وینی مادیکیزلا؛ مادر خشن آفریقا
۷۰۰۵۵۴
۲۴ فروردين ۱۳۹۷ - ۰۷:۰۸
۱۲۶۱۶
وینی مادیکیزلا - ماندلا، همسر سابق نلسون ماندلا که با نام «ماما وینی» و گاهی «مادر ملت» در آفریقای جنوبی شناخته می شد، در حالی دوم آوریل در 81 سالگی از دنیا رفت که چهرهای متضاد از او در تاریخ آفریقای جنوبی بر جای مانده است.

روزنامه سازندگی - سمیرا دردشتی: وینی مادیکیزلا - ماندلا، همسر سابق نلسون ماندلا که با نام «ماما وینی» و گاهی «مادر ملت» در آفریقای جنوبی شناخته می شد، در حالی دوم آوریل در 81 سالگی از دنیا رفت که چهرهای متضاد از او در تاریخ آفریقای جنوبی بر جای مانده است. شخصیتی که از یک سو به عنوان مبارزی خستگی ناپذیر در طول سال های زندان، نلسون ماندلا را همراهی کرد و رهبری حرکتی که همسرش آغاز کرده بود را در مدت زندان او بر عهده گرفت و از سوی دیگر دستورات خشونت آمیز وی و درگیری های او در کارزارهای حقوقی مختلف بسیار بحث برانگیز بود.

وی سال های عمر خود را در راه مبارزه برای آزادی آفریقا سپری کرد و بعدها در جایگاه عالی ترین مقامات سیاسی در این کشور نقش آفرینی کرد. شخصیت او همواره مورداحترام و الهام برای مردم آفریقا بود و اگرچه در جایی مسیر وی از ماندلا جدا شد و اتهامات بسیاری علیه وی مطرح بود اما هرگز از نفوذ و احترام سیاسی او در نزد مردم کاسته نشد.

مادر خشن آفریقا

نخستین مددکار سیاهپوست

وینی در یک خانواده فرهنگی به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو معلم بودند و او فرزند چهارم در میان هشت فرزند آنها بود. وی در دوران تحصیل به رغم محدودیت هایی که برای تحصیل سیاهپوستان در دوران آپارتاید وجود داشت، به ژوهانسبورگ رفت و در آنجا به تحصیل پرداخت و در سال 1956 موفق شد مدرک کارشناسی را کسب کند و چند سال بعد نیز مدرک خود را در رشته روابط بین الملل اخذ کرد. سپس مشاغلی را در بخش های مختلف به دست آورد. اولین شغل رسمی او استخدام به عنوان یک مددکار اجتماعی در بیمارستان باراخوانه در شهر ساوتو بود. وی نخستین مددکار سیاهپوستی بود که توانست در این شهر کار خود را آغاز کند.

ازدواج با وکیل ضد آپارتاید

وینی برای نخستین بار در سال 1957 نلسون ماندلا وکیل و فعال ضد آپارتاید را ملاقات کرد. در آن زمان ماندلا هنوز با همسر اول خود «اولین نتوکو میس» زندگی می کرد و از او صاحب دو پسر و یک دختر بود. با این همه هنگامی که مبارزات سیاسی ماندلا در حال اوج گرفتن بود، اختلافات این زوج نیز شدت پیدا کرد، چرا که اولین همسرش فردی مذهبی بود و اعتقادات دینی او مروج نوعی بی طرفی سیاسی بود. این چیزی بود که ماندلای جوان با توجه به رسالتی که پیش روی خود می دید، نمی توانست بپذیرد. به این ترتیب ازدواج آنها پس از 13 سال در 1957 خاتمه یافت.

وینی زمانی که نلسون را برای نخستین بار در ایستگاه اتوبوسی در شهر ساوتو ملاقات کرد 22 سال داشت و از همان ملاقات نخست او را تحت تاثیر قرارداد. آنان در سال 1958 با یکدیگر ازدواج کردند و حاصل این ازدواج دو دختر به نام های «زنیانی» و «زیندیو» بود. این همه در زمانی روی می داد که نلسون ماندلا پا به پر آشوب ترین سال های حیات خود می گذاشت. فعالیت های او در نهایت منجر به زندانی شدنش در سال 1963 شد و تا 1990 در زندان ماند. در این فاصله وینی چه در ساحت زندگی شخصی و چه در رابطه با رسالت اجتماعی باید مسیری را که شوهرش در بیرون از زندان آغاز کرده بود، تنها ادامه می داد.

مبارزات وینی

به یقین در جریان بر آمدن نلسون ماندلا به عنوان رهبر مبارزات ضد آپارتاید، وینی نقشی اساسی را بر عهده داشت. زمانی که در ماه اوت 1962 نلسون ماندلا دستگیر شد و پس از آن در دادگاه محکوم و روانه زندان شد، وینی به تدریج شماری از مسئولیت های شوهرش را در جنبش مقاومت بر عهده گرفت. زمانی که ماندلا گفت: «من به دنبال آرمان جامعه آزاد و دموکراتیک هستم که همه بتوانند در آن در توازن و با فرصت هایی برابر زندگی کنند، این آرمان من است که امیدوارم با آن زندگی کرده و بدان دستیابم. اما اگر نیاز باشد آماده ام برای این آرمان بمیرم.» وینی با سخن او همراه شد و او نیز اظهار داشت: «من تصمیم گرفتم که اگر مجبور شدم بمیرم.»

بی شک وینی در مسیری که برای مبارزه ترسیم کرده بود گام برداشت. فعالیت های سیاسی او منجر به چند نوبت دستگیری همراه با شکنجه شد. حتی بعد از آزادی نیز در بازداشت خانگی به سر می برد و تحت نظارت قرار داشت. او را به مدت بیش از یک سال به زندان انفرادی انداختند و حتی به شهری دور افتاده تبعید کردند. با این همه وی دست از فعالیت های خود نکشید.

درسال 1969 مدت هجده ماه را در انفرادی زندان مرکزی پرتوریا سپری کرد. در همین زمان فعالیت های وی وجهی جهانی پیدا کرد و به عنوان نمادی در مبارزه بر علیه آپارتاید در جهان شناخته شد. زندان او را نیز مانند همسرش به یکی از نمادهای مقاومت در برابر دولت آپارتاید مبدل کرد. وی پس از تحمل یک دوره سخت در زندان در سال 1975 تا مقام رهبری اتحادیه زنان کنگره ملی آفریقا صعود کرد. یک سال بعد در 1976 زمانی که در ساتو قیام بزرگی بر علیه دولت ترتیب داده شد، وینی بار دیگر به زندان افتاد و زندگی در ساتو برای وی ممنوع شد. وی را به براندفورت تبعید کردند و این امر موقعیتی برای دولت فراهم آورد تا فشارها را بر او تشدید و مسیر ارتباطی وی را با مردم قطع کنند.

مادر خشن آفریقا

توسل به خشونت

وینی ماندلا به ناگاه خود را در میانه یک کارزار مبارزاتی دید و در حالی که رسالتی برای پیشبرد اهداف همسرش پیش روی خود داشت، تصمیم گرفت مسیر او را ادامه دهد. هر چند اگر چنین تصمیمی نیز وجود نداشت به جهت فشارهای دولت بر او به منظور کنترل ماندلا در زندان، در نهایت ناچار به واکنش می شد. وی در ابتدا مبارزات خود را به صورت مسالمت آمیز پیش می برد اما شدت فشارها موجب شد وی وقوع تغییر از مسیر مسالمت آمیز را غیرممکن تصور کند. از سال 1980 زمانی که وینی تجارب تلخی چون زندان و تبعید را پشت سر گذاشت، در مقاومت سازمان یافته او علیه آپارتاید رگه هایی از خشونت نیز پیدا شد. این امر در حالی از سوی وی دنبال شد که در این زمان بسیاری از مردم آفریقا او را به عنوان «مادر ملت» می شناختند.

بیش از دو دهه انتظار برای آزادی نلسون و مسیر پر فراز و نشیبی که وی در راه مبارزه سپری کرده بود، در نهایت او را به این جمع بندی رساند که «خشونت سازمان یافته، تنها راه رسیدن به آزادی است.» از این دوران او خشونت را تلویحا حتی در گفتار تایید می کرد و نه تنها در شماری از سخنرانی های خود بر آن صحه می گذاشت بلکه مسیرهایی را نیز به این منظور به مبارزان معرفی می کرد. وی در یکی از نخستین سخنرانی هایی که به منظور تهییج سیاهپوستان در توسل به خشونت انجام داد، گفته بود: «ما هیچ اسلحه ای نداریم، ما تنها سنگ ها، جعبه های کبریت و بنزین در اختیار داریم. ما به کمک همین ابزار این کشور را آزاد خواهیم کرد.»

محبوبیت او به ویژه در میان زنان و جوانان در آفریقای جنوبی سبب شد زمانی که او از روش های خشونت آمیز دفاع می کرد، بسیاری از وی پیروی کنند. وینی قصد داشت پلیس آفریقای جنوبی را به چالش بکشد. او که اکنون نقش یک مادر را در جنبش بر عهده داشت، فرزندان خود را برای کسب پیروزی نهایی به خشونت و رفتارهای مسلحانه فرا خواند. در این رویکرد جدید ضرب و شتم، شکنجه، ربودن و حتی کشتن مخالفان توجیه می شد. او یک گروه از جوانان را گرد خود آورده بود که وی را در مسیر اعمال خشونت آمیز یاری می کردند. این گروه به مرور گسترش پیدا کرد و سیاهپوستانی که در نقاط مختلف کشور از چنگال پلیس فرار می کردند به آنها می پیوستند. آنان که در بسیاری از مواقع رفتاری شبیه به ارازل داشتند، به نماد نفرت وینی از دولت مبدل شدند.

با این همه نفرت آنان تنها شامل دولت و سفیدها نبود و گاهی ابزاری برای تسویه حساب با سیاهان مخالف نیز بودند. جالب آن که وابستگی این گروه به وینی تابه حدی بود که وی به راحتی می توانست آنها را برای انجام خواسته های خود متقاعد کند. بسیاری از خانواده های این افراد با نوع رفتار ارازل گونه آنها مخالف بودند و افزایش نفوذ این گروه نگرانی هایی را در آفریقا به ویژه در شهر ساوتو که نفوذ آنها بسیار زیاد بود به دنبال داشت. شکاف پدید آمده میان موافقان و مخالفان این شیوه منجر به تشدید خشونت شد. به تدریج با افزایش شمار اقدامات این گروه، نوعی هرج و مرج پدید آمد. چنین وضعیتی موجب افزایش شمار مخالفان وینی درون جنبش و حتی کنار گذاشته شدن او توسط بدنه مبارزین علیه آپارتاید شد و به این ترتیب بسیاری از متحدین سابق خود را از دست داد.

برخی از گزارش ها حکایت از دستورات وی مبنی بر قتل و آدم ربایی داشت. ادامه این وضعیت منجر به تشکیل یک کمیته بحران از سوی مخالفین شد و جستجوهای آنها در نهایت به پیدا کردن چند جوان که مورد سوءاستفاده قرار گرفته بودند انجامید و در این میان یک کودک 14 ساله به نام «جیمز اسیپلی» کشته شده بود. این اتفاق به شدت گروه تشکیل شده توسط وینی و شخص او را تحت تاثیر قرارداد و آنها به نقض حقوق بشر متهم شدند. در آن زمان وینی قصد نداشت اتهام خود را بپذیرد و در برابر رسانه ها مدعی شد که رهبران مذهبی و کنگره ملی آفریقا وی را به ناحق متهم می کنند. در سال 1991 وی توسط دادگاه به آدم ربایی متهم و شش سال زندان برای او در نظر گرفته شد

مادر خشن آفریقا

که با تقاضای تجدید نظر به دو سال حبس تعلیقی کاهش یافت. بی گمان حمایت افراد گروه از وی و متهم نکردنش در دادگاه در کاهش مجازات او تاثیر داشت. با این همه دردسرهای پیش آمده سبب شد که وینی کسانی را که زمانی عضوی از خانواده خود می دانست، در سال های بعد به عنوان یک اشتباه به یاد آورد. گزارش نهایی که در سال 1998 توسط کمیته حقیقت یاب آفریقای جنوبی منتشر شد، به محکومیت چند نفر از جوانان گروه او انجامید و خانم وینی مادیکیزلا ماندلا نیز به لحاظ سیاسی و اخلاقی مسئول نقض شدید حقوق بشر توسط گروهی که تحت کنترل داشت، دانسته شد.

با این همه شبهات بسیاری در مورد اقدامات کمیته در رابطه با وینی وجود داشت، «دزموند توتو» مدیر اصلی جلسات کمیته دوست نزدیک وینی بود. همچنین زمان تشکیل این کمیته، نظام آپارتاید برچیده شده بود و همسر وینی ماندلا بعد از آزادی به عنوان رئیس جمهور آفریقا انتخاب شده بود. هر چند که در دوران تحقیقات، اطلاعاتی در مورد جدایی این زوج منتشر شده بود اما به هر حال روابطی در این سطح بر نتایج تحقیقات بی تاثیر نبود، چرا که تصمیمات کمیته در