نمایش «اوبلوموف»؛ برای آن‌ها که عاشق تنبلی هستند
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
کلینیک زیبایی پارسیس_f موبایل
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
پارسیس - f تبلت
دکتر ولدخانی_1
دکتر استرکی_1
اپیلاسیون نانا 1
دکتر استرکی_3
اپیلاسیون نانا 3
دکتر ولدخانی_3
دکتر ولدخانی_4
اپیلاسیون نانا 4
دکتر استرکی_4
دکتر ولدخانی_2
اپیلاسیون نانا 2
دکتر استرکی_2
کلینیک زیبایی پارسیس_f
۷۲۱۳۵۲
۰۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۲
۱۰۶۳۶
هر کداممان یک جور تنبلیم. اصلا تنبلی در ذاتمان است. حال می کنیم از زیر کاری در برویم. کاری را به فردا بیندازیم. اصلا کاری را انجام ندهیم. چه کار خودمان و چه کار بقیه. داستان نمایش «اوبلوموف» در مورد شخصیتی است که روی تخت افتاده و خیال بلند شدن از روی تخت را ندارد. آنچه خواهید خواند، چکیده ای است از گفتگو با سیاوش بهادری راد، کارگردان این نمایش.

هفته نامه چلچراغ - الهه حاجی زاده و سید مهدی احمدپناه: هر کداممان یک جور تنبلیم. اصلا تنبلی در ذاتمان است. حال می کنیم از زیر کاری در برویم. کاری را به فردا بیندازیم. اصلا کاری را انجام ندهیم. چه کار خودمان و چه کار بقیه. داستان نمایش «اوبلوموف» در مورد شخصیتی است که روی تخت افتاده و خیال بلند شدن از روی تخت را ندارد. آنچه خواهید خواند، چکیده ای است از گفتگو با سیاوش بهادری راد، کارگردان این نمایش.

داستان این نمایش چگونه شکل گرفته است؟

- داستان نمایش در واقع اقتباسی از رمان «اوبلوموف» اثر گنچاروف است که در مورد اوبلوموف است که بیهوده و رخوت آلود روی تخت افتاده است و به دلیل وقایعی که در اطرافش می گذرد، توان بلند شدن از تخت را ندارد.

ایستاده با تخت

در این مقطع زمانی چرا این متن را برای اجرا انتخاب کردید؟

- این متن از چند جهت برایم مهم بود؛ یکی از مهم ترین نکات موضوع رمان بود که فکر می کنم حرف زیادی داشت. این رمان آن چه را لازم است امروز گفته شود، می گوید. از سوی دیگر از نظر بار ادبی و سابقه این رمان، رسالتی برگردنم تهاده شد که اقتباسی از آن داشته باشم. فکر می کنم آن چیزی که در رمان «اوبلوموف» گفته می شود، برای دنیای امروز هم لازم و ضروری است.

«اوبلوموفیسم» و مسئله تنبلی که نمایش در موردش حرف می زند، چقدر به فضای جامعه ما نزدیک است؟

- اوبولوموف مکتبی زاده از دل رمان است و بر پایه رخوت و پوچی که به انسان دست می دهد، ساخته شود که این پوچی هم دلایلی دارد و فرد در اثر دوری از یکسری موارد که خودش یا جامعه برایش ایجاد کرده، دچارش می شود. فرد در این حال مدینه فاضله ای برای خودش می سازد که هر چقدر هم قشنگ باشد، اما به دلیل شرایطی که برایش پیش آمده، آن فضا منفعل است. من چند مدل اقتباس از رمان داشتم که در نهایت به این روایتی که نمایش می دهم، رسیدم.

ایستاده با تخت

به عنوان یک جوان دهه شصتی چه تنبلی هایی در نسل خود می بینید؟

- اتفاقا خط خوبی برای بحث پیرامون نمایش ماست. وقتی می گویم ما برای فرار از قصه گویی به سراغ فرم می رویم، در این جمله معنای نوعی تنبلی نهفته است. قصه ما به سمت فرم بود و تنبلی را به نقد می کشید و فضاهایی را روایت می کرد که پیرامون تنبلی بود. امروز تئاتر ما از همین نمایش فرم های صرف پر شده است. متاسفانه تئاتر ما به این سمت رفته است که فرد دو راه دارد. احساس خیلی از آدم هایی هم که تئاتر کار می کنند، همین است. شرایط این حال را ایجاد کرده.

تئاتر مراوده تماشاگر و بازیگر است. این تعریف به این سمت رفته که مخاطب می رود پیش بازیگر که یا بخندد یا هیجان زده شود. در حالی که تئاتر بر پایه تفکر چیده شده است، شاید چند سال پیش من هم این حرف ها را شعار قلمداد می کردم و عده ای شاید امروز همین حس را نسبت به صحبت های من داشته باشند. این که تماشاچی و آرتیست، کجا ایستاده اند و چرا، بحث زیادی دارد. نسل ما و حتی قبل تر از ما تنبلی های زیادی کردیم. ما ملت متفکری هستیم.

ایستاده با تخت

وضعیت این تنبلی را امروز و در نسل های جدید چگونه می بینید؟

- امروز که در دهه 90، سی سالگی را رد کرده ام، فکر می کنم درصدی از تنبلی های مان توجیه برای کار نکردن است. مثلا فکر می کنم چرا ما همیشه در مدرسه به بچه هایی که خیلی درس می خواندند، می گفتیم خرخون! چه دلیلی داشت؟ یا کسی که کارش را خیلی دقیق و خوب انجام می دهد، چرا از نظر بقیه احمق شمرده می شد؟ انگار اصل را بر کار نکردن گذاشته ایم! ما این اصل را در کار و زندگی شخصی به کار برده ایم، در حالی که باید می دانستیم جامعه یک زنجیره است و همه باید کارشان را درست انجام دهند. کسی که کارش را درست انجام ندهد و وظایفش را بر گردن دیگری بیندازد، اصلا افتخار نیست. این شرم آور است!

منظور از تنبلی هنری دقیقا چیست؟

- اتفاقا اصلا روی این مسئله حساس نیستم. فکر می کنم همان طور که در زندگی هر کس را در گور خودش می گذارند، در هنر هم هر کس را با کارنامه هنری خودش می سنجند. هیچ کس نسبت به دیگری مسئولیتی ندارد. منتقدهایی داریم که البته باید سازنده باشد نه غرض ورزانه. نقد پیکره تئاتر را قوی می کند. آنچه بزرگ ترین ضربه را به هنر ما زده است، موضوع کپی کاری است. کپی کردن از تنبلی می آید. فرد باید تکلیف خودش را بداند؛ یا می تواند کار کند یا نمی تواند، تقلید از چالش های بسیار شدید هنر ماست. این جمله را که می گویند «کپی باشد، اما خوب باشد»، اصلا نمی فهمم. باید سعی کنیم ایده خودمان را داشته باشیم. ایده گرفتن اصلا بد نیست، اما جزء به جزء کپی از یک اثر مثابه دقیق تنبلی است.

ایستاده با تخت

تا آنجا که می دانیم با وجود این تنبلی بعد از زمان فارغ التحصیلی هشت اثر را به صحنه برده ای. با وجود تنبلی ذاتی آیا پارتی داشته اید که این امکان فراهم شده؟

- نه واقعا. همه چیز برمی گردد به قبل تر از دانشگاه. من در هنرستان طراحی صحنه خواندم و در دانشگاه بازیگری را ادامه دادم. موضوع این است که ما باید بگردیم دنبال این که هر کس چرا به سمت تئاتر آمده است. ما عاشق غر زدن هستیم. یک زمانی فرد آمده به سمت رشته تئاتر، چون در رشته های دیگر نمی توانسته موفق باشد و فکر کرده تئاتر کاری حسی است و بالاخره یه کاری خواهد کرد! در حالی که این طور نیست و تئاتر مادر همه رشته های هنری است. مجموعه ای از همه هنرها در تئاتر جمع شده است.

کسی که تئاتر می خواند، باید عالم و فیلسوف باشد و بتواند مدیریت کند و از هر هنری مطلع باشد. من جدا از این که می نویسم و کارگردانی می کنم، طراحی و مجسمه سازی هم انجام می دهم. این برای من لازم است. بازیگر هم باید همه این هنرها را بداند. هنرمند باید تلاش کند و با اعتماد به نفس و تلاش کار کند. با هم تعارف نداشته باشیم، ما کتاب خوان نیستیم و این خیلی اهمیت زیادی دارد. گوشی های موبایل واقعا همه ما را کشته و کتاب باید باز شود تا آگاه شویم. دو خط کتاب می خوانیم، چشمان مان بسته می شود، در حالی که ساعت ها تلفن همراه دستمان است خودم را از بقیه جدا نمی کنم.

هر انسانی ممکن است دچار چالش شود و بحثی نیست. احساس نیاز به مطالعه و تئاتر باید ایجاد شود. فرد باید بداند اندیشه اش در تئاتر شکل می گیرد و حتی سینما این طور نیست. فرانسوی ها می گویند قومی که تئاتر ندارد، فرهنگ هم ندارد. این مسئله بسیار مهم است. اگر ما تئاتر نداشته باشیم یا تئاتری داشته باشیم که تماشاگر را فراری می دهد، ضرر خواهیم کرد و در ایران سریع تماشاگر فرار می کند. مخاطب ایرانی فکر می کند تئاتر غول حوصله سربر است و به اجبار باید برود و تماشا کند و این تصور باید با اجراهای درست و اندیشمندانه از بین برود.

نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
استخدام_1
شیرآلات زمانی_1
سفیر بار ساقدوش_1
استخدام_3
سفیر بار ساقدوش_3
شیرآلات زمانی_3
سفیر بار ساقدوش_4
شیرآلات زمانی_4
استخدام_4
استخدام_2
سفیر بار ساقدوش_2
شیرآلات زمانی_2
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
شاخه نبات_ فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
کلینیک النا_فوتر موبایل
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
کیان برنا_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
کلینیک فرشته_فوتر موبایل
شفا_فوترموبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
آیلین_تزریق چربی موبایل
تدبیرکالا_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
دکتر عارفی - فوتر
آیلین_فوتر بلفارو
شاخه نبات_ فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
آیلین_تزریق چربی
کیان برنا_فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان
شفا_فوتر
کلینیک النا_فوتر
کلینیک فرشته_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر
فنی آتل_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو