تنها در صورتی قابل قبول است که معلمان آن را درک کنند و بپذیرند. آنها حق دارند که به دنبال مدرک و شواهد برای اثبات کاربرد این روش باشند اما شک و تردید نباید به لادیسم (مخالفت با تکنولوژی و فناوری نوین) تبدیل شود.

سائوپائولو یک نمونه خوب است؛ جایی که معلمان از حضور Geekie، یک شرکت سازنده نرم افزار، در مدارس دولتی استقبال می کنند.

در سال 1984، اسکینر مخالفت با فناوری را «مایه شرم» در نظام آموزشی نامید. با توجه به آنچه امروزه در edtech وعده داده می شود، خشک مغزی دیگر در کلاس های درس جایی ندارد.
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج