جنایت خونین داماد در شب عروسی
۸۲۶۷
۱۲ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۲
۳۰۵۸۸ 
داماد معتادی که برای سرقت به خانه پدرزنش رفته بود وقتی فهمید پدر و خواهر همسرش در منزل هستند، آنها را کشت.
چندی قبل ماموران پلیس یکی از شهرهای استان کردستان به خانه مردی به نام رسول رفتند تا از راز قتل او و دخترش مهسا پرده بردارند. ساعاتی قبل از کشف اجساد، خانواده رسول به مراسم عروسی یکی از اقوام رفته بودند و رسول به دلیل بیماری خانه‌نشین شده و دخترش نیز برای پرستاری از او در منزل مانده بود. نیمه‌های شب، زمانی که اعضای خانواده از عروسی برگشتند با اجساد این دو روبه‌رو شدند. هر کدام از کشته‌شدگان در گوشه‌ای از خانه افتاده بودند و معاینه اولیه فاش کرد هر دو به دلیل اصابت جسم سخت به سرشان جان باخته‌اند. همچنین در نزدیکی جسد مهسا میله‌ای افتاده بود که نشان می‌داد قاتل با آن جان دو قربانی‌اش را گرفته است.

در چنین شرایطی اطلاعات صحنه جرم گردآوری و تجسس‌ها برای شناسایی قاتل آغاز شد. سرنخ‌های موجود از آن حکایت داشت که عامل این جنایت یکی از نزدیکان مقتولان است. بنابر این افسران پلیس تلاش کردند فهرستی از مظنونان تهیه کنند. در این بین فاش شد یکی از دامادهای رسول به نام حمید به مواد مخدر اعتیاد دارد و رابطه چندان خوبی نیز با پدرزنش نداشت. با تحقیق درباره وی مشخص شد او شب حادثه همسرش را به تنهایی به عروسی فرستاده و خودش به بهانه بیماری در جشن شرکت نکرده بود.

به دست آمدن این اطلاعات سبب شد حمید به عنوان اولین مظنون دستگیر شود. او در جریان بازجویی‌ها ارتکاب این جنایت را انکار کرد اما در ادامه وقتی نتایج انگشت‌نگاری از محل حادثه مشخص شد و کارآگاهان آن را با اثر انگشت حمید تطبیق دادند هیچ راهی برای ادامه انکارهایش باقی نماند و او به کشتن پدرزن و خواهرزنش اقرار کرد.

متهم در اعترافاتش گفت: «پدرزنم مرد ثروتمندی بود و وضعیت مالی خوبی داشت. وقتی داماد او شدم انتظار داشتم به من کمک کند اما او نه تنها به من بلکه به فرزندان خودش هم هیچ کمکی نمی‌کرد. از طرفی من به مواد مخدر اعتیاد داشتم و پول کافی برای تامین هزینه‌های زندگی و مواد مصرفی‌ام نداشتم. به همین دلیل چند مرتبه همسرم مهشید را به خانه پدرش فرستادم تا از او کمی پول بگیرد اما او حاضر نبود هیچ کمکی به ما بکند.»

متهم به قتل ادامه داد: چند روز پیش از این حادثه فهمیدم همه خانواده به جشن عروسی دعوت شده‌اند. به همین دلیل نقشه سرقت از خانه پدرزنم را طراحی کردم. من از قبل محل نگهداری پول‌ها و جواهرات آنها را شناسایی کرده بودم. حدود ساعت دو بامداد بود که وارد خانه‌شان شدم. وقتی به محلی که پدرزنم کلید گاوصندوق‌اش را پنهان کرده بود رفتم، فهمیدم رسول در خانه است. در حالی که در تاریکی دنبال کلید گاوصندوق می‌گشتم او من را غافلگیر کرد و من هم با یک میله آهنی ضربه‌ای به سرش زدم و او روی زمین افتاد.

فکر می‌کردم با این کار می‌توانم با خیال راحت از آنجا فرار کنم ولی چند لحظه بعد خواهر زنم در اتاق را باز کرد و من را در کنار جنازه پدرش دید. من که از ترس دست و پایم را گم کرده بودم مجبور شدم ضربه‌ای هم به سر او بزنم. دست و پایم می‌لرزید. در همان حال بدون آنکه پولی به دست آورده باشم پا به فرار گذاشتم و به بیرون از شهر رفتم. با خودم فکر می‌کردم هیچ‌کس از این جنایت با خبر نشده است اما وقتی به خانه برگشتم ماموران من را دستگیر کردند.

بر اساس این گزارش هم اکنون متهم به قتل در بازداشت به سر می‌برد و تحقیقات از وی ادامه دارد.

منبع: شرق

باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir

برترین مجله اینترنتی ایران


انتشار یافته: 1
در انتظار بررسی:0
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
14:41 - 1390/06/16
شاعر راست گفته که:
دشمنی شیرین تر از اولاد نیست
شاخ گاوی بدتر از داماد نیست
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج