جلالی: دایی و کریمی را زیاد دوست دارم
۹۸۹۴۴۷
۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۵:۱۰
۱۷۳۹ 
مجید جلالی مربی با تجربه فوتبال ایران به مناسبت روز معلم به برنامه شبگرد در شبکه دو تلویزیون رفت و مصاحبه متفاوتی را با محمد سلوکی داشت.

ورزش سه: مجید جلالی در سال هایی که چه به عنوان بازیکن و چه مربی فعالیت می کرد یک معلم آموزش و پرورش بود. او بیش از سی سال به عنوان معلم ورزش در مدارس مختلف کار کرد. روحیه معلمی او که در مدرسه شکل گرفت باعث شد که خیلی زود مربیگری را شروع کند.او با وحدت کارش را شروع کرد ، در تیم های ملی رده پایه مربیگری کرده و با پاس قهرمان لیگ برتر ایران شد. جلالی قهرمانی در جام حذفی و هدایت تیم هایی چون فولاد، صبا، سایپا، پیکان، نساجی را به عهده داشته است و امسال هم بعد از حضورش در نیم فصل در گل گهر این تیم را فعلا از شرایط سقوط نجات داده است.

مربی 64 ساله گل گهر که به مناسبت روز معلم در برنامه شبگرد شبکه 2 حضور پیدا کرده بود مصاحبه متفاوتی انجام داد که بخش هایی از آن را می خوانید:

وقتی از سربازی آمدم در سال 56 بیست سالم بود.آن زمان اغلب ادارات آموزش و پرورش را می رفتم که بتوانم استخدام شوم.خیلی معلمی و معلم ورزش بودن را دوست داشتم. بالاخره درخواستم را قبول کردند ودر امتحانات عملی و تئوری شرکت کردیم و قبول شدیم.

اولین مدرسه

اولین مدرسه ام درکیلومتر 30 جاده ساوه و در جایی به نام شهرک قائمیه بود. در یک مدرسه راهنمایی کارم را شروع کردم و خاطرات شیرینی از دو سال و نیم کار در آنجا دارم. بعد از آن در خانی آباد نو ،بعد درمنطقه 14 در مدرسه ای به نام عمار یاسر کار کردم و بعد از آن دبیرستانی به نام شهدا و 23 سال هم تا پایان کارم که بازنشسته شدم در دبیرستان ابوریحان بودم که یکی از مدرسه های به نام تهران است. در تمام این سال ها معلم ورزش بوده ام. در دهه شصت خیلی پیشنهاد می شد که سمت های اداری در آموزش و پرورش بگیرم اما قبول نکردم چون من از این کار حضور در مدرسه و در حیاط را دوست دارم.

مربی-معلم

همزمان با معلمی ،مربیگری هم می کردم. من تیم های نوجوانان و جوانان و بزگسالان وحدت را داشتم و بعد هما، پیام مقاومت و پاس ...همزمان مدرسه هم می رفتم. جالب بود و بچه ها درمورد فوتبال از من سوال می کردند. روزهای لذتبخشی بود.

سخت گیری و تنبیه

آن زمان نسبت به حالا سیستم آموزشی سخت گیر تر بود همنطور که در زمان نسل قبل از ما هم شرایط بازهم سخت گیرانه تر بوده است. پدرم تعریف می کردم که صبح ها که در قم به مکتب خانه می رفتند اولین چیزی که می دیدند ترکه هایی بودند که معلم برای تنبیه در حوض گذاشته بود تا خیس بخورند. در بحبوحه انقلاب کمی فضا تغییر کرد و معلم ها سعی کردن به بچه ها نزدیکتر شوند.در همان مدرسه ای که من بودم معلم های گرایش های سیاسی متفاوتی داشتند. بعد از یکی دوسال و از سال 62 تا 68 فضا تغییر کرد و خیلی سخت گیرانه تر از قبل هم شد. یادم هست یک اتاق ورزش داشتیم که یک روز آمدم دیدم یکی از معلم ها دارد دانش آموزشی را فلک می کند که من با او درگیر شدم. اما در اواخر دهه شصت فضای آموزشی تلطیف و بهتر شد.

اولین مربیان

من از اولین مربی خودم آقای ناصر عبدی خیلی یاد گرفتم. ایشان خیلی زحمت می کشید و هرروز در زمین خاکی با بچه ها کار می کرد با اینکه کارمند بانک بود. اما وقتی وارد بخش حرفه ای شدم بیشتر از آقای حسن حبیبی یاد گرفتم. از کاراکتر و فرم کاری اش خوشم می آمد.

فوتبال و تکنولوژی

سال 1992 یک کلاسی در مالزی شرکت کردم و از مدرس آن کلاس خیلی ایده گرفتم. او آنزمان با کامپیوتر کار نمی کرد اما کاست های ویدیویی زیادی داشت و می خواست مطالبی که می گوید را از نظر تصویری عینیت بدهد و روی ما واقعا تاثیر گذاشت. زمانی که به پیام مقاومت خراسان رفتم، دیدم دستگاه های دولتی کامپیوتر دارند و فکر کردم که می شود از این سیستم ها در فوتبال هم استفاده کرد. اما سال 2001 که دوره های حرفه ای را دیدم برگشتم در کارم سعی می کردم ازتکنولوژی و چیزهایی مثل انیمیشن و شبیه سازی استفاده کنم. کلا سعی کردم از تکنولوژی به نفع فوتبال استفاده کنم و فکر می کنم این آغاز یک راهی هم برای فوتبال کشورمان شد.

طناب زنی

اگر ما به عنوان یک مربی یا معلم بخواهیم از چیزی که هستیم بالاتر برویم باید به یک چیزهای فراتر و خلاقانه تر فکر کنیم. در مدرسه گروه های آموزشی طرح درس می فرستاند و من می خواندم. به این فکر می کردم ثلث اول بدمینتون یاد بدهم به این ها چه فایده ای دارد؟آن هم به بچه هایی که بیشتر عاشق فوتبال و کشتی بودند. به این فکر می کردم که باید چیزی را بیاورم که پایه همه ورزش ها باشد. اولین بار در مدرسه طناب زدن را آوردم و پانزده مدل طناب زدن را به بچه ها یاد دادم. بچه ها تلاش زیادی می کردند تا یاد بگیرند. طناب زدن برای هماهنگی عصب و عضله طناب در همه ورزش ها مفید است. آن موقع من را به این خاطر به اداره استان کشاندند و گفتند چرا این کار را می کنید. من جزوه درست کردم و دلایلم را گفتم و در نهایت گفتند بگذارید کارش را بکند. الان دیگر طناب زدن جزو اصول آموزشی مدرسه ها شده است.

فوتبالیست ها و شهرت

فوتبالیست ها اغلب از خانواده های متوسط و فقیر جامعه هستند. در فاصله زمانی کوتاه تبدیل می شوند به آدم های مشهور و پولدار که می توانند الگو شوند در حالی که این بچه نه برای پولدار شدن تربیت شده و نه برای مشهور شدن.بچه های زیر ده سال چشمشان دنبال الگویابی است. قیافه مدل رفتار و اعتراض و فوتبال بازی کردنشان مثل آن ها شود. اگر الگوها را از قبل در مدارس و آکادمی ها تربیت نکرده باشیم دچار این چالش ها می شویم که شدیم. باید برای تربیت نسل آینده مان که در مدارس فوتبال هستند.

مدارس فوتبال

در کل کشور 17هزار مدرسه فوتبال رسمی داریم و اگر در هر کدام 100 بچه باشند 2 میلیون نفر در کل کشور دارند آموزش فوتبال می بینند. اما در کل فوتبال کشور یک نظام هماهنگ آموزش نداریم. تیتروار گفته اند اما وارد جزئیات نشدند. اینجا همه چیز سلیقه ای است و به همین خاطر چرخه تولید معیوب می شود. از بین 2 میلیون نفر خروجی درستی وجود ندارد.

کشور هلند 17 میلیون جمعیت دارد و امروز هر تیم بزرگی را می بینید پایه هایش مال هلند است. چون سیستم آموزشی قوی دارند. آن ها نمی گویند استعدادیابی می کنیم می گویند کسی که علاقه دارد استعداد است این را چگونه پرورش بدهیم.این سیستم آموزشی قوی است و هرساله بهترین بازیکنان دنیا با بالاترین ارقام از هلند جا به جا می شوند. یک بچه از هشت سالگی وارد فوتبال می شود تا هجده سالگی که تبدیل به یک بازیکن حرفه ای شود ده سال فرصت داریم که به او تربیت فرهنگی ورزشی بدهیم.

من درونگرا و رازدار هستم. زمانی فکر می کردم صحبت درباره فساد در فوتبال کمک به کم شدنش می کند صحبت کردم اما این اتفاق نیفتاد و امکان پیشرفت را از من گرفت و الان بیشتر سعی می کنم درباره این مسایل صحبت نکنم. اما اهل ریسک هستم. وقتی از پیکان جدا شدم نساجی سراغم آمد خیلی ها گفتند نرو اما می خواستم بروم و رفتم.

ثروتمند نیستم اما خداراشکر محتاج نیستم. اگر یک معلم بودم وضعیم اینگونه نبود. آرزو می کنم برای معلم های کشورم که بابت خدمتی که می کنند از رفاه و مزایای اجتماعی بیشتری برخوردار باشند.

کادو روز معلم

به عنوان کادو در روز معلم خیلی چیزها گرفتم. کارت، گل ، کریستال...

شاگردان

از مدرسه شاگردانی دارم که برای خودشان آدم های صاحب منصبی شده اند. از فوتبالیست ها مهرداد فیض اربابی ، علی کریمی و علی دایی که به عنوان بازیکن پیش من بودند خیلی دوستشان داشتم و این حالت همیشه درونم بوده است.

برچسب ها:
مطالب مرتبط
انتشار یافته: 2
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
17:32 - 1399/02/13
اقا مجید جلالی کارش درسته شاگرد ایشان بودم ابوریحان بعداز بیست وپنج سال دیدمش امده از همان محله نزدیک میدان خراسان غذا بگیره به یکی از دوستان گفتم که فرقی نکرده و بعداز سلام واحوالپرسی به خودشم گفتم با ماشین معمولی و زندگی در جنوب شهر یعنی خیلی باحالی اقا معلم
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج