مصاحبه با گروه محبوب و کاردرست «آناتما»
۷۰۳۵۳۶
۰۳ آذر ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۰
۳۷۲۳ 
گروهی که علاوه بر محبوبیت در جهان، در ایران نیز به شهرت فوق العاده‌ای دست یافته است. آناتما بر صدر نظرسنجی خوانندگان مجله پروگ ایستاده است. برنده جایزه بهترین گروه، بهترین آلبوم، بهترین خواننده مرد و بهترین خواننده زن در سال ۲۰۱۷ از این گروه بودند.

روزنامه سازندگی - احسان محمدی: گروهی که علاوه بر محبوبیت در جهان، در ایران نیز به شهرت فوق العاده ای دست یافته است. آناتما بر صدر نظرسنجی خوانندگان مجله پروگ ایستاده است. برنده جایزه بهترین گروه، بهترین آلبوم، بهترین خواننده مرد و بهترین خواننده زن در سال 2017 از این گروه بودند. برادران کاوانا، دنی و وینی، راه پر فراز و نشیبی را برای رسیدن به اینجا طی کرده اند. مجله پروگ با هر دو برادر در مورد گذشته، حال و آینده آناتما، از کودکی سخت شان تا شکل گیری اولیه گروه، در مورد مشکلاتشان و درگیری های خانوادگی تا اوج گرفتن شان و خلق بهترین آلبوم شان صحبت می کند.

روزی که آناتما آلبوم یازدهمش، خوشبین (The Optimist) را منتشر کرد، دنی و وینسنت کاوانا کنار هم بودند، هر چند که جسم شان پیش هم نبود. (آنها برای اجرایی در روسیه حاضر می شدند که یکی از قلعه های فتح شده توسط گروه در 28 سال فعالیتش محسوب می شود.) واقعیت این است که آنها در دو عالم متفاوت سیر می کردند. دنی، گیتاریست و نویسنده اصلی ترانه های گروه آنلاین بود و اظهار نظرات در مورد آلبوم جدید را بررسی می کرد. او کنجکاو بود بداند مردم درباره آلبومی که از قلب و روحش در آن مایه گذاشته بود چه می گویند. بیشتر نظرات مثبت بود اما یکی دو نفری هم اصلا تحت تاثیر آلبوم قرار نگرفته بودند.

نور رویایی

«بله، من چک می کردم که مردم چه می گن.» لهجه لیورپولی اش بعد از سال ها از این شهر به آن شهر رفتن تغییر نکرده بود. «فکر می کنم هر کس که دوستش نداره احمقه چون من می دونم که عالی بوده، با این حال، آخر کار موضوعات مهم تری هم در زندگی هست مثل سلامتی، خانواده و آرامش روانی. اینا چیزایی هستند که واقعا مهمند.»

در مقابل، وینی، خواننده و گیتاریست گروه و برادر کوچک تر دنی، پشیزی برای حرف بقیه ارزش قائل نبود. او می دانست که گروه بهترین کارش را تولید کرده که در حین حماسی بودن، صمیمی، اسرارآمیز و برانگیزنده است. او می گوید: «من نظر دیگه ای دارم. اگه من از انجام کاری لذت ببرم مثل اینه که لباس ضد گلوله پوشیدم. ما سعی کردیم آلبومی بسازیم که نشون بده ما کی هستیم، کجاییم و چه کارایی می تونیم بکنیم. اگر این کار رو درست انجام بدیم، من خوشحالم. من می دونم که ما این کار رو درست انجام دادیم.»

همانطور که در ادامه هم خواهیم دید، این نمای کاملی از شکل روابط در قلب آناتماست. دنی هسته احساسی گروه است. او از قلبش کمک می گیرد و امتیازی را به گروه می بخشد که بسیاری از گروه های دیگر فاقدش هستند. وینی کسی است که به این احساسات جامه حقیقت می پوشاند. عمل گرایی است که همه چیز را درست در زمانی که در خطر بر باد رفتن هستند سر جای شان نگه می دارد، خطری که بارها گروه را تهدید کرده است.

این ترکیبی است که برای آنها به خوبی کار کرده است. خوشبین فقط بهترین آلبوم عمر حرفه ای شان نیست بلکه بهترین آلبوم سال در نظر خوانندگان مجله پروگ هم هست. با این حال سفر آنها دردسرهای خاص خودش را هم داشته. دوره هایی بوده که تاریکی بر کار و زندگی شان سایه افکنده و بعید به نظر می رسید بتوانند از امتحان شان سربلند بیرون بیایند. خود خوشبین نتیجه یکی از همین دوره ها در زندگی دنی کاواناست که در نهایت او هم مثل شخصیت مرکزی آلبوم بعد از یکسری ماجرا به شخصی قوی تر و بهتر مبدل شد.

دنی می گوید: «زجر و درد شخصی در کار نقش داشت. البته لازم نیست حرفا همیشه در مورد درد و بدبختی باشه، ترانه ها می تونند در مورد قدردانی از زندگی باشند، همون طور که بعضی از کارهای قبلی خودمون بودن.این یکی رنج رو با خودش داره، چون همه ترانه های این سری شبیه زندگینامه هستن. بنابراین اگه در مورد بودن در اسپرینگفیلد و احساس گم شدن خوندیم به این خاطر بود که واقعا احساس گم شدن می کردم.»

ما در کافه ای در پدینگتون و نزدیک دفتر پروگ نشسته ایم. وقت حرف زدن، دنی به آرامی قهوه اش را می نوشد.

دنی، وینی و خواننده دیگر گروه، لی هاگلاس تازه عکس گرفتن را تمام کرده اند. (سه نفر دیگر گروه یعنی در امرشان، جان داگلاس، کی بردنوازشان دنیل کاردوسو و جیمی کاوانا، برادر کوچکتر دنی و وینی که بیسیست گروه است غایبند.) در طول عکاسی، دنی لحظه ای را به یاد می آورد.

«عکسی از ما هست که روی سن، آرنج به آرنج هم انداختیم و وینی من رو می کشه بالا. این دقیقا همون کاری بود که اون قبلا کرد. جان و وینی زندگی من رو نجات دادند. من بدون اونا چی به سرم می اومد؟» او با خنده اضافه می کند: «خدا می دونه بدون من چی به سر اونا می اومد.»

خوشبین ادامه اتفاقات یک روز خوب برای خروج (A Fine Dayh To Exit) است. آلبومی که در سال 2001 با گسترش افق دید و بلندپروازی، گذر از گذشته متال گروه را آغاز کرد. خوشبین از همانجایی شروع می کند که یک روز خوب برای خروج تمام می کند. شخصیت مرکزی داستان از دریایی که خود را در آن انداخته تا غرق کند نجات می یابد و سفر جسمانی/ روحانی خود را از پرتگاه نابودی تا نوعی رستگاری آغاز می کند. تم مرکزی آلبوم سرد است اما در آن بدون تردید امید وجود دارد.

خوشبین واقعا داستان دنی کاوانا است. لحظات روشنایی و تاریکی اش بازتاب لحظات زندگی اوست. «من چند سال تاریک در زندگی داشتم.» او با مکثی ادامه می دهد: «فلج کننده بود. من به والیوم معتاد بودم. داشتم به باد می رفتم.» نفس عمیقی می کشد و به آرامی بیرون می دهد: «این صادقانه ترین چیزیه که تا حالا در یک مصاحبه گفتم.»

دنی می گوید که نمی خواهد این مصاحبه غم انگیز باشد. می گوید که قبلا به خصوص وقتی در آلبوم تک نوازی اش تک رنگ (Monochrome) حرف می زده خیلی از این دست مصاحبه ها داشته است. با این حال سنگینی غمی که در دل دارد، همچنان بر پرهیز از رفتن مصاحبه به آن سمت را سخت می کند.

در فاصله بین آخرین آلبوم آناتما ماهواره های دور (Distant Sattelites) که سال 2014 منتشر شد تا آلبوم جدید، دنی از نظر ذهنی دوره سختی را پشت سر می گذاشت. او 4 سال پیش برای اولین بار پدر شد و مخلوطی از تعهدات شخصی و بلندپروازی اش به عنوان یک موسیقی دان، فشار زیادی بر او وارد کرد.

نور رویایی

وینسنت کاوانا

این اولین باری نبود که دنی با مشکلات مربوط به بهداشت روانی دست به گریبان بود. او سال 2016 به ته خط رسید. «من رفتم پیش دکتر و ماجرا رو براش گفتم و ازش کمک خواستم.» و دکتربه تدریج دارو را کاهش داد. «در عرض چند ماه کل راه رو رفتم. هی کمتر و کمتر شد و آخر تموم شد.»

او این روزها از داروهای ضد افسردگی استفاده می کند که هم حالت ذهنی اش را حفظ می کند و هم درجه عمومی خوش بینی اش را. «همه چیز از اون موقع یه مرحله بهتر شده.» او اضافه می کند: «سلامتی و شادی از همه چیز مهم ترند. در حال حاضر احساس بهتر بودن و پاک تر بودن می کنم.»

وینی کاوانا دوره سقوط برادرش را به یاد می آورد. گرچه او از دنی کوچکتر است، می گوید که در قبال او احساس مسئولیت می کرده. «هیچ دو برادری از من و دنی نزدیکتر نیستن. بنابراین مهم بود که بدونه من بدون توجه به موسیقی که با هم می ساختیم به عنوان برادر و رفیقش در کنارشم.»

این موسیقی بود که دنی را به جاده سلامت بازگرداند. اواخر سال 2015، به درخواست وینی مدیریت گروه تورها و برنامه های آتی آنها را ملغی کرد. وینی استودیویی را برای نواختن خودش و دنی حاضر کرد که در آن تنها موسیقی را برای خود موسیقی می نواختند.

«این کار اون رو از خونه بیرون آورد و به ما یه کار مشترک داد. من و دنی با هم ملاقات می کردیم، قهوه می خوردیم و در مورد همه چیز صحبت می کردیم. کاری که با هم انجام می دادیم نوعی تراپی بود و از همونجا خوشبینی کلید خورد.»

بروگ چند روز بعد با وینی صحبت کرد، در یک کافه در شرق لندن، نزدیک جایی که نامزد هنرمندش یک استودیو داشت. در حالی که دنی صاف و ساده است، وینی جدی و اندیشمند است. او با دقت جواب می دهد. هر چند در ظاهر جواب هایش شور و حرارتی نهفته است. (جواب او به این پرسش که آیا آلبوم تک نوازی خواهد داشت یا نه به طور جالبی برنده بود: «وقتی براش حاضر شدم می فهمی. تا اون موقع به تو ربطی نداره.»)

هنگام یکه از دنی در مورد نقاط قوت وینی پرسیدم او بدون مکث گفت: «وینی درک و هوش بالایی داره. اون اهل عمله. اون وفاداره و برای بقیه ارزش قائله. حامی و با استعداده. اون دیوونه و بامزه هم هست. اون فوق العاده است.»

وقتی این صحبت ها را با وینی مطرح می کنم، می گوید: «رفیق، من فقط یک برادرم. امیدوارم برادر خوبی برای هر دوشون [دنی و جیمی] باشم. همینطور برای دوستام.»

وینی می پذیرد که کمتر از برادر بزرگترش احساساتی است و به همین دلیل موفق شده است از مشکلات روانی که دنی با آنها دست به گریبان شده اجتناب کند. «من همیشه قوی تره بودم. به خودم اتکا داشتم و خویشتن دار بودم. زندگی و نفس کشیدن دنی موسیقی ست و موسیقی در روحش جاریه. من با کارهای استودیو بستر موسیقی اون رو فراهم می کنم. او یک گوشه می شینه و بیت ها رو روی گوشیش ضبط می کنه، ولی اگه نیاد و منو نبینه برای همیشه موسیقی اش همونجا می مونه.»

تعجب انگیز نیست، آنها قطعا بیشتر از برادران دیگر سختی تحمل کرده اند. آنها و جیمی در خانواده ای از طبقه کارگر شهر لیورپول متولد و بزرگ شده اند. مادرشان عادت به نوشیدن الکل داشت و پدرشان پرخاشگر بود.

وینی می گوید: «بچگی ما، کل زندگیمون برای مدت طولانی فاجعه بود، اما من می تونستم با اتکا به خودم یه جورایی باهاش سر کنم. این نوعی مکانیزم دفاعی بود که کمک می کرد با آشوب دور و برم راحت تر کنار بیام.»

آناتما فراری از همه اینها بود. وینی می گوید قبل از این که گروه «فرشته کافر» در سال 1990 تشکیل شود هرگز بیشتر از فاصله دو ساعت از لیورپول دور نشده بود. «من واقعا پول برای انجام هیچ کاری نداشتم.» اولین باری که هواپیما سوار شد سال 1994 بود که اعضای گروه برای اجرای برنامه ای به رومانی می رفتند. اعضای گروه درآن وقت اوایل دهه سوم زندگی شان بودند.

نور رویایی

دنیل کاوانا

وینی می گوید: «ما بچه هایی بودیم که شبیه کله خرا رفتار می کردیم. کله خرهای معصوم اما واقعا کله خر. بهمون خوش می گذشت.» برادرها با گوش دادن به بیتل ها، پینک فلوید، لدزپلین، کویین، بلک سبث و یوتو بزرگ شدند. با این حال اولین ظهورشان با حضور دنی و وینی، در امرشان جان داگلاس، خواننده شان دارن وایت و بیسیست شان دانکن پترسون یک دنیا با این گروه ها و آنچه بعدها به آن تبدیل شدند فاصله داشت.

اولین کارهای آناتما آنها را به عنوان یک گروه متال افراطی معرفی می کرد، هر چند در همان دوران هم شواهدی آینده متفاوت شان را نشان می داد، مثل آهنگ 23 دقیقه ای «در حال رویا: یک رمان» که ته آلبوم آوازهای غمناک (Sarenades) که سال 1993 منتشر شد، قرار داده بودند.

وینی می گوید: «چیزایی که ازشون تاثیر می گرفتم با موسیقی که باهاش شروع کردیم تناسب نداشت. اما ناگهان لایه های دوره بلوغ رو پشت سر گذاشتیم و به کاری که واقعا می خواستیم بکنیم رسیدیم. این طبیعی بود که به طور تجربی چیزی که برامون اهمیت بیشتری داشت رو یاد بگیریم.»

آناتما با جدا شدن دارن وایت در سال 1995 شروع به تغییر جهت کرد. سابقا وینسنت که گیتاریست گروه بود در آلبوم دوم گروه، راز ساکت (Silent Enigma) را خوانده بود. با این حال سال 1996 و در آلبوم جاودانگی (Eternity) بود که تغییر احساس شد. این البوم آغاز فرآیند پوست انداختن یک گروه متال در جهت تبدیل شدن به گروهی مثل پینک فلوید بود. وینی در ابتدا خواننده لجوجی بود اماهمانطور که می گوید درراه یاد گرفت چطور عمل کند. با این حال دنی کمتر نسبت به این دوره منتقد است. او می گوید: «خواننده شدن وینی همه چیز رو عوض کرد.»

تکامل آناتما با آلترناتیو 4 (Alternative 4) در 1998 و قضاوت (Judgement) یک سال بعدازآن ادامه پیدا کرد، اما در این مدت سه اتفاق رخ داد که می توانست گروه را به طور کامل از ریل خارج کند. اول این که جان داگلاس به خاطر مسائل شخصی گروه را ترک کرد. (داگلاس مصاحبه نمی کند اما به هر حال قبل از آلبوم یک روز خوب برای خروج دوباره به گروه برگشت.) یک سال بعد، بیسیست گروه، دانکن پترسون هم گروه را رها کرد.

بین این دو اتفاق رویداد دلخراش تری هم رخ داد. مادر کاواناها درگذشت. این مورد به طور قابل درکی تاثیر عاطفی عمیقی بر جا گذاشت به خصوص که در این مورد وضعیت پیچیده تر هم بود. دنی در این مورد می گوید: «این مرگ واقعی او نبود. مرگ واقعی 10 سال قبل اتفاق افتاده بود.» او ادامه می دهد: «او از نظر روانی خیلی مریض بود و یک الکلی مهارناپذیر بود. همه اینها به خاطر این بود که پدرم 15 سال کتکش زده بود و زجرش داده بود. مادرم بچه هاش رو داشت اما تلفن، پول یا جایی برای رفتن نداشت. تو اکتبر 1990، سه روز بعد از تولد 18 سالگی من، اون یک حمله عصبی و احساسی شدید رو تجربه کرد. همون موقع مرد. 8 سال طول کشید تا بعد از اون بمیره.» دنی در مورد پدرش که چند سال پیش درگذشت کمتر احساساتی می شود. «برای اون خیلی کم گریه کردم.»

برادران کاوانا هر یک به شیوه خود با مرگ مادر کنار آمدند. فرآیند تسکین، طولانی و گاهی دردناک بود و به ناچار در گروه تاثیر گذاشت. وینی می گوید: «بعد از مرگ مادر، ما سعی کردیم خودمون رو بازسازی کنیم اما این کار چند سالی طول کشید.» او ادامه می دهد: «در هر اتفاق بدی که براتون میفته، مهمه که بفهمید چطور واکنش بدین و از اون اتفاق یاد بگیرید. مهمه که درک کنید اگر اتفاقی مثل اون مجددا براتون افتاد، چطور از نظر ذهنی براش آماده باشید.»

وینی می گوید تنها عضو گروه است که حتی مدتی بیرون از آناتما نبوده. او می گوید دنی چند ماهی بین آلبوم یک روز خوب برای خروج و یک بلای طبیعی (A Natural Disaster) گروه را رها کرد. حتی در این شرایط هم وینی اجازه نداد گروه از هم بپاشد. او کاری را انجام داد که از هر کسی بهتر قادر به انجامش است. او همه چیز را مرتب کرد: «من یک استودیو د ر لیورپول گرفتم و گفتم بچه ها! اونجا با هم آهنگ بزنیم. تمرکز گروه همیشه موسیقی بوده، این کاریه که ما می کنیم و همین باعث شده ساعات سخت نجات پیدا کنیم.»

دنی برگشت ولی اوایل دهه اول قرن جدید زمان عجیبی برای آناتما بود. بین یک بلای طبیعی در 2003 و اینجا هستیم چون اینجا هستیم (We’re Here Because We’re Here) در سال 2010 گروه چیزی ضبط نکرد. این موضوع تا حدی به خاطر این واقعیت بود که شرکت ضبطی که با آن کار می کردند بسته شده بود و آنها تیم مدیریتی نداشتند، اما دلایل دیگری هم دخیل بودند.

نور رویایی

لی هاگلاس

دنی می گوید: «ارتباط موسیقیایی ما از بین رفته بود و من واقعا نمی تونستم با گروه کار کنم.» او اضافه می کند: «یک مدیر یا شرکت ضبط می تونست وضعیت رو درست کنه. با این حال، اون موقع تصمیم بر بی نیازی ما به اینها بود. عجب اشتباه بزرگی بود!»

وینی در مورد آن دوره می گوید: «یک نوع قُدبازی بود. ما هنوز داشتیم موسیقی می نوشتیم و با خودمون می گفتیم همه چیز ردیفه. این لج بازی نبود، فقط می خواستیم مدتی به حال خودمون باشیم.»

این واقعا یک توقف نبود. آنها با هم تور برگزار می کردند. حتی یک آلبوم هم منتر کردند: درک (Hindsight) که نسخه های آکوستیک بعضی کارهای قبلی شان بود منتشر شد. برادرها بر این نکته هم تاکید داشتند که گروه به هیچ عنوان متلاشی نشود اما پیشرانه کارشان در حال محو شدن بود. دنی می گوید: «اون دوره کار ما رو خیلی عقب انداخت.»

چند سال خاموشی آناتما لااقل یک نکته مثبت غیرقابل انتظار هم داشت، دنی در این دوره برای برطرف کردن مشکلات روانی، هضم پیشینه خانوادگی پیچیده اش و تحمل از دست دادن مادر به تراپیست مراجعه کرد.

«من یک دوره تراپی موفقیت آمیز در سال 2005 داشتم. فوق العاده بود. یک تجربه بی نظیر و زیبا. بعدش الکل رو کنار گذاشتم. شروع کردم به نوشتن همه اون چیزی که تو «اینجا هستیم، چون اینجا هستیم» ظاهر شد. فقط 5 سال طول کشید تا همشو از درونم بیرون بکشم.»

زمانی که سال 2010 این اتفاق افتاد، «اینجا هستیم چون اینجا هستیم» نوای گروهی بود که پرچم خود را بر بالاترین قله ها بر می افراشت. بیشتر از هر چیزی، همین آلبوم آنها را به مسیری انداخت که به خوشبین ختم شد. هیچ اثری از گروه 15 سال پیش در اینجابه چشم نمی خورد. حالا، آنها واقعا مثل پینک فلوید به منابع اصیل تجربیات روح تونل می زدند، به علاوه احساس زندگی واقعی را به آن می افزودند.

وینی می گوید: «همین هسته احساسی اصلی ترین عنصر گروهه. اگر بخوای بدونی کار گروه، دور چه نوع موسیقی می چرخه باید بگم موسیقی احساسی. یک نوع اندوه در کارها وجود داره که در عین حال فرحبخش هم هست. شما با استفاده از موسیقی احساسات بزرگی رو تفسیر می کنین.»

احساسات دیگری هم با آناتما و به طور خاص با برادران کاوانا عجین است. زمان های مختلفی برادرها با هم اختلاف داشته اند، هر چند این اختلافات هیچ وقت به سطح اختلافات نوئل و لیام گالاگر نمی رسد.

وینی می پذیرد که گاهی تفاوت نظر بین آنها وجود داشته است: «خیلی از وقتا رابطمون آماده انفجار بوده، به خصوص وقتی بیست سالمون بود. برای سال ها ما با هم راه نمی اومدیم ولی بعد که سنمون بیشتر شد فهمیدیم که بیشتر از این حرفا نقاط مشترک داریم.»

دنی می گوید: «تازگی ها همه چیز بهتر شده. حالا که پیرتر هم شدیم، اگه دعوا هم بکنیم، فرداش همه چیز حله.»

آیاآناتما حالا کاملا فرو پاشیده؟

جواب دنی منفی است. او می گوید: «هیچ وقت نزدیک به فروپاشی هم نبودیم. این برای ما یه سبک زندگیه. زمان های سختی بوده که من با خودم فکر کردم نیازی به این مسخره بازیا ندارم اما خیلی سریع از اون فاز اومدم بیرون، چون بودن تو این گروه بهترین چیز دنیاست.»

اگر آنها برادر نبودند هم در حال حاضر در یک گروه بودند؟

وینی می گوید: «ممکنه. من فکر می کنم تو دنیا هیچ کس بهتر از من نمی تونه آهنگای دنی رو بخونه، البته به جز خودش.»

نور رویایی

دنی در جواب به این سوال کمتر محتاط است: «نه!»

- چرا؟

- در طول این سال ها بعضی چیزا به صورت خصوصی بین ما گفته شده. بعضی چیزها که فقط برادرا می تونن به هم بگن و باهاش کنار بیان.

وقتی گروه پاییز گذشته در لندن برنامه داشت، لحظه ای بودت که به نظر رسید اصطکاک بین برادرها در یک مکان عمومی در حال آشکار شدن است. روی سن، بحثی بین برادران حول این موضوع درگرفت که کدام یک رهبر گروه است، در حالی که شو با آهنگی از آلبوم تکنوازی دنی تمام شد. گرچه این دعوا به قدر کافی آتشین نبود، نشان می دهد که این پرسش ذهن شان را مشغول کرده است.

دنی در موردآن اتفاق می گوید: «آه، این یک جوک بود.»

پس چه کسی رهبر گروه است؟

با خنده می گوید: «به صورت رسمی وینی اما در واقع من.»

آیا او با این موافق است؟

البته که نه.

پس آناتما گروه توست؟

دنیم به یکباره جدی می شود: «نه. این گروه همه ماست. نه فقط مال من و وینی. مال جان و جیمی و لی و دنیل هم هست. همه ما خیلی براش زحمت کشیدیم.»

سپس مکثی می کندو با لبخندی می گوید: «ولی پشت همه اینها منم.»

به رغم نظر دنی، دور بودن آناتما از چشم ها به مدت چند سال از چند منظر تصمیم هوشمندانه ای بود. خودش می گوید: «2005 تا 2009 برای من سال هایی جادویی بودن. من یک دوره تراپی رو پشت سر گذاشتم، همه چیز رو ترک کردم، از یه رابطه بد خلاص شدم. این اولین بار بود که احساس آزادی می کردم.»

انتشار یافته: 2
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
14:07 - 1397/09/04
ایول آناتما

آهنگ Forgotten Hopes بسیار زیبا و قویه

کارهای این گروه واقعا خاص و هوشمندانه س

پیشنهاد می کنم حتما کارهای این گروه و گوش کنید
Iran, Islamic Republic of
23:08 - 1397/09/06
چه عجب یه مطلبی از ستاره های راک زدید مصاحبه با گروه نیکل بک هم مد نظرتون باشه لطفا، کلا گروه های آلترناتیو و هاردراک بخاطر ضرب آهنگهای منظم ترشون بخصوص راک انگلیس گوشنوازترند ودر اروپا وبخصوص آسیا طرفداران بیشتری دارند،ممنون از یادداشت جذابتون
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج