ماجرای خواندنی عجیب‌ترین خانواده تاریخ
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
ایرانیان - F داخلی موبایل111
کلینیک زیبایی پارسیس_f موبایل
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
پارسیس - f تبلت
استخدام_1
کتاب لند_1
اپیلاسیون نانا 1
دکتر استرکی_1
کتاب لند_3
استخدام_3
دکتر استرکی_3
اپیلاسیون نانا 3
اپیلاسیون نانا 4
استخدام_4
کتاب لند_4
دکتر استرکی_4
استخدام_2
دکتر استرکی_2
اپیلاسیون نانا 2
کتاب لند_2
ایرانیان - F داخلی1111
کلینیک زیبایی پارسیس_f
۱۱۴۵۷۳۹
۲۶ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۶:۵۱
۷۰۶۸
در مطلب زیر رشته توئیتی از یک اکانت به نام «Farid» را آورده‌ایم که ماجرای خانواده‌ای را روایت کرده است که ۴۰ سال در سیبری سکونت کرده و حتی از جنگ جهانی دوم باخبر نشدند.

برترین‌ها: در مطلب زیر رشته توئیتی از یک اکانت به نام «Farid» را آورده‌ایم که ماجرای خانواده‌ای را روایت کرده است که ۴۰ سال در سیبری سکونت کرده و حتی از جنگ جهانی دوم باخبر نشدند.

در دهه ۳۰ میلادی و در دوره وحشت استالینی که به اسم Greate purge معروف شده، سربازان استالین در یک دهکده دو برادر رو کنار هم به زانو در میارن. به یکیشون شلیک می‌کنن و می‌کشنش، ولی برادرش زنده می‌مونه. چند روز بعد دست زنش و دو تا بچه‌ش رو میگیره و فرار می‌کنه به سیبری.

ماجرای خواندنی عجیب‌ترین خانواده تاریخ

مناطقی در سیبری و نزدیک به مرز مغولستان وجود داره که هوا به شدت سرده. در سال شاید یکی دو ماه هوا کمی خوب باشه ولی جنگل‌هایی درش وجود داره که به شدت ترسناک هستن. پر از حیوانات درنده و سرمایی که سنگ رو می‌شکافه. رودخونه‌هایی که از بلندی پرتاب میشن تو دره.

درخت‌هایی که به جای برگ انگار یخ تولید می‌کنن. باتلاق‌های یخی و درخت‌های کاج و توسی که پای اونها پر از گرگ و خرس هست. مناطقی که در دوره شوروی خالی از سکنه اعلام شده بود و اصولا کسی نمیتونست به اونجا بره.

چهل سال پس از اینکه کارپ لیکوف دست زن و بچه‌ش رو میگیره و میره سیبری، گروهی زمین شناس با هلکوپتر اون نواحی پرواز میکنن و دنبال معدن میگردن. اون مناطق پر از معدن‌های مختلف هست و بخصوص نفت زیادی پیدا میشه. هنگام جستجو چشمشون به یه چیز عجیب غریبی می افته تو دل جنگل

چیزی شبیه به خونه‌ای که با تنه‌ی درخت و برگ و اینا درست شده. از اونجایی که هلکوپتر نمیتونه بشینه، چندین کیلومتر اونورتر فرود میان و سه چهار نفر زمین شناس کنجکاو برمیگردن ببینن اونی که دیدن چی بود. آیا یه سری آدم بودن که اونجا زندگی میکردن؟ تو دل این جنگل؟

ماجرای خواندنی عجیب‌ترین خانواده تاریخ

این گروه چهار نفره با تجهیز کردن خودشون به تپانچه و یه سری ابزار دیگه میزنن به دل جنگل و نزدیک میشن به اون کلبه که بالا دیدنش. رسیدن به کلبه‌ای که سرما و بارون سیاهش کرده بود. دم در کلبه، پیرمردی رو داخل دیدن که انگار از درون قصه‌های داستایوفسکی بیرون میومد. ژولیده با ریش بلند

کفش به پا نداشت، لباسش از گونی بود ولی خیلی آروم بود. نزدیک شدن سلام کردن. پیرمرد اول جواب نداد. پس از چند دقیقه بالاخره گفت: حالا که تا اینجا اومدین، بفرمایین تو. یک خونه قرون وسطایی که به شدت کثیف بود و از چیزای دم دستی ساخته شده بود.

کمی به پیرمرد نزدیک‌تر شدن، دیدن که دو زن از پشت پیرمرد هم اومدن تو روشنایی و زیر لب می‌گفتن این بخاطر گناهان ماست. و هی این جمله رو تکرار میکردن. زمین شناسا ترسیدن و رفتن بیرون. از محل دور شدن. دوباره نزدیک شدن و کنجکاو بودن که اینا چی هستن.

ماجرای خواندنی عجیب‌ترین خانواده تاریخ

به پیرمرد دوباره نزدیک شدن. یه تیکه نون بهش تعارف کردن. گفتن میدونی نون چیه؟ پیرمرد گفت آره میدونم ولی بچه‌هام نون ندیدن تا حالا فقط از من شنیدن که چیزی به اسم نون وجود داره. دخترا خوب بلد نبودن حرف بزنن، تو عمرشون آدمیزاد ندیده بودن.

زمین شناسای کنجکاو نخواستن اذیتشون کنن و عقب کشیدن. در چند ماه آتی چند بار دیگه میان به اینا سر میزنن. کم کم راز این خانواده رو فهمیدن. یک خانواده ارتدوکس مسیحی بودن که نه از تزار دل خوشی داشتن و نه از بلشویک‌ها (حزبی که لنین رهبرش بود).

وقتی بلشویک‌های آتئیست سر کار اومدن زندگی برای اینا سخت شد. هم زمیناشون رو ازشون گرفتن هم دیگه اجازه دعا و نیایش نداشتن. پس از حادثه‌ی کشتن برادرش، لیکوف همه رو جمع میکنه میان تو این جنگل. به مدت چهل سال. حتی خبر نداشتن جنگ جهانی دوم کی شروع شده و کی تموم شده

چهل سال پیش وقتی وارد جنگل میشن، لیکوف و زنش دو بچه دیگه هم به دنیا میارن. هیچکدوم از بچه‌هاش هیچ آدمیزادی رو در زندگیشون ندیده بودن. پدرش براشون تعریف میکرد که شهر جایی که آدما زیادن، خونه وجود داره، حتی کشورهای دیگه‌ای هم غیر از روسیه وجود داره

این خانواده چهل سال رو در مرز قحطی زندگی کرده بودن! کشاورزی‌ای وجود نداشت، یا برگ درختا رو میخوردن یا در سرمای منفی ۴۰ درجه گوزن شکار میکردن. بعضی وقتا برای یکی دو فصل اصلا گوشت هم نبود بخورن. یا قارچ پیدا میکردن یا ریشه‌ی درختا رو میخوردن

ماجرای خواندنی عجیب‌ترین خانواده تاریخ

یکسال بخاطر سرمای سخت زنش از گرسنگی میمیره. بطور معجزه آسایی یک دونه نخود پیدا میکنن که جوونه زده. این رو چال میکنن و ازش مراقبت می‌کنن ماهها که رشد کنه. اون نخود یه شاخه میشه با ۱۸ نخود به عمل اومده. همین رو سعی میکنن نگه دارن برای سالهای بعد

زندگیشون اینطور بود و چهل سال رو با همین چیزها سر کرده بودن اونهم در سردترین نقطه کره زمین. پدرشون پیر شده بود تقریبا ۸۰ سال داشت. این زمین شناسا از دنیای جدید براشون گفتن. از هواپیما مثلا، که پیرمرده گفته بود آها پس اون ستاره‌هایی که شبها در حرکتن بهشون میگن هواپیما

مثلا یه تیکه نایلون دیدن که تعجب کردن. چطور یه شیشه رو میشه تا کرد؟ چهل سال از تمدن دور بودن و بچه‌هاش اصلا نمیدونستن دنیا چه شکلیه. اما هیچی از این زمین شناسا قبول نکردن و پدرشون گفت فقط یه کمی نمک به ما بدین، چهل ساله آرزوی یه ذره نمک رو دارم

اما غم‌انگیزترین ماجرای این داستان اینه که پس از ارتباط مجدد با دنیای خارج، یکی یکی پشت سر هم مردن. اونم در یکی دو ماه. دانشمندا گفتن شاید بخاطر ارتباط با زمین شناسا بوده و چون بدنشون در مقابل بیماریهای دنیای خارج مصون نبوده این بلا سرشون اومده

ماجرای خواندنی عجیب‌ترین خانواده تاریخ

مشخص شد دو تا دخترش بخاطر رژیم عجیب و غریب غذایی، از نارسایی کلیه مردن. پسرش ذات الریه گرفت که بخاطر ایمن نبودن بدنش در مقابل غریبه‌ها بود. سه تا از بچه‌ها پشت سر هم مردن. زمین شناسا گفتن بیاین با هلکوپتر ببریمتون دکتر، قبول نکردن و پیرمرد گفت سرنوشت ما همینه، هرچی خدا بخواد

پیرمرد و یکی از بچه‌هاش می‌مونن و میرن سراغ کلبه‌ش که بازسازیش کنن و هیچوقت از اون کوهها نمیان پایین. بالاخره کارپ لیکوف در فوریه سال ۱۹۸۸ تو خواب میمیره. تنها دختر اون خانواده که باقی میمونه اون رو همون حوالی دفن میکنه کنار بقیه خواهر برادرا و مادرش

زمین شناسا هم به مرور بیخال ماجرا میشن و دیگه سرنوشت اون دختر هم معلوم نمیشه اما میگن تا پونزده سال بعد از مرگ کل خانواده‌ش اون بالا زنده مونده تنهایی. به قول علی بندری: ای بدبخت بشر.

انتشار یافته: 17
در انتظار بررسی:10
Iran (Islamic Republic of)
07:14 - 1400/05/26
لعنت به جنگ
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۵۹ - ۱۴۰۰/۰۵/۲۶
بخدا در هيچ جنگی کسی پیروز نمی‌شه فقط يه مشت آواره یتیم و ويرانی بجا میمونه
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۰۵ - ۱۴۰۰/۰۵/۲۶
لعنت به تعصب و حکومت ایدئولوژی
Iran (Islamic Republic of)
07:27 - 1400/05/26
باور کردنی نیست فقط خواستن یک داستان خیالی تعریف کنند
Sweden
07:54 - 1400/05/26
چیز زیادی از دست ندادند
زندگی انسانها در اصل همینطور بوده
Iran (Islamic Republic of)
07:58 - 1400/05/26
ماجرای جالبی بود،فقط چرا بهزیستی ایران وارد عمل نشده
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۵۳ - ۱۴۰۰/۰۵/۲۶
عالی گفتی
Iran (Islamic Republic of)
08:09 - 1400/05/26
هر چی از آدما دورتر باشی خیلی خوبه
Iran (Islamic Republic of)
08:18 - 1400/05/26
انکار مقاله رو از ستون حوادث روزنامه های ۵۰ سال پیش بریدن!
Iran (Islamic Republic of)
10:20 - 1400/05/26
اتفاقا اون طبيعي زندگي كرده
Iran (Islamic Republic of)
10:20 - 1400/05/26
اتفاقا اون طبيعي زندگي كرده
Iran (Islamic Republic of)
11:23 - 1400/05/26
مرض داشتن ارامش اونا رو بهم زدن
لعنتيا
Iran (Islamic Republic of)
15:31 - 1400/05/26
اين ماجرا كجاش عجيب بود من ماجراهاي بسيار عجيبتري از خانواده هايي در ايران ميتونم تعريف كنم كه تا 43 سال قبل در دهاتهاي بسيار دورافتاده ي كشور زندگي ميكردن و الان دارن تو كاخ و قصر زندگي ميكنن بچه هاشونم همگي كانادا و آمريكا هستن
Iran (Islamic Republic of)
21:36 - 1400/05/26
خوش بجالشون از همه چیز بدور بودن ولی ایکاش در یه سرزمین متعدل زندگی میکردن غذا گیرشون میامد
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
تاپ لپتاپ_1
بهمن پور_داخلی1
شیرآلات زمانی_1
شیرآلات زمانی_3
بهمن پور_داخلی3
تاپ لپتاپ_3
شیرآلات زمانی_4
تاپ لپتاپ_4
بهمن پور_داخلی4
تاپ لپتاپ_2
بهمن پور_داخلی2
شیرآلات زمانی_2
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
شفا_فوترموبایل
شاخه نبات_ فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
کلینیک فرشته_فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
کیان برنا_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
آیلین_تزریق چربی موبایل
قالیشویی بانو_فوترموبایل2
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر
فنی آتل_فوتر
آیلین_فوتر بلفارو
قالیشویی ادیب_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو
آیلین_تزریق چربی
شفا_فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر
کلینیک فرشته_فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان
قالیشویی نوین_فوتر
کیان برنا_فوتر
قالیشویی بانو_فوتر2
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
شاخه نبات_ فوتر
تدبیرکالا_فوتر
دکتر عارفی - فوتر