کارنامه‌ی پربار حسین دهلوی به روایت شاگردانش
۹۱۸۸۵۱
۲۴ مهر ۱۳۹۸ - ۰۸:۰۲
۳۳۳۴ 
حسین دهلوی، موسیقیدان صاحب‌نام ایران درگذشت. او از نوآوران در موسیقی ایرانی بود و شاگردانی برجسته تربیت کرد. برخی از شاگردان دهلوی از کارنامه پربار او گفته‌اند.حسین دهلوی از هنرمندان پیشکسوت عرصه موسیقی صبح سه‌شنبه ۲۳ مهرماه و در سن ۹۲ سالگی در تهران درگذشت. او از مدت‌ها پیش مریض بود.

برترین‌ها: حسین دهلوی، موسیقیدان صاحب‌نام ایران درگذشت. او از نوآوران در موسیقی ایرانی بود و شاگردانی برجسته تربیت کرد. برخی از شاگردان دهلوی از کارنامه پربار او گفته‌اند.

حسین دهلوی از هنرمندان پیشکسوت عرصه موسیقی صبح سه‌شنبه ۲۳ مهرماه و در سن ۹۲ سالگی در تهران درگذشت. او از مدت‌ها پیش مریض بود.

کارنامه پربار حسین دهلوی به روایت شاگردانش

دهلوی چه در خلق آثاری ماندگار و نوآوری در موسیقی سنتی ایرانی، چه در پیوند اپرا و باله با قصه‌های ایرانی و چه در تربیت شاگردانی برجسته در موسیقی معاصر ایران کارنامه‌ای پروپیمان دارد.

پنج سال پیش به مناسبت سالگرد تولد دهلوی با شاگردان برجسته او مانند علی رهبری و حسین علیزاده گفتگو کردیم. آن‌ها به تفصیل در باره جنبه‌های متنوع فعالیت هنری و آموزشی دهلوی سخن گفته‌اند.

تقلید و تکرار آفت بزرگ موسیقی سنتی است

حسین دهلوی، موسیقیدانی چند سویه است: نوآوری در موسیقی سنتی، پیوند اپرا و باله با قصه‌های ایرانی و تربیت شاگردانی برجسته که هر یک از استادان موسیقی ایران به شمار می‌روند. سبکبال، نخستین آهنگ و مانی و مانا آخرین کار اوست.

حسین دهلوی، چون بسیاری دیگر از موسیقیدانان نام‌یافته ایران از شاگردان کلنل علینقی وزیری بوده است. تجدد و نوآوری از ویژگی‌های وزیری است که به همه شاگردان او نیز بدون آن که راه تقلید را پیش گیرند، منتقل شده است.

ابوالحسن صبا، روح‌الله خالقی، حسین سنجری، روح‌انگیز و... هر کدام جایگاهی ویژه در موسیقی ایران دارند. این میراث ارزشمند را شاگردان نام‌آور کلنل به شاگردان خود نیز منتقل کرده‌اند.

نخستین کار ارکسترال دهلوی سبکبال نام داشت که با الهام از قطعه‌ی قاسم‌آبادی صبا در سنین جوانی ساخته شده، پس از آن گفت‌و‌گوی دل، کنسرتینو برای سنتور و ارکستر، سرود گل، فروغ عشق، نغمه ترک، فانتزی برای گروه تنبک و ارکستر و... یک باله با عنوان بیژن و منیژه، اپرای خسرو و شیرین و آخرین کار او مانی و مانا که صحنه‌ای نشدن آن افسردگی روحی برای او به دنبال داشت. دهلوی تا کنون چند کتاب نیز منتشر کرده که پیوند شعر و موسیقی آوازی از جمله آن‌هاست.

دهلوی هشتاد و شش ساله شده و چند سالی است که به گفته نزدیکانش بر اثر ناملایمات زندگی و شرایط نه چندان سالم موسیقایی ایران دچار بیماری آلزایمر یا همان فراموشی شده است.

کارنامه پربار حسین دهلوی به روایت شاگردانش

دهلوی سال‌ها رئیس هنرستان عالی موسیقی ملی بود. شاگردان بسیاری در این هنرستان پرورده شدند که هم در زمینه موسیقی ملی خوش درخشیدند و هم در عرصه موسیقی بین‌المللی. شاگردانی که همه از جدیت او بر سر کلاس درس می‌گویند. درس شوخی بردار نبود.

با سه تن از این شاگردان، هومن دهلوی پسر او که خود تا چند سال پیش استاد دانشکده هنر در تهران بوده و اکنون برای ادامه کار در آمریکا بسر می‌برد، حسین علیزاده آهنگساز و نوازنده برجسته و علی رهبری، رهبر ارکستر‌های بین‌المللی به گفتگو نشستیم.

علی رهبری همه چیز خود را مدیون حسین دهلوی می‌داند: «من وقتی وارد هنرستان شدم، آقای مفتاح رئیس بودند. من بیرون از هنرستان یعنی در تلویزیون و این ور و آن ور به قول قدیمی‌ها کار‌های مطربی می‌کردم. آقای مفتاح با من خیلی مشکل داشت.

اغلب من را به دفتر صدا می‌کردند و چندین بار هم تهدید کردند که از هنرستان بیرون می‌کنند، اگر دوباره من را توی تلویزیون ببینند. آن موقع با خانم گوگوش و دیگران بودیم. بعد آقای دهلوی که آمدند، متوجه شدند که من خیلی با استعدادم در این کار‌ها و برای این است که می‌روم دنبال آن و فقط به‌خاطر پول درآوردن و اسم درکردن نیست.

واقعاً همه‌اش دلم می‌خواست موسیقی بزنم. ایشان حسابی به من نزدیک شدند و مدت زیادی از آمدنشان به هنرستان نگذشته بود که حتی یکبار جلو تمام بچه‌ها گفتند که من فکر می‌کنم این علی رهبری آینده درخشانی داشته باشد.

من این جمله را تا امروز هیچ وقت فراموش نکرده‌ام؛ و بعدهم ایشان من را می‌بردند به دفتر و خارج از کلاس، استثنائا با من هارمونی و تلفیق شعر و موسیقی کار می‌کردند. طوری که وقتی من دیپلم گرفتم و وارد آکادمی وین شدم، آن قدر بلد بودم که مثل امتحان آخر اینجا بود.»

رهبری در ارکستر صبا

علی رهبری از خاطرات آن دوران می‌گوید: «آقای دهلوی من را بردند به ارکستر صبا و به من گفتند توی تلویزیون و رادیو نرو. حتی من با آقای پایور هم که آن موقع کار می‌کردم، گفتند اینجا هم نرو و بیا ارکستر صبا.

آن موقع ارکستر صبا را خود ایشان رهبری می‌کردند و من و شهبازیان و فرجاد و آقای تارخانیان کسانی بودیم که در ارکستر صبا می‌زدیم. این برای من خیلی مهم بود. جایی مثل ارکستر صبا برای من ایده‌آل بود. خلاصه بگویم ایشان مدیر خیلی خوبی بودند، و برای من شخصاً خیلی کمک بزرگی بودند.»

رهبری حتی روی آوردن به موسیقی کلاسیک غربی خود را مدیون حسین دهلوی می‌داند: «اگر ایشان آن موقع نبودند، خدا می‌داند که من می‌ماندم هنرستان یا... احتمال داشت که در خط‌های دیگری بیافتم. ایشان من را آوردند توی خط موسیقی خوب، چه موسیقی ایرانی چه موسیقی غربی.

امروز بعضی‌ها نمی‌توانند درک کنند، وقتی که می‌گویم من حتی بتهوون را بهتر رهبری می‌کنم، به‌خاطر این که پایه اصلی من موسیقی ایرانی بوده است. آن قدر ریتم‌هایش سخت بوده که وقتی به بتهوون و موتسارت و نمی‌دانم شوستاکوویچ می‌رسید، آدم برایش همه چیز آسان‌تر بود.»

هومن دهلوی که در آغاز با صدای سنتور مادر که خود از هنرجویان هنرستان و از شاگردان حسین دهلوی بوده، آشنا می‌شود، از جدی بودن پدر در کلاس درس می‌گوید: «در همان جلسات سلفژ و تئوری که من و دوتا خواهرهایم با پدر داشتیم، به خصوص در خواندن‌ها سعی می‌کردیم که گاهی وقت‌ها به شوخی بگیریم و یک‌باره آوازی می‌خواندیم که هیچ ربطی نداشت.

ولی پدر سعی می‌کردند جدی برگردند به موضوع. یعنی اصولاً یک معلم جدی بودند و در هنرستان هم از هنرجو‌های آن موقع که الان هرکدام استادی هستند، بپرسید، مطمئناً به این اشاره می‌کنند که پدر خیلی معلم جدی‌ای بودند. تقریباً سر کلاس‌ها موضوع غیرموسیقیایی پیش نمی‌آمد. ما هرقدر حتی با آن روحیه‌ی بچه‌گانه‌مان سعی می‌کردیم گریزی از محیط کلاس بزنیم، اما پدر این اجازه را تقریباً نمی‌دادند.»

کارنامه پربار حسین دهلوی به روایت شاگردانش

حسین علیزاده مهر تایید بر حرف‌های هومن دهلوی می‌گذارد: «آقای دهلوی مسئولیت بسیار مهمی داشتند و آن ریاست هنرستان موسیقی بود. در دوره‌ی ایشان می‌بینید که چقدر شاگرد‌های خوبی تربیت شدند. ایشان خیلی دیسیپلین داشتند، هر لحظه در هنرستان حاضر بودند و خیلی کار می‌کردند. در عین حال، اپرا‌ها یا قطعاتی که نوشتند، همه را قبل از انقلاب نوشتند.

دهلوی همچون وزیری و صبا زمانی دست به نوآوری در موسیقی سنتی ایران زد که خشک‌اندیشان همچنان بر موسیقی سینه به سینه و وفاداری به سنت پای می‌فشردند. دهلوی بر این باور است که «ما نباید با تکرار بیش از حد موسیقی سنتی به صورت خام آن را به مرور کم رنگ و فرسوده سازیم. این تکرار‌ها علاوه بر این که چیز تازه‌ای به وجود نمی‌آورد، سبب دلزدگی جامعه از موسیقی سنتی نیز خواهد شد.»

کارشناسان موسیقی، دهلوی را موسیقی‌دانی میانه‌رو می‌دانند که در عین پای‌بندی به ریشه‌های سنتی، همیشه در جست‌وجوی یافتن راه‌هائی سازگار برای نوسازی موسیقی ایران بوده.آیا این میانه‌روی به دلیل شرایط روزگار و از روی احتیاط بوده است؟

حسین علیزاده در پاسخ می‌گوید: «آن‌طور که من آقای دهلوی را می‌شناسم و افتخار شاگردی‌شان را داشته‌ام، فکر می‌کنم ایشان به هیچ‌وجه در مقابل سنت‌گرا‌ها محتاط نبودند. بخشی از توجه آهنگ‌سازی استاد دهلوی، به موسیقی کلاسیک غرب است و مایه‌ها یا تکنیک‌هایی که از آن موسیقی می‌شود با ملودی‌های ایرانی ترکیب کرد.

ولی در جنبه‌های کلاسیک شکل ارکستراسیون یا نگاه‌شان به موسیقی بیشتر می‌توان گفت که پایه‌های کلاسیک در ایشان قوی‌تر است تا پایه‌های مدرن‌تر. یک جنبه‌ی دیگر هم این است که ایشان همیشه درصدد آن بوده‌اند که موسیقی‌ای به وجود بیاورند که حال و هوای ملی داشته باشد.

کار‌هایی هم انجام دادند که کمی دورتر و مدرن‌تر شد مثل کنسرتو ویولن که از تم استاد صبا (به زندان شوشتری) گرفته بودند و یا در اپراها. به نظر من، آقای دهلوی را باید موسیقی‌دان یک نسل گذشته دید که آن موقع، این کار‌ها خیلی کلاسیک نبود، بلکه در دوره‌ی خودش، اتفاق جدیدی بود.»

علی رهبری، امکانات ارکسترال ایران را در برابر کشوری مانند ترکیه بسیار اندک می‌بیند و می‌گوید: «ترکیه ۵۰ تا ارکستر دارد، که مرتب هم آثار آهنگسازان بزرگ را می‌زنند، طفلکی ایران فقط یک ارکستر داشته و آن را هم بستند.».

اما آیا نوآوری‌های آقای دهلوی بیشتر به کمک موسیقی سنتی آمده یا گرایش آن به موسیقی غربی بیشتر بوده است؟

رهبری در پاسخ می‌گوید: «فکر نمی‌کنم به موسیقی سنتی اصلاً کمک کرده باشند، از نظر آهنگساز. کمکی که ایشان کردند این بود که مدیر خوبی بودند.

امروز آقای علیزاده در سطح درجه یک جهانی واقعاً نوازندگی می‌کنند، به‌خاطر این است که آن موقع‌ها رئیس‌شان آقای دهلوی بودند. اما قطعاتی که آقای دهلوی ساختند مثل این است که بخواهیم به صورت یک خرده محرمانه‌تر، اسلامی‌تر، یا ایرانی‌تر، موسیقی غربی را وارد موسیقی ایرانی کنیم.

کارنامه پربار حسین دهلوی به روایت شاگردانش

درست مثل کسانی که یک روسری کوچولو سرشان می‌کردند. یعنی نه واقعاً حجاب داشتند و نه بی‌حجاب بودند. قطعات خیلی از آهنگساز‌های ایرانی تقریباً به این شکل است. چون آقای وزیری و آقای خالقی و این‌ها (با تمام احترامی که ما برای‌شان قائلیم) زیادی غربی شده بودند، کار‌های آقای دهلوی که بیشتر تار و سنتور و این‌ها در ارکستر داشت، بیشتر جلوه می‌کرد.

حسین علیزاده ابتکار و نوآوری در کار‌های حسین دهلوی را از همان آغاز کار می‌داند. سبکبال که در سن بیست و شش سالگی نوشته شده است: «اولاً از نظر هارمونی، این قطعه اصلاً پیچیدگی ندارد. ایشان خواسته‌اند حالت دستگاه شور در آن حفظ شود.

ولی در عین حال، ترفند‌هایی پیدا کرده‌اند که چگونه با ارکستر ترکیب کنند و از ربع‌پرده‌ها استفاده کنند (چون ربع‌پرده‌ها را حذف نکرده‌اند). به نظر من، این کار همین الان هم خیلی زیبا و نو است و وقتی گوش می‌کنیم همیشه جذاب است.

آقای دهلوی در این کار، در عین حال که خیلی ب