آقای «آزمایش»؛ یخچال‌سازی که کارخانه‌اش انبار یونجه شد
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
دیاکو_موبایل F دومی
ایرانیان - F داخلی موبایل111
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
ایرانیان - f تبلت1111
دکتر نداف کرمانی 1
فرش مرتضوی_1
تدریس خصوصی امیرکبیر_1
تدریس خصوصی امیرکبیر_3
فرش مرتضوی_3
دکتر نداف کرمانی 3
دکتر نداف کرمانی 4
فرش مرتضوی_ 4
تدریس خصوصی امیرکبیر_4
تدریس خصوصی امیرکبیر_2
دکتر نداف کرمانی 2
فرش مرتضوی_2
دیاکو_F داخلی دومی
ایرانیان - F داخلی1111
۱۱۱۶۳۲۳
۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۰۶:۵۲
۷۱۴۱
قصه یکی از بزرگ‌ترین کارخانه‌های ایران، که حالا انبار یونجه شده‌ است
روزنامه شرق - ریحانه یاسینی: «پسری که در کودکی بر اثر فقر شدید خانواده ترک تحصیل کرده و در آهنگری کار می‌کرد، در جوانی کارگاهی برای خود راه می‌اندازد و به یکی از تولیدکنندگان بزرگ شهر در دهه سی شمسی تبدیل شده و ثروتمند می‌شود. اما در همین اوج، کارگاه او در آتش می‌سوزد و تمام دارایی‌اش از بین می‌رود. او حالا مثل ققنوس، باید دوباره از آتش این آزمایش برخیزد». همین چند خط، برای اینکه هسته اصلی داستان یک فیلم سینمایی را شکل دهد، کافی است. اما زندگی واقعی «محسن آزمایش» از این هم تراژیک‌تر است.
 
ققنوسِ سیاه‌بختِ «آزمایش»
 
او کسی بود که با شعار تبلیغی «هر ایرانی یک یخچال در خانه»، یخچال را به خانه‌های مردم ایران وارد کرد و چنان پیش رفت که در هر خانه ایرانی از کولر تا یخچال و آبگرمکن، حداقل یک محصول آزمایش تا سال‌های سال زنده و پابرجا بود.
 
فقر و امید
 
خانواده اشتهاردیان، یکی از خانواده‌های فقیر تهران در اوایل سال ۱۳۰۰ بودند. پدر خانواده، روحانی محل بود و درآمد بخور و نمیری از پول پیش‌نمازی مسجد به خانه می‌آورد. اما او خیلی زود فوت کرد و زندگی برای خانواده‌اش از آنچه بود، سخت‌تر شد. آن‌ها امکان این را نداشتند که همه بچه‌هایشان تحصیل کنند. محسن، یکی از بچه‌هایی بود که بعد از چهار کلاس، دیگر درس نخواند و در ۱۱ سالگی برای کار، سراغ آهنگر محل رفت.
 
صاحب کارگاه آهنگری در اولین برخورد، آب پاکی را روی دستش ریخت و گفت: «برای کودکی چنین نحیف، مزدی نمی‌دهم»، اما محسن باید کار می‌کرد و پول به خانه می‌برد. حالا او مردِ مادر، خواهر و برادرش بود. برای همین از صاحب کارگاه خواست که اجازه دهد مدتی موقت کار کند و اگر راضی بود، به صورت دائم پیش او کارگری کند. پس از چند وقت، دل صاحب کارگاه با محسن همراه شد و برای او روزی یک تومان مزد تعیین کرد. چهار سال بعد، او ۱۴۰ تومان پول جمع کرده بود.
 
اوایل دهه ۱۳۲۰، قیمت هر متر خانه در تهران، به‌طور میانگین دو تومان بود و جوانی ۱۶ساله با این پس‌انداز، می‌توانست یک خانه ۷۰ متری در محله‌ای خوب بخرد. اما محسن، بلندپرواز بود و سودای نام‌دارشدن در سر داشت. او در اوایل ۱۷سالگی، با پس‌انداز خود مغازه‌ای در خیابان عین‌الدوله خرید و کارگاه شخصی به راه انداخت و بتول عاصمی، دختری از نزدیکان‌شان را هم عقد کرد. در همین زمان هم بود که نام خانوادگی «اشتهاردیان» را به «آزمایش» تغییر داد.
 
دهه رشد طبقه متوسط، رشد صنعتگر‌های کارآفرین
 
در اوایل دهه سی، تهران هنوز محل سواری درشکه‌ها بود و تک و توک خودرو در خیابان‌های خاکی، دیده می‌شد. دو طبقه هم بیشتر در شهر وجود نداشت، طبقه فقیر، طبقه ثروتمند. اما اوضاع کم کم تغییر کرد. شهر برای مدرن شدن تلاش می‌کرد و طبقه متوسط، شکل می‌گرفت.
 
ققنوسِ سیاه‌بختِ «آزمایش»
 
در همین روند افزایش جمعیت طبقه متوسط، نیاز‌های زندگی شهری هم تغییر می‌کرد. مردم «لوازم خانگی» می‌خواستند و تولید این لوازم هم آن‌چنان پیچیده نبود که نیاز به واردات وجود داشته باشد و جوان‌هایی مثل محسن آزمایش، از پس این کار برمی‌آمدند.
 
محسن، جدی و عبوس بود. در آن دوره زمانی رقبای آزمایش، مانند برادران ارجمند (کارخانه ارج) و یا برخوردار‌ها (کارخانه پارس) خانوادگی کار می‌کردند و کسب‌وکارشان را توسعه می‌دادند، اما محسن به تنهایی کار می‌کرد و به آینده امیدوار بود.
 
زندگی حالا روی خوشی به او نشان داده بود. در سال ۱۳۳۶، یکی از میلیونر‌های تهران بود. خبری از محرومیت کودکی نبود و کارگاهش هم بزرگ شده بود. اما همه آنچه به دست آورده بود، یک‌شبه از دست رفت. آتش به جان کارگاه او در خیابان عین‌الدوله افتاد. تمام کارگاه سوخت. تمام آنچه محسنِ ۳۲ ساله با ۲۱ سالِ آزگار کار به دست آورده بود، در چشم برهم‌زدنی دود و خاکستر شد. وضعیتی شبیه آنچه مارشال برمن، در کتاب تجربه مدرنیته می‌گوید: «هرآنچه سخت و استوار است دود می‌شود و به هوا می‌رود؛ هرآنچه مقدس است عرفی می‌شود و انسان، ناگزیر، خود را چهره در چهرۀ شرایط واقعی زندگی‌اش و روابطش با هم‌نوعش می‌بیند».
 
ققنوس برمی‌خیزد
 
هیچ‌وقت معلوم نشد که دلیل آتش‌سوزی کارگاه آزمایش چه بود، اما محسن همیشه می‌گفت که این آتش‌سوزی عمدی، و کار رقبا بوده است. هرچه بود، او نه در افسانه‌ها، بلکه در جاده تهران نو در سال ۱۳۳۷ مثل یک ققنوس برخاست. زمینی در این جاده خرید و کارگاه کوچکش را تا سال ۱۳۴۴، به یک کارخانه بزرگ تبدیل کرد. در همین بازه زمانی هم بود که همسرش، بتول عاصمی، برای او به خواستگاری زنی دیگر رفت. زوجِ محسن و بتول، بعد از ۱۷ سال زندگی، بچه‌دار نمی‌شدند. بتول، خود برای شوهرش آستین بالا زد و فرزانه، دختر ۱۵ساله‌ای از اقوام را به عقد محسن آزمایش درآورد و با هم زندگی کردند. محسن از فرزانه، صاحب چهار فرزند شد که هر چهار نفر هم مهاجرت کردند و هیچ‌کدام راه پدرشان را ادامه ندادند.
 
ققنوسِ سیاه‌بختِ «آزمایش»
 
در مدت هفت سال، سرمایه اولیه کارخانه آزمایش به سه میلیون تومان رسید. همین سرمایه در سال ۱۳۴۷، بیست میلیون تومان شد. ققنوسِ برخاسته از خاکسترِ کارگاه خیابان عین‌الدوله، آزمایش را به یکی از میلیونر‌های تهران تبدیل کرد تا جایی که او، زمینی به مساحت ۱۸۵ هزار متر مربع در جاده آبعلی خرید و نام این کارخانه بزرگ را «آزمایش» گذاشت. کارگران این کارخانه، پنج مدل یخچال، هفت مدل کولر، چهار نمونه بخاری و شش مدل اجاق گاز تولید می‌کردند و از کار با محسن آزمایش، راضی بودند.
 
آزمایش خود کارگری کرده بود و هوای کارگرانش را تا آنجا داشت که برایشان عروسی می‌گرفت. او خودروی شخصی‌اش را هم به آن‌ها می‌داد تا گل بزنند و ماشین عروس شود. بر اساس اطلاعات کتاب پیشگامان رشد، لوازم خانگی محسن آزمایش ۴۰ درصد از بازار افغانستان را هم فتح کرده بود. او در دهه ۵۰ کالا‌های خود را به بازار‌های حاشیه خلیج فارس هم صادر می‌کرد. همین هم شد که به فکر توسعه کارخانه در شهر‌های دیگر افتاد و کارخانه‌هایی در ساوه و مرودشت خرید. او برای اولین‌بار در ایران، «خدمات پس از فروش» راه انداخت.
 
ققنوسِ سیاه‌بختِ «آزمایش»
 
از آنجایی هم که شنیده بود کارخانه‌های آمریکایی مانند جنرال‌الکتریک، در کنار کارخانه‌هایشان، آموزشکده‌های فنی‌وحرفه‌ای دارند، یک هنرستان فنی در کنار کارخانه‌اش راه انداخت و ۳۳۰ هنرجو را تربیت کرد. او تلاش کرد تا برای ماندگاری کارخانه‌اش، با دولت هم روابط خوبی پیدا کند. همین شد که محمدرضا پهلوی و فرح را بار‌ها به بازدید از کارخانه‌اش دعوت کرد. افتتاح هنرستان فنی‌اش را به فرح سپرد و عکس‌های متعددی هم با آن‌ها انداخت؛ عکس‌های یادگاری که کمتر از یک دهه بعد، آتشی ابدی بر جان کارخانه‌هایش شد، و ققنوس آزمایش را تا ابد به خاکستر نشاند.
 
رنج ابدیِ غربت
 
محسن آزمایش، برای کارخانه مرودشت خود رؤیا‌های زیادی در سر داشت. او می‌خواست سالی یک میلیون و ۴۰۰ هزار عدد لوازم خانگی تولید کند و چند هزار نفر دیگر، به دوهزار و ۵۰۰ کارگری که تا دهه پنجاه داشت، اضافه کند. برای توسعه این کارخانه، وام‌های متعددی هم از دولت گرفته بود. همین وام‌ها، در کنار آن عکس‌ها، برای انقلابیون سال ۱۳۵۷، هیچ تردیدی باقی نگذاشت که محسن آزمایش یکی از آن ۵۳ سرمایه‌داری است که باید اموال آن‌ها را مصادره کنند و به ملت، بازگردانند.
طومار کارخانه‌های آزمایش، به‌سرعت در هم پیچید.
 
ققنوسِ سیاه‌بختِ «آزمایش»
 
او به سوئیس مهاجرت کرد و در رنج این غربت، به بیماری سخت و طولانی‌ای مبتلا شد. همسر اولش در ایران ماند و همسر دومش هم در سال ۱۳۶۶ از او طلاق گرفت. آزمایش از سوئیس به مراکش رفت تا پیش یکی از پسرانش بماند، اما مدت زیادی طول نکشید که سال ۱۳۷۱، در ۶۷سالگی و در حالی‌که ۱۴ سال با رنج از دست‌دادن تمام دسترنج زندگی‌اش روزگار گذرانده بود، چهره در نقاب خاک کشید.
 
حالا و در سال ۱۴۰۰، به جز زمین‌هایی که هزاران هزار آرزو در آن خاک شده، هیچ چیزی از «آزمایش» باقی نمانده است. یکی از کارخانه‌هایش در اطراف تهران به سوله عروسی تبدیل شده است. در سال ۱۳۹۸ هم خبرگزاری‌های مختلف درباره کارخانه مرودشت نوشتند: «کارخانه آزمایش به محل نگهداری کاه و یونجه برای طویله گوسفندان تبدیل شده است».
انتشار یافته: 46
در انتظار بررسی:24
Iran (Islamic Republic of)
07:21 - 1400/02/23
ادم دق میکنه با شنیدن این خبرا...
...
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۵۵ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۳
لعنت ب اون کسایی ک بازار چین اوردن ایران و صنایع داخلی فلج کردن
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۰۹ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۳
عوضش امنیت داریم
سکوت
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۲۸ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۳
سپاسگزارم از برترین ها و خوانندگان محترم آن که مطالب خوبی ارائه میکنن
الف
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۴۰ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۳
هیچ ربطی به بچه های امنیتی نداره اونا کارشون درسته
مشکل از اون مدیران بچا\ و بدزده که میشه ابریشم گیلان و کشت و صنعت ها و نیشکر ها و ...
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۸:۵۵ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۳
لعنت به اون کسایی که بازار چین اوردن ایران
Iran (Islamic Republic of)
07:55 - 1400/02/23
فقط باید مثل کیانوش برره به دوربین نگاه کرد و حرف نزد
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۲۶ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۳
چرابایدگفت مردان سرزمین من
هروقت جامعه راامن دیدندآستین
بالازدندوهمت کردندوموفق شدند
چون مساوات و برابری بود تفرقه
نبود خودی و غیرخودی نبود فساد
نبودو.......روحش شادوقرین آرامش
Iran (Islamic Republic of)
08:08 - 1400/02/23
مگه ما بجز فرصت سوزی و استعداد سوزی و از بین بردن تولید کار دیگه ای هم بلدیم؟
Iran (Islamic Republic of)
08:19 - 1400/02/23
با تشکر فراوان ار نویسنده این مطلب. باید به حال و روزمان گریست که چه افراد با ارزشی را ، از این مملکت گرفتند. نتیجه بی کاری و فقر و بدبختی امروز مملکت را در همین رفتار باید یافت. رادران خیامی هم اینگونه بودند و . .
...
Iran (Islamic Republic of)
08:32 - 1400/02/23
فقط میشه افسوس خوردچه انسانهای شریف وباوجدانی روبخاطرندانم کاری عده ای ازدست دادیم وچه کارخانه هایی ازکارافتادوچندکارگربیکارشدن و..روحش شادویادش گرامی
Iran (Islamic Republic of)
08:38 - 1400/02/23
چ داستان عجیبی ... و تاسف ک همچین استعداد نابی اینطور شد سرنوشتش
Iran (Islamic Republic of)
08:54 - 1400/02/23
فقط در ایران اینطوریه دولت عرضه نداره مجدد راه بندازش همکاری کنه تولید کنند این همه جوان میانسال بیکار
پاسخ ها
یاشاسین آذربایجان
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۴۸ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۳
همین ظلمهاست که باعث شده مملکت به این روز بیفته
علی
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۵۰ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۳
باید خون گریه کرد اون موقع که ازمایش لوازم خانگی تولید میکرد ساوسونگ و الجی وجود نداشتن
Iran (Islamic Republic of)
09:11 - 1400/02/23
خدا لعنت کنه کسانی که بااین کارهاشون ایران را نابود کردند
Iran (Islamic Republic of)
09:22 - 1400/02/23
از سرنوشت کارخانه قند، کارخانه آرد، بیسکویت تینا، مجتمع بزرگ گوشت. کارخانه چرمینه. شرکت صنایع کاشی حافظ. و صدها شرکت تولیدی که عملا نابود شدند در شهرستان مرودشت گزارش تهیه کنید. تنه چیزی که دست نخورده باقی مانده همون یارانه 45 تومانی هست... چشم رای هم میدیم خوبه.... گرچه ادمین با من مشکل داره و نظر منو منعکس نمیکنه
پاسخ ها
نامnaser
Iran (Islamic Republic of)
۰۹:۴۹ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۳
درودبرشمااسمت هم قشنگه دوبرره
حسینی نور
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۱۰ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۳
سلام بر شما . چقد خانواده از این کارخونه ها نون میخوردن و راحت زندگی میکردن افسوس که کارخونه ها رو یکی یکی تعطیل کردن و کارگرای بیچاره برای نون شبشون معطل موندن افسوس ایران من چه کردند ناجوانمروان با تو افسوس
Iran (Islamic Republic of)
09:54 - 1400/02/23
کجا رفتن مردان وطن .؟
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۰۷ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۳
چقدرغم انگیز و آه چه آدمهای بزرگی ...
صدحیف
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۲۶ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۳
تاریخ برای این دوران چه خواهد نوشت...؟؟
من با چشم خویش دیدم که جانم میرود...!!
به خاکستر بدل شدیم...
Iran (Islamic Republic of)
10:04 - 1400/02/23
و ما اکنون در مملکتی سراسر غصب شده زندگی می کنیم همینه که هیچ زمانی روی خوشی نمی‌بینیم ،در کجای دنیا اموال شخصی مردم را «بخوانید حق‌الناس» به بهانه ی دین یا مذهب یا یک عکس به تاراج میبرند
Iran (Islamic Republic of)
10:10 - 1400/02/23
برای کارگران عروسی می گرفت.....الان.........
Iran (Islamic Republic of)
10:21 - 1400/02/23
بدبخت رو به چه روزی رسوندن
فقط ۲ هزار نفر رو هم بیکار کردن
Iran (Islamic Republic of)
10:34 - 1400/02/23
تشکر متن قابل تاملی هست

افسوس و صد افسوس که چه سرمایه ها و برنامه هایی نقش برآب شد
Iran (Islamic Republic of)
12:19 - 1400/02/23
درود بر شما و مطلبی که گذاشتید واقعا اموزنده بود
Iran (Islamic Republic of)
12:46 - 1400/02/23
راجع به کارخانه ارج که دوباره قراره احیا بشه هم بنویسید.
Iran (Islamic Republic of)
13:20 - 1400/02/23
وای ازظلم که اینقدرسیاه روز شدیم..
Iran (Islamic Republic of)
13:20 - 1400/02/23
روحش شاد،ایران بدست همین مردان خودساخته ساخته شد،وقتی الان مردی نباشه کشورهم به همین روزمیفته و به نابودی کشیده میشه
Iran (Islamic Republic of)
13:30 - 1400/02/23
چه مستند غمگینی ... چه ظلم سنگینی ... چه وداع غریبی ...
Iran (Islamic Republic of)
13:38 - 1400/02/23
بیخود نیست الان این همه بیکاران هستند انگار کره و رداره سامسونگ رو ببنده اون وقت کره ای ها هم بیکار میشن
Iran (Islamic Republic of)
14:56 - 1400/02/23
واقعا چقدر خانواده ها در حاشیه این داستان بدبخت شدند، کی قرار جواب بده؟ خدا میدونه
Iran (Islamic Republic of)
14:57 - 1400/02/23
بنظرم از رو زندگیش باید فیلم ساخت. الان میخوام بدونم باعث و بانی این مصیبت آزمایش در چ حالن. ..
Iran (Islamic Republic of)
15:34 - 1400/02/23
باید شرایط رشد فراهم باشه تا چنین افرادی ظهور کنند . ...
Iran (Islamic Republic of)
17:09 - 1400/02/23
امدندو گرفتند و بردند و خردند و یونجه خانه اش کردن و رفتن !
Iran (Islamic Republic of)
18:50 - 1400/02/23
خدا رحمت کند ما هنوز یک یخچال ازمایش سیزده فوت شصت سال است مثل ساعت کار میکند یاد خاطره
Iran (Islamic Republic of)
08:32 - 1400/02/25
اینا با این ظلم هایی که به هزااااااااااران نفر کردن.چطوری میخوان اون دنیا جواب بدن؟
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
اپیلاسیون نانا 1
فرش ریحان 1
شیرآلات زمانی_1
فرش تارنگ_1
فرش ریحان 3
شیرآلات زمانی_3
فرش تارنگ_3
اپیلاسیون نانا 3
شیرآلات زمانی_4
فرش تارنگ_4
فرش ریحان 4
اپیلاسیون نانا 4
اپیلاسیون نانا 2
فرش تارنگ_2
شیرآلات زمانی_2
فرش ریحان 2
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
دیاکو_فوتر موبایل داخلی
کالابرد_فوترموبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
بانک کتاب پایتخت_فوتر موبایل
دکتر قدیمی_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
شفا_فوترموبایل
فرش تارنگ_فوتر موبایل
استیل رگال_فوتر موبایل
قالیشویی بانو_فوترموبایل2
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
قالیشویی بانو_فوتر2
دکتر قدیمی_فوتر
شفا_فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
تدبیرکالا_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر
فرش تارنگ_فوتر
بانک کتاب پایتخت_فوتر
کالابرد_فوتر
استیل رگال_فوتر
فنی آتل_فوتر
دیاکو_فوتر داخلی
رستوران پارسیان_فوتر
دکتر عارفی - فوتر