فصل سوم «شهرزاد»؛ دوباره شور و امید باران
۷۱۲۷۵۸
۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۰۷:۳۶
۱۳۴۲۳ 
بعد از تحمل یک فصل خسته کننده و کسالت بار و خبر شروع فیلمبرداری فصل سوم «شهرزاد» عده ای از منتقدان عقیده داشتند که ساخت فصل سوم، تنها یک بازی رسانه ای است تا دوباره بازار سریال رونق بگیرد، وگرنه سریال می توانست در همان فصل دوم هم تمام شود

هفته نامه چلچراغ - فرنوش ارس خانی: بعد از تحمل یک فصل خسته کننده و کسالت بار و خبر شروع فیلمبرداری فصل سوم «شهرزاد» عده ای از منتقدان عقیده داشتند که ساخت فصل سوم، تنها یک بازی رسانه ای است تا دوباره بازار سریال رونق بگیرد، وگرنه سریال می توانست در همان فصل دوم هم تمام شود!

هیچ کس امیدی به ادامه پیدا کردن «شهرزاد» نداشت. همه آن را یک سریال شکست خورده دیگر در شبکه نمایش خانگی می دانستند و مخالف سرسخت آن بودند. همان زمان، حسن فتحی برای این که مخاطبانش را از دست ندهد، وعده داد که اعتماد دوباره مردم را نسبت به این سریال در فصل سوم بازخواهد گرداند. فصل سوم «شهرزاد» به بازار آمد و با گذشت چند قسمت و تمام ضعف ها، ورق برگشت و از حجم انتقادهای تند علیه این سریال کاسته شد. تعدد اتفاق ها و سکانس های نفسگیر و گره های داستان این قدر زیاده شده که تقریبا همه ضعف ها و گاف های فصل دوم را توانسته بپوشاند، حتی برخی معتقدند حسن فتحی در فصل سوم حرکت رو به جلویی داشته است.

دوباره شور و امید باران

جدایی شهرزاد از فرهاد

یکی از ضعف های مهم فصل دوم که تقریبا اغلب مخاطبان و منتقدان به آن تاکید داشتند، حجم دیالوگ های طولانی و شاعرانه میان شهرزاد و فرهاد و درنیامدن رابطه عاشقانه این زوج پس از وصال بود. شهرزاد و فرهاد هر چقدر پیش از ازدواج، عاشق و دل باخته هم بودند و فراغ آنها، نقطه عطف فصل یک شده بود، اما در فصل دوم هیچ شباهتی با دو جوان عاشق پیشه فصل اول نداشتند و تحمل رابطه زناشویی شان برای مخاطب، خسته کننده و کسالت بار شده بود.

حتی برخی معتقد بودند زوج قباد و شهرزاد خیلی بهتر و جذاب تر از زوج فرهاد و شهرزاد بود و ای کاش این دو اصلا به هم نمی رسیدند! که البته همین هم شد. قباد و شهرزاد دوباره با هم ازدواج کردند و کسی فکرش را هم نمی کرد که این دو در فصل پایانی به هم برسند. این یکی از کلک های فیلمسازی حسن فتحی برای موفقیت سریالش بود. او از مهمترین موقعیت فصل یک برای جذابیت بیشتر سریالش استفاده درست و مناسبی کرد. این تکرار نه به معنای سقوط سریال بود و نه درجا زدن. او موقعیت های متعددی خلق کرد تا وصال این زوج، خارج از منطق داستان جلوه نکند. حتی شخصیت های فرهاد و شهرزاد پس از این اتفاق، قابلیت های بیشتری برای ارائه ویژگی هایی که در فصل یک با آن شناخته شده بودند، پیدا کردند و کنش های شان در این فصل برای مخاطب جذاب تر است.

دوباره شور و امید باران

فرهاد رنج کش به از فرهادِ شاعر و سیاس

فرهاد قبل از این که نقشه اش برای فراری دادن مصدق لو برود و دستگیر شود، به شخصیتی سرد و تخت تبدیل شده بود. هیچ کدام از موقعیت هایی که این شخصیت در فصل دوم در آنها قرار مین گرفت، برای مخاطب جذابیت نداشتند؛ نه جلسات سیاسی اش و نه عشق و عاشقی و شعر خواندن هایش برای شهرزاد، پس از لو رفتن نقشه فراری دادن مصدق توسط فرهاد و دوستانش، این شخصیت جان دوباره ای گرفت و شد مثل همان فرهاد رنج کشیده و محبوب فصل یک. با این تفاوت که فراز و نشیب های احساسی اش بعد از مرگ پدرش و جدایی شهرزاد بیشتر شده و هیچ امیدی برای زنده ماندن و ادامه زندگی ندارد.

شهرزادی که فقط قصه گو نیست!

حتما در قسمت دهم متوجه شدید که شخصیت شهرزاد چه گاف بزرگی داد. ماجرا از این قرار است که شهرزاد بعد از این که به اجبار مادر شوهرش و برای نجات جان فرهاد دوباره زن قباد شد، زمانی که با قباد در ماشین نشسته بودند و او از گذشته حرف زد، شهرزاد گفت که هیچ علاقه ای به تکرار خاطرات زندگی سابقش با او ندارد و فقط از سر عادت با قباد زندگی می کرده! این در حالی است که شهرزاد وقتی در فصل یک متوجه شد باید طبق دستور بزرگ آقا از قباد طلاق بگیرد، دچار شوک و بحران شدیدی شده بود و دلش نمی خواست از او طلاق بگیرد.

همه اینها را گفتیم تا به شما بفهمانیم شهرزا د حتی از بزرگ آقا و قباد هم مهمتر است و تمام رفتارها و کنش هایش به یاد مخاطب مانده و زیر ذره بین قرار دارد. این شخصیت با وجود محبوبیتی که دارد، اما همانطور که گفتیم، فراز و نشیب های متعددی داشته است، پتانسیل و کاریزمای این شخصیت در این فصل این قدر خوب و قوی توسط حسن فتحی طراحی شده است که هیچ کدام از تصمیم ها و کنش هایش (غیر از آن یک گاف) غیرمنطقی نیست. حتی وقتی می فهمد اکرم قصد کشتن کبیر را داشته و یکهو غیرتی می شود و می رود به خانه او، با اکرم دست به یقه می شود و خط و نشان می کشد، برای مخاطب قابل درک است و تغییرات این شخصیت را می پذیرد.

ترانه علیدوستی کاملا مقتدر و توانمند در این فصل ظاهر شده است. علیدوستی به درستی و با ظرافت تغییرات این شخصیت را در فصل دوم نشان می دهد. او آنقدر این نقش را به خوبی و دقیق و پخته بازی کرده که شاید هیچ بازیگر دیگری به خوبی او نمی توانست چنین نقشی را بازی کند.

دوباره شور و امید باران

تعدد سکانس های نفسگیر و تماشایی

اگر رابطه سرد عاشقانه شهرزاد و فرهاد را کنار بگذاریم، پرداختن به عشق قدیمی هاشم و عمه بلقیس و عشق شیرین و صابر عبدلی هم یک سر دیگر فضای کسالت بار فصل دو قرار داشت. در خلال ماجراهای عاشقانه، اتفاق های کمتری می افتاد. هر از گاهی برای این که سریال هیجان به مخاطب انتقال کند، یک قتلی در عمارت دیوان سالار و خانه بهبودی اتفاق می افتاد؛ همین روایت کش دار و کند و بدون کشمکش شخصیت های «شهرزاد» تا پایان فصل دوم ادامه داشت و حتی با شروع فصل سوم و قسمت نخست، مخاطب در ابتدا هیچ تغییری میان این دو فصل احساس نمی کرد.

اما، ماجرای بیرون انداختن اکرم از عمارت و حامله بودن او و فراری دادن شیرین از مریض خانه کم کم ریتم سریال را تندتر و تعلیق بیشتری ایجاد کرد. در کنار اینها، دستگیری دوباره فرهاد و بازداشت او با پاپوش درست کردن برای هاشم و اصغری توسط قباد و قتل آنها به دست بهبودی، ازدواج دوباره شهرزاد با قباد و ... را هم باید اضافه کرد که بدون هیچ نوع کش دادنی اتفاق افتادند. حتی سکانس ملاقات شهرزاد با فرهاد در زندان که طولانی ترین سکانس این فصل است، این قدر خوب و دقیق کارگردانی شده که می توان از آن به عنوان یکی از بهترین سکانس های «شهرزاد» یاد کرد.

حذف شخصیت های اضافی فصل دوم

شخصیت های جدید فصل دوم و پرداختن به جزئیات آنها، هیچ جذابیتی برای مخاطب نداشتند. از طرفی تعدد شخصیت ها در فصل دوم اینقدر زیاد شده بود که کم کم داستان اصلی «شهرزاد» در حال فراموشی قرار گرفته بود. نمایش روابط خشونت آمیز بهبودی پدرخوانده دیگر سریال با همسرش، اضافه شدن شخصیت منفعل عمه بلقیس، پررنگ شدن شخصیت شربت و حتی اکرم اغلب سکانس های طولانی از شهرزاد را به خود اختصاص داده بود. انگار خود فتحی هم در پایان فصل دوم متوجه همین قضیه شده بود که مخاطب هیچ ارتباطی با این شخصیت ها برقرار نکرده و آنها را حذف یا کمرنگ کرد. شخصیت های فرعی به تناسب نیاز قصه از سریال حذف شده اند. فتحی این بار سعی کرده از شخصیت های فرعی به اندازه، طوری که به قصه کاراکترهای محبوب (شهرزاد، فرهاد و قباد) ربط داشته باشند، استفاده کند.

دوباره شور و امید باران

آب پرویز، نصرت، بهبودی و چند شخصیت دیگر

در یکی از بخش ها گفتیم که شخصیت های اضافی به داستان لطمه زدند، اما چند شخصیت در فصل دوم پررنگ شدند که نه تنها فرعی هستند، بلکه پا به پای شخصیت های اصلی سهم مهمی در ایجاد گره های داستان دارند. سروان آب پرویز، بهبودی و نصرت مرموزترین شخصیت های شهرزاد هستند.

هر سه کاراکترهای منفی هستند که برای زمین زدن قباد نقشه کشیده اند. یکی از یکی مشکوک ترند! آب پرویز مامور قانون است، اما به راحتی آدم می کشد و مواقعی که باید حضور داشته باشد، نیست! به فرهاد کمک می کند از زندان بیرون بیاید، اما به نظر می رسد انگیزه اصلی او از این کار، وسیله قرار دادن فرهاد برای انتقام از قباد و اعیان نشین هاست. ضلع دیگر، نصرت است که برای بازگشت شهرزاد به قباد کمک می کند اما انگار نزدیکترین دشمن قباد است. بهبودی هم یک طرف دیگر ماجراست که به اندازه یک تومار از او آتو دارد.

تقریبا هر یک از این شخصیت ها با نقشه ای قرار است قباد را مجازات و به قتل برسانند، یک طرف دیگر ماجرا هم صابر عبدلی است که شیرین برای ازدواج با او شرط گذاشته باید اول قباد را با هم بکشند و بعد زنش شود. آنطور که سریال دارد پیش می رود، به نظر می رسد با یک فینال باشکوه و غافلگیر کننده مواجه خواهیم بود. بیشتر از همه اینها، همه منتظر هستند که ببینند نصرت چه کاره است، او واقعا پدر و دلسوز قباد است، یا مهره اصلی ماجرا که تمام دیوانسالارها را به زمین بزند!

مطالب مرتبط
انتشار یافته: 21
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
07:49 - 1397/02/17
یعنی آشغال تر از این سریال در عمرم ندیده بودم .البته فقط سری اولش رو چون خواهرم می گرفت دیدم و واقعا آشغال بود .این علیدوستی با این همه ادعاش ببین رفته تو چی بازی کرده! چطور هم ژست روشنفکری بگیریم وهم در سریالهای چرند بازی کنیم.هه!
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۵۳ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۰
خدا وکیلی نسبت به خیلی از سریال های پرطرفدار ترکیه ای بهتر بود به نظرم شهرزاد یک نقطه شروع برای رسیدن به یک سطح بالا از سریال سازی بود
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۲۸ - ۱۳۹۷/۰۴/۰۵
خفه بابا سريال و دوست ندارى واسه چى توهين ميكنى مرتيكه حيوون كسايى هستن كه عاشق شهرزادن به تو چه كه اينجورى زر ميزنى خوشت نمياد نگاه نكن عوضى بيشعور حييون اشغال تويى با اين اشغال دونيت عوضى
Iran, Islamic Republic of
12:06 - 1397/02/17
اتفاقا مخالف این نقده بگم که شخصیت های زیاد برای یک سریال لازمه ست ولی بنظرم این سریال کشش و جذابیت لازم رو نداره لااقل برای منی که بازی تاج و تخت بینم
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۲۴ - ۱۳۹۷/۰۲/۱۷
سریال تاج و تخت رو با سریال های ایرانی مقایسه میکنی؟ خخخ
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۳۲ - ۱۳۹۷/۰۲/۱۷
خب عزیزم تاج و تخت ژانرش با سریال ملودرامی مثل شهرزاد زمین تا آسمون فرق میکنه؛ هر چیزی رو باید با گونه خودش مقایسه کنی!
مثلا نمیشه جنگ ستارگان رو در کشش و جذابیت با یه فیلم کمدی مقایسه کنی که؛ چون دو نوع متفاوتن و نوع جذابیت و کششون با هم فرق داره.
United Kingdom
16:06 - 1397/02/17
بهترین فیلمی که تو ایران ساخته شده همین سریاله .
دست مریزاد به حسن فتحی
Iran, Islamic Republic of
16:29 - 1397/02/17
شهرزاد واقعا یکی از بهترین سریالای چند سال اخیر کشوره(هم از نظر فنی و هم جذابیت برای بیننده). کلی شخصیت و داستان رو همزمان با هم با موفقیت پیش میبره و ببیننده برای دیدن سرنوشت همه این آدمای ریز و درشت مشتاقه؛ ما واقعا تو کشور سریالی با این ویژگی انگشت شمار داشتیم تا حالا(که داستان چند بعدی باشه). البته همونطور که تو این متن نوشته تو فصل ۲ افت کرد.
شخصا بیننده سریالای خارجی مثل تاج وتختم و به نظرم سریال شهرزاد در ژانر خودش واقعا سریال استانداردیه
France
18:53 - 1397/02/17
شهرزاد و قباد كه در اين قسمت ازدواج نكردند؟ حالا شما خبر داريد قراره ازدواج كنند كه به قول خودتان گاف كرديد؟
شخصيت بهبودى كاملا مصنوعى و زايد است. شكر خدا كمتر پيدايش ميشود در اين قسمتها.
Iran, Islamic Republic of
01:21 - 1397/02/18
آخرش هرسه تاشون کشته میشن
ببینید کی گفتم
Iran, Islamic Republic of
02:24 - 1397/02/18
خیلی نویسنده سعی کرده بکنه توی پاچه ما که سریال به روزهای خوبش برگشته ولی زهی خیال باطل
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۳۰ - ۱۳۹۷/۰۴/۰۵
خفه باو خوشت نمياد نگاه نكن مرتيكه عوضى اشغال وأس چى توهين ميكنى نكبت پاچه اون مغز تو كه توهين ميكنه عوضى بيشعور كثافت حيوون اشغال دفعه أخرت باشه راجب شهرزاد اينجورى ميگى عوضى
Iran, Islamic Republic of
08:58 - 1397/02/18
اینی که میگید گاف نیست
مسلما به خاطر بچه ش نمیخواست جدا بشه
در ضمن حالا که ازدواج کرده بود ترجیح میداد مدارا کنه تا شاید عادت شه براش و صد د صد شانس دادن به ازدواجش خیلی بهتر از لج و لجبازی بود
البته این نظر منه
Iran, Islamic Republic of
15:16 - 1397/02/18
خودمونیم ترانه تکون نخورده ،با اون فیلم اولی اش ،من ترانه .... هیچ فرقی نکرده
Iran, Islamic Republic of
01:10 - 1397/02/19
فصل سومش خیلی بهتر از فصل دومه.
Germany
10:08 - 1397/02/19
با اختلاف ضعیف ترین کار حسن فتحی از همه جای این سریال میشه فهمید که هدفش ارائه کار هنری نبوده و فقط یه سریال سوپرمارکتی بود برای به جیب زدن کلی پول چون جدیدن کارگردان ها و تهیه کننده ها از تجربه قهوه تلخ و سود مالی سرشارش استفاده کرده و رو اوردن به این مدل سریال ها ولی امیدوارم بودم حسن فتحی جزو اون دسته نباشه اما بود
Iran, Islamic Republic of
15:41 - 1397/02/19
نقد خوبی بود فصل سه خیلی بهتر از فصل دو هست من دیگه نمیخواستم دیدنش رو ادامه بدم ولی بعد از گذشت دوسه قسمت از فصل ۳ دیدم خیلی بهتر شده
Iran, Islamic Republic of
23:41 - 1397/02/24
من خودم همش میگفتم این فرهاد باز گند میزنه شهرزاد برا نجات جونش مجبور طلاق بگیره به نظر من با توجه به تیتراژ همه میرن زیر آب عمارت به کل نابتد میشه هیچکی به هیچکی نمیرسه یکم زیاد آب بستن توش خسته کننده شده
Iran, Islamic Republic of
23:49 - 1397/02/24
فقط من موندم بعد این همه اتفاق و برو بیا طلاق و ازدواج مردناشون بچه شهرزاد تازه به راه افتاده انگار یکسال گذشته این خیلی مسخرس کاش به این موضوع بیشتر توجه میکردن چند ماهش بود طلاق گرفتن بعد دو ماه یا سه ماه میتونست ازدواج کنه که حالا میگیم ازدواج کرد میشه ۷ ۸ ماهش بعدش اون همه اتفاق مردن هاشم و فقط نه ماه اون کلفت بچه تو شیکمش بود چند ماهش با قباد بود حالا بعد زایید باید یه بچه ۳ ساله بیارن نه یک ساله و خیلی جاها سوتی دادن که بماند
Iran, Islamic Republic of
15:49 - 1397/04/10
منم باکاربر ۲۸:۰۲موافقم
Canada
07:53 - 1397/07/29
حیف! سریال میتونست سریال ماندگار و خوبی بشه ولی طبق عادت مالوف انقدر کشش دادن که برید بد جور هم برید.. اگه کل سه فصل سریال در همون یک فصل جمع میشد و مسیر فصل اول هم تغییر نمیکرد، سریال فاخر و به یادموندنی از آب در میومد (هر چند بخشی از اون کپی از فیلم پدرخوانده کاپولا هست!) ولی به هر حال کلش رو خراب کردن..منطق داستان دقیقا از زمان قتل حشمت (ابوالفضل پورعرب) به طرز احمقانه ای به هم ریخت و دیگه
جمع نشد.. احتمالا منافع مالی سبب ترغیب سازندگان به ساخت فصلهای بیشتر شد و به این دلیل مجبور به عوض کردن فیلم نامه شدن و دوخته ها را از اول بریدن و پاره کردن و وصله زدن و گیج زدن و گیج زدن! سئوالهای زیادی در مورد منطق سریال میشه پرسید: اول اینکه رفتار حشمت قبل از قسمتهای 21 و 22 اصلا نشون از اینکه عموی قباد هست نداره (البته قرار بوده پدر قباد باشه ولی با امتنای آقای پورعرب و جدایی ایشون، تبدیل به عمو شدن!!) بعد، آرزوی بزرگ حشمت آزادی برادرش از زندون هست و 15 سال هر هفته به دیدن اون میرفته!!..درحالیکه بزرگ آقا به راحتی آب خوردن یک زندانی سیاسی اعدامی (فرهاد) رو نجات میده و از زندون بیرون میاره و حتی خود نصرت رو هم از زندون بیرون میاره ولی کی؟ بعد مرگ حشمت!! احمقانه است چرا قبلا اینکارو نکرد؟؟ و مثالهای دیگر از این دست.. یکی از ایرادهای اساسی دیگه که البته به اکثر فیلم و سریالهای ساخت داخل وارده اهمیت ندادن به نمایش گذر زمان هست.. سریال در بسیاری موارد در زمان به جلو میره و مجدد به زمان ماقبل برمیگرده! به عنوان مثال تاریخ مرگ حشمت بر روی سنگ قبرش سال 34 هست ولی اتفاقات بعدی برمیگرده به سال 33!! تاریخ مرگ مریم و بابک در اعلامیه و همچنین سنگ قبر 28 بهمن 33 هست ولی در صحنه بعد از خاکسپاری، خبر اعدام دکتر فاطمی را با سوز و گداز اعلام میکنن در حالیکه دکتر فاطمی آبان 33 اعدام شده!! تصادف بزرگ آقا و مرگ همسر و بچه هاش، در حالیکه فقط دو سال گذشته، نوع گریم نشون میده بیست سال از اون اتفاق میگذره! سن بزرگ آقا با نگاه به سنگ قبرش حدود 80 هست و این به سن پایین بچه هاش نمیخوره! قسمتهای اول فصل دو که بخشی از اون به نمایش ماه عسل فرهاد و شهرزاد و بخشی به نمایش اتفاقات بعد مرگ بزرگ آقا میپردازه.. هر دو بخش به طور موازی پیش میره و قاعتا همزمان هست ولی قسمت ماه عسل ظاهرا طی دو سه روز اتفاق افتاده ولی بخش دوم به نزدیکی چهلم بزرگ آقا رسیده!! و یا بچه شهرزاد که در فصل اول خیلی کوچک و شاید دو سه ماهه بوده، بعد از بازگشت از ماه عسل (فصل دوم) در حالیکه فقط چند روز گذشته به یکباره یه بچه یک ساله شده!! انگار شهرزاد و فرهاد با سرعت نور به ماه عسل رفتن و نظریه نسبیت اینشتن جواب داده و اونها گذر زمان رو حس نکردن!! شاید این چیزها به ظاهر ریز و بی اهمیت باشه ولی برای شخص من زیبایی یک فیلم یا سریال به این هست که اساسا متوجه نشم دارم فیلم میبینم و اتفاقات مثل این، یک جورایی شوک هست برام و مدام به یادم میاره که این صحنه ها یک سری ادا از طرف عده ای بازیگر هست و این خیلی ناراحت کننده است. اما موضوع دیگه تقلید سریال از فیلم پدر خوانده در بعضی بخشها هست که البته به نظر من مشکل اساسی نیست ولی بعضی جاها زیاده روی، بیش از حد توی چشم میاد: یکی نوع چینش نگهبانهای خانه در دو طرف مسیر و حتی نوع لباس پوشیدنها دقیقا یادآور خانه دون کورلئونه هست.. نوچه های بزرگ آقا در رده های مختلف یادآور افراد با درجات مختلف در مافیای پدرخوانده هستن مثلا حشمت با رابرت دووال (تام،کانسلیری دون کورلئونه) یا هاشم و جمشید با کلمنزو و تسیو و بقیه افراد با رده های پایینتر شبیه "تاف گای" های پدر خوانده هستن.. ..رقبای بزرگ آقا مثل بهبودی و شروانی و افراد مافیای اونها و کلشهای بینشون کاملا شبیه رقابت دون کورلئونه با گروه های تاتاگلیا، بارزینی، براسی و ... هست..قتل همه رقبا در یک روز کاملا مشابه قتل رقبای دون کورلئونه در یک روز (البته به دست پسرش، مایکل) هست..رفتار خود بزرگ آقا به ویژه قدرت سیاسیش قابل مقایسه با دون کورلئونه هست..بوسیدن دست بزرگ آقا توسط دیگران و حتی در برخی صحنه ها نوع حرکت دوربین برای نمایش این کار به طرز حیرت انگیزی شباهت به صحنه های پدرخوانده داره..مراسم جشن عروسی قباد و شهرزاد، نوع طراحی، گروه ارکستر، لانگ شاتها و .. خیلی شبیه صحنه عروسی کانی (دختر دون کورلئونه) هست.. البته همونطور که گفتم اینها خیلی ایراد بزرگی نیست و اتفاقا یه جاهایی خیلی جذاب هست. کلیات طرح قصه فوق العاده بوده، اجبار ازدواج شهرزاد و قباد و بعد جدایی اجباری و ازدواج شهرزاد با فرهاد، قصه با کششی هست که نیاز به منطق قوی برای باورپذیری داره و این مطق به خوبی اجرا شده ولی بی منطقی محض در چند بخش ساده این منطق پردازی و شخصیت پردازی قوی رو هم بی اثر کرد..سریال در ابتدا در بستر درستی روایت میشده حتی با وجود اشکالاتی که گفته شد. اگر قصه در مسیر اولیه خودش پیش میرفت و به یکباره تغییر جهت نمیداد و در همون یک فصل تمام میشد فوق العاده بود و لایق جلب توجه بین المللی ولی افسوس که احتمالا مطامع مالی هنر رو به حاشیه روند!
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج